تمدن اسلامی،ضرورتها ونیازها

زمان انتشار: ۱۸:۱۲ ۱۳۹۰/۰۴/۲۸

انقلاب اسلامی با طرح گفتمان جدید خود مدرنیته را که گفتمان رایج حاکم برجهان است با چالشی عمیق مواجه ساخت. انقلابی که با عبور از مرزهای خود مبدا شکل گیری و احیا هویت جدیدی از یک تمدن الهی است. انقلابی که عهده دار نقش مهم و کلیدی در جریان تکامل جامعه شیعی است وداعیه دار […]

انقلاب اسلامی با طرح گفتمان جدید خود مدرنیته را که گفتمان رایج حاکم برجهان است با چالشی عمیق مواجه ساخت. انقلابی که با عبور از مرزهای خود مبدا شکل گیری و احیا هویت جدیدی از یک تمدن الهی است. انقلابی که عهده دار نقش مهم و کلیدی در جریان تکامل جامعه شیعی است وداعیه دار عدالت و معنویت و اقامه کننده کلمه توحید در عالم است.   آنچه در مرحله اول فرایند تحقق انقلاب اسلامی اتفاق افتاد انقلابی سیاسی به معنای تغییرگرایشهای سیاسی و ایده های کلی جامعه بود.اما به نظر می رسد این مرحله در عین اهمیت ویژه ای که دارد برای رساندن انقلاب اسلامی به اهداف و آرمانهایش کافی نبوده و حتی برای حفظ مرحله اول وقوع خود نیاز به طراحی ساختارهای اجتماعی و جریان تحولات اجتماعی برمبنای اصول الهی خویش است . چراکه هم اکنون سیل سوالات متعدد و عمیق انقلاب اسلامی را به عنوان ام القرای جهان اسلام و کانون مذهب در عالم به جوابگویی می طلبد و اگر انقلاب اسلامی نتواند پاسخ صحیحی جهت ارائه داشته باشد بدون تردید گرایش سیاسی به سمت آن نیز در درازمدت سیری نزولی خواهد داشت وهمچنین نخواهد توانست اهداف و آرمانهای خویش را نهادینه سازد. لذا انقلاب اسلامی باید بتواند دراین مرحله آرمانهای خود را به یک برنامه عملی تبدیل نماید و این مهم نیز جز با تحقق انقلاب علمی فرهنگی میسر نیست.ضرورت این موضوع در سالهای نخست پیروزی انقلاب نیزتوسط بنیان گذارکبیرانقلاب اسلامی به بیانات مختلف و متعدد وبا عنو ان انقلاب فرهنگی این گونه عنوان شد: «خروج ازفرهنگ بدآموزغربی و نفوذ وجایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی- ملی وانقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشورآنچنان محتاج تلاش وکوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشیدو با نفوذ عمیق وریشه دارغرب مبازه کرد.»(صحیفه نور-جلد17-22/11/1361)

   در حال حاضر، غرب با شیوه‌های گوناگون به نقد علمی ادیان الهی، توحید، اسلام ناب و کارآمدی آن در حل نیازهای بشری دست زده است. در دو دهه اخیر، انقلاب اسلامی ایران در دوحوزه مورد انتقاد واقع شده؛ حوزه نخست نقد آرمان‌ها وایده‌های انقلاب اسلامی است که گاهی به فلسفه سیاسی انقلاب تعبیر می‌‌شود. ایشان با نقد ایدئولوژی انقلاب که مباحث فراوانی پیرامون آن مطرح شده به طرح سؤالاتی از این قبیل می‌‌پردازند که آیا اصولا قالبی به نام حکومت اسلامی وجود دارد؟ آیا اسلام می‌‌تواند در عرصه حکومت به توفیق دست یابد؟ و مانند آن. این نقد‌های جدی با اشکال گوناگون بر ضد انقلاب اسلامی ایران، در حال انجام است.  حوزه دوم جدی‌تر است.بحث از کارآمدی انقلاب اسلامی در حل مشکلات اجتماعی بشر است که با ادبیات علمی از سوی آنها مورد نقادی قرار می‌‌گیرد. متفکران تمدن مادی درصددند از نظر علمی ثابت کنند تحقق این ایده‌ها ممکن نیست. آنها انقلاب اسلامی را به ذهن‌گرایی و ایده‌پردازی متهم می‌‌کنند. از این رو چالش پیش روی ما در این مرحله ، نقد علمی انقلاب اسلامی است. پاسخ‌گویی به این نقد ، نیازمند هوشمندی و عقلانیت است واین امر، رسالت عالمان جامعه در دو نهاد حوزه و دانشگاه را دو چندان می‌نماید.و روشن است که بسیج با توجه به فلسفه پیدایش و شکل گیری اش باید در خط مقدم جبهه دفاع
علمی انقلاب اسلامی بوده وپیشتاز تحقق نهضت نرم افزاری به عنوان مولفه کلیدی انقلاب فرهنگی باشد . پیگیری وتحقق آرمان بلند تحول در علوم انسانی و اجتماعی جهت دستیابی به تمدن اسلامی درشرایط کنونی کشور محقق نمیشود مگر با آگاه سازی و جریان سازی نخبگان حوزه و دانشگاه پیرامون این موضوع و هماهنگی و همراهی آنان . در این رستا ما هم به زعم خویش  اقدام به برگزاری طرح دوره
حکمت بلیغ نمودیم . طرحی که با گشودن فصل نوینی از مباحث علوم انسانی با رویکرد انتقادی به نگرش فعلی حاکم و رویکرد اسلامی علوم  امیدوار است بتوانیم گفتمانی نوین را راه اندازی کنیم. دانشجویانی که از اقصا نقاط  کشور دور هم جمع شدند که بگویند ما هم به عنوان نسل جدیدی از دانشجویان مسلمان دنبالرو فرامین مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای قدمی هر چند کوچک در این راستا برداریم . حکمت بلیغ با همه نقاط ضعف و قوت خود ثابت کرد که می توان و می شود تحولی شگرف در اندیشه های آکادمیک فعلی ایجاد کرد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه