توسعه تکاثری یا کوثری و نسبت آنها با توسعه پایدار از دیدگاه علامه جوادی آملی

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۳:۲۹ ۱۳۹۳/۰۷/۲۷

توسعه ی کوثری آن است که «پایدار» و «همه جانبه» باشد. معنای پایدار آن است که نسل آینده را هم در نظر داشته باشد. کسی که نفهمد سرمایه و سود چیست، راهی برای تولید ندارد. او باید بداند آنچه در زمین است، پایدار است. زمین فروشی؛ نفت و گاز فروشی و معدن فروشی، سرمایه خوردن است. این همه روایت داریم که اگر کسی زمین بفروشد، هیچ برکتی در آن نیست. این ناظر است به اینکه سرمایه را نمیتوان فروخت.

محیط زیست یکی از مقولاتی بوده که اگر چه در متون دینی ما به شدت به آن تاکید شده است ولی متاسفانه در فرهنگ عمومی ما کمتر مورد توجه مردم و مسئولان بوده است. این کم توجهی البته دولت و حزب و گروه خاصی نمی شناسد و تقریبا همه مبتلابه آن بوده ایم. پروژه های عمرانی ما شامل سد و معدن و اتوبان ها بدون توجه به پیوست های محیط زیستی اجرایی شده اند. برخی از کارشناسان بحران اخیر آب را ناشی از سد سازی های بی حساب و کتاب دانسته اند. بحرانی که باعث بحران محیط زیست در ایران نیز شده است. در این میان آیت الله جوادی آملی از معدود علمایی هستند که درباره نسبت اسلام و محیط زیست صاحب تالیفی گرانسنگ می باشند. در ادامه گفتاری از ایشان در مورد توسعه تکاثری، توسعه کوثری و نسبت آنها با توسعه پایدار و سپس معرفی اجمالی از اثر پیش گفته را از نظر خواهید گذراند.

کتاب «اسلام و محيط زيست»، مجموعه اي منقح و مرتب از بيانات و ديدگاه هاي آيت الله جوادي آملي است که به کوشش حجت الاسلام عباس رحيميان تنظيم شده است. اين کتاب، براي نخستين بار در سال 1386 توسط نشر اسراء به زيور چاپ آراسته شده و تاکنون به دفعات مورد تجديد چاپ قرار گرفته است.

در مقدمه اين اثر، نويسنده با بهره گيري از آيات قرآن، اين مدعا را طرح کرده که صحنه آفرينش مظهري از جمال و شکوه الهي است و انسان از آنجا که زيباترين مخلوق خداوند است بايد همواره در جهت حفظ زيبايي جهان آفرينش گام بردارد. زيرا اين جهان امانتي در دست انسان است و انسان نبايد غاصبانه و غيرمسئولانه در جهان آفرينش تصرف کند و نظم  و زيبايي آن را برهم زند.

به اعتقاد «علامه»، توسعه دارای دو رویکرد متفاوت است: «توسعه تکاثری» که مذموم است و «توسعه کوثری» که ممدوح است. اینها هر کدام دارای «فصل» متمایزکننده هستند و هر یک اولاً مبادی، مبانی و ثانیاً مواد حقوقی و شاخصه های مخصوص به خود را دارند. توسعه در اسلام دارای دو نوع متفاوت است. یک نوع، توسعه ی تکاثری است که اسلام در همه جا آن را مذمت کرده است؛ و یک نوع دیگر، توسعه ی کوثری است که اسلام در همه جا از آن حمایت کرده است. توسعه ی کوثری آن است که «پایدار» و «همه جانبه» باشد. معنای پایدار آن است که نسل آینده را هم در نظر داشته باشد. کسی که نفهمد سرمایه و سود چیست، راهی برای تولید ندارد. او باید بداند آنچه در زمین است، پایدار است. زمین فروشی؛ نفت و گاز فروشی و معدن فروشی، سرمایه خوردن است. این همه روایت داریم که اگر کسی زمین بفروشد، هیچ برکتی در آن نیست. این ناظر است به اینکه سرمایه را نمیتوان فروخت. بنابراین توسعه ی کوثری از اینجا شروع میشود. شاخصه ی اول این است که بفهمیم سرمایه چیست و سود کدام است؟ باید سرمایه را کاملاً حفظ کرد و راه ایجاد درآمد را دانست؛ بعد از استحصال درآمد، آن را هم در داخل و هم در خارج عرضه کرد تا نیاز کشور تأمین شود. شاخصه ی دوم آن است که توسعه، همه جانبه و پایدار و در طول و برای همه نسل ها باشد و نه در عرض و برای یک نسل. خداوند همه جانبه بودن را در سوره ی حشر قرآن کریم چنین معرفی می نماید «كَیْ لَا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنكُمْ وَ مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ»2. یعنی آنچه که به شما عطا کردیم سرمایه می شود و آنجا که می گوییم سهم فقرا را بدهید برای این است مبادا سرمایه و ثروت در بین یک عده خاص دست به دست شود. که “دُولَةً”  در آیه یعنی تداول و دست به دست شدن. ثروت مثل خون مملکت است. اگر خون فقط در یک بخش از اعضای بدن جریان داشته باشد، بقیه ی اندام ها فلج می شوند. قرآن کریم می فرماید این ثروت باید تداول بین الناس اجمعین داشته باشد، نه بین الأغنیاء منکم.در نظام سرمایه داری، کل ثروت در دست اغنیاء است. بقیه عملاً هیچ! سوسیال بلشویک ورشکسته ی شرق نیز همینگونه بود. اما در این دومی، سرمایه دست دولت و دولت سالاری بود. فقر طبیعی است اما فقر اقتصادی قابل پیشگیری است. اگر چنانچه توسعه ی کوثری داشته باشیم و اعضای جامعه به نحو مذکور شغل داشته باشند و مزدور دیگری نباشند و پوشش بیمه ای هم باشد، تأمین عمومی و اجتماعی صورت می گیرد. شاخصه ی دیگر در توسعه ی کوثری آن است که ما خلیفةالله هستیم و ذات اقدس الهی از ما «کـار» خواسته است. کار انسان باید صبغه ی الهی داشته باشد. یعنی اگر کار انسان کوثری است، عبادت است و اگر تکاثری است، عبادت نیست. اگر کسی تمام واجبات و حتی مستحبات را هم انجام دهد اما مرتب سعی کند که صفرهای سرمایه اش را اضافه کند و مزدور زیاد داشته باشد، به این آیه عمل نکرده است. یک شاخص دیگر در مذمت توسعه ی تکاثری این است که توسعه ی تکاثری همانگونه که در تولید توسعه دارد، در مصرف هم توسعه دارد. در توسعه ی پایدار باید به فکر نسل آینده باشیم و باید توسعه مان کوثری باشد تا این منظور، محقق شود. ما میخواهیم نسل آینده شکم شان تأمین و دین شان محفوظ باشد. بیان نورانی از وجود مبارک امام صادق (علیه السلام) است که اگر خدای ناکرده کسی از راه حرام بخواهد چیزی تهیه کند، مال حرام ولو در نوه نشد، بالاخره در نتیجه یا نبیره ی او اثر می کند. صاحب وسایل «رضوان الله تعالی علیه» در جلد 17 از ابن زراره نقل می کند که «لقمه» بر «نطفه» اثر دارد. گاهی نسل پنجم یا ششم آسیب می بیند. بنابراین ما توسعه ی پایداری می خواهیم که آینده را در نظر داشته باشد تا مال و دین آیندگان هم تأمین باشد. اگر کسی غذای حرامی بخورد، در آینده اثر دارد؛ تا چه رسد که آینده ی خودش بخواهد غذای حرامی بخورد. روایت این است که اگر کسی الآن غذای حرامی بخورد، اثر آن در ذریه ی او ظاهر می شود، نه اینکه مال حرام فراهم کند برای ذریه! بنابراین مشخصه های توسعه ی کوثری از مشخصات توسعه ی تکاثری کاملاً متمایز است؛ و آدمی باید از هر جهت مواظب باشد.

کتاب «اسلام و محيط زيست»، مجموعه اي منقح و مرتب از بيانات و ديدگاه هاي آيت الله جوادي آملي است که به کوشش حجت الاسلام عباس رحيميان تنظيم شده است. اين کتاب، براي نخستين بار در سال 1386 توسط نشر اسراء به زيور چاپ آراسته شده و تاکنون به دفعات مورد تجديد چاپ قرار گرفته است.

در مقدمه اين اثر، نويسنده با بهره گيري از آيات قرآن، اين مدعا را طرح کرده که صحنه آفرينش مظهري از جمال و شکوه الهي است و انسان از آنجا که زيباترين مخلوق خداوند است بايد همواره در جهت حفظ زيبايي جهان آفرينش گام بردارد. زيرا اين جهان امانتي در دست انسان است و انسان نبايد غاصبانه و غيرمسئولانه در جهان آفرينش تصرف کند و نظم  و زيبايي آن را برهم زند.

فصل اول: آباداني زمين و تاسيس مدينه فاضله توسط خليفه الهي

نکته محوري اين فصل را مي توان در ربط و پيوند ايمان و عمران دانست. از منظر نويسنده، از آنجا که انسان جانشين خداوند در روي زمين است، تنها انسان هايي مي توانند به آباداني و عمران صحيح زمين همت گمارند که اهل ايمان و عمل صالح باشند و به مقام خليفه اللهي خود آگاه و واقف باشند و از انبياي الهي تبعيت کنند. از اين رو، بسياري از مشکلاتي که در زمينه تخريب محيط زيست امروزه در جهان مشاهده مي شود ثمره حاکميت افراد بي ايمان و فاسد است

فصل دوم: صبغه علوم انساني و ديني محيط زيست

نويسنده اين ديدگاه را طرح مي کند که حيات انسان واقعي در تاله او ذوب شده است، بنابراين هر چند که انسان ها فطرتاً از جانب خداوند حي متاله آفريده شده اند، اما از منظر قرآن شريف، انسان حقيقي کسي است که در محدوده حيات حيواني و طبيعي نايستد؛ حتي انسانيت خويش را تنها به نطق يا تفکر محدود نکند، بلکه بايد حيات الهي و جاوداني و تاله و خداخواهي فطري خويش را به فعليت برساند

بخش دیگری از این فصل به صبغه ديني محيط زيست اختصاص دارد. نويسنده در اين بخش، پس از بيان نمونه هاي فراوان از آيات و روايات در خصوص اهميت حفظ محيط زيست، به مساله رابطه علم و دين پرداخته است و به شبهات مربوط به عدم هماهنگي علوم ديني و مادي پاسخ داده است

فصل سوم: رابطه اعمال نيک و بد با حوادث طبيعي

پرسش محوري اين فصل تشريح علت رخداد حوادث و بلاياي طبيعي و سهم انسان در رخداد اين حوادث است. نويسنده براي شروع بحث به مساله خير و شر مي پردازد و پس از بيان مفهوم آنها، ملاک خير و شر را هماهنگي با کل نظام و مجموعه واحدهاي هستي توصيف مي کند. همچنين در بيان صدور نعمت و نقمت، اين راي قرآني را طرح مي کند که خداوند نعمت را سلب يا تبديل به نقمت نمي کند مگر آنکه متنعمان از لحاظ اخلاق و خصوصيتهاي نفساني خود را دگرگون سازند.

بخش پاياني اين فصل نيز به مساله آزمون هاي الهي در جهان طبيعي اشاره دارد و اين مساله طرح شده است که خداي متعال در هنگام رخداد بلاياي طبيعي و مشکلات و ناامني ها انسان ها را آزمون مي کند و بدين ترتيب صابران و مومنان شناسايي مي شوند. همين آزمون در هنگام وفور و کثرت نعمات نيز رخ مي دهد و خداي متعال اقدام به آزمون انسان ها مي پردازد. بحث ديگر اين فصل به رابطه انسان با طبيعت و رابطه آن دو با خداوند اختصاص دارد.

فصل چهارم: تلاش در طبيعت و تاثير آن در سلامت محيط زيست

مطالب اين فصل همانگونه که از عنوان آن برمي آيد با محوريت کار و تلاش و اهميت آن در اسلام تنظيم شده است. فرضيه اصلي اين فصل رابطه بين کار و تلاش با سلامت محيط زيست است.

بحث دیگری که در اين فصل مورد توجه قرار گرفته است توصيه هاي ملموس و مشخص اسلام در زمينه محيط زيست است که از آن جمله مي توان به موارد مانند خوش بويي و پاکيزگي، اهتمام به هواي پاک، اهميت ايجاد و گسترش فضاي سبز، درختکاري و نيز توجه به حقوق حيوانات اشاره نمود.

فصل پنجم: تاثير حسن معاشرت در سلامت محيط زيست

آنچه در اين فصل موردنظر نويسنده بوده است توجه به تاثير روابط انسان ها در محيط زيست است. از نگاه اسلام، روابط نيکو با اطرافيان اعم از خانواده، اجتماع و ساير جوامع بشري تاثيري مستقيم بر ايجاد محيطي سالم براي زيست انسان فراهم خواهد آورد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه