جامعه شناسی اسلامی در ایران

نویسنده:

منبع: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

زمان انتشار: ۲۰:۱۱ ۱۳۹۱/۰۸/۱۰

اندیشمندان دیگری هم به فکر تأسیس علوم انسانی اسلامی افتادند، از جمله شهید صدر در حیطه‌ی اقتصاد، شهید مطهری در زمینه‌ی هستی شناسی اجتماعی، آیت الله مصباح در زمینه‌ی فلسفه‌ی علوم انسانی، آیت الله حائری شیرازی در زمینه‌ی علوم انسانی، و علامه سید منیر الدین حسینی الهاشمی در زمینه‌ی تأسیس فلسفه‌ای تازه.

بعد از وقوع انقلاب اسلامی در کشور ما، فرهنگ و جهان بینی‌یی رسمیت یافته است که برای دو نوع واقعیت: واقعیت مشهود و واقعیت غیب، اعتبار و اثر قائل است.  شناخت واقعیت غیب تنها در اختیار خداوند تبارک و تعالی است. از این رو برای درک آن می‌باید به سراغ تنها کتاب معتبر او یعنی قرآن کریم رفت و از مفسرین قابل اعتماد تفسیر آن را جویا شد. به عبارت دیگر برای دریافت واقعیت غیب می‌باید به سراغ کتاب و سیره‌ی معصومین رفت. ابزار  ما در این تحقیق عقل است. درک واقعیت مشهود هم از طریق تجربه و با کمک عقل قابل حصول است.  با توجه به این که واقعیت غیب و واقعیت مشهود از یکدیگر جدا و منفک نیستند، ترکیبی از دریافت‌های قرآنی و تجربی، با مدیریت عقل می‌تواند راه گشای دریافت واقعیت های عالم برای یک فرد مسلمان باشد.  طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز، سیاست‌های کلی و جزئی کشور می‌باید با توجه به وجود و اثر هر دو نوع واقعیت تنظیم شود. از این رو، به خصوص در رشته‌های علوم انسانی لازم است علوم انسانی اسلامی، که خط اصلی خود را از کتاب و سنت بگیرد تأسیس گردد.

در این راه در یک صد و پنجاه سال گذشته و به ویژه بعد از انقلاب اسلامی تلاش‌هایی صورت گرفته است که در رأس آن کوشش‌های حضرت امام (ره) قرار دارد.  ایشان با اتکا به علم فقه و دریافت احکام کلی مربوط به اداره‌ی جامعه، به فکر عملیاتی کردن آنها افتادند. حضرت امام (ره) در زندگی و دوران حیات خویش تلاش کردند با تجربه‌ی ایجاد جمهوری اسلامی از اصل فقهی حاکمیت ولی فقیه، نظام تازه‌ی سیاسی تحت نام مردم سالاری دینی به وجود آورند.  ترکیبی از حاکمیت فقیه و مردم سالاری تجربه ای شد که امروز به عنوان یک نظام سیاسی تحت عنوان جمهوری اسلامی به حیات خویش ادامه می‌دهد.  اندیشمندان دیگری هم به فکر تأسیس علوم انسانی اسلامی افتادند، از جمله شهید صدر در حیطه‌ی اقتصاد، شهید مطهری در زمینه‌ی هستی شناسی اجتماعی، آیت الله مصباح در زمینه‌ی فلسفه‌ی علوم انسانی، آیت الله حائری شیرازی در زمینه‌ی علوم انسانی، و علامه سید منیر الدین حسینی الهاشمی در زمینه‌ی تأسیس فلسفه‌ای تازه. در مقاله ضمن معرفی اجمالی هر یک از این اندیشه ها به ارزیابی آنان خواهیم پرداخت.

مشروح این مقاله در کتابچه مجموعه مقالات دومین کنگره ملی علوم انسانی آمده است.

http://ejtemaee.ir/1392/02/29850.html

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه