جامعه شناسی ایرانی در مقابل جامعه شناسی سرمایه داری

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۱:۲۶ ۱۳۹۴/۰۲/۱

دکتر صدیقی با وجود آنکه از فرانسه تشریف آورده بودند و می گفتند “من شاگرد فلانی که شاگرد دورکهیم بود بودم” اما متاسفانه نه ما چیزی از لوید لوی دستگیرمان شد و نه چیزی از دورکهایم فهمیدیم. کما اینکه بعد از سه سال هم نفهمیدیم، نماد، نهاد، کارکرد، ساختار و … چیستند.

در نشست بررسی آرا و افکار دکتر فرامز رفیع پور که در روز یکشنبه مورخ 30 فروردین ماه در انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد دکتر منوچهر آشتیانی به عنوان سخنران این نشست حضور یافتند و بحث خود را پیرامون بررسی جامعه ایران و جامعه جهانی و رابطه آنها در طول تاریخ اظهار داشتند که گزارش زیر مشروح سخنان ایشان می باشد که با هم از نظر خواهیم گذارند.

منوچهر آشتیانی در نشست بررسی آرا و افکار دکتر فرامز رفیع پور با بیان اینکه مقایسه جامعه شناسی ایرانی و اروپایی ممکن نیست، گفت؛ من هرگز به عنوان جامعه شناس ایرانی وارد گود «جامعه شناسان ایرانی و جامعه ایران» نمی شوم.

من در سال 1330 وارد دانشگاه تهران شدم و در سال 1333 شاگرد اول دانشگاه شدم که درآن سال برای اولین بار درسی را تحت عنوان جامعه شناسی آقای دکتر صدیقی  ارائه کردند. این درس به عنوان یک درس حاشیه ای در رشته ی فلسفه و علوم تربیتی توسط دکتر صدیقی تدریس شد.

آقای دکتر صدیقی با وجود آنکه از فرانسه تشریف آورده بودند و می گفتند “من شاگرد لویدلوی بودم که او شاگرد دوکهایم بود”، اما متاسفانه نه ما چیزی از لوید لوی دستگیرمان شد و نه چیزی از دورکهایم فهمیدیم. کما اینکه بعد از سه سال هم نفهمیدیم، نماد، نهاد، کارکرد، ساختار و … چیستند.

چیزی که ما در رابطه با آن به هیچ وجه بحث نمی کردیم، جامعه ایران بود

ایشان کتاب نظریه‌های جامعه شناسی یک کلیمیِ روسیِ فرانسوی شده‌ی آمریکا رفته را تدریس می کردند و در تمام هشت ماه (در آن دوره درس ها ترمی- واحدی نبود) از رو می خواندند و ما یادداشت می کردیم. این جامعه شناسی‌ای بود که ما شروع کردیم و چیزی که ما در رابطه با آن به هیچ وجه بحث نمی کردیم، جامعه ایران و اجتماع ایران بود.

آقای دکتر صدیقی دو سال وزیر کشور دکتر مصدق بودند که من به همراه چند نفر از دانشجویان برای دفاع از منزلش (منزل دکتر مصدق) اسلحه دستم گرفتیم که این ماجرا در «ایران فردا» مفصل آمده است و بعد از آن شاه کثافت آمد و کودتای کثافت‌تر از خودش را انجام داد و بعد از آن کودتا از ایران قهر کردیم و رفتیم تا دیگر برنگردیم. چرا که به نخست وزیر ما اینطور توهین شده بود.

قبل از کودتا ما یک میز با چهار صندلی در میدان بهارستان گذاشتیم و طومار 30 متری را مردم با خون شان امضاء کردند که مصدق وفادار است، ولی در کودتای 28 مرداد، یک نفر از بین کسانی که آن طومار 30 متری را امضاء کرده بودند، نیامد. بنابراین ما به ملّت ایران که انقدر خائن بود، پشت کردیم.

«با فکر ایرانی، به دست ایرانی، برای ایرانی»

آقای دکترصدیقی در دوسالی که وزیر کشور دکتر مصدق بود، یکبار در کلاس درس جامعه شناسی در رابطه با ملّی شدن صحبت نکرد و نگفتند که یعنی چی «با فکر ایرانی، به دست ایرانی، برای ایرانی»، که مهمترین شعار دکتر مصدق همین شعار بود و نه شعار ملی شدن صنعت نفت.

یکبار نشد در کلاس توضیح دهد که نیروهایی که به خیابان ها می آیند، چه کسانی هستند، از چه قشری هستند. یکبار نگفتند که آیا نیروی پرولتریای ما این قدرت را دارد که پشت دکتر مصدق بایستد و انقلابی همانند انقلاب اکتبر کند و یا آیا برژوازی ما این قدرت را دارد که همانند فرانسه انقلاب بروژوا – دموکراتیک فرانسه را تکرار کند و سر شاه را زیر گیوتین بگذارد.

اما هیچ کدام از اینها در کلاس درس توسط وزیر کشور جامعه شناس!! گفته نمیشد.

آلفرد وبر یک ربع به رییس جمهور هولمز وقت ملاقات داد

بعد از خروج از ایران بنده به آلمان رفتم و با اصرار زیاد توانستم شاگرد آلفرد وبر شوم. در سال 1959 پورفسور هولمز، رییس جمهور آلمان، که بسیار مرد فرهیخته ای بود، به هایدلبرگ آمد تا کنگره دندانپزشکان را افتتاح کند و بعد تقاضا کرد تا آلفرد وبر (رییس دانشگاه) را ببیند.

در روز بعد روزنامه ها نوشتند «افتخار بزرگی نصیب پروفسور هولمز شده است، چرا که آلفرد وبر یک ربع به او وقت ملاقات داده است».  حال جامعه ها و جامعه شناسی این دو کشور را در نظر بگیرید و ببنید که تا چه حد جامعه شناسی در آلمان تکریم می شود. در حالی که در ایران بعضی از آقایان در بالا می نشینند و سخنرانی می کنند و استاد دانشگاه بر روی زمین می نشیند.

بنابراین با همه ی این توصیفات من به عنوان «جامعه شناسی ایران» بعید است که چیزی برای گفتن داشته باشم. نه ایرانی وجود داشت و نه جامعه شناسی ایرانی. چرا که آغازش به آن شکلی بود که برای شما شرح دادم. الان هم وجود ندارد، ولی در آن دوره به هیچ وجه وجود نداشت.

من می خواهم در رابطه با رابطه های اجتماعی-تاریخی ایران با خودش در داخل و با خارج از ایران در جهان خارج و برخورد این دو رابطه باهم صحبت کنم. به عبارتی ما در برخورد مناسبات اجتماعی – تاریخی خودمان در ایران، چه برداشتی از 2500 سال پیش داشتیم و داریم و جهان بیرون در 60 یا هفتاد هزار سال گذشته، چه تحولی پیدا کرده است که به جهان امروز رسیده است و در طول تاریخی چه ارتباطی بین این دو وجود داشته و دارد.

وقتی می گوییم مناسبات اجتماعی – تاریخی، یعنی مناسبات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ضربدر هم. به عبارتی هیچ مناسبات اجتماعی وجود ندارد که مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در آن حضور نداشته باشد، اما براساس برهه زمانی و موقعیت اجتماعی شدت و ضعف دارد. همچنین مناسبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نیز خالی از همدیگر نیستند، اما شدت و ضعف دارند. بنابراین وقتی من از مناسبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی صحبت می کنم از ممزوج و ملغمه ای از این مناسبات که رابطه ی دیالکتیکی یا رابطه ی متقابل، متعامل، متعاکس و متحرک در کل تاریخ ایران دارند صحبت می کنم.

هر پدیده ای یکبار از نزدیک و پدیداری خود را به ما نشان می دهد و یکبار از دور و نموداری

نکته ی دیگر اینکه هر پدیده ای را که نگاه می کنید یکبار از نزدیک و پدیداری خود را به ما نشان می دهد و یکبار نموداری و از دور دیده می شود و تمام جامعه شناسان از مارکس تا پارسونز به درستی تذکر داده اند که هر کس نگاه دور و کلیت را از دست دهد، نگاه نزدیک را هم از دست خواهد داد. بنابراین هر کس کل را نبیند، جزء را نیز نمی توانید ببینید و بشناسید دید و نخواهید دانست این جزء از کجا آمده، چرا آمده، چگونه آمده است. بنابراین همه ی جامعه شناسی هایی که دید تاریخی شان را از دست می دهند، نگاه جامعه شناسی شان را از دست می دهند.

 برای مثال مارکس می گوید تحول مناسبات تولیدی از زمانی که (28 هزار سال پیش) انسان از جنگل بیرون آمد و به ابزارسازی مشغول شد و تولید را شروع کرد، بود که در طول ادوار گوناگون تاریخ، نظام ها و مناسبات اجتماعی و دولت ها را ساخته است. یا ماکس وبر که فرایندهای گوناگون تاریخی را بررسی کرده است می گوید، هر چه از گذشته (20 هزار سال پیش) انسان جاهل به طرف انسان عاقل آمده است، دو فرایند همواره او را دنبال کرده است که این فرایندها عبارتند از اینکه انسان هر چه سکولار و این جهانی تر شده است، عقلانی تر، عمل کرده است.

با این دید (دید تاریخی) ما باید بگوییم که دریای ایران با اقیانوس جهانی چگونه به هم خورده اند و تا چه حد تقابل، تعامل، تعاکس و تعاطی پیدا کرده اند و سرانجام این تعاطی ها به کجا رسیده است، که نمی توان در یک جلسه این مباحث را گفت و خلاصه کرد، بلکه لازم است سه ترم تحصیلی به آن اختصاص داد.

جامعه شناسی در مقایسه و مقابله با سرمایه داری جهانی

تجربه ی من به گوید برای مقایسه تاریخ ایران با تاریخ جهان و بررسی ارتباط بین آنها با کمک جامعه شناسی لازم است سه «اگر» را دستور کارمان قرار دهیم. بنابراین اولاً اگر می گوییم جامعه شناسی،  منظور ما این نباشد که «جامعه شناسی غربی غلط است و باید به کلی از بین برود و چیز دیگری در جامعه به وجود بیاید و اینکه جهان غرب، جهان فاسدی است که دانش آن نیز، دانش کفر آمیزی هست و ما نباید این را داشته باشیم و باید چیز دیگری (امت شناسی، فقه و…) داشته باشیم» و دوماً منظور ما این نباشد که «جامعه شناسی به عنوان بخش کوچک و شعبه‌ای از فقه و الاهیات تقلیل پیدا کند» و سوماً اگر صحبت از جامعه شناسی ایران می کنیم، جامعه شناسی در مقایسه با سرمایه داری جهانی.

 ندانند کاین رنج کوتاه نیست

من در کتاب «بحران جامعه شناسی جهانی معاصر» این را آورده ام که «جامعه شناسی مدرن کنونی حاوی شناخت اجتماعی نظم سیستم کاپیتالیستی است که پس از طی ایام آغازین آن قهرمانانش مرده اند. لذا این جامعه شناسی می کوشد استقلال سلطه آمیز کاپیتال را در بطن خود بپذیرد تا از این طریق استدلال عالمانه ظاهری را در متن خویش بقبولاند» و در پایان حرف آخرم را زده ام. «نگارنده معتقد است تا زمانی که حیات سرمایه داری جهانی ادامه دارد، فجایع و بحران های گوناگون در جوامع و تاریخ بشریت از جمله موذن وجود جامعه شناسی به زیان آن نیز کماکان ادامه خواهند یافت. و به قول فردوسی؛ ندانند کاین رنج کوتاه نیست».

دزدی را تولید ثروت می دانند

 همه ی بحث هایی که ما در اینجا می کنیم این است که جامعه شناسان ایران در مقابل جامعه شناسی کاپیتالیستی بایستید و از طریق جامعه شناسی انتقادی به شدت آن را بکوبید و بر ملا کنید. و به قول لوکاچ برای اینکه بروژوازی بتواند بزرگترین جنایات خود را انجام دهد، در پشت جامعه‌شناسی مخفی شده است و جامعه شناسی ایرادات کوچک و جزئی به جریان  و ساختار کارکردی، نمادی و نهادی و… می‌گیرد، ولی به کل نظام سرمایه داری که براساس دروغ و تزویر بنا شده است انتقادی ندارد. در ایران هم کسی انتقادی ندارد. مثلا بسیاری از ایشان دزدی را تولید ثروت می دانند. برای مثال اگر صد کیلو طلا را بر روی میز بگذارید و بیست سال به آن دست نزنید، بعد از 20 سال ارزش آن طلا تغییری نکرده است. اما اگر این صد کیلو طلا را به پول تبدیل کنید و کارخانه بسازید و هزار کارگر بگیرید و آنها را استثمار کنید، خواهید دید که ثروت شما چندین برابر خواهد شد. چرا؟ به خاطر اینکه کارگران زحمت کشیده اند و ارزش افزوده ایجاد کرده اند. بنابراین مناسبات تولیدی به مناسبات مالکیتی تغییر یافته است و یک دهم درآمد نصیب کارگرها شده و نه دهم آن به سرمایه دار می رسد. به این نوع از کسب درآمد می گویند تولید ثروت!!! در حالی که عملاً دزدی شده است.

بنابراین اگر این سه نکته ای که عرض شد، رعایت گردد، تازه ما می توانیم به سراغ تحقیق علمی برویم و رابطه ی ایران با جهان را در طول تاریخ مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم.

دسپوتیسم شرقی،  تولید محقر آسیایی، قدرت تطبیق و ملی – بین المللی بودن ایرانیان

در ادامه دکتر آشتیانی با اشاره به ۴ ویژگی ایرانیان گفت: در این ۲۵۰۰ سال یک ویژگی دسپوتیسم شرقی است که در ما باقی مانده است بدین معنی که شما با نظام خودسر، فاعل مایشایی روبرو هستید که هیچگاه بر مبنای مردم نبوده است. این ویژگی باعث شد که در ایران یک تفکر سروروسالاری به وجود بیاید. ویژگی دوم وجه تولید محقر آسیایی است که مارکس و انگلس هر دو این را در نامه هایشان گفته اند که متأسفانه در شرق به هیچ وجه تولید کامل واقعی وجود نداشته و تولید، حقیر بوده است و این از ابتدا در ایران ضعیف بوده است. ما باید تولید مادی و معنوی مان را بالا ببریم.

با این وجود ایرانیان در این تاریخ ۲۵۰۰ ساله دارای دو ویژگی مثبت بودند. یک ویژگی مثبت تطبیق و تطابقی بوده است که ما از آن برخوردار بوده ایم و آن اینکه خودمان را به شدت در طول تاریخ با الگوهای خارج منطبق کرده ایم و می کنیم. ویژگی مثبت دیگر در طول تاریخ اینکه به همان اندازه که ملی بودیم بین المللی هم بوده ایم. همه علما و شاعران ما به همان اندازه که به ایران فکر می کردند به جهان نیز فکر کرده اند. ما اگر بخواهیم مقایسه ای بین ایران و جهان کنیم باید دو ویژگی اول را بکاهیم و انجام ندهیم و ویژگی های سوم و چهارم را تقویت کنیم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه