جامعه شناسی عاشورا

زمان انتشار: ۱۱:۰۸ ۱۳۹۰/۰۷/۱۴

ما در نظام سنتی مان چیزی به نام «محله» داشته و داریم که دارای کارکردهای بسیار مهم اجتماعی بوده و هنوز هم (هرچند کمتر) می باشد. در هر محله سنتی ما چند مرکز تجمع گروهی داشته ایم که برخی از آنها هنوز وجود دارند. مسجد و حسینیه، قهوه خانه، زورخانه، «سرکوچه»… محله کارکردهای مهمی داشت و هنوز هم دارد. لذا ذیلاً به برخی از عناصر آن اشاره می شود.

«هیأت» در «محله» و سازماندهی «دسته سینه زنی»
مهم ترین گروه و فعالیت گروهی هر محله که هنوز هم پابرجا است، هیأت است. این هیأت دارای تمام خصوصیات یک گروه اجتماعی کامل است. یعنی آنها دارای نظام تقسیم کار و تفکیک نقش های دقیق و درونی شده هستند. با اینکه خوانندگان ایرانی خود تجربه کافی در این زمینه دارند و تشریح هیأت و کارکرد آن بیشتر برای خوانندگان خارجی انجام می گیرد، اما از نظر جامعه شناسی مناسب به نظر می رسد که ما یک بار با وقوف و دقت بیشتری به این مسأله نگاه کنیم:
در ایام محرم و بالاخص در روزهای تاسوعا و عاشورا، همه دقیقاً می دانند که کی (چه شخصی) باید آشپزی کند، کی پول غذا را می دهد، کی غذا را توزیع می کند، کی چای تهیه می کند، کی روحانی را دعوت می کند، کی مجلس را تزیین می کند، کی دسته را راه می اندازد، کی میکروفون و وسایل برقی و کی چراغ زنبوری را سازماندهی می کند، کی نوحه می خواند و کی نظم دسته را به عهده می گیرد. الی آخر.
وقتی مراسم سوگواری شروع می شود، «دسته» دارای سازماندهی خاصی است.
1ـ «دسته» از چند قسمت تشکیل شده است. مردها در جلو، بدرقه کنندگان از جمله زن ها در عقب.
2ـ هر دسته علاوه بر پرچم مخصوص خود که عموماً بر روی آن نام هیأت نوشته شده است، دارای «علم» و پرچم های سنگین (با ورقه فولاد زیاد و پرهای رنگین) خاص خود است که افراد معمولاً قوی محله (گاه نیز برای نمایش قدرت بدنی) آن را حمل می کنند و لذا خود را از گروه و محله دیگر متمایز می کند.
3ـ اکثریت تقریباً بدون استثناء افراد، لباس سیاه و لذا یک رنگ به تن دارند. (uniformity) .
4ـ سینه زن ها خود از دو گروه تشکیل و هر گروه با یک پرچم، (دارای دو دسته چوبی که توسط دو نفر حمل می شود)، مشخص و از یکدیگر با فاصله 3 تا 5 متر نگه داشته می شون.
5ـ در گروه سینه زن ها یک مداح وجود دارد (با نقش رهبر سازمان دهنده دسته) که یک بیت شعر مذهبی را با آهنگ احساسات برانگیزمی خواند و سپس گروه اول سینه زن ها مصراع اول آن را و گروه دوم سینه زن ها مصراع دوم بیت را تکرار می کنند و همراه با آن به طور ریتمیک سینه می زنند. (= موسیقی گروه یا سرود همراه با کنش متقابل).
شدت ضربات سینه زنی که خود علامت و معرف میزان برانگیخته شدن احساسات جمعی است، بستگی به عوامل مختلف دارد. اما به غیر از احساسات غم انگیز مذهبی، عموماً چند عامل دیگر نیز در آن مؤثر به نظر می رسند.
الف: تعداد شرکت کنندگان، هرچه که تعداد شرکت کنندگان در دسته بیشتر باشد، فعالیت آنها بیشتر می شود. (م.ش.رفیع پور 1375 و Collins,1975Gordon,1985:139)
ب: نزدیک شدن یک دسته دیگر (گروه رقیب)
ج: نزدیک شدن به یک محله و افراد مشاهده کننده، مخصوصاً حضور دخترهای باحجاب محله، غرور جوانان سینه زن را برانگیته و آنان را به فعالیت بیشتر و نمایش توانایی های خود وامی دارد.
6ـ زنجیرزن ها نیز گرچه لباس سیاه بر تن دارند اما آنها در چند وجه از سینه زن ها متمایز می شوند و بر زیبایی دسته می افزایند.
الف: عموماً داشتن یک پیش بند سیاه،
ب: آراستگی جمع زنجیرزنان در دو خط پشت سر هم،
ج: عموماً رعایت قد زنجیرزنان (بزرگ ترها اول و بچه ها اواخر خط)
د: حرکت و زدن همشکل زنجیرها با وجود ریتم ها و حرکت های مختلف،
هـ: حرکت و چرخش های بدنی همشکل زنجیرزن ها.
بدین ترتیب آنها همچون لشگری آراسته و منظم و سازمان یافته بر ابهت دسته می افزایند.

7ـ عموماً در فاصله بین زنجیرزن ها و سینه زن ها، مداحان و سنج زنان حرکت می کنند. مداحان متبحرانه و متخصصانه با اشعار و آهنگ های احساس برانگیز بر شور و احساسات دسته می افزایند و موفقیت خود را در همین میزان برانگیختن احساس می بینند و لذا با تمام وجود و احساس، همّ خود را بر این می گذارند. سنج زنان جوان نیز با صدای بلند و سه ضربه ای سنج، عموماً در هنگام خاموشی دسته برای حفظ ریتم، نظم و عظمت دسته می کشند.
8ـ افراد گلاب زن و سقاها نیز با نیت عبادت الهی، در پذیرایی از تماشاکنندگان فعالند.
9ـ زنان با کودکان در پشت دسته حرکت می کنند و آن را به عنوان یک عبادت می دانند و از این طریق سخت تحت تأثیر احساسی قرار می گیرند. بدین ترتیب احساسات جمعی سریعاً بین همه حضار تقویت، تکثیر و همه گیر می شود و یک گروه منسجم را به وجود می آورد. (م.ش. رفیع پور 1375 و Gordon1985:140)
اهالی محله مجاور بالاخص خانم ها که از پیر و جوان به تماشای دسته می آیند و همچنین حضار در حسینیه، سینه زنان و زنجیرزنان را در «هنرنمایی» بیشتر ترغیب می کنند. آنها با ضربه های محکم تر و مرتب تر با صداهای هماهنگ تر و بلندتر و با غرور بیشتر توانایی های خود را به نمایش می گذارند. از این طریق یک نوع رقابت و مقایسه (مانند شرکت در یک مسابقه دوستانه ورزشی) به وجود می آید که همچون یک گروه غریبه یا دشمن مشترک در تحکیم همبستگی هیأت ها در حد سازنده و نه مخرب بسیار مؤثر است.
حالا بعد از کسب این اطلاعات است که نویسنده درک می کند که چرا در زمان کودکی اش بسیاری از هم محله های یهودی وی، با تماشای این مراسم، عمیقاً گریه می کردند. گرچه برخی از اقوامشان آنها را از تماشا منع می نمودند و همچنین چرا عده قابل توجهی از یهودیان مسلمان می شدند.
همچنین در اردیبهشت سال 1377 در شهرک غرب (فاز 2) یک وضعیت جالبی در این زمینه قابل مشاهده بود. در مسجد جدیدالتأسیس الزهرا، هیأت امنای مسجد کوشش و تمایل زیادی به جذب جوانان (مدرن) این محله داشت، اما کمترین آثاری از موفیت به چشم نمی خورد. حتی جوانانی از این گروه مدرن که در منزل نماز می خواندند به مسجد نمی آمدند تحت این شرایط در دهه اول محرم این سال در نار این مسجد (بدون ارتباط با آن)، جوانانی ه در روزهای عادی بیشتر به عنوان جوانان مدرن طبقه بندی می شدند یک تکیه بپا کردند. اول کسی این تکیه را جدی تلقی نمی کرد اما در شب ها و روزهای تاسوعا و عاشورا صدای مداحی زیبا با ریتم های منظم سینه و زنجیر و سنج آنچنان جلب توجه می کرد که کم کم اکثر افراد از مسجدروها تا غیرمسجدروهای مدرن را به خود جذب کرد. دسته تشکیل شده بود از همان جوان های مدرن، مداح و سنج زنان نیز از همان تیپ بودند. در کنار دسته همه گونه افراد بالاخص تعداد بسیار زیادی از زن و مرد و دختران جوان مدرن با لباس های مد روز اما با رعایت مرزهای اخلاقی مذهبی، البته تا حدی که خودشان آن مرزها را تشخیص می دادند. این مشاهده نشان داد که پتانسیل تمایلات مذهبی در بین جوانان مدرن ما نیز بسیار زیاد است اما روش های متناسب جدیدی برای جذب آنها لازم است و روش های تاکنون عمل شده، آن کارکرد لازم را ندارند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه