سلسله مباحث خمینی شناسی

جامعه شناسی فرهنگی ایران از منظر امام خمینی

زمان انتشار: ۱۷:۲۹ ۱۳۹۱/۰۳/۲۱

به ما این طور فهماندند که خودتان هیچ چیز نیستید و همه چیز آنان هستند و این ها می خواستند همچو ما را از صحنه ی انسانیت بیرون کنند و بگویند که ما اصلا هیچ نداریم. این برای این است که فکر این روشن فکر همه را نمی گوید و بسیاری از فکر این ها فکر یک انسان شرقی نیست فکر یک انسان اروپایی است.

امام خمینی ایران را با غرب زدگی توضیح می دهد ولی چیزی که از غرب زدگی در ذهن امام است چه قدر شبیه به ذهن ما است؟نگاه امام به غرب زدگی نگاه بسیار متفاوتی است ولی در نگاه ما یعنی بد حجابی ،افول روحانیت در جامعه ،شکاف نسلی ،فاصله گرفتن از معنویت ،تقوا و دین و…

مؤلفه های بیماری غرب زدگی از دیدگاه امام خمینی:

1-اولین و مهمترین و محور بیماری غرب زدگی ،تقلید از غرب است. از نظر امام جامعه ای ،ملتی،دولتی،فردی در توجیه و استدلال جریانی که در آن واقع هستند از نظر اجتماعی،سیاسی،فرهنگی،اقتصادی و… به این اسناد می کنند که چون غربی ها این کار را کرده اند پس ما نیز باید این کار را انجام دهیم یعنی استقلالشان قائم به استناد به غرب باشد .این افراد دچار بیماری تقلید از غرب هستند.

2- خوف نتوانستن (جرأت نداشتن به انجام کارهای بزرگ)امام می گوید:اگر کسی جرأت انجام دادن کارهای بزرگ را نداشته باشد و اراده نکند که کارهای بزرگ را انجام دهد دچار آفت بیماری غرب زدگی است .

3-باور به این که چیزی نیستم وقتی غرب زدگی عمیق می شود و ریشه پیدا می کند انسان دیگر باور نمی کند که چیزی است ،انسانی است،حیثیتی دارد. موجودیتی دارد او نیز انسان است. به طور مثال :در حال حاضر در ورزشگاه ها مسائل شرعی،اجتماعی و… رعایت نمی شود. یکی از جاهایی که ناهنجاری های اخلاقی،اجتماعی ، ارتباطی متبلور می شود ورزشگاه ها است. در مقایسه این ورزشگاه ها با یک ورزشگاه در دهه 50 در شهر همدان 1 تیم کشتی آمریکایی با تیم ایران مسابقه برگزار می کنند. آنقدر زنان و دختران ایرانی تحقیر شده بودند و غربی ها برجسته شده بودند دختران و زنان ایرانی لباسهایشان را در می آوردند و برای آن کشتی گیر می انداختند و یا قسمتی از لباسهایشان را بالا می زدند تا برایشان امضا کنند. او نیز امضا می کرد یعنی نه تنها روح و شخصیت من اعتبار ندارد بلکه جسم من نیز بدون امضای تو اعتباری ندارد.

امام می فرماید:به ما این طور فهماندند که خودتان هیچ چیز نیستید و همه چیز آنان هستند و این ها می خواستند همچو ما را از صحنه ی انسانیت بیرون کنند و بگویند که ما اصلا هیچ نداریم. این برای این است که فکر این روشن فکر همه را نمی گوید و بسیاری از فکر این ها فکر یک انسان شرقی نیست فکر یک انسان اروپایی است. مغزش این است –قلمش قلم اروپایی است .این نمی تواند یک کسی را که فکرش اروپایی است فکر کند که خودمان هم یک چیزی هستیم ما خودمان آدم هستیم .اصلا آدمیت مارا این ها منکر هستند و می گویند ما چیزی نیستیم.

4- سوء ظن به خوبی های خود، همه چیز باید از خارج بیاید؛ امام می گوید:محتوا را غربیت کشیدند و به جای آن تزریق غربیت کردند لهذا می گویند همه چیز را آنجا بیاور ما روحیه ی خودمان را از دست داده بودیم هر چه می شد در ذهن همه این بود که باید این کارها در خارج درست بشود. می خواستند خیابانی را آسفالت کنند یا بین یک شهر با شهر دیگری را خطی بکشند باید از خارج بیاورند.

به طور مثال: ما از نظر مدیریت کلان کشور و نظام برنامه های 5 سال توسعه که تعیین می کند جهت گیری های دولت و کشور را تا 5 سال و در سال بعد باید برنامه پنجم 5 سال توسعه تنظیم شود. برنامه ی 4 توسعه که در دوره ی آقای خاتمی طراحی شد که به عنوان نرم افزار اداره ی کشور مطرح شد .قبل از ارائه برنامه کتابی که شامل مبنای تئوریک و اعتقادی برنامه نوشته شد وبه وسیله سازمان مدیریت و برنامه ریزی تهیه و توزیع شد .وقتی این کتاب به دست رهبری انقلاب رسید حضرت رهبری دستور دادندکتاب را خمیر کنند چون آن کتاب ،کتاب بسیار بدی بود و جسورانه علیه مبانی ارزش انقلاب و قانون اساسی بود که مبانی آن کتاب از خارج آورده شده بود . به طور مثال آمده بود:1-اسرائیل را به رسمیت بشناسیم. 2- دست از مبارزه با آمریکا برداشته 3- نظام حاکم بر جهان که یک نظم غربی است را بپذیریم و…

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه