جامعه شناسی هیئت های مذهبی

نویسنده:

روزنامه کیهان، شماره 18728 به تاریخ 12/11/85، صفحه 6 (معارف)

زمان انتشار: ۱۱:۲۶ ۱۳۹۰/۰۷/۱۴

بررسی روند تطور هیئات مذهبی در بستر تاریخ و از منظر جامعه شناختی، فی نفسه شاید موضوعی باشد در کنار هزاران موضوع دیگری که به مسایل فرهنگی- اجتماعی جامعه ایران امروز مربوط می شوند. منتهی آن چه که این موضوع را از صرف قالب کلیشه ای مذکور خارج می سازد و به آن جنبه کاربردی و ضروری می بخشد،- تا جایی که حتی بشود آن را در زمره مسایل درجه اول مطرح در آسیب شناسی اجتماعی جامعه امروز گنجاند- رشد امروزین بی سابقه و کاملاً مغایر با روند رشد طبیعی این گروه هاست.

قیام عاشورا آنقدر بزرگ و تأمل زا ست که در طول بیش از هزار سال، هرچه درباره آن گفته و شنیده شده باز هم ناگفته های فراوانی در این خصوص وجود دارد. هیاتهای مذهبی از جمله شعائری هستند که وظیفه ابلاغ پیام عاشورا را برعهده دارند. برای هرچه بهتر برگزارشدن این مراسم لازم است که مسئولین هیات توجه خاص مبذول نمایند تا هرچه بیشتر و بهتر پیام سالار شهیدان با شکوه و عزت به گوش مخاطبان منتقل شود. این مقاله سعی دارد به بررسی اهمیت و ضرورت وجود انواع هیات ها بپردازد. مطلب را هم اکنون از نظر می گذرانیم:  تاریخ مذهب تشیع، در بیش تر مقاطع خود، تاریخ اقلیت مبارزی است، که هماره تحت فشار و ستم حاکمان زیسته اند. اما هیچ گاه- چه با سلاح «تقیه» و چه با سلاح «جهاد»- در برابر ظلم سر خم نکرده اند، و مرگ سرخ را بر زندگی خونین ترجیح داده اند. حافظه ایران زمین- به عنوان مهد این مذهب- آکنده از خاطره قیام ها و شورش های بسیاری، در مقام دفاع از مکتب اهل بیت و ولایت علی(علیه السلام)، و رد خاندان جور است.
خون خواهی حسین و یاران اش، نه فقط منحصر به یکی دو قیام، در یکی دو مقطع تاریخ، بلکه به حکم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، تمام مردمان در تمام اعصار را شامل شده و می شود؛ تا قیام موعود (علیه السلام)، که منتقم آخرین است. رمز این که حیات تشیع با زنده نگهداشتن خاطره این واقعه گره خورده، همین جاست. ابتکار تشکیل مجالس سوگواری و اقامه عزای سالار شهیدان- که اول بار توسط خود ائمه طاهرین (صلوات الله علیهم اجمعین) صورت گرفت و در طول تاریخ توسط پیروان راستین شان استمرار یافت- محمل مناسبی شد برای این امر. علی الخصوص در عصر خفقان خلفای اموی و عباسی، که شیعه در معرض هجمه سنگین تبلیغات مسموم دستگاه حاکمیت ]به ظاهر[ اسلامی قرار داشت.  لذاست که در طول تاریخ می بینیم، هرگاه اندک مجال و خرده آزادی نسبی ای فراهم شده است، این مجالس، رنگ علنی یافته اند و در باقی مقاطع هم، در خفا به حیات پنهان خود ادامه داده اند. این روند ادامه یافت تا عصر حاکمیت دیلمیان که برای اولین بار، «آل بویه»، یک دولت شیعی- ایرانی تشکیل دادند و در مقام رقابت و تعارض با دستگاه خلافت عباسی، به این مجالس وجهه رسمی بخشیده و آن ها را به شکل دسته جات سوگواری، منسجم نمودند. اولین نمونه های آن چه که ما امروز تحت عنوان: دسته های عزاداری و هیئت های مذهبی می شناسیم، به این دوره مربوط می شود.  پس از این عصر نسبتاً کوتاه، و مصادف با حاکمیت مغولان و تیموریان، باز دسته جات مذکور، به کنج عزلت می کوچند؛ اما دیری نمی پاید که با ظهور بزرگ ترین و مقتدرترین دولت شیعی، «صفویه»، علی الخصوص دوران سلطنت «شاه عباس اول»، برای همیشه دیگر از نهان خانه برون آمده و توسعه روزافزون می یابند. نقطه عطف دیگر، عصر «قاجار» و به خصوص عهد ناصری است که دسته های مذکور، با آمیختگی و هم راهی هنر تازه تأسیس «تعزیه» رواج چشم گیری می یابند. پس از این دوره هم، هیئت مذهبی به عنوان یک خرده نظام قوی در دستگاه تبلیغ مذهبی، دوشادوش خرده نظام «روحانیت ]و حوزه[» گسترش یافته و بر قدرت خود افزودند. هرچند با اعمال سیاست های نوسازی پهلوی اول، و برنامه های دین ستیزانه پهلوی دوم، اندکی از این قدرت کاسته شد؛ اما پیروزی انقلاب اسلامی، به مثابه خون تازه ای در کالبد این گروه ها بود، و تاریخ حیات آنان را وارد مرحله تازه ای کرد. مرحله ای که در آن، تحولات گسترده ای را، هم در قالب و هم درون مایه، پذیرا شدند و از آن شکل نسبتاً یک سان و مشابه پیشین، به سمت اشکال متعدد، با هویت ها، و تعاریف و کارکردهای مجزا پیش رفتند. ظهور «هیئات انقلابی»، مظهر این تحولات است. جنگ تحمیلی هشت ساله، و دوران پس از آن- که به «سازندگی» موسوم شد- هم هرکدام به فراخور مقتضیات و خصایص خود، اثرات قابل توجهی را بر این روند، به جا گذاشتند. در سال های اخیر هم به تبع تغییرات فضای فرهنگی- مذهبی کشور، با گونه های جدید و کاملاً متمایزی از هیئات روبرو هستیم، که «هنجارشکنی» و «ساختارشکنی» از ویژگی های اصلی آن ها محسوب می شود و امروز، رشد قارچ گونه ای را تجربه می کنند. اهمیت و ضرورت بررسی روند تطور هیئات مذهبی در بستر تاریخ و از منظر جامعه شناختی، فی نفسه شاید موضوعی باشد در کنار هزاران موضوع دیگری که به مسایل فرهنگی- اجتماعی جامعه ایران امروز مربوط می شوند. منتهی آن چه که این موضوع را از صرف قالب کلیشه ای مذکور خارج می سازد و به آن جنبه کاربردی و ضروری می بخشد،- تا جایی که حتی بشود آن را در زمره مسایل درجه اول مطرح در آسیب شناسی اجتماعی جامعه امروز گنجاند- رشد امروزین بی سابقه و کاملاً مغایر با روند رشد طبیعی این گروه هاست. این پدیده نوظهور، خصوصاً وقتی رنگ «غیرطبیعی» می گیرد، که دریابیم این نرخ مثبت رشد، در اکثر موارد، شامل حال همان گونه های جدیدی است که «هنجارشکنی» و «ساختارشکنی» را از خصوصیات متمایز آن ها ذکر کردیم.این مسأله، عکس العمل های متفاوت جامعه مذهبی و علی الخصوص خرده نظام «روحانیت» (: مرجعیت هنجاری دینی) را درپی داشته است. تا آن جا که بعضاً از آن به یک «زنگ خطر» و «انحراف بدعت آمیز» تعبیر کرده و در مواردی به معارضه و مقابله با آن برخاسته اند.   گونه های هیئت های مذهبی در ایران امروز  با وجود سابقه چندین ساله مجالس اهل بیت و دسته جات سوگواری، استفاده از واژه «هیئت» برای نامیدن این مجالس، امر چندان باقدمتی نیست و سابقه ای حداکثر هفتاد هشتاد ساله دارد. از طریق بررسی تاریخی و طیف سازی عناصر مختلف یک هیئت نمونه (تیپ ایده آل)، با در نظر گرفتن تفاوت کارکردها و سازمان هیئت های فعال در جامعه امروز، می توان آن ها را به سه دسته اصلی تقسیم کرد:  هیئت های سنتی، هیئت های انقلابی – که به دو دسته «انقلابی دوران جنگ» و «انقلابی دوران صلح» تقسیم می شوند – و هیئت های پاپ.       هیئت های سنتی  می توان گفت که هیئت های عصر قاجار، سرمنشأ هیئت های سنتی بوده اند. در هیئت های سنتی، وجود عوامل پایدار و ثبات بخشی نظیر: سازمان دهی شدید، وجود تقسیم کار مشخص، حاکمیت آداب و قوانین مشخص و نیز سلسله مراتب درونی، شرایطی را فراهم ساخته اند، که در مجموع، درصد پایداری و ماندگاری سازمان هیئت را بالا برده است.در هیئت های سنتی، مخاطب، گزینش نمی شود. هیئت، متعلق به همه افراد از همه اقشار است و لذا هیچ محدودیتی برای ورود به هیئت نیست. می توان گفت عمده هیئت های سنتی پس از پیروزی انقلاب تا امروز، غیرسیاسی اند، و در مرز مشخصی از هیئتهای انقلابی قرار دارند. در مداحی سنتی، فرایند آموزش نقش محوری و چشم گیری دارد؛ آموزشی که تعلیمی، حضوری، فردی، مبتنی بر یک سلسله آداب و قوانین مشخص و نسبتاً ثابت و زمانمند است و در آن استاد از مقامی شامخ برخوردار بوده و وجهه مرجعیت هنجاری و الگویی برای شاگرد دارد.در هیئتهای سنتی، متناسب با سلایق و ذایقه های مخاطبان (:جامعه و شیوه زندگی سنتی)، در اشعار و متون، قالبهای کلاسیک شعری رواج دارند: غزل، قصیده، مثنوی، و ]حداکثر در نمونه های متأخر[ تصنیف.  هیئت های انقلابی دوران جنگ  جریان انقلاب اسلامی، به عنوان جریانی که خاستگاه مذهبی و شیعی داشت، در مسیر خود، هیئت های مذهبی (به عنوان یک گروه مؤثر و قوی و فراگیر درون مذهبی) را هم متأثر ساخته و مجدداً بدان کارکرد مبارزاتی-سیاسی بخشید. «رونق بخشیدن به فضای جنگ»، «حفظ، تقویت و جهت دهی روحیه رزمندگان»، «تبلیغات به نفع جریان جنگ»، «سالم سازی و جهت دهی مثبت مناسبات اجتماعی» و «حفظ و تقویت ارزش های انقلاب اسلامی در جامعه» را می توان به عنوان کارکردهای هیئت های انقلابی دوران جنگ ذکر کرد.  در هیئت های انقلابی این دوره، به دلایلی از جمله: استمرار جنگ و نیاز روزمره به مجالس دینی، هیئت ها روز به روز به سمت ساده تر شدن پیش رفتند. این مسئله سبب شد که سازمان کوچک و ساده این هیئت ها، ثبات چندانی هم نداشته باشد. کم ثباتی این هیئت ها را هم چنین می توان به متغیر و دفعتی بودن زمان های برگزاری آن ها هم مرتبط دانست.  هیئت های انقلابی، مانند هیئت های سنتی، بستر حضور جامع و فراگیر همه افراد از همه اقشار و سلیقه ها نبود؛ و پسوند نانوشته «انقلابی» خود متضمن نوعی گزینش مخاطب بود. در هیئت های انقلابی دوران جنگ، عموماً حضور مردان پررنگ تر از زنان است.
آنچه که انقلاب اسلامی و رهبران فکری آن دنبال می کردند، ارایه الگویی حتی الامکان کامل و جامع از دین (همه دین) بود. الگویی که دنیا و آخرت، فرد و جامعه، زن و مرد، فقیر و غنی و… هر کدام در آن جایگاه مشخص و معینی به خود اختصاص داده باشند. گرایش دینی غالب در هیئت های انقلابی دوران جنگ را می توان با این شاخصه ها شناخت: ایدئولوژیک، سیاسی و مبارزاتی، جهان گرا، عدالتخواه و فعال.  با پیروزی انقلاب اسلامی، عرصه «هنر مداحی» هم مانند بسیاری عرصه های دیگر اجتماع، دچار تحولاتی و تغییراتی شد. دامنه این تغییرات آنقدر بود که می توان مقوله ای مستقل و متمایز از نمونه های مشابه تحت عنوان «مداحی انقلابی» تعریف کرد. شکستن قالبهای حرفه ای پیشین، مهم ترین شاخصه مداحی انقلابی دوران جنگ است. به تناسب فضای جنگ که نیازمند حماسه و شور و هیجان است، اکثریت قریب به اتفاق اشعار و نوحه های هیئت های انقلابی این دوران، دارای خصلت های حماسی و شورانگیزی هستند. درون مایه ادبیات هیئت های انقلابی دوران جنگ موارد زیر را شامل می شود: تأکید بر الگوی تطابق دفاع مقدس با واقعه های عاشورا و ورود مفاهیم و اصطلاحات روزمره و غیرتاریخی.
هیئت های انقلابی دوران صلح:
با پذیرش قطعنامه ی 598 سازمان ملل در شهریور ماه سال 1367 و اعلام پایان جنگ هشت ساله، جامعه عملاً با یک شوک مواجه شد. روزمرگی و فضای نسبتاً رخوت آمیز شهرها، به تدریج از    شور و هیجان فضای تبلیغاتی کشور می کاست. به تبع این جریان، طبیعی بود که هیئت های انقلابی هم متحول شوند و از رونق سابق آن ها کاسته شود. در برخورد با فضای جدید، نیروهای انقلابی، به خصوص رزمندگان برگشته از فضای جبهه ها به شهر، مانند دیگر اقشار جامعه عمل نکردند و به دلایل مختلف، دچار دسته بندی هایی شدند: عده ای با شرایط جدید جامعه فعالانه برخورد کردند؛ و در مقابل، گروهی که برخوردی منفعلانه داشتند . به تبع، هیئت های انقلابی هم متناسب شرایط جدید، به دو نوع با دو کارکرد مختلف گروه تقسیم می شوند و این همان چیزی است که از آن به «هیئت های انقلابی دوران صلح» تعبیر می کنیم. «حفظ یاد و خاطره ارزش های دفاع مقدس و شهدا»، «کارکرد حفاظتی»، «انتقال ارزشی به نسل سوم انقلاب»، «نقد فضای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور» و «شکل گیری گروه های رادیکال فعال مذهبی و انقلابی» کارکردهای هیئت های انقلابی دوران صلح به شمار می آیند. سازمان ساده و بی پیرایه ی پیشین هیاتهای انقلابی، در این دوره به سمت نوعی مرکب و پیچیده شدن تحمیلی- به تبع شرایط و مقتضیات روز- پیش می رود. گزینش مخاطب در هیات های انقلابی دوران صلح هم، هر چند کم رنگ و کم تر مشهود، وجود دارد. محتوای این هیات ها، به گونه ای طراحی و تنظیم شده است که د رتناسب با ذایقه و نیازهای توده ی متدینین انقلابی باشد؛ و البته به طور طبیعی وزن و اصالت بیش تری برای مخاطب جوان و نوجوان در نظر گرفته شده است. می توان گفت هیات های انقلابی دوران صلح، بیش تر هیات هایی متعلق به طبقه ی متوسط جامعه اند و در تناسب نزدیک تر با ذایقه ها و دغدغه ها و نیازهای این طبقه طراحی شده اند. در هیاتهای انقلابی دوران صلح، متاثر از عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی، عموما با رواج یک گرایش دینی خاص و متمایز با گرایش دینی دیگر گونه های هیات های مذهبی مواجه هستیم که می توان از آن به «اسلام نوگرا» تعبیر کرد؛ یعنی اسلامی «انعطاف پذیر»، «فعال»، «آمیخته با سیاست»، «نوگرا»، «وطن گرا» و «اخلاق گرا». مداحی انقلابی، در دوران صلح، در تناسب با تغییرات و تحولات جامعه پس از پذیرش قطعنامه، آشکارا تفاوت هایی با نمونه دوران جنگ خود دارد. از شاخصه های مداحی انقلابی دوران صلح می توان «تقلید در آهنگ» و «جایگزینی سن به جای منبر» را ذکر کرد. «بهره گیری از واژه های ادبیات عرفانی وعاشقانه» زبان شعری رایج در ادبیات هیات های انقلابی دوران صلح است. صرف نظر از مفاهیم درونی مشترک بین همه ی گونه های هیات های مذهبی، در هیات های انقلابی این دوران، به چند درون مایه ی منحصر به فرد و شاخص برمی خوریم؛ از جمله: نوستالژی دوران دفاع مقدس، گلایه از اوضاع زمانه و کمرنگ شدن ارزش ها، رگه هایی از غلو، تعبیر محبت اهل بیت به عشق و انتظار.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه