جامعه ی روستایی و نیازهای آن

زمان انتشار: ۱۶:۴۱ ۱۳۹۱/۰۳/۲۱

عنوان: جامعه روستایی و نیازهای آن: پژوهشی در ۳۲ روستای برگزیده استان یزد
نویسنده: فرامرز رفیع پور
انتشارات: شرکت سهامی انتشار
سال نشر: 1370

رشد
رفاه اجتماعی و اقتصادی در کشورهای پر مسئله و پر از نهادها و سازمانهای گوناگون و
پیچیده

ای نظیر ایران با روش «آ‍‍زمایش
و خطا» حاصل نمی
گردد. چه همچون کلاف سردرگمی که کشیدن
بدون تعمق و عجولانه یک سرنخ موجب گره خوردن بیشتر آن می
شود با تغییر خوشبینانه یک عامل در جامعه
روابط و نظم موجود بین عوامل به
هم می خورد. بدین منظور برنامه ریزی
مدبرانه و عمیق براساس شرایط وموقیعت خاص جامعه ونیازهای «واقعی» آن لازم است.
جامعه ما نیز طی سالیان دراز دستخوش چنین آزمایش
ها و خطاها قرار گرفته است. اقداماتی با
نام
های
ظاهرا نوید دهنده به اجرا گذاشته شد. لیکن اثری در افزایش تولیدات کشاورزی و
جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها نداشته است…» (ص1)

اینها
بخشی از کتاب «جامعه شناسی روستایی و نیازهای آن» اثر دکتر فرامرز رفیع پور، چهره
ماندگار علوم اجتماعی ایران است. نویسنده اهداف کار تحقیقاتی را در زمینه روستا
چنین بر می
شمرد: «1- یافتن نیازهای ذهنی و عینی
روستائیان استان یزد، 2- یافتن ترتیب ارجحیت این نیازها،3- ارائه روش دقیق برای
یافتن نیازها وترتیب ارجحیت آنها، 4- یافتن عواملی که موجب پیدایش نیازهای گوناگون
می
شوند…»
وی همچنین به نکته
ای قابل توجه اشاره می کند:
«اما در طول این تحقیقات و مطالعات ما به اطلاعات و شناخت
هایی دست یافتیم که برای جامعه و حل
مسائل آن بیشتر از این اهداف حائز اهمیت به نظر می
رسند.»(ص3)

در
فصل زمینه ی تئوریک، در آغاز کتاب، اهمیت بررسی تئوریک نیازها در رابطه با اهداف و
انگیزه های گوناگون و سپس چهارچوب تئوریکی پیدایش و زوال نیازها در جوامع مختلف
مطرح شده است تا چگونگی به وجود آمدن یک جامعه ی مصرفی مورد توجه قرار گیرد و
هنگامی که در فصل 3.3.5 و خصوصا فصل 4 درباره ی نیازهای روستایی، چگونگی تحلیل آن
ها و تشخیص نیازهای کاذب از واقعی توضیح داده می شود ابعاد گوناگون این مسایل
مدنظر باشند.

پس
از این مقدمه ی تئوریکی به تحلیل مختصری از وضعیت ایران و علل پیدایش نارسایی ها
در جامعه ی روستایی پرداخته شده است.

در
فصل دوم پس از ارائه ی اطلاعاتی کوتاه درباره ی منطقه ی مورد بررسی (یزد) و تشریح
مراحل مقدماتی پژوهش روش های گوناگونی که می توانند علی الاصول در بررسی نیازها به
کار آیند مورد بحث قرار گرفته است.

در
فصل سوم نتایج تحقیق ارائه شده است. در این فصل پس از بررسی یکایک متغیرها به
بررسی روابط مابین متغیرها پرداخته شده است.

در
فصل چهارم پس از ارائه ی خلاصه ای کوتاه از مساله، اهداف و مسایل جامعه در رابطه
با موضوع مورد بررسی و شرایط لازم در رسیدن به آن ها، چگونگی تشخیص نیازهای واقعی
و نحوه ی برانگیختن مردم در مشارکت بدان سمت توضیح داده شده است.

در
ذیل، کلیت مباحث  این کتاب ارائه می گردد:

 نیازهای
کاذب، اساس انحراف

«… محتاج بودن برای آدمی تنها شامل تغذیه، لباس و
مسکن نمی

شود… بلکه آدمی نیازمند روابط اجتماعی نیز هست که بدون
آن قادر به زندگی نیست…. طی جریان اجتماعی شدن، نیازهای انسان مسیربندی شده و
شکل می

گیرند و یا نیازهای جدید به وجود می آیند. این جریان را می توان
به عنوان جریان طبیعی و مطابق با طبع انسانی پذیرفت که درکلیه جوامع و فرهنگ
ها
وجود دارد…(ص21) اما در جوامع صنعتی پیدایش برخی نیازهای جدید مطلوب به نظر نمی
رسد. زیرا پیشرفتهای علمی به تولید بیش ازحد می
انجامد و ماشین تولید در سرازیری حرکت می
افتد و کسی قادر به نگه
داشتن آن نیست. دراینجا این نیازها هستند
که می بایست خود را با تولید وفق دهند… و از آنجا که رشد اقتصادی الزاما به
تولید نیازهای جدید و فزاینده وابسته است قهرا می
بایست ارزش های بنیانی انسان ها در جوامع غربی تغییر یابد، صرفه جویی
به اسراف تبدیل گردد و رضایت و کامیابی از ارضای یک نیاز کاذب فقط دارای دوران
بسیار کوتاه باشد تا انسانها دوباره احساس نیاز،یعنی احساس عدم رضایت، نموده و
مجددا دنبال یک نیاز کاذب جدید و ارضای موقت آن باشند… بنابراین اشاعه نیازها
خود عامل اساسی انحرافات اجتماعی است از این طریق میل به افزایش درآمد (پول جویی) ارزش
اساسی جامعه می
شود… انسان ها همه چیز را با پول می سنجند
و به قولی کلیه روابط اجتماعی حتی روابط عاطفی نیز با مقیاس
های اقتصادی و مادی سنجیده می شود.(ص
33)

 شیرین کامی
یا تلخ

کامی

دکتر
رفیع
پور
در ادامه پیدایش نیاز درکشورهای جهان سوم را بررسی کرده و نظام سرمایه
داری
غرب را که بدون تغییر روش زندگی سنتی و ایجاد نیاز زنده نخواهد ماند، عامل دگرگونی
اساسی در مدل زندگی شرق می
داند و می نویسد: «اگر در جوامع صنعتی فاصله بین
تولید و نیاز ایجاد مسئله کرده است باید گفت که این مسئله در کشورهای جهان سوم به
طور معکوس وجود دارد. در اینجا این نیازها هستند که در انواع و حجم خود به طور
روزافزون افزایش می
یابند و به پیش می روند… این مسئله خصوصا از دو عامل
سرچشمه می

گیرد: 1- افزایش جمعیت 2- اشاعه ارزش های غربی… با ورود سینما و تلوزیون،
احداث جاده
های جدید، آمدن توریست ها  و… بسیاری از ارزشهای غرب و همراه آنها
نیازهای مصرفی غربی گاه تا اعماق روستاها به کشورهای جهان سوم راه یافته
اند…
از اینرو جای تعجب نیست اگر اسکیموها مانند هنرپیشه
های هالیوود لباس بپوشند و….اینها همه
ماهیت خود را فراموش کرده
اند و به قول کارل مارکس ازخود بیگانه شد ه اند.
اما این از خودبیگانگی در جهان سوم آرزوی دیرینه سرمایه داران و دولتمردان غربی
است…»

در
نتیجه : «…کشورهای جهان سوم مدت
هاست که به شبکه سراسری نظام ارزشی غرب
وصل شده اند. اما یک چیز از غرب تقلید نمی
شود و آن «کارکرد » و «مفهوم» است. (ص
37) جامعه روستایی کشورهای جهان سوم نیز به تدریج در شعاع ارزش پراکنی غرب قرار می
گیرند و وسایل مصرفی غربی جدید به طریق گوناگون در روستاها جای خود را باز می
کنند
و از آنجا که درآمد نقدی روستاییان از بخش کشاورزی بسیار پایین است… فشار
نیازهای جدید آنها را به مهاجرت و کارکردن در محیط شهری می
کشاند…» (ص 39)

 ما
چگونه

ایم؟

نویسنده
درباره وضعیت جامعه ایران می نویسد: «بسیاری از نیازهای جامعه ما نیز کاذب و
مصنوعی می

باشند. (ص42) جامعه روستایی ما نیز متاثر از عوامل گوناگون
نقش تولیدی گذشته خود را تدریجا اما با روندی تصاعدی از دست داده (و می
دهد)
و به صورت مصرف کننده درآمده و به شهرها وابسته شده است: 1- به
طور
نسبی آنگونه کالاهای مصرفی مورد نیاز روستاییان که خارج از واحد تولیدی کشاورزی
روستایی تامین می
شود و روستاییان می بایست برای دریافت آن کالاها پول نقد
بپردازند از قبیل پوشاک، سیگار، نفت، پودر رختشویی، صابون و لوازم منزل، روز به
روز درحال گسترش و افزایش اند.

2-
بسیاری ازکالاهای مورد نیاز کشاورزان و روستاییان که در گذشته بوسیله خود آنها
تولید می

شد نظیر گیوه، پارچه بافی، زیلوبافی و دیگر تولیدات از صنایع کوچک
دستی، امروز همه نه در روستا بلکه در شهرها به نحو تغییر شکل یافته و ظاهرا مدرن
تر اما بنجل
تر تولید می شود…»

ایشان
براساس نظریه طرح شده در اول کتاب، و بعد از بررسی میدانی سی ودو روستا درقسمتی که
با عنوان نتیجه
گیری تئوریک مشخص شده می آورند:
«1- در روستاهایی که دارای تسهیلات عمرانی بیشتری بوده
اند و از سوی افرادی که آگاه تر
و دارای وضعیت اقتصادی بهتری بوده
اند نیازهای بیشتری ابراز شده بود. این
به آن معنا است که کسانی
که از نظر عینی نیازهایشان در حد بیشتری
رفع شده است به طور ذهنی بیشتر احساس نیاز می
نمایند.2- نکته بسیار مهم دیگر آن بود که
دیدیم چنانکه اقداماتی در جهت رفع یک نیاز خاص انجام پذیرد و این نیاز موقتا و
ظاهرا ارضاء شود به
زودی و خصوصا به علت اقدامات انجام گرفته
نیاز- گاه شدیدتری- در همان زمینه به وجود می
آید… افراد شاکر و راضی خواهند بود اگر
فقط یک ژنراتور برق داشته باشند. اما چنانکه ژنراتور به آنها داده شد پس از مدت
کوتاهی برق از شبکه سراسری می
خواهند و عموما این نیاز جدید در آنان
قوی
تر
است تا نیاز نخستین….3- نیازهای روستاهایی که دارای تسهیلات عمرانی کمتری بودند
از نظر نوع، ساخت، شدت نیازهایشان با روستاهایی
که تسهیلات عمرانی بیشتری داشتند متفاوت
بود. در روستاهای نوع اول (فقیرتر) نیازهای ابتدایی تر نظیر حمام، مسجد و… وجود
داشت و در روستاهای نوع دوم (غنی تر) نیازهای ظریف
تر نظیر آسفالت کوچه، تلفن شخصی و….
لذا یک نوع سلسله مراتب نیاز به چشم می
خورد و در هرمرحله از توسعه عمرانی
نیازهای خاصی ظاهر می
شوند…»(ص 298)

 وظیفه
دولت چیست؟

 «…دامنه نیازها وسیع است و چنانکه دیده شد
افراد هرچه بیشتر داشته باشند باز هم «می
خواهند» و اتفاقا بیشتر می خواهند
و با برطرف کردن نیازهای موجود، احساس نیاز آنها اشباع نمی
شود و پایان نمی گیرد بلکه نیازهای دیگری عموما با کمیت و
کیفیت بیشتر جایگزین آنها می
گردد. حال اگر هدف جلب رضایت اعضاء جامعه
باشد و رضایت نیز با برطرف کردن نیازها به
وجود می آید می بایست دولت با سرعت و تمام نیرویش همواره
در پی تامین نیازهای جدید باشد… برای رهایی از این دور تشدید شونده باید دردرجه
اول از عقل سلیم کمک گرفت و نیازها را تجزیه و تحلیل نمود بدین نحو مشخص خواهد شد
که:

1-
برخی نیازها در رابطه با نیازهای عاجل و حیاتی به
وجود آمده اند که برطرف کردن آنها حیات کل جامعه را
تضمین می

کند.

2-
برخی دیگر درپی یک رشد عادی توسعه وعمران پدید آمده
اند که برطرف نمودن آن نیازمند تدبیر و
عقل است.

3-
برخی دیگر نیز درپی ارزش
های مصرفی به وسیله عوامل گوناگون به روستاها راه
یافته

اند که برطرف کردن آنها روند ناسالم گذشته را تشدید می نماید.

درحال
حاضر به نظرمی
رسد که اقدامات دولتی متاسفانه در هر سه
زمینه به

طور نامشخص و بدون مطالعه و بررسی رابطه آنها با یکدیگر و
نتایجی که در اثر آن حاصل خواهد شد انجام می
گیرد. در صورتی که ایجاب می کند
که دولت آنگونه نیازهای ذهنی مردم را تامین نماید که با مصالح کل جامعه هماهنگ
بوده سپس می
باید بقیه نیازها را به صورت هدایت شده
تامین نمود. بدین منظور ایجاب می
کند که:

از
اقداماتی که خود نیازآفرینند حذر نمود چه نیازآفرینی آسان است اما برطرف کردن آن
مشکل….

با
کلیه نیروهای هدایت کننده افکار مثل رادیو، تلوزیون، روحانیون محل و… نیازهای
مردم را در جهت صالح و سالم هدایت کند.

کلیه
عوامل موثر بر روی پیدایش نیازها را شناخت و آنها را کنترل کرد. سپس می
بایست
با یک توسعه متعادل جامعه آغاز نمود و به اقداماتی دست زد و نیازهایی را برطرف کرد
که نه فقط خود نیازآفرین نیستند و تعادل جامعه را به
هم نمی زنند بلکه برعکس خود به صورت یک موتور
موجب برطرف کردن مسائل می
گردند و این مهم ترین مسئله در توسعه و عمران روستایی
است.»(ص 307)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه