جریان شناسی دلواپسی؛ عبور از موقعیت جریانی به موقعیت گفتمانی

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۱:۲۸ ۱۳۹۴/۰۴/۲۱

«برنامه تلویزیونی ثریا» را می توان صحنه ای هفتگی برای رونمایی از ایده ها، طرحها، برنامه ها و دغدغه های دلسوزانه و پیش برنده در راستای اداره بهتر و انقلابی تر کشور در نظر گرفت. فشارهای پیش و پشت پرده بر این برنامه فاخر تلویزیونی که در نیمه شب ماندگی و نیز انقطاع گاه و بیگاهش از آنتن پخش مشهود است، نشانۀ آشکاری از تحولی بودن ایده ها و طرحههای مطرح شده در آن است.

«دلواپسی» از مفاهیم متأخر در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. این مفهوم که در ابتدا عنوان چند همایش دانشجویی در نقد دیپلماسی دولت در مسأله هسته ای به نظر می رسید،  بتدریج وسعت معنایی بیشتری یافته است. سویۀ انتقادی دلواپسی درحال پیشروی از «کنشهای دیپلماتیک یک دولت» به «نظریۀ سیاست خارجی دولت» و حتی بیش از آن به تلقی پشتیبانان نظری دولت اعتدال از «نسبت ایران اسلامی و غرب استکباری» است. «دلواپسی منتقدانه» تلاش دارد در چارچوب چند حوزه نظری مهم از جمله «جامعه شناسی فرهنگی ایران»، «مطالعات پسااستعماری»، «اقتصادسیاسی ایران و غرب»، «نظریه های انقلاب» و «مطالعات جمهوری اسلامی ایران» مرزهای گفتمانی خود را با جریان نظری-سیاسی مسلط بر دولت یازدهم در حوزه سیاست خارجی نشان دهد. سویۀ انتقادی دلواپسی در عین حال متوقف بر معضلۀ سیاست خارجی دولت یازدهم نبوده و در موقعیت هایی، رویکردهای «امنیتی» و «فرهنگی» و بیش از همه «اقتصادی» آن را مورد توجه قرار داده است.
دلواپسی منتقدانه بتدریج در حال تبدیل شدن به «دیگریِ گفتمانی» جریانی است که ذیل عناوین «اعتدال» و «تدبیر» راهبری دولت یازدهم را در دست دارد. علی رغم  نوعی مرزبندی سنتی که میان بدنۀ بزرگی از «اصولگرایان» با  «اعتدالیون» دیده می شود اما به نظر می رسد که این مرزبندی بیش از اینکه از «دل نگرانیهای» اصول گرایانه ناشی شده باشد از عادت واره های سیاسی مناسبات قدرت برآمده است. رفته رفته مشخص می شود که «دیگری انگاریِ» اصولگرایان از اعتدالیون و اعتدالیون از اصولگرایان لزوما منطبق بر مرزبندیهای گفتمانی نیست. حساسیت بالای سران دولت یازدهم به ادبیات و منش دلواپسانه گویای این واقعیت است که آنها نیز می دانند که دیگریِ اصلی را باید زمینه های گفتمانی تر شناخت.
«دلواپسی» علی الاغلب به سویه های انتقادیش شناخته می شود و در واقعیت نیز ظرفیت انتقادی آن از توان ایجابیش بیشتر است اما شاید بیش از همۀ جریانهای حاضر در میدان سیاست جمهوری اسلامی از انگیزه ها  و ایده های ایجابی و بهسازانه برخوردار است. شاید اردوگاه هیچ جریان سیاسی-فرهنگی به اندازه دلواپسی از نیروهای با نشاطِ دارای ایده های پیش برنده برای ادارۀ بهتر کشور و انگیزه مند برای خدمت به مردم برخوردار نباشد. «دلواپسی» بیش از بقیه جریانها از مدیران جوان دارای انگیزه های بالای تحول و پیشرفت بهره مند است. مطالبات چند ماه اخیر بدنه های دانشجویی و دانشگاهی عمدتا بی طرفِ شرکت کننده در نشستهای انتقادی دلواپسان از ایشان، مبنی بر ارائۀ راه حلهای ایجابی در سیاست خارجی و بالتبع در بقیه ساحت های مدیریتی کشور، نشان می دهد که نظاره گران این رویارویی گفتمانی انتظار شنیدن رویکردهای ایجابی تری هم از دلواپسان داشته باشند. این نوع مطالبات اگرچه در ابتدا نوعی چالش به نظر می رسد اما با توجه به ظرفیت های ایجابی  تحصیلکردگان و تجربه دیدگان جوان این جریان، محرک به جا و مؤثری برای تمرکز به ایده های تحول گرا و تبدیل کردن آنها به طرحهای اجرایی آماده عملیات در دولت است. تکاپوهای متأخر برخی گروههای مطالعات راهبردی و مجموعه های کارشناسی خودجوش که در زمینۀ نوعی دل نگرانی عمومی از نحوۀ اداره کشور  به دنبال طراحی بسته های جامع، پخته و مؤثر برای تحول چشمگیر در ساحت  های مختلف هستند گویای خودآگاهی دلواپسان به اهمیت وجه ایجابی گفتمان و مسؤولیتهایشان در این حوزه است.
«برنامه تلویزیونی ثریا» را می توان صحنه ای هفتگی برای رونمایی از ایده ها، طرحها، برنامه ها و دغدغه های دلسوزانه و پیش برنده در راستای اداره بهتر و انقلابی تر کشور در نظر گرفت. فشارهای پیش و پشت پرده بر این برنامه فاخر تلویزیونی که در نیمه شب ماندگی و نیز انقطاع گاه و بیگاهش از آنتن پخش مشهود است،  نشانۀ آشکاری از تحولی بودن ایده ها و طرحههای مطرح شده در آن است. دلواپسی اگرچه یک جریان متأخر است و به همین دلیل در مقایسه با جریانهای سنتی عرصه سیاست و مدیریت کشور، واجد بدنه های اجتماعی کم دامنه تر و شبکۀ محدودتر روابط در مناسبات قدرت است، اما سرعت رشد آن هم در فضای اجتماعی و مردمی و هم در موقعیت های کارشناسی و نخبگانی کشور بسیار بیش از دیگران است.
توجهات اخیر رهبری معظم انقلاب به این جریان نوظهور می تواند به توأم بودگی ظرفیتهای نقد کارشناسانه و متعهدانۀ وضع موجود با ظرفیت طراحیهای پختۀ آن برای تحول بسوی آیندۀ مطلوب مربوط باشد. برجسته سازی ویژه رهبری از نقش خطیر دلواپسان در موقعیت امروز کشور تاکنون در مورد جریان سیاسی و فرهنگی دیگری نظیر نداشته است؛ به نحوی که در دو سخنرانی اخیر معظم له ضمن این که عنوان دلواپسی در زمینه ای آشکار از تحسین  و تأیید آورده شده ، بلکه دولت جمهوری اسلامی ایران به بهره مندی همدلانه از توصیه های کارشناسانه اش فراخوانده شده است. این مواجهۀ بسیار مثبت و وزن دهی معنی دار، اجازه می دهد که با اعتماد به نفس بیشتری بتوان در کنار عنوان «جریان دلواپسان» از «گفتمان دلواپسی» نیز سخن گفت. دلواپسی بیش از یک مفهوم سیاسی معمول که برای دلالت بر منتقدان یکی از دولتهای رسمی جمهوری اسلامی به کار می رود، «استعاره»ای برای دلالت به «پیشرفت مقاومتی» است. «دلواپسی» دال مرکزی گفتمانی است که به احتمال زیاد عبور انقلاب اسلامی از سهمگین ترین و در عین حال رهایی بخش ترین پیچ تاریخی اش به پشتیبانی نظری و انسانی آن صورت خواهد پذیرفت. ویزگیهای های اصلی این گفتمان را می توان تحت مؤلفه های ذیل برشمرد:
الف- «گفتمان دلواپسی» بر مبنای نسبت وجودی همه جانبه و همدلی تمام عیار با جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین ثمرۀ انقلاب اسلامی بنا شده است. اینکه وجاهت، شخصیت و توانمندیهای خود را به برکت جمهوری اسلامی بدانیم و موفقیتها و البته نابسامانیهای جمهوری اسلامی را نیز  در لیست کامیابی ها و ناکامیهای خود قرار داده با سرافرازی و شادی جمهوری اسلامی شاد و با ناراحتی و زمینگیری آن ناراحت باشیم «جوهرۀ دلواپسی» است. این جوهره، تعاملات ناهمدلانه و غریبه وار اهالی جمهوری اسلامی خصوصا دست اندرکاران را با آن بر نمی تابد. ضربۀ به جمهوری اسلامی و به خطر افتادن منافع و موقعیت آن مساوی با ضربه به حیثیت دلواپسان و به خطر افتادن موقعیت ایشان است. برخورد  تبخترآمیز و مواجهۀ از سر سیری و بی تفاوتی با دستاوردها و داشته های نظام و دست پایین و کم ارزش جلوه دادن داراییهای مادی و معنوی انقلاب، شاخص ناهمدلی و نقطه مقابل دلواپسی است. هیچ تصمیم گیری مجاز نیست که به بهانه تدبیر امور و اجرای جراحیهای اصلاح گرایانه در رویه ها و روندها،  با نظام اسلامی به مثابه جسد تشریح برخورد کند؛ جسدی که معلوم نیست و اصلا مهم نیست که از کجا آمده و متعلق به چه کسی است. تدبیر دلواپسانه اگرچه می تواند تا مرز جراحیهای سخت و طاقت فرسای نظام هم پیش برود، اما در این موقعیت با جراحی جسد گمنام تشریح مواجه نیستیم، بلکه چنان می نماید که جراح دلواپس در حال جراحی بدن مادر، پدر، همسر و یا فرزند خویش است. او علاوه بر نگرانی مدام از اندک خطای قابل تصور در فرایند جراحی که خدای ناکرده به از دست رفتن پارۀ جانش می انجامد، همچنین تلاش دارد تا پروژۀ جراحی را چنان حساب شده به پیش ببرد که عوارض و هزینه ها را در حداقلی ترین میزان نگه دارد. او جراحی پاره های وجودش را برای کسب درآمد و وجاهت انجام نمی دهد؛ جراهی او بیش از هر چیز به نسبت وجودی ای که با کالبد زیر تیغ دارد باز می گردد؛ او بیش از هرکس دیگری دل واپس جراحی خویش است و در قبال صحت تک تک حرکاتش وسواس دارد. گفتمان دلواپسی نوعی «مقاومت فرهنگی» در قبال سبک هایی از اداره کشور است که که «تدبیر» را در زمینه ای از بی طرفی و فاصله گیری از آنچه که متعلق تدبیر است تعریف می کنند؛ شبیه تدبیری که از استخدام برخی کارشناسان مالی و برنامه ریزی  خارجی در دورۀ قاجار انتظار می رفت با این فرق که مدبَرانِ بی نسبت با کشور اینبار شناسنامۀ ایرانی دارند. بی تفاوتیهایی از این دست فقط در مدیریتها جلوه نمی کند و بلکه در «سبک زندگی» این اهالی نیز قابل بازیابی است؛ «تابعیتهای دوگانه»، «شوق به مدارج عالی تحصیلی در خارج از کشور در حالیکه زمینه های داخلی آن به راحتی میسور بوده است»، «گذران بخش عمده ای از عمر در خارج از کشور»، «زندگی تعداد زیادی از فرزندان و وابستگان در آنسوی مرزها» و «سفرهای درمانی و تفریحی پرشمار به فرنگ» و مواردی از این دست از نشانه های همدلی رقیق با داخل و وابستگی غلیظ به زندگی با خارجیها است.
ب‌- «گفتمان دلواپسی» حساسیتی ستودنی را در عبور از ادبیات شعارزده، ژورنالیستی و موسوم به جناحی، بسوی انواعی از «بیانات کارشناسی-گفتمانی» نشان می دهد. چنانچه در مواجهات دلواپسان با دست اندرکاران و مدافعان سیاست خارجی دولت یازدهم مشهود است، ادبیات ایشان بیش از دولتیها و هوادارانشان واجد عقبۀ تحلیلی و پشتوانه های کارشناسی است. جالب است که باوجودی که اعتدالیون تلاشهای زیادی را بابت تصویرسازی واقع گرا و معتدل از خود متحمل شده اند، این دلواپسانند که صحنه تعاملات دیپلماتیک ایران و غرب را مبتنی بر اماره ها  و تجربیات واقعی و اسناد حقوقی و بر بستر مواجهه ای اعتدالی و آرام رصد،  تحلیل وتبیین می کنند. این ادبیات فاخرکارشناسی در حال تبدیل شدن به نوعی زبان دلواپسانه معیار است.
ت‌- «گفتمان دلواپسی» از زمینه ای غیر حزبی و غیر جناحی برخاسته است. این بدان معنا نیست که دلواپسی، گفتمانی بی تفاوت به سیاست و دلواپسان عناصری بی اعتنا به سیاست هستند، بلکه بدان معناست که بدنه اصلی دلواپسان بیش از اینکه به حیثیت سیاسی خود شناخته شوند از هویت متقن دانشگاهی یا حوزوی برخوردارند. دلواپسی، گفتمانی اساسا دانشگاهی-حوزوی است. دغدغۀ دل واپسان برای درنغلتیدن به دره عمیق منازعات بی حاصل و فرصت سوز جناحی و نفسانی و عبرت گیری ایشان از سرنوشت نافرجام حوزویان و دانشگاهیانی که با گم کردن هدف افول کردند وجه بارز ایشان است.
ث‌- «گفتمان دلواپسی» تلاش دارد مرزهای معنایی و حتی نشانه ای خود را با گفتمانهای داخلی رقیب آشکار و حتی پررنگ کند اما در عین حال نشانگاه اصلی این منازعۀ گفتمانی را نه در داخل بلکه در خارج از مرزهای کشور و انقلاب با جریان جهانی استکباری آمریکایی-صهیونیستی قرار داده است. گفتمان دلواپسی، بیش از اینکه نگران اصالت و سلامت «دیگریهایِ داخلی اش» باشد، نگران مکر و خدعۀ دشمن خارجی است. این گفتمان همواره تلاش داشته که توازن لازمۀ تعهد به قاعدۀ قرآنی «اشداء علی الکفار- رحماء بینهم» را برقرار سازد. به همین دلیل است که نه فقط حرمت دولت و آرامش کشور از ناحیۀ انتقادات سهمگینش آسیب نمی بیند بلکه، گسترش و فراگیری دلواپسی در جای خود به گسترش انسجام و همدلی ملی برای افزایش حساسیت نسبت به دشمن شده و به ارتقای اعتماد به نفس دیپلماتیک دولت در مواجهۀ با دشمن می انجامد. باز به همین دلیل است دلواپسان توهین های بعضا گزنده و زخم زبانهای تهمت آلود مخالفان داخلی را به دل نمی گیرند و از کنار آن می گذرند.
ج‌- «گفتمان دلواپسی» مدل جدیدی از برقراری توازن بین دو اصل انقلابی است: حفظ وحدت و افزایش خلوص. نوع تعاملات کارشناسی-گفتمانی دلواپسان الگویی از «خالص سازی وحدت گرا» را نتیجه داده است. رهبری معظم انقلاب در دیدار رمضانیه خود با تشکلهای دانشجویی در سال ۸۹در پاسخ به سؤال دانشجویی که در خصوص چگونگی جمع بین این دو اصل ابهام داشت فرمودند: “شما هرچه میتوانید، دائره‌ی خلّصین را توسعه بدهید؛ کاری کنید که افراد خالصی که میتوانند جامعه‌ی شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند”. ایشان فرمودند:
“سؤال دیگر این است که بعضیها میگویند وحدت، بعضیها میگویند خلوص؛ شما چه میگوئید؟ من میگویم هر دو. خلوص که شما مطرح میکنید – که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌ای را که ناخالصی دارند، از دائره خارج کنیم – چیزی نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجوری حاصل نمیشود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم. در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌کعب بود، عمار بود، کی بود، کی بود؛ اینها درجه‌ی اول و خالص‌ترینها بودند؛ عده‌ای دیگر از اینها یک مقداری متوسطتر بودند؛ یک عده‌ای بودند که گاهی اوقات پیغمبر حتّی به اینها تشر هم میزد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه‌ی چند هزار نفری – که کار خالص‌سازی خیلی آسانتر بود از یک جامعه‌ی هفتاد میلیونی کشور ما – میخواست خالص‌سازی کند، چه کار میکرد؟ چی برایش میماند؟ آن که یک گناهی کرده، باید میرفت؛ آن که یک تشری شنفته، باید میرفت؛ آن که در یک وقتی که نباید از پیغمبر اجازه‌ی مرخصی بگیرد، اجازه‌ی مرخصی گرفته، باید میرفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید میرفت؛ خوب، کسی نمی‌ماند. امروز هم همین جور است. اینجوری نیست که شما بیائید افراد ضعاف‌الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه‌ی اینکه میخواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه میتوانید، دائره‌ی خلّصین را توسعه بدهید؛ کاری کنید که افراد خالصی که میتوانند جامعه‌ی شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ی خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه میتوانید، در حوزه‌ی نفوذ تشکل خود، برای بالا آوردن میزان خلوصهای فردی و جمعی تلاش کنید؛ که نتیجه‌ی آن، خلوص روزافزون جامعه‌ی شما خواهد شد. راه خالص کردن این است”.
این بیان رهبری راهبرد هوشمندانه و در عین حال روشنی را برای جمع بین این دو اصل ظاهرا ناسازگار پیشنهاد کرد. با این وجود در بین نیروهای انقلاب و خصوصا اصولگرایان دربارۀ چگونگی پیگیری این راهبرد همواره ابهام وجود داشته است، چنانچه؛ اصولگرایان نخواسته اند یا نتوانسته اند ایده ای را برای افزایش بدون تنش دایرۀ خلصین در نظر بگیرند. با این وجود کیفیت حضور در صحنۀ دلواپسان فارغ از کارکردهای صریحش در سیاست داخلی و خارجی،  همچنین از حیث اینکه درحال ارائۀ الگویی کارآمد و کم هزینه  برای ارتقای ضریب خلوص انقلابی است نیز قابل توجه می نماید. کاملا آشکار است که فعالیتهای دلواپسانه ای از این دست به این دلیل که هزینه های سیاسی و اجتماعی زیادی را می طلبد بیش از همه، آنهایی را که از خلوص  کارشناسانه و فداکارانۀ بیشتری برخوردار هستند جذب خود می کند، اما در عین حال بدلیل اتقان کارشناسی به  تقویت گفتمانی و در نهایت افزایش بدنۀ اجتماعی دلواپسان می انجامد.
«گفتمان دلواپسی» طی یکسال اخیر نقش ویژه ای در جلب نظر بدنه های مردمی و نیروهای میدانی جریان اصولگرا به اصولگرایی ناب و گذار از باصطلاح مصلحت اندیشی های بازدارندۀ آرمانگرایی ایفا کرده است؛ بدون اینکه در انسجام جبهۀ اصولگرایی شکاف بیاندازد. ثمرات این خلوص گرایی پیشرفته در اعتباربخشی به کنشهای انتخاباتی با تابلو اصولگرایی ملاحظه خواهد شد. آنجا که برند گفتمانی خلوص گرای دلواپسی به داد اصولگرایی سیاسی خواهد رسید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه