نقد فیلم زندگی جای دیگریست

جستجوی جایی برای زندگی…

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۳:۲۰ ۱۳۹۲/۱۱/۲۶

به هر حال زندگی داوود، آَشفته است. حضور یک زن در خانه، به عنوان یکی از پایه های زندگی، اوضاع نابسامان را کمی بهتر کرده است. سایه ی زنی خانه دار و مهربان بر زندگی او افتاده است که می خواهد کمبود حضور لطیف و میان دار مادر را در خانه بازی کند. خانواده ای که به طور نرمال باید با حضور یک زن مسیر درست را پیش برود، حالا با عاریه گرفتن مهربانی یک زن، سعی در ترمیم روابط مخدوش و از دست رفته خود دارد.

زندگی جای دیگری است، فیلمی از سرگشتگی پزشکی است که پس از اطلاع از بیماری لاعلاج خود، ارزش زندگی را درک می­کند. به یکباره متحول می شود، و با فداکاری زندگی دیگری را نجات می دهد. سکانس کشدار ابتدایی فیلم، نشان می دهد که باید منتظر فیلمی خسته کننده، با فضایی سرد و بی روح باشیم. انتخاب لوکیشن ها، طراحی گریم و لباس بازیگران نیز، در همین راستا عموما فضای بی روح و مرده ای را به مخاطب القا می کند. داستان فیلم، تا نیمه نا مشخص است. اطلاعات کمی به مخاطب داده می شود و گره اصلی از نیمه فیلم، رونمایی می شود و تا پایان فیلم در سرازیری    می افتد. نقص فیلمنامه نیز همین است. فیلمنامه روایت گر خوبی نیست. قصه ای که تعریف می کند برای مخاطب آشنا نیست. مخاطب با شخصیت نچسب و بد اخلاق فیلم و تحول ناگهانی او، نمی تواند کنار بیاید. از طرفی این فیلم، داستان تناقض ها و التقاط های زندگی مدرن و سنتی(مذهبی؟) است. موضوعی که همه ما در زندگی روزمره خود، بارها با آن روبرو بوده ایم. دوست صمیمی داوود، نماز می خواند، کراوات هم می زند. داوود، قرآن در جیب دارد، اما اخلاق بدی دارد و همسرش را به سقط کردن فرزندشان مجبور می کند. شهرزاد حجاب مناسبی ندارد، حلال و حرام را به خوبی نمی داند، اما به قرآن و خدا قسم می خورد و… . یکی از نقاط قوت شخصیت های نپرداخته و نصفه نیمه این فیلم، همین است که آدم های معمولی را به تصویر کشیده است. قرار نیست علی که حاضر نیست پول حرام وارد زندگی اش شود، ریشو باشد یا حتما مسجد برود. داوود که به ظاهر فرد مذهبی ای هست هم، با خانواده و اطرافیان خود، برخورد مناسبی ندارد و قادر به حل مشکلات خود نیست. برخلاف بسیاری از فیلم های دیگر که آدم های مذهبی با نماز و تسبیح و جمیع حسنات، معرفی    می شوند، این فیلم افرادی معمولی را با درکی متوسط از دین نشان می دهد. از دیگر نقاط قوت این فیلم می توان به بازی یکتا ناصر اشاره کرد که البته یادآور نقش او در “یکی می خواد باهات حرف بزنه” هم باشد.

زندگی داوود از هم پاشیده است. زنان زندگی او، سه نفرند. همسر سابقش شهرزاد که با خواستگار قدیمی اش ازدواج کرده و از دیدن بچه هایش منع شده است. شهرزاد زنی مدرن است با ظواهری امروزی،که سکوت و بی حرفی داوود را تاب نیاورده است و از او جدا شده است. او پنهانی بچه هایش را ملاقات می کند و با بد خلقی های داوود، به خاطر نجات همسرش از گناهی که نکرده، مدارا می کند. شهرزاد منصف است، داوود را به خاطر اخلاقش غیر قابل تحمل نمی داند؛ به او می گوید: “من نمی تونستم با تو زندگی کنم، شاید خیلی از زنای دیگه آرزوی ازدواج با تو رو داشته باشن، اما ما به هم نمی خوردیم” (نقل به مضمون) این نسبی گرایی او یکی از مهمترین نشانه های فاصله گرفتن او از دنیای سنت است که همه چیز را مطلق ارزش گذاری می کند. او با این دیالوگ نشان می دهد که یک زن مدرن(شاید پست مدرن؟) است که از همسر سابقش گله ای بخاطر آنچه که هست ندارد، او فقط معتقد است که آن دو مناسب هم نبوده اند.

زن بعدی، نفیسه پرستار بچه ها و همسر موقت داوود بقایی است که به او اطلاع می دهد که باردار است. نفیسه به لحاظ پارادایمی، در مقابل شهرزاد قرا می گیرد. به طرز ماهرانه ای خانه داری، بچه داری و حتی همسرداری را بلد است. او سعی می کند رابطه پویا و پریا را با پدرشان اصلاح کند. ذکر یا فاطمه زهرا از لبش نمی افتد. النگو و انگشتر طلا به دست دارد و قائل به شرعیات است. با عق زدن می خواهد به داوود ثابت کند که باردار است و گناه سقط کردن بچه را متوجه داوود   می داند. او زنی سنتی است، در بین همسایگان خودش را همسر داوود جا زده است، چادر به سرمی کند، لباس های گلدار رنگی رنگی می پوشد، روسری اش را از زیر گلویش گره می زند و ادبیاتی عامیانه دارد. وقتی داوود عصبانی می شود به بالکن فرار می کند و ذکر می گوید. او معتقد است که با حاجت خواستن از امام رضا، می تواند شفای داوود را بگیرد. با بدخلقی های داوود کنار می آید چون دوستش دارد و آرزوی ازدواج با او را دارد. نفیسه از پیشنهاد ازدواج دائم، از سوی داوود، اشک شوق می ریزد. حتی با این که می داند پس از چندی خواهد مرد، با او ازدواج می کند. او سریال نگاه می کند و دین عرفی شده ی “شاید برای شما هم اتفاق بیفتد” را داراست. نفیسه، اگرچه به طرزی سنتی دین داری می کند، اما خیلی هم در قید حجاب نیست، پس چرا باید چادر داشته باشد؟ اصرار کارگردان برای چادر به سر نفیسه کردن مشخص نیست.  نفیسه، به روشنی، نماینده زنان منفعل، ابله و ساده سنتی هستند که برای پابند کردن مردان از حربه: “من حامله ام” استفاده می کنند. زنی که اتفاقا دوست دارد مردی این چنین زورگو و مستبد بر زندگی اش باشد. او از زندگی، فقط داشتن شوهر و پول مکفی را می خواهد.

زن بعدی فیلم، همسری است که پدر داوود به تازگی با او ازدواج کرده است. این زن، مهربان و خوش زبان است و با داوود و پسرش به خوبی برخورد می کند. این زن هم مثل دو زن دیگر به زندگی دیگری وارد شده. او صاحب زندگی ای نیست که از ابتدا آن را ساخته باشد. همه زن های این فیلم، زندگی نصفه نیمه ای دارند. هیچ کدام آنجا که باید، نیستند و همگی از نیمه وارد شده اند. به عبارتی هیچ کدام از خانواده های این فیلم، طبیعی نیستند. مادر ، پدر و فرزندان یک خانواده را تشکیل نمی دهند. زنان این فیلم، جایگاهی ثابت ندارند، از این زندگی به زندگی دیگر وارد می شوند تا جایگاهی برای خود بیابند.

به هر حال زندگی داوود، آَشفته است. حضور یک زن در خانه، به عنوان یکی از پایه های زندگی، اوضاع نابسامان را کمی بهتر کرده است. سایه ی زنی خانه دار و مهربان بر زندگی او افتاده است که می خواهد کمبود حضور لطیف و میان دار مادر را در خانه بازی کند. خانواده ای که به طور نرمال باید با حضور یک زن مسیر درست را پیش برود، حالا با عاریه گرفتن مهربانی یک زن، سعی در ترمیم روابط مخدوش و از دست رفته خود دارد. با این وجود، بازهم به خاطر اخلاق داوود، همواره حس ترس و دلهره بین اعضا وجود دارد. داوود پس از اطلاع از بیماری اش و نزدیکی مرگ، متحول می شود. دارایی اش را تقسیم می کند، دل نفیسه را به دست می آورد، با فرزندانش مهربان می شود و حق حضانت آنها را پس از مرگ به شهرزاد می دهد. او می خواهد در مرگش هم مفید باشد، پس خود را به جای مجرم پرونده علی معرفی می کند. و در نهایت، می بیند که “زندگ جای دیگری است.” تحول یکباره و اغراق آمیز داوود و این پایان شعاری، عاملی است که مانع جذب مخاطب به موضوع اصلی فیلم می شود و در نهایت مشخص نمی شود که آیا او فداکاری کرده و به جای علی بالای دار می رود یا به خاطر ترس از مرگ و نداشتن جسارت تحمل بیماری است که خود را معرفی می کند؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه