جلال؛ غربزدگی و روشنفکران

نویسنده:

منبع: راسخون

نویسنده کتاب: جلال آل احمد

انتشارات: فردوس

زمان انتشار: ۱۴:۴۲ ۱۳۹۲/۰۴/۱۶

غرب زدگی می‌گویم همچون وبازدگی. و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوییم همچون سرمازدگی یا گرمازدگی. اما نه، دست کم چیزی است در حدود سن زدگی. دیده اید که گندم را چطور می پوساند؟ از دورن. پوسته، سالم پابرجاست اما فقط پوست است، عین همان پوستی که از پروانه بر درختی مانده. به هر صورت سخن از یک بیماری است. عارضه ای از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری، رشد کرده است. مشخصات این درد را بجوییم و علت یا علت هایش را و اگر دست داد، علاجش را.

درباره غربزدگی

ديدگاه آل احمد در باره غرب زدگي را شايد بتوان برجسته ترين نمود انديشه اجتماعي او دانست. او در ايران بيش از همه با کتاب «غرب زدگي» خود معروف شد و اين کتاب از جمله کتاب هاي بحث برانگيز در چند دهه اخير شد.

نگاه جلال به غرب عموما آسيب شناختي است و از منظر ورود غرب به ايران و آسيب هايي که ايران از اين ميهمان ناخوانده نصيب اش شده است، به تحليل اين مساله مي پردازد. جلال عموما غرب را در اين کتاب از منظر اقتصادي معرفي مي کند يعني: «شامل همه ممالکي است که قادرند به کمک ماشين مواد خام را به صورت پيچيده تري در آورند و همچون کالايي به بازار عرضه کنند.»( غرب زدگي، چ چهارم، تهران، نشر فردوس، ص22). او بر اين اساس دنيا را به دو دسته سازنده و مصرف کننده ماشين تقسيم مي کند. مي توان گفت دريچه نگاه آل احمد به غرب بيش از آن که از مبادي هستي شناختي، معرفت شناختي و ارزش شناختي غرب باشد از دريچه توجه به تبعات غرب است. به تعبير ديگر جلال بيشتر متوجه مدرنيزاسيون است تا مدرنيته. از همين جاست که مفهوم غرب زدگي شکل مي گيرد: غرب پيشرفته مدرن، سازنده ماشين است و شرق عقب مانده سنتي مصرف کنده ماشين اما ماشين تنها يک وسيله صرف نيست بلکه از خود اقتضائاتي دارد. حرف اصلي جلال اين است که ما نتوانسته ايم شخصيت فرهنگي- تاريخي خودمان را در قبال ماشين و هجوم جبري اش حفظ کنيم؛ ما در مقابل غرب مضمحل شده ايم. جلال در تلاش براي حفظ هويت فرهنگي ايرانيان در قبال هجوم ماشين است و نمي خواهد سنت هاي اجتماعي، قرباني ماشين و ماشينيزم شوند.

چه چيزهايي موجب شد تا ما عقب بمانيم؟ چه موجب شد تا توليد کننده ماشين نشويم تا وارد کننده آن باشيم تا هويت خود را نيز در چنبره ماشين غربي از کف بدهيم؟ اين پرسشي است که آل احمد با درگيري خاصي با آن مواجه شد وکوشيد تا پاسخي براي آن بيابد. او يکي از عوامل عقب ماندگي ما را اين مي داند که ما در طول تاريخ خود کمتر شهر نشيني داشته ايم و شهرها نيز محل تاخت و تاز سلسه هاي بسيار مي شدند و ويران مي گشتند و در نتيجه تمدني شکل نمي گرفت. از ديگر عوامل عقب ماندگي ايرانيان در نظر جلال، نامناسب بودن شرايط اقليمي است. ايران کشوري کويري است که آبادي در آن کم است. تمدن در کنار آب ها مي رويد. اختلافات مذهبي و برداشت هاي مبتذل از مذهب نيز از عوامل عقب ماندگي ما در نظر جلال است. از اين ها گذشته ايران کشوري است که در هيچ دوره اي از حملات خارجي در امان نبوده و تاخت و تاز مداوم، خصوصا به دست مغولان و صليبيان، امنيت را که لازمه پيشرفت است از ايران مي گيرد. او همچنين کشف راه هاي دريايي در مسير غرب به شرق و از دست رفتن اهميت ايران را نيز از زمره اين عوامل مي داند. از سوي ديگر آل احمد اشاراتي نيز به علل توسعه يافتگي غرب دارد. اين عوامل در نظر او عبارت اند از: رنسانس، ظهور انقلاب صنعتي، اختراع برق و کشف قطب نما، کشف نيروي بخار، جانشيني بورژوازي به جاي فئوداليسم و همچنين اخذ فنون و معارف اسلامي در طي جنگ هاي صليبي، به دست آوردن مواد خام ارزان از شرق و غارت آن ها و کشف هند و آمريکا.

احساس عقب ماندگي در شرق ايراني و پيشرفت در غرب، موجب شکل گيري «غرب زدگي» مي شود. آل احمد عواملي چند را موجب شکل گيري غرب زدگي در ايران مي داند:

1. تمايل تاريخي به غرب

2. ناتواني در ساخت ماشين و رعب از آن

3. احساس حقارت و از دست دادن هويت فرهنگي

4. تقليد از ظواهر غرب و غفلت از شناخت سير تاريخي تمدن غرب

5. عقب نشيني روحانيت در مقابل ماشين

6. روشنفکران غرب زده

7. حکومت هاي وابسته

آل احمد معتقد است که غرب زدگي از آن کشوري است که مصرف کنده و وارد کننده ماشين است و اقتصادي مصرفي و عقب مانده دارد. از همين رو معتقد است که مقابله کردن با عوامل عقب ماندگي و تبديل کردن ايران به کشوري پيشرفته، مانع تشکيل يا گسترش غرب زدگي مي شود. پيشنهادهاي او براي رفع عقب ماندگي در ايران فهرست وار عبارت اند از:

1. اسکان برنامه ريزي شده عشاير

2. سامان بخشي شهري

3. توجه به نيازهاي کشاورزي مکانيزه

4. استقلال رسانه اي

5. استقلال رهبري کشور

6. محدود کردن تسلط نيروهاي نظامي بر جامعه ايران

7. پياده کردن دموکراسي واقعي

8. ساخت ماشين و تسلط بر آن.

در مجموع مي توان گفت آل احمد «غرب ستيز» نيست بلکه «غربزده ستيز» است. به نظر او غرب زدگي عارضه‌اي است که از بيرون آمده و در محيطي آماده براي بيماري رشد کرده. به نظر او ما بايد شخصيت فرهنگي- تاريخي خودمان را در قبال هجوم ماشين حفظ کنيم و دچار خودباختگي فرهنگي نشويم.

 منبع: کتاب جلال اهل قلم (زندگي، آثار و انديشه‌هاي جلال آل احمد)، حسين ميرزايي، انتشارات سروش، تهران، 1382

بخش هایی از کتاب:

– غرب زدگی می‌گویم همچون وبازدگی. و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوییم همچون سرمازدگی یا گرمازدگی. اما نه، دست کم چیزی است در حدود سن زدگی. دیده اید که گندم را چطور می پوساند؟ از دورن. پوسته، سالم پابرجاست اما فقط پوست است، عین همان پوستی که از پروانه بر درختی مانده. به هر صورت سخن از یک بیماری است. عارضه ای از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری، رشد کرده است. مشخصات این درد را بجوییم و علت یا علت هایش را و اگر دست داد، علاجش را.

– آدم غرب زده هرهری مذهب است به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است.

– آدم غرب زده معمولا تخصص ندارد . همه كاره و هيچ كاره است. اما چون به هر صورت درس خوانده و كتابي ديده و شايد مكتبي ، بلد است كه در هر جمعي حرف هاي دهن پركن بزند و خودش را جا كند. شايد هم روزگاري تخصصي داشته است ، اما بعد كه ديده است در اين ولايت تنها با يك تخصص نمي توان خر كريم را نعل كرد ، ناچار به كارهاي ديگر هم دست زده است . عين پيرزن هاي خانواده كه بر اثر گذشت عمر و تجربه ساليان از هر چيز ي مختصر مي دانند ، و البته خاله زنكي اش را، آدم غرب زده هم از هر چيزي مختصر اطلاعي دارد منتها غرب زده اش را!

– فقط وقتي مي توان در اين مملكت دم از دموكراسي زد؛يعني تنها وقتي راي و اراده مردم ظاهر مي تواند بشود كه:

الف) از قدرت هاي بزرگ محلي و مالكان اراضي و بقاياي خان خاني سلب اختيار و نفوذ شده باشدكه مزاحم اعمال راي آزاد مردمند.

ب) وسايل انتشاراتي و تبليغاتي نه در انحصار حكومت هاي وقت، بلكه نيز در اختيار مخالفان حكومت وقت گذاشته شده باشد..

ج) احزاب به صورت واقعي و نه در لباس دسته بندي هاي حقير سياسي قدرت عمل پيدا كرده باشد و قلمرو وسيع يافته باشند.

د) از دخالت قواي تاميني و (سازمان امنيت)در كارهاي كشوري به شدت جلوگيري شده باشد.

– روحانيت به حق و به جا مي توانست و مي بايست به سلاح دشمن مسلط شود و از ايستگاه هاي فرستنده راديو تله ويزيوني مخصوص به خود –از قم يا مشهد-هم چنان كه در واتيكان مي كنند، به مبارزه با غرب زدگي ايستگاه هاي دولتي و نيمه دولتي بپردازد.

– آمار دقيق نشان مي دهد كه ايران از لحاظ موسسات آرايشگري و سلماني شانزدهمين كشور دنيا است …در تهران 47000 سلماني وجود دارد … با مقايسه با لندن كه 4200 سلماني و 3900 سلماني مسكو، نشان مي دهد كه در چند سال اخير مردم تهران به حفظ ظاهر خود اهميت مي دهند.

– در قلمرو فرهنگ مشهور است و هم هم مي دانند كه مدرسه هاي ما كارمند مي سازند يا ديپلمه بي كاره تحويل مي دهند.

– ما كه در هنر هاي محلي ، در قالي بافي و كاشي كاري و خاتم سازي و مينياتور ، چنان ريزبين بوده ايم و هستيم ، تعجب است كه چرا در كار ماشين چنين گشاد بازيم!

منبع: http://rooznegariha.blogfa.com/post-70.aspx

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه