جنبش اشغال وال‏ استریت و فرسایش سرمایه تمدنی:نگاهی به جنبه های اجتماعی تحولات غرب

زمان انتشار: ۰۰:۲۴ ۱۳۹۰/۱۲/۱۲

جنبش ضد سرمایه‏داری یا آنچه که وال‏استریت را اشغال کنید، نامیده می‏شود، در روزنامه‏ها، نشریات، دانشکده‏های اقتصاد و صدا و سیما واکنش‏هایی را برانگیخته است. اما این واکنش‏ها عمدتاً اقتصادی- سیاسی هستند. صدا و سیما در حالی اخبار تحرکات ضد سرمایه‏داری را پوشش می‏دهد که تنها بهره‏برداری سیاسی را در دستور کار دارد و از عمق بخشیدن به آن طفره می‏رود. محتوای برنامه‏های این سازمان معظم حاکی از آن است که یا خشنودی صدا و سیما از فروپاشی سرمایه‏داری، از ته دل نیست یا دست‏اندرکاران محترم این مجموعه درک درستی از مضمون فروپاشی ندارند. چرا که بلافاصله پس از پخش خبر بحران اقتصادی غرب، خبر دیگری از رشد شاخص‏های بورس در ایران را گزارش می‏کنند. در حالی که فروپاشی سرمایه‏داری، فضای گسترده‏ای را پیش روی سازمان گشوده است.

جنبش ضد سرمایه‏داری یا آنچه که وال‏استریت را اشغال کنید، نامیده
می‏شود، در روزنامه‏ها، نشریات، دانشکده‏های اقتصاد و صدا و سیما واکنش‏هایی را
برانگیخته است. اما این واکنش‏ها عمدتاً اقتصادی-  سیاسی هستند. صدا و سیما
در حالی اخبار تحرکات ضد سرمایه‏داری را پوشش می‏دهد که تنها بهره‏برداری سیاسی را
در دستور کار دارد و از عمق بخشیدن به آن طفره می‏رود. محتوای برنامه‏های این
سازمان معظم حاکی از آن است که یا خشنودی صدا و سیما از فروپاشی سرمایه‏داری، از
ته دل نیست یا دست‏اندرکاران محترم این مجموعه درک درستی از مضمون فروپاشی ندارند.
چرا که بلافاصله پس از پخش خبر بحران اقتصادی غرب، خبر دیگری از رشد شاخص‏های بورس
در ایران را گزارش می‏کنند. در حالی که فروپاشی سرمایه‏داری، فضای گسترده‏ای را
پیش روی سازمان گشوده است.

اولین مسئله، تحلیل اجتماعی فروپاشی غرب است. اهمیت این نکته از این
جهت است که فروپاشی سرمایه‏داری، بیش از آن که مربوط به حوزه اقتصاد باشد، مرتبط
با حوزه فرهنگ و اجتماع است. به عبارت دیگر، سرمایه‏داری قادر است از هر بحرانی
فرصتی بسازد، اما چه فرصتی؟ فرصتی که اگر چه به لحاظ اقتصادی و بر روی تخته سیاه
دانشگاه، قابل تأمل است اما در عرصه جامعه و فرهنگ، چالشی بزرگ را پیش روی آن قرار
می‏دهد. بطور مثال هنگامی که جامعه با فروپاشی خانواده روبرو می‏شود، سرمایه‏داری
فروش مایحتاج جنسی را دستمایه کسب و کار قرار می‏دهد و نمودار عرضه و تقاضا نیز
همه چیز را بسامان تصویر می‏کند. یا هنگامی که سخن از نابودی محیط زیست به میان
می‏آید، محیط زیست دستمایه قرار می‏گیرد و بورسی از فروش تصاویر طبیعت، تورهای
کویرگردی، روستاگردی، باغ وحش و… رونق می‏گیرد و البته تخته سیاه هیچ کلاس
اقتصادی درباره کسانی یا چیزهایی که در عرضه و تقاضا حضور ندارند، حرفی نمی‏زند.
انسانها، طبیعت و جانوران تنها هنگامی ارزشمند هستند که در کفه عرضه یا تقاضا وزنی
داشته باشند.

تحلیل اجتماعی مسئله صورت دیگری نیز دارد. نگاهی به ساختار جمعیتی پیر
در غرب نشان می‏دهد پتانسیل شورش‏ها و اجتماعات اعتراضی در این جوامع تا چه میزان
ناچیز است. در واقع اهمیت شلوغی‏های پاریس، نیویورک، لندن، آتن، برلین و… هنگامی
روشن می‏شود که بدانیم این سر و صدا متعلق به جمعیت پا به سن گذاشته است که
محافظه‏کاری تا عمق مغز استخوان‏شان نفوذ کرده و خبری از ماجراجویی و هیجانات
جوانی در آن‏ها نیست. گو این که همان اندک شور جوانی نیز در بازار سرخوشی سکس،
مخدر، الکل و خشونت به قیمت پایینی معامله شده است.

کار به همین جا ختم نمی‏شود. جوامع دارای پیشینه‏ی تاریخی مدنیت غربی،
اعتراضات شهروندانی را در کف خیابان‏های خود شاهد است که هیچ نهاد مدنی، حزب
سیاسی، اقلیت قومی- نژادی، گروههای سنی- جنسی و… توانایی فهم و نمایندگی ایشان
را ندارد. مطالبات جدیدی پدید آمده است که گروه‏های زنان، هم‏جنس‏خواهان، گنگ‏های
جوانان، احزاب چپ و راست و میانه‏رو و… از درک و نمایندگی آن عاجزند.

اگر این اعتراضات در یک جامعه بسته و جوان مانند پاکستان رخ می‏داد،
نه تنها جای تعجب نداشت، بلکه دست غول‏های رسانه‏ای غربی و شرقی همچون بی.‏بی.‏سی،
سی.‏ان.‏ان و غیره و قدرت‏های جهان مجازی نظیر تویتر، فیس‏بوک و قس علی‏هذا در آن
دیده می‏شد. به عبارت دیگر، تحریک بیرونی بعلاوه زمینه‏های جمعیتی و اجتماعی برای
این مسئله وجود داشت، اما چنین دست و پاهایی در بحران سرمایه‏داری غرب دیده
نمی‏شود مگر مسائل داخلی.

برگردیم به جمله‏ی مهمی که پیشتر به آسانی از آن گذشتیم. چه کسی گفته
است که سرمایه‏داری قادر است از هر بحرانی فرصتی بسازد؟ از چه زمانی این گزاره که
سرمایه‏داری با بحران زنده است، بر سر زبان‏ها افتاد؟ واقعیت این است که خود این
جمله نشان دهنده پذیرش بحران و کوتاه آمدن سرمایه‏داری- با داعیه صورت نهایی بسط
مدرنیته- از شعارهای عصر روشنگری است که می‏خواست بهشت زمینی توأم با رفاه و بدون
مرگ و ناراحتی بسازد. ترجمه سلیس گزاره «سرمایه‏داری با بحران زنده است» عبارت است
از: دیگر از بهشت خبری نیست. پایان تاریخ غربی با بحران تداوم می‏یابد و اگر کسی
از پذیرش این پایان افتان و خیزان سر باز بزند باید آماده جنگ تمدنی باشد.

جنبش «وال‏استریت را اشغال کنید» یا نشان دهنده ظهور علایم پایان
امریکا و ظهور ایدئولوژی دیگری است یا نشانه فرسایش سرمایه تمدنی غرب و ظهور تمدنی
دیگر. به عبارت دیگر، یا باید بزودی شاهد برآمدن فریاد ایسم دیگری باشیم که مترادف
است با مرگ لیبرالیسم امریکایی و یا منتظر تمدنی دیگر که مترادف است با مرگ تمدن
غرب.

دومین مسئله پیش روی صدا و سیما، درس‏های بحران غرب برای کشور ماست که
در محاصره سه‏گانه شوم بانک، بورس و بیمه است. در طول ده سال گذشته به سرعت بر
تعداد بانک‏های خصوصی در ایران افزوده شده است. مهم‏ترین فسادهای مالی کشور در
بانک‏ها رخ داده است و فضای عمومی جامعه را آلوده کرده است. بیمه‏ها مانند قارچ سر
بر می‏آورند و راه‏اندازی چندین و چند بورس در زمره افتخارات دولت‏هاست.
خصوصی‏سازی در کنار پول‏های سرشار معاملات ملکی، طلا و ارز و سابقاً خرید و فروش
خوردو، سیم‏کارت گوشی همراه و… حجم‏های گسترده ثروت و بالتبع شکاف طبقاتی را
پدید آورده است. مصرف نشانه شخصیت است و مدرک تحصیلی و منزلت اجتماعی با پول خرید
و فروش می‏شود. در عین حال اسلام که ما خود را حامی پیام آن می‏دانیم تنها گزینه
پیش روی بشر است.

سومین مسئله صدا و سیما پرداختن به مواضع کارشناسی گروه‏ها و
جریان‏های اجتماعی کشور فارغ از جهت‏گیری‏های سیاسی است. مسئله تحول در علوم
انسانی که پایه و مایه بحران سرمایه‏داری است و مواضع گروه‏های هزینه‏ساز نظام در
سال‏های گذشته و بویژه فتنه 88 باید مورد بازبینی قرار گیرد. باید به این سئوال
پرداخت که چرا با وجود بالا گرفتن بحران در غرب، این گروه‏ها از مواضع
زیرسئوال‏رفته خود دفاع نمی‏کنند؟ چه چیزی سبب جستجوی جریان سکولار در قفسه
مهره‏های سوخته خود شده است؟ آیا جریان مذکور با نبش قبر چپ‏های سابق فرار به عمق
تاریخ را در دستور کار قرار داده است؟ باید به اطلاع این دوستان برسانم که آنچه
شوروی را به موزه‏های تاریخ فرستاد بحران‏های فرهنگی- اجتماعی بود نه مباحثات
اقتصادی.

 نکته آخر، رسالت صدا و سیما در آگاهی بخشی به مردم است. ملت
انقلابی ایران با صبر و استقامت خود در آستانه تحقق رؤیای شکستن قدرتهای مستکبر
است. اما مرض مزمن دشمن مستکبر بی‏هزینه نیست. صدای آمبولانس، نگرانی بستگان، صدای
عزاداران، نفرین وابستگان معزا و البته خرما و حلوا از نتایج مرگ همسایه است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه