جنگ طبقاتی در جوامع سرمایه داری غرب و شرق

نویسنده: ٬

زمان انتشار: ۱۹:۵۱ ۱۳۹۲/۱۱/۱۳

در جوامع مستعمراتی و عقب نگهداشته شده، طبقه سرمایه دار و ثروتمند دارای خصلت دوگانه است. از طرفی برای به‌دست آوردن سود و منافع مادی بیشتر با طبقه حاکم و امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری در مواردی رقابت می‌کند زیرا خواستار بدست آوردن سهم بیشتری از غارت اقتصادی جامعه است و در همان حال برای حفظ منافع طبقاتی اش حافظ نظام اقتصادی و شیوه تولید مسلط نیز می‌باشد این طبقه در مواردی می‌کوشد برای بدست آوردن قدرت در نظام سیاسی و فرهنگی و شرکت در دولت و حکومت برای بدست آوردن منافع بیشتر و تثبیت موقعیت طبقاتی با تظاهر به جانبداری از خواست‌های‌‌‌‌ طبقات محروم با طرح شعارهای سیاسی و فرهنگی و تظاهر به جانبداری از حقوق محرومین با حفظ ساختار اقتصادی و شیوه تولید مسلط حاکم، رهبری مبارزات ضد استعماری و حق طلبانه توده محروم را بدست گیرد.

‌‌‌‌‌پرفسور شاپور رواسانی، متولد ۱۳۱۰ در گیلان است. وقتی در ماجرای پایین کشیدن مجسمه شاه در میدان شهرداری رشت و تظاهرات ۳۰ تیر ۱۳۳۱ در دوره پهلوی در دادگاه محکوم شد، به صورت پنهانی از ایران خارج و به آلمان رفت تا ضمن فعالیت در جبهه ملی خارج از کشور که برخلاف جبهه ملی داخل کشور، گرایشات سوسیالیستی داشت، در رشته علوم سیاسی ادامه تحصیل دهد. وی دکترای علوم سیاسی را از دانشگاه هانوفر گرفته و از ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۸ در دانشگاه اولدنبورگ درس اقتصاد اجتماعی کشورهای در حال رشد را ارائه کرده ‌است. از جمله آثار رواسانی در زمینه جامعه ‌شناسی و مردم‌شناسی می‌توان به «مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی»، «دولت و حکومت در ایران در دوره تسلط استعمار سرمایه‌داری»، «نادرستی فرضیه‌های نژادی»، «زمینه‌های اجتماعی هویت ملی» و «مفهوم اسلامیت و ایرانیت» اشاره کرد. پروفسور رواسانی اگر چه استاد بازنشسته دانشگاه اولدنبورگ و ساکن ایران است اما همچنان برای تدریس در دانشگاه‌های آلمان دعوت می‌شود. پیش از این مصاحبه (لیبرال‌ها با الفاظ بازی می‌کنند/ در این دولت وابستگی ما به خارج تشدید خواهد شد) و یادداشت (پرفسور رواسانی از جامعه شناسی اسلامی-ایرانی می گوید)  از ایشان در این پایگاه منتشر شده بود. یادداشتی که در اختیار خوانندگان قرار می گیرد درباره نبرد طبقاتی در جامعه سرمایه داری غرب و شرق است.

غم این خفته چند

‌‌‌‌‌ ‌‌‌ خواب در چشم ترم

‌‌‌‌‌ ‌‌‌ می‌شکند.

«نیما یوشیج»

ـ جنبش ضد سرمایه‌داری

[ توضیح: اصطلاح چپ در فرهنگ سیاسی جوامع اروپایی پس از انقلاب بورژوآزی در فرانسه به تقلید از رفتار اعضای سنای رُم به مخالفین دولت و پس از توسعه و استقرار شیوه تولید ‌سرمایه‌د‌اری در اروپا به افراد و سازمانهایی اطلاق می‌گردد که مخالف این شیوه تولید باشند. این اصطلاح سیاسی همراه با نفوذ فرهنگ غرب به تدریج وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران شد و از آن زمان بجا و یا بی جا در مورد افراد و سازمانهای مختلف بکار رفته و می‌رود.]

جامعه‌شناسان فرانسوی پس از بررسی وقایع سیاسی و اجتماعی در آسیای جنوب شرقی اصطلاح گذر به چپ PASSAGE A GAUCH ( پاساژ آگوش) را برای نامگذاری مرحله جهت گیری مبارزات طبقاتی و ضد استعماری محرومین جامعه مستعمراتی در دوران مبارزه علیه سلطه امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری و طبقه کُمپرادور١ برای استقرار حاکمیت و مالکیت محرومین جامعه در زمینه اقتصاد بکار برده اند. در این مرحله از مبارزه، خواست اکثریت محروم و فقیر جامعه نه فقط اجرای تغییرات سیاسی و فرهنگی بلکه علاوه بر آن بطور مشخص تغییر اقتصادی در جهت منافع طبقات محروم نیز هست. تا شیوه مسلط تولید نیز تغییر کند.

از آنجا که در مستعمرات و کشورهای عقب نگه‌داشته شده شیوه تولید مسلط شیوه تولید مستعمراتی است و اقتصاد جامعه فقیر بطور عمده تحت مالکیت امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری و طبقه کُمپرادور قرار دارد در مرحله تکاملی از مبارزات، توده مردم برای رهایی از امپریالیسم و طبقه کُمپرادور، خواستار تغییر ساختار اقتصادی نیز می‌گردند. (مخالفت با شیوه تولید مستعمراتی مخالفت با شیوه تولید امپریالیستی نیز می‌باشد)٢ تا به سلطه امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری و طبقه حاکم بطور قطع پایان داده شود. باید توجه نمود که مراد از استقرار عدالت، احقاق حقوق محرومین و رهایی اکثریت از فقر و ظلم و تجاوزات طبقاتی است. مسئله اساسی در این جوامع در جهت تلاش برای استقرار عدالت و بدست آوردن استقلال سیاسی و کشف هویت فرهنگی در جهت دفاع از حقوق بشر و حق حیات بطور عمده تغییر شیوه تولید مسلط می‌باشد تا به سلطه نظام طبقاتی اقلیت حاکم کُمپرادور که حافظ منافع اقتصادی کشورهای ‌سرمایه‌د‌اری استعماریست پایان داده شود. تجارب و وقایع تاریخی در قرون اخیر در دوره‌‌ای که با پیدایش و سلطه کلنیالیسم و امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری آغاز شده اثبات می‌کنند تا زمانی که شیوه تولید مسلط در جهت استقرار حاکمیت و مالکیت اکثریت مردم مستعمرات و کشورهای عقب نگهداشته شده در این جوامع تغییر نکند و تثبیت نشود تغییرات سیاسی و فرهنگی نمی توانند موجبات رهایی عامه مردم از فقر و ظلم، استثمار و استعمار، عقب ماندگی و جهل فرهنگی و بردگی سیاسی را فراهم سازند و غارت اقتصادی از جانب کشورهای ‌سرمایه‌د‌اری استعماری با همدستی و معاونت یاران و شرکاء و نوکران داخلی آنان در این جوامع ادامه خواهد یافت و تا زمانی که غارت اقتصادی ادامه یابد بردگی و اسارت سیاسی و فرهنگی نیز ادامه خواهد داشت.

بررسی تغییرات اجتماعی و بطور کلی طبقاتی هر جامعه معین در دوره معین تاریخی و این امر که آیا واقعاً در یک جامعه معین ـ انقلاب صورت گرفته و توده مردم از قید و بند غارتگری‌های طبقاتی و امپریالیستی نجات و رهایی یافته اند، باید با توجه به وحدت انفکاک ناپذیر سه عنصر سیاست، فرهنگ و اقتصادو در چگونگی همه حوادث و تغییرات اجتماعی صورت گیرد. ـ تجارب تاریخی و بررسی‌های دگرگونی‌های اجتماعی در جوامع جهانی اثبات کرده اند که اگر در جامعه‌‌ای در نتیجه انقلاب فقط یک یا دو عامل از این سه عنصر یاد شده در جامعه تغییر کند و عامل و یا عوامل دیگر در رابطه و هماهنگ با عامل تغییر یافته، دگرگون نشود و به همان ساختار گذشته باقی بماند بازگشت کل جامعه پس از مدتی کوتاه و یا طویل به همان ساختار اجتماعی، اقتصادی و طبقاتی دوران قبل از انقلاب قطعی و امری حتمی خواهد بود. بررسی‌های تاریخی هم چنین نشان می‌دهند اگر در جامعه‌‌ای بر اثر انقلاب مردمی دگرگونی‌های سیاسی و فرهنگی رخ دهد، اما ساختار اقتصادی (شیوه تولید مسلط) همراه و متناسب با شعار‌های سیاسی و فرهنگی تغییر نکند پس از مدتی، همان محتوای سیاسی و فرهنگی جامعه قبل از انقلاب ـ با تغییر ظواهرـ بشکل جدیدی مجدداً ظاهر می‌شود و این بار «طبقه جدید» کُمپرادور، با چهره جدید سیاسی و فرهنگی، در عمل همان نقش طبقه حاکم سابق پیوسته به استعمار ‌سرمایه‌د‌اری (کُمپرادور) را برعهده گرفته و عملی می‌سازد در نتیجه آن غارتگری امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری به شکل جدید و هم چنین محرومیت و فقر توده‌های محروم ادامه می‌یابد. لذا می‌توان گفت که چون در چنین جامعه‌‌ای از حرکت بسوی استقرار عدالت(تغییر ساختار اقتصادی) جلوگیری شده سلطه طبقه غارتگر حاکم و امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری در شکل و لباس نوینی ادامه یافته است.

بررسی اجتماعی قیامهای مردمی علیه امپریالیسم در مستعمرات و کشورهای عقب نگه‌داشته شده نشان می‌دهد که با اوج گرفتن و ادامه مبارزات ضد استعماری و طبقاتی در جوامع مستعمراتی و عقب نگهداشته شده در جریان ادامه این مبارزات بر اثر افزایش قدرت سازمانی و نفوذ اجتماعی نمایندگان و جانبداران طبقات محروم در رهبری جنبش، مرحله به مرحله علاوه بر خواستهای سیاسی و فرهنگی، مسائل اقتصادی و در این رابطه مسائل طبقاتی (ساختار اقتصادی، مسئله تولید مسلط) نیز در جامعه انقلابی مطرح گشته و با حرکت محرومین بسوی عدالت به تدریج رهبری جنبش از دست نمایندگان طبقات حاکم و مرفه که فقط خواستار تغییرات سیاسی و فرهنگی بوده، مسائل طبقاتی را مطرح نکرده و برای جلب توده‌های محروم به ارائه شعارهای عام عدالتخواهانه قناعت کرده‌اند خارج گشته و مسئله تغییر نظام اقتصادی حاکم، از جانب محرومین به تدریج مسئله اصلی انقلاب می‌گردد.

چنانکه گفته شد جامعه‌شناسان فرانسوی این مرحله از حرکت نیروهای اجتماعی بطور عمده محرومین بسوی تغییرات اقتصادی در جریان انقلاب ها یا جنبش‌های ضداستعماری را گذرگاه چپ نام نهاده اند اما به نظر نگارنده با توجه به خواست محرومین در جوامع مستعمراتی و کشورهای عقب نگهداشته شده در جهت استقرار عدالت و نظام انسانی٣ علاوه بر سیاست، فرهنگ در اقتصاد برای پایان دادن، به مظالم طبقاتی ـ استعماری، می‌توان این حرکت را گذر به عدالت PASSAGE A JUSTICE (پاساژ آژوستیس) نام گذاشت. در مرحله گذر به عدالت دول استعماری می‌کوشند با اعلام موافقت با تغییرات سیاسی و فرهنگی و قبول پاره‌‌ای از درخواست‌های‌‌‌‌ اصلاح‌طلبانه طبقات مرفه از حرکت جنبش مردمی به‌سوی طرح احتیاجات اساسی توده محروم در زمینه اقتصاد که موجب تغییر شیوه تولید و اعلام حاکمیت جامعه بر اقتصاد می‌گردد جلوگیری نمایند تا به منافع اقتصادی امپریالیسم لطمه‌‌ای وارد نشود. در چنین مرحله‌‌ای است که بر اثر این توافق میان نمایندگان طبقات مرفه، سرمایه داران، ملاکین، تجار بزرگ و بخشی از روشنفکران که هنوز در رهبری جنبش صاحب قدرت‌اند با امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری، نمایندگان این طبقه اعلام می‌نمایند که با تغییر نظام سیاسی و فرهنگی انقلاب نیز پایان یافته است.

برای بررسی اجتماعی مرحله گذر به «چپ» یا چنانکه گفته شده مرحله گذر به عدالت توجه به نکات ذیل ضروریست:

ـ در جوامع مستعمراتی و عقب نگهداشته شده، طبقه سرمایه دار و ثروتمند دارای خصلت دوگانه است. از طرفی برای به‌دست آوردن سود و منافع مادی بیشتر با طبقه حاکم و امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری در مواردی رقابت می‌کند زیرا خواستار بدست آوردن سهم بیشتری از غارت اقتصادی جامعه است و در همان حال برای حفظ منافع طبقاتی اش حافظ نظام اقتصادی و شیوه تولید مسلط نیز می‌باشد این طبقه در مواردی می‌کوشد برای بدست آوردن قدرت در نظام سیاسی و فرهنگی و شرکت در دولت و حکومت برای بدست آوردن منافع بیشتر و تثبیت موقعیت طبقاتی با تظاهر به جانبداری از خواست‌های‌‌‌‌ طبقات محروم با طرح شعارهای سیاسی و فرهنگی و تظاهر به جانبداری از حقوق محرومین با حفظ ساختار اقتصادی و شیوه تولید مسلط حاکم، رهبری مبارزات ضد استعماری و حق طلبانه توده محروم را بدست گیرد.

دول استعماری با همکاری بخشی از رهبران وابسته به طبقات مرفه جنبش برای جلوگیری از حرکت جامعه بسوی تغییر ساختار اقتصادی برای گذر بسوی عدالت و به اجرای شیوه ایی می‌پردازند که به آنان اشاره می‌شود:

١– سازش با بخشی از رهبران جنبش، با قبول تغییرات سیاسی و فرهنگی و در صورت لزوم قبول نظام سیاسی و ساختار فرهنگی جدید، همراه با پاره‌‌ای اصلاحات اقتصادی در چارچوب ساختار اقتصادی موجود(شیوه تولید مسلط) برای آرام کردن امواج جنبش مردم محروم.

٢– برخورد خشن – و در مواردی ترور – بخشی از رهبران انقلاب و جنبش ضد استعماری که علاوه بر تغییرات نظام سیاسی و ساختار فرهنگی، در جهت رهایی محرومین جامعه از فقر و ظلم خواستار تغییر نظام اقتصادی و شیوه تولید مسلط اند و میخواهند با اجرای برنامه‌های‌‌‌‌ اقتصادی و استقرار حاکمیت و مالکیت جامعه بر اقتصاد، عدالت اجتماعی را مستقر ساخته و مانع ادامه غارت منابع طبیعی و حاصل کار مردم از جانب یک اقلیت داخلی غاصب و استعمارگران (حرکت بسوی عدالت) گردند.

٣– مبارزه شدید فرهنگی و در مواردی پلیسی و نظامی، با افراد و سازمانهایی که مسائل طبقاتی و خواست‌های‌‌‌‌ محرومین را در جامعه مطرح مینمایند تا از حرکت و توسعه جنبش در جهت تغییر ساختار اقتصادی جلوگیری شود.

٤– با وارد کردن عناصر افراد جدید با قیافه اجتماعی و سیاسی جدید به حاکمیت (دولت و حکومت) موجبات تولد و رشد طبقه جدید را فراهم می‌سازند تا نظام اقتصادی بطور عمده و بر همان اصول گذشته اما با نام و قیافه جدید حفظ و به تدریج مقدمات استحاله در نظام سیاسی و فرهنگی در جهت منافع مشترک طبقه جدید و امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری نیز مرحله به مرحله و به آرامی فراهم گردد.

تشکیل طبقه جدید در حقیقت و عمل مرحله مقدماتی تشکیل و تکوین طبقه کُمپرادوربا ترکیب اجتماعی و سیاسی جدید است. در این مرحله وابستگان طبقه در حال تشکیل کُمپرادور در زمینه‌های‌‌‌‌ سیاسی و فرهنگی به مخالفت شدید با امپریالیسم خارجی تظاهر می‌نمایند اما با تغییر ندادن ساختار اقتصادی و سلب تدریجی مالکیت وسائل تولید عمده از جامعه و واگذاری آن به یک اقلیت ثروتمند (که به غلط بخش خصوصی نامیده می‌شود)٤ مقدمات همکاری و شراکت و بالاخره پس از رفع موانع سیاسی شرایط ترکیب با نظام ‌سرمایه‌د‌اری (امپریالیسم) را فراهم می‌نمایندـ از نظر اقتصادی تجمع ثروت و سرمایه در کشورهای ‌سرمایه‌د‌اری استعماری و فرار سرمایه از جمله اقدامات طبقه کُمپرادور جدید بشمار می‌رود.

وابستگان این طبقه در زمینه فعالیت‌های‌‌‌‌ فرهنگی می‌کوشند از انتشار آثار و نظریات درباره تحلیل طبقاتی جامعه جلوگیری نمایند و این امر جان کلام و محتوای اصلی سیاست فرهنگی امپریالیسم ‌سرمایه‌د‌اری و طبقه کُمپرادور در جوامع مستعمراتی و کشورهای عقب نگهداشته شده می‌باشد. هدف این است که فکر و فهم جامعه به زمینه‌های‌‌‌‌ سیاسی و فرهنگی مشخصی محدود مانده و مسئله اصلی گذر به عدالت یعنی تغییر ساختار اقتصادی جامعه به نفع اکثریت اصولاً مطرح نگردد.

با توجه به آنچه که گفته شد و بررسی حوادث سیاسی و اجتماعی در بسیاری از کشورهای عقب نگهداشته شده می‌توان تاکید نمود که این حق و وظیفه نیروهای اجتماعی جانبدار محرومین و عدالتخواهانه در این سرزمین هاست که در مرحله بدست آوردن و یا پس از پیروزی در زمینه سیاسی و اجتماعی علیه حکام ظالم این سئوال را بطور وسیع در جامعه مطرح نمایند که چرا مسئله تغییر ساختار اقتصادی (شیوه مسلط تولید) در جهت استقرار عدالت و احقاق حقوق اکثریت محروم مطرح نمی گردد و یا تغییر نمی یابد و چرا قدرت اقتصادی از یک اقلیت سلب نمی گردد؟

ـ جنبش ضد ‌سرمایه‌د‌اری

به نظرمی رسد با توجه به ساختار طبقاتی و شعارهای اجتماعی ـ اقتصادی تظاهرکنندگان در لندن، رم، مادرید، ینویورک و سایر شهرهای مختلف ایالات متحده امریکا به مناسبت شرکت محرومین در تظاهرات می‌توان در مورد این جوامع نیز اصطلاح گذر به چپ (پاساژ آگوش) را بکار برد.

سران حزب جمهوری‌خواه امریکا در بیانات خود درباره حوادث اجتماعی در امریکا اصطلاح «جنگ طبقاتی» را به‌حق و به درستی بکار برده‌اند زیرا در حقیقت آنچه که در این کشورها، در حال توسعه می‌باشد جنگ طبقاتی است:

« ـ «یک درصد از جمعیت امریکا ٣٤ درصد از عواید ملی را تصاحب می‌کند.»

ـ «در واشنگتن یکی از سه کودک غذای کافی برای خوردن ندارد.»

ـ «شرایط زندگی حیوانات خانگی ثروتمندان در امریکا از شرایط زندگی اطفال خانواده‌های‌‌‌‌ متوسط و فقیر بهتر است.»

ـ سازمان سیاCIA  در گزارش خود اعتراف می‌کند که امریکا در مورد عدم تساوی طبقاتی در ردیف کشورهایی مانند اوگاندا، کامرون و ساحل عاج قرار دارد.

ـ خشم سیاهان و مهاجرین امریکای لاتن مقیم امریکای شمالی و طبقه متوسط سفید پوست امریکا در حال افزایش است.

ـ فقر و بیکاری ادامه دارد و در حال افزایش است.« ٥

به نظر می‌رسد جنگ طبقاتی در امریکا در ماه‌های اخیر بعلت افزایش فقر و تعداد فقرا، بیکاری و بیکاران با وضوح و شدت بیشتری از گذشته توسعه یافته است.

باید توجه داشت که این جنگ طبقاتی هنوز در مراحل اولیه رشد و تکوین قرار دارد چون هنوز فاقد رهبری، برنامه و سازمان است، گرچه در این جهت حرکت می‌کند. اما با بررسی وقایع تاریخی می‌توان دریافت که تحولات اجتماعی در مراحل اولیه با اعتراض‌های‌‌‌‌ پراکنده نسبت به نظام حاکم آغاز می‌کردند و سپس مرحله به مرحله رشد و تکامل یافته، رهبری و سازمان می‌یابند. شعارهائی که از جانب تظاهر کنندگان ضد ‌سرمایه‌د‌اری در شهرهای اروپا و امریکا مطرح شده و می‌شوند نشان می‌دهند که محتوای اصلی جنبش اعتراض اجتماعی علیه نظام ‌سرمایه‌د‌اری ست ـ نظام وحشیانه‌‌ای که در آن یک اقلیت حاکم بر اقتصاد، بر جان و مال و افکار و بطور کلی حیات اکثریت مردم سلطه دارد و ار آنان به نفع خود بهره کشی می‌نماید. ـ طبقه حاکم در چنین نظام و شیوه تولیدی برای حفظ امتیازات طبقاتی خود از ارتکاب انواع جنایات نسبت به افراد جامعه خود و یا سایر جوامع رویگردان نیست.(تجاوز نظامی طبقه حاکم امریکا به عراق و افغانستان).

چنانکه اخبار منتشر شده در جراید تایید می‌نمایند پس از توقیف ∙∙٧ نفر در نیویورک (سپتامبر ١١∙٢) جنبش طبقاتی معترضین به نظام اقتصادی امریکا تحت عنوان «وال استریت را اشغال کنید» OCCUPY WALL STREET [وال استریت محله و مرکز تجمع بورسها و بانک‌های‌‌‌‌ در نیویورک] در اکثر شهرهای امریکا(بیش از ∙∙٨ شهر) توسعه یافت و هر روز هم بیشتر توسعه می‌یابد.[تصرف وال استریت یعنی تصرف مغز و مرکز ‌سرمایه‌د‌اری ، بورسها و بانک‌های‌‌‌‌ مقتدر در یک کشور ‌سرمایه‌د‌اری ].

در بررسی ماهیت اجتماعی ـ طبقاتی جنبش (وال استریت را تصرف کنید) می‌توان به بخشی از شعارهای اعلام شده معترضین که هر روز و در هر ناحیه در حال افزایش است و از نمایندگان اقشار و گروههای متفاوت اجتماعی تشکیل شده توجه نمود:

« ـ ‌سرمایه‌د‌اری همان جنایت سازمان یافته است.

ـ ما را حراج کرده‌اند.

ـ علائق و منافع دو هزار نفر طبقه بالا در نظام حاکم است، نه علائق ومنافع مردم.

ـ ساختار سیاسی ما در خدمت اقتصاد، یک درصد معروف که مرتباً ثروتمندتر می‌شود، قرار دارد.

ـ ما ٩٩ % هستیم.

ـ امریکا نباید بیش از این تحت حکومت یک عده انگشت شمار از افراد فوق العاده ثروتمند، روسای شرکت ها، دلالان سیاسی آنان و بانک‌های‌‌‌‌ وال استریت باشد.»٦

با توجه به اینکه تظاهرات و اعتراض ها علیه سلطه بانک ها در شهرهای مختلف اروپا و امریکا ادامه دارد و جنبش (وال استریت را تصرف کنید) هر روز بیشتر توسعه می‌یابد می‌توان گفت دوران تازه‌‌ای در تاریخ بشر که با فروپاشی شوروی آغاز شده بود وارد مرحله جدیدی شده است.٧

ـ اما نکته مهمی که توجه بدان ضروریست این است که در شرایط بحران اقتصادی و اجتماعی کنونی جهان ـ اغلب دول ‌سرمایه‌د‌اری می‌کوشند با دخالت هر چه بیشتر در زمینه اقتصاد و محدود نمودن بخش خصوصی حتی المقدور از سقوط خود جلوگیری نمایند اما در پاره‌‌ای ازکشورهای عقب نگهداشته شده دولت ها می‌کوشند با توسعه هر چه بیشتر مالکیت بخش خصوصی با واگذاری اموال عمومی(اموال دولتی) به یک اقلیت از حرکت بسوی عدالت بازمانده و موجبات سقوط خود را فراهم نمایند.

ـ شرکت کنندگان در جنبش ضد نظام ‌سرمایه‌د‌اری در تجمع خود در برابر مراکز بانک و بورس ها در نیویورک، فرانکفورت، رم و بسیاری از شهرهای اروپا و امریکا این سئوال اساسی و مهم را مطرح کردند که : چرا یک اقلیت قدرت اقتصادی را در دست دارد؟(سلطه اقلیت بر اقتصاد وجه مشترک شیوه‌های‌‌‌‌ تولید برده داری، فئودالیسم، شیوه تولید مستعمراتی و ‌سرمایه‌د‌اری می‌باشد.)

طرح این سئوال اساسی از طرف مردم نشان می‌دهد که افکار عمومی در اروپا و امریکا بالاخره متوجه جنایات نظام ‌سرمایه‌د‌اری و مسئله اصلی آن که سلطه یک اقلیت (بخش خصوصی) بر اقتصاد باشد، شده است.

با توجه به شعارهای مطرح شده در این جنبش تاریخی می‌توان دریافت که افکار عمومی در شهرهای اروپا و امریکا بالاخره به وحدت اقتصاد با سیاست و فرهنگ پی برده و دیگر حاضر نیست فریب شعارهای فرهنگی و سیاسی را که از طرف اقلیت حاکم که مدعی استقرار حاکمیت مردم (دموکراسی) هستند، قبول کنند.

باید توجه داشت که این سئوال (چرا یک اقلیت قدرت اقتصادی را در دست دارد) محتوای اصلی نظام ‌سرمایه‌د‌اری را که جان کلام آن سلطه یک اقلیت بر اقتصاد است مطرح می‌کند. طرح این سئوال از جانب معترضین به ‌سرمایه‌د‌اری در اروپا و امریکا، که مخالفت خود را با سلطه اقلیت بر اقتصاد (بخش خصوصی) اعلام می‌کنند نشان می‌دهد که زمینه اجتماعی این جنبش با زمینه اجتماعی جنبش بسوی عدالت در مستعمرات و کشورهای عقب نگهداشته شده به تدریج نزدیک می‌شود. زیرا بالاخره این حقیقت تاریخی را درک کرده‌اند که تا زمانی که اقتصاد جامعه‌‌ای در تصرف یک اقلیت بماند (نام نظام هرچه باشد)، سیاست، فرهنگ و سازمان دولت (مجریه، قضائیه، مقننه) آن جامعه نیز در تصرف و خدمت همان اقلیت خواهد ماند. در چنین جوامعی نمی‌توان از حاکمیت مردم (دموکراسی)، آزادی عقاید و اجرای قانون ـ که بدان تظاهر می‌شودـ سخنی به‌ میان آورد.

منابع:



١ـ رواسانی، شاپور. درباره طبقه کُمپرادور، طبقه پیوسته به امپریالیسم سرمایه داری در مستعمرات و کشورهای عقب نگهداشته شده، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی شماره ٢٨٣ بهار ∙١٣٩ ص ٨١ ـ ٧٤ .

ـ این اصطلاح KOMPRADOREN KLASSE طبقه پیوسته به استعمار نخستین بار توسط نگارنده در مقالات فارسی (و سپس آلمانی) در بررسی ساختار طبقاتی جامعه ایران در دوره سلطه استعمار سرمایه داری بکار رفت این طبقه علاوه بر سرمایه داران وابسته، گروههای اجتماعی – طبقاتی دیگری مانند ملاکین و تجار بزرگ، خوانین، نظامیان، سیاستمداران بخشی از روشنفکران و روحانیون و بسیاری از مشاغل دیگر را هم دربرمی گیرد که با یکدیگر و با امپریالیسم سرمایه داری یک وحدت طبقاتی را می سازند.

لازم به یادآوریست که بدون شناخت چگونگی بوجود آمدن و ساختار عناصر تشکیل دهنده این طبقه در هر کشور معین در دوره معین نمی توان علل وقوع حوادث و دگرگونی های سیاسی فرهنگی و اقتصادی را توضیح داد و جامعه مستعمراتی و یا کشور عقب نگهداشته شده را بدرستی شناخت. واژه طبقه وابسته به استعمار KOMPRADOREN KLASSE از سال ∙١∙٢ میلادی در فرهنگستان علوم اجتماعی کشورهای اروپائی (آلمان) وارد شده است.

ن – ک رواسانی، شاپور. مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی تهران ١٣٨٦ نشر امیرکبیر ص ٧١ – ٦٥ و١٦٤- ١٥٨

2ـ شیوه تولید امپریالیستی چیست؟ اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی شماره ٢٥٢ ـ٢٥١ ص ٢٢٩ ـ ٢٢٤ .

3ـ نظام اجتماعی ـ انسانی؛ رواسانی، شاپور. مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی تهران ١٣٨٦ نشر امیرکبیر ص ٢٥ ـ١٧.

ـ عدالت چیست؟؛ رواسانی، شاپور. مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی تهران ١٣٨٦ نشر امیرکبیر ص٣٧٦ ـ ٣٦١ .

٤ ـ خصوصی سازی خواست شرکت های چند ملیتی؛ رواسانی، شاپور. مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی تهران ١٣٨٦ نشر امیرکبیر ص ٣٢ ـ٢٧ .

٥ – ـ http://www.tagesschau.de/ausland/newyork212.html

(Wall-Street-Kritiker kuendigen heissen Herbst an tagesschau.de)

٦ـ همانجا

٧ـ رواسانی، شاپور. آیا دوران تازه ای در تاریخ بشر آغاز شده است؟؛ اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی ١٣٨٥ شماره ٢٣٤ ـ٢٣٣ ص ٦٨ ـ ٦٤ .

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه