گفتاری از مهندس حسینعلی عظیمی

جهادسازندگی؛ دیروز و امروز

زمان انتشار: ۱۵:۲۳ ۱۳۸۹/۱۱/۱۶

آقای مهندس عظیمی، از فرماندهان سابق پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد و هم‌اکنون مشاور وزیر جهادکشاورزی و مدیرعامل کانون سنگر‌سازان بی‌سنگر است. این مطلب، از مجموعه سرمقاله‌های اخیر ایشان در نشریه کانون مذکور، انتخاب و تدوین شده است.

«بزرگترین خطر این نیست که ما از رفتن باز بمانیم یا خسته شویم؛ بزرگترین خطر این است که چشم‌انداز ترسیم‌شده و هدف‌های تعریف‌شده را گم کنیم و نبینیم. نگذارید غبارها و ابرها جلوی این هدفها و آرمان‌ها را بگیرد»(رهبر معظم انقلاب، در مراسم بیعت جهادگران جهادسازندگی، 20/03/68)

انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)، برای تمامی ابزارهای مدیریتی کشور، الگویی همسو با فرهنگ ایرانی و اسلامی تعریف کرد. اما متأسفانه همه آنها جدی گرفته نشد و یا تداوم پیدا نکرد. اگر امروز به پشتوانه نیروی نظامی سپاه و حمایتهای مردمی بسیج از میهن اسلامی، به خود می‌بالیم،‌ ناشی از خلاقیت امام در شکل‌دهی سازمان‌هایی عجین‌شده با فرهنگ مردم ایران است. جهادسازندگی نیز به عنوان یک ساختار بومی ایرانی می‌توانست حلال بخش قابل توجهی از مشکلات فعلی باشد. جهادسازندگی مبتکر و شروع‌کننده بسیاری از حرکتهای مهم در انقلاب اسلامی بوده و همین موضوع موجب دلگرمی و توجه مسئولان نظام بود. اما متأسفانه درخت تنومند جهاد قطع شد. بیست سال است که حضور جهادسازندگی در کنار دیگر فعالان در پیشرفت کشور، مانند اوایل انقلاب و دفاع مقدس نیست.
امام با دست خط مبارک‌شان شهدای سنگرسازان بی‌سنگر، این سازندگان پرشور و نشاط اسلامی را «بهترین الگو برای جوانان مسلمان ما» اعلام فرمودند ولی بی‌اطلاعی بهت‌انگیز نسل جوان ما از تاریخ باشکوه پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد (پ.م.ج.ج) و شیوه مدیریت این سازندگان جبهه‌های جنگ، دل همه دلسوزان بصیر انقلاب را به درد می‌آورد. نسل جهادی جدید کشور، نمی‌دانند که پ.م.ج.ج یک نیروی مهندسی-رزمی بود که در کنار و حتی گاهی جلوتر از دو نیروی دیگر (ارتش و سپاه) سالها در جبهه خدمت کرد. البته این خدمت،‌ رزمی و تخریبی نبوده و در قالبهای فنی و سازندگی بود.
این تشکیلات،‌ با سازمانی نبوغ‌آسا، حول محور عشق،‌ با همت مضاعف، شجاع در تصمیم‌گیری، دارای اخلاص و تواضع در عمل، توانمند در جذب و استفاده از همه‌ی نیروهای فعال و دانشمند کشور و نیز کارآیی، بهره‌وری و سرعت بالا،‌ کارهایی را انجام داد که از هیچ سازمان دیگری ساخته نبود. ولی این تشکیلات شگفت‌انگیز، با کمال تأسف، همراه با بسیاری از نیروهای فداکار، متواضع و بی‌ادعای جبهه‌ها، حدود بیست سال قبل،‌ تکه‌تکه شد و به خانه‌ها رفت. حقیقت این است که آن سازمان، یک دستاورد گرانقدر نرم‌افزاری برای انقلاب اسلامی و حاصل هدایای الهی به قلب هزاران جهادگر بود که بدون ضبط و ثبت،‌تنها در سینه‌ی فداکاران بی‌ادعا محدود شده و پرداخت آن برای نسل‌های بعدی، به راحتی مقدور نیست.

***

تأکیدات مقام معظم رهبری، بر همت، تلاش و تقویت روحیه‌ی استقلال و راه‌حل‌های منطبق با فرهنگ اسلامی، جهادگران نسل اول انقلاب را به یاد تشکیلات و نیروهای پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد می‌اندازد. برخی سخنان ایشان، مثل گلایه‌ای که سال گذشته درخصوص بی‌توجهی به بحث اصلاح الگوی مصرف داشتند، نشان‌دهنده آن است که دولت و دستگاه‌های اجرایی به تنهایی نمی‌توانند همه بارها را به دوش بکشند و نیاز به حضور مردم و نخبگان جامعه برای حل مشکلات کشور دارند.
جهادسازندگی و روحیه جهادی از تفکراتی است که در انقلاب اسلامی شکل گرفت که بی‌شک، ریشه در ایثار و فرهنگ کربلا دارد. هردلاوری در میدان جنگ کربلا قصد مبارزه و شکست دشمن داشت، ولی حضرت عباس(ع) اینگونه نبود و چشم به فرمان رهبر و مولای خود بود. ادب قمر بنی‌هاشم تا سرحد کمال است و اینکه در جنگ کاری را انجام دهد که در اولویت مبارزه نیست، خود نشان ایثار است. ابالفضل(ع) صاحب قدرت بود و بهتر از دیگر اصحاب می‌توانست بجنگد، اما به میدان نرفت و طبق فرمان ولی خود، ساقی کربلا شد. کاری که ممکن است در نگاه دیگران، مهمتر از جنگ نباشد. الگوی جهادسازندگی، حضرت عباس(ع) است. ایثار، جهاد، مظلومیت و تابع فرمان رهبر بودن، نشان الگوپذیری از فرهنگ علقمه است. در دوران دفاع مقدس، همه رزمندگان طالب شهادت بودند اما هر کس راهی را برای رسیدن به کمال انتخاب می‌کرد، و جهادگران راه ایثار را برگزیدند. بیشتر افراد از فعالیت نیروهای پشتیبانی جنگ جهاد مطلع نبودند، اما جهادگران بدون اهمیت دادن به آن، کار خود را با تمام تلاش انجام می‌دادند.
شهیدآوینی ـ که خود از نیروهای جهادسازندگی بود – در جمله‌ای کوتاه، محتوای جهادسازندگی را تشریح می‌کند و می‌گوید: «این فرهنگ، آن‌همه با فرهنگ کهنه و منحط غرب متفاوت است و آن‌همه با آن فاصله دارد که نمی‌توان گفت. کارم در راه خداست و برای آن پولی دریافت نمی‌کنم. تنها سهمی اندک از بیت‌المال می‌برم که خورد و خوراک را بس باشد. جهادی را که آغاز کرده‌ایم، امام خمینی جهادسازندگی نام نهاده است. شمشیرمان قلم است و بیل و کلنگ، و در راه سازندگی ایرانی آزاد گام نهاده‌ایم».
بسیاری از سازمانها و مراکز دیگر اعم از خصوصی و غیرخصوصی، فعالیت سازندگی را در مأموریت خود قرار داده‌اند اما غالباً درآمد اقتصادی و بازدهی سودآور فعالیتها از انگیزه‌های آنها است. در اندیشه جهادی،‌ اگر سازندگی توأم با درامد اقتصادی شود،‌ این درآمد در اموری دیگر سرمایه‌گذاری خواهد شد که خود، مشکلات دیگری از جامعه اسلامی را برطرف می‌کند.
جهادسازندگی فقط یک نام نیست که با مطرح نگه‌داشتن آن، به خود ببالیم؛ بلکه روحیه جهادی، روحیه‌ای سازنده است که با شعار «همه با هم» از تمام توانایی‌ها در جهت توسعه و آبادانی کشور استفاده می‌کند. جهادسازندگی و روحیه جهادی در اندیشه امام، حلال مشکلات سازندگی در بخش‌های مختلف جامعه بود و وجود آن باز هم می‌تواند مانند دیگر ابتکارات امام،‌ مایه فخر و مباهات قرار گیرد. چیزی که امروز جایش خالی است، حرکت‌های جمعی جهادگران است. باید آماده شد و برای تجمع و تمرکز نیروهای جهاد و ورود جهادگران قدیم و جدید آن هم به صورت جدی در عرصه سازندگی کشور برنامه‌ریزی کرد. برای شکوفا شدن استعدادهای جوانان جهادی و بهره‌گرفتن از آن در جهت حل معضلاتی اقتصادی امروز کشور، نیاز شدیدی به یک سازمان جهادی مشابه با جهادسازندگی در سال‌های اول تأسیس (قبل از وزارتخانه شدن) و یا سازمان پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد احساس می‌شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه