جوابیه ای بر یک یادداشت انتقادی

زمان انتشار: ۱۷:۳۱ ۱۳۹۳/۰۵/۲۵

هفته گذشته یادداشتی انتقادی با عنوان “نقد نامه جامعه شناسان به بانکی مون” در این پایگاه منتشر شد. در این یادداشت از فقدان نگاه انتقادی کارامد امضا کنندگان محترم نسبت به موضع گیری های جانب دارانه رییس سازمان ملل از رژیم غاصب صهیونیستی انتقاد شده بود. در قسمتی از این یادداشت آمده بود : “ […]

هفته گذشته یادداشتی انتقادی با عنوان “نقد نامه جامعه شناسان به بانکی مون” در این پایگاه منتشر شد. در این یادداشت از فقدان نگاه انتقادی کارامد امضا کنندگان محترم نسبت به موضع گیری های جانب دارانه رییس سازمان ملل از رژیم غاصب صهیونیستی انتقاد شده بود. در قسمتی از این یادداشت آمده بود : “ در این نامه سازمان ملل و دبیرکل آن به عنوان طرف سومی در منازعه فلسطین اسرائیل فرض شده و تقاضای پادرمیانی مبتنی بر این پیش فرض است. این درحالی است که بان کی مون خود در یک سوی این منازعه ایستاده است. او در کنفرانس مشترک خبری با نتانیاهو گفت: « موضع من کاملا صریح و شفاف است، من به شدت حملات موشکی حماس را محکوم می‌کنم و آنها باید این کار را متوقف کنند». او اندک راکت پراکنی‌های حماس را شوکه کننده دانسته و حماس را به استفاده از مساجد و بیمارستان‌ها برای عملیات نظامی متهم کرده است. و در مقابل حملات گسترده اسرائیل به مناطق مسکونی غزه سکوت کرده و تنها نقدی کارکردی به آن داشته که « عملیات نظامی نمی‌تواند در بلند مدت، صلح و امنیت را برای اسرائیل به ارمغان بیاورد». مشخصاً دغدغه صریح او منافع و صلح و امنیت اسرائیل است. جالب اینکه آقای دبیرکل در آن کنفرانس خبری برای کشته شدگان اسرائیلی که غالباً نظامیان هستند اشک  ریخت. وقتی هم که خبر کذب اسارت هدار گلدن، نظامی اسرائیلی منتشر شد و اسرائیل آن را بهانه‌ی نقض آتش بس 72 ساعته قرار داد، باز آقای دبیرکل با عجله خود را به تریبون رساند و این عمل حماس را محکوم کرد و خواستار آزادی فوری وی شد. سربازی که چندی بعد ارتش اسرائیل کشته شدنش را در درگیری‌های مستقیم تأیید کرد. صلح‌دوستی او برای یک نظامی اسرائیلی خیلی بیشتر از هزاران غیرنظامی فلسطینی به جوش و خروش درمی‌آید. و جامعه شناسان ایرانی وی را برای حکمیّت و پایمردی میان طرفین متخاصم فرامی‌خوانند. لازمه حمایت از مظلومین و ستمدیدگان فلسطینی محکومیت طرفین تجاوزکار به حقوق ایشان و حامیانشان است. و آقای بان کی مون یکی از ایشان است.
رژیم اسرائیل مولود یک ساختار سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تاریخی بین المللی است ولی نگارندگان نامه سطح منازعه را به درگیری‌های قومی قبلیه‌ای عده‌ای قلیل فروکاسته و هیچ اشاره‌ای در محکومیت حمایت‌های بی‌پرده آمریکا و دول اروپایی از اسرائیل در آن دیده نمی‌شود. بی‌تردید اسرائیل بدون حمایت جامعه جهانی یا همان جامعه تصاحب‌گران جهان امکان چنین جنایاتی ندارد. حمایت‌هایی که در طول این جنگ صریح‌تر و غلیظ‌تر و عینی‌تر هم شد.”
اگر چه کلیت یادداشت مزبور مورد قبول این پایگاه قرار داشت ولی با رضایت نویسنده یادداشت انتشار آن منوط به اصلاح برخی نسبت ها و نیت خوانی های صورت گرفته در متن یادداشت نسبت به امضا کنندگان نامه مذکور شد. با این حال گویا خطای انسانی مانع اجرای برخی از این اصلاحات شده بود که ضمن پوزش از امضا کنندگان نامه مزبور، جوابیه آقای سعید شریعتی به یادداشت مزبور که به این پایگاه ارسال شده است از نظر کاربران گرامی خواهد گذشت:

“پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی” در تاریخ ۱۳۹۳/۰۵/۱۴ اقدام به انتشار مطلبی انتقادی در ارتباط با نامه جمعی از اساتید جامعه‌شناسی و پژوهشگران اجتماعی ایران به آقای بان کی مون در ارتباطات با حوادث غزه نمود. این یادداشت در پاسخ به آن مطلب نوشته شده است.

 ابتدا ذکر این نکته را ضروری می دانم که انتشار متن انتقادی نسبت به نامه جامعه شناسان در یک سایت علمی و پژوهشی در حوزه جامعه شناسی انگیزه نگارش این جوابیه شد. انتشار متنی که بخش هایی از آن حاوی اتهام و اهانت به جمعی از جامعه شناسان کشور بوده است در چنین سایتی موجب حیرت و تاسف است. من این جوابیه را از موضع یک دانش آموخته علوم اجتماعی که نسبت به آنچه در این حوزه می گذرد حساسیت دارد نوشته ام. امیدوارم مدیران “پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی” از این پس در چاپ مطالب دقت بیشتری داشته باشند، دست کم از منظر حیثیت و اعتبار علمی و اخلاقی گردانندگان پایگاه. نکته دیگر این که مسئولیت این جوابیه صرفا به عهده نگارنده است.

1-   در متن اننقادی, امضا کنندگان نامه جامعه شناسان که بسیاری شان محققان و صاحب نظران شناخته شده در حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی در ایران هستند ناتوان از درک ناتوانی ها یا قصور سازمان ملل در حل و فصل منازعات و چاش های بین المللی دانسته شده اند. چنین قضاوتی دست کم حاکی از غفلت یا بی انصافی منتقد محترم است. ( و البته در این موضع بنده قصد نیت خوانی ندارم ). بعید است که کثیر جامعه شناسان امضاکننده نامه به قدر منتقد محترم نسبت به قوت و ضعف، جایگاه و عملکرد سازمان ملل متحد بی خبر باشند. به منتقد محترم یادآوری می کنم امضاکنندگان نامه به آقای بان کی مون خواسته اند به عنوان جمعی از شهروندان ایرانی بالاترین مقام سازمان ملل را وادار کنند تا نسبت به یک جنایت بشری به صراحت موضع بگیرد و اقدام کند. یکی از راه های تبدیل کردن سازمان ملل متحد به نهادی با تاثیرگذاری جدی و مثبت در تحولات بین المللی همین است. مگر این که معتقد به نادیده گرفتن و کنارگذاشتن این نهاد در تحلیل ها و معادلات سیاسی بین المللی باشیم. قضاوت در باره واقع بینانه بودن چنین موضعی را  به صاحبنظران و اهل فن واگذار می کنیم. البته در این که سازمان ملل در مواقعی متاثر از گرایشات قدرت های بزرگ جهانی است البته تردیدی وجود ندارد.

2-   تفسیر منتقد محترم از سخن بان کی مون که « عملیات نظامی نمی‌تواند در بلند مدت، صلح و امنیت را برای اسرائیل به ارمغان بیاورد» نیز بسیار خواندنی و مصداق تام نیت خوانی است که البته در میان طیف فکری و سیاسی ای که منتقد گرامی احتمالا به آن تعلق یا گرایش دارند از ابزار و لوازم کار است. این که ایشان از کجا از عبارت رییس سازمان ملل “دغدغه صریح منافع و صلح و امنیت اسرائیل” را نتیجه گرفته است باید خود پاسخ بگویند. در این مورد آیا نمی توان چنین داوری کرد که موضع دبیر کل سازمان ملل پاسخ به ادعای اسراییل در توجیه حمله به غزه به عنوان تضمین امنیت و منافع اسراییل بوده است؟

3-   این که نویسنده نقد و همفکرانشان علاقه دارند از هر فرصتی برای حمله به غرب و ایالات متحده استفاده کنند چنین تکلیفی را برای نویسندگاه نامه ایجاد نمی کند. نوع برخورد غرب و امریکا با ماجرای غزه البته موضوعی است که باید به آن پرداخت ولی قصد جامعه شناسان امضاکننده نامه موضع گیری در این باره نبوده است. چنین است اشاره منتقد محترم به موضوع اشغال نزدیک به هفتاد ساله فلسطین توسط اسراییل. مسئله ودغدغه اصلی و فوری امضاکنندگان نامه خاتمه دادن به آدم کشی اسراییل در غزه به عنوان یک تکلیف انسانی و فارغ از چالش ها و منازعات سیاسی بوده است. مخاطب نامه دبیر کل سازمان ملل و هدف از نگارش آن قرار دادن ایشان در موضع پاسخگویی و اتخاذ تصمیم قاطع در باره جنایت اسراییل در غزه است.

4-   نوشته اند “انگیزه مقدس برخی اساتید جامعه‌شناسی و نویسندگان ایرانی”. ظاهرا ازنظر نویسنده متن برخی از امضاکنندگان نامه انگیزه نامقدس داشته اند.

5-   فرموده اید “عرض ارادت و خاکساری تنظیم کنندگان نامه به رئیس کنونی و اسبق متنفذترین نهاد قدرت کشور”. البته که بنده ( دیگر امضاکنندگان را نمی دانم ) به رییس اسبق دولت ارادت داریم و البته انتقاد، اما خاکساری قدرت صفت ما نیست. شما را نمی دانم. ضمنا آن که”رییس اسبق متنفذترین نهاد قدرت کشور” اگر خیلی قدرت داشت مانع کتک خوردن وزرایش در خیابان می شد و امروز هم درمراسم رسمی به تصویرش دارت پرتاب نمی کردند.

6-   نویسنده امضاکنندگان نامه را به “ترس و محافظه‌کاری برای به خطر نیافتادن منافع شخصی؟ یا ریاکاری و تزویر؟ ” متهم کرده است. این مقدار بی اخلاقی و بی مبالاتی در باره حیثیت و حقوق دیگران حقیقتا حیرت انگیز است. حضرت آقای منتقد! شما شاید بتوانید دیگران را بی اطلاع یا کم توجه و غافل و ….  تلقی کنید اما چه کسی به شما اجازه داده است که جمعی از اندیشمندان و محققان کشور را به چنان صفاتی متصف کنید. البته این رویه ای است که در این سال ها در فضای سیاسی و فرهنگی کشور ما سکه رایج شده است، اما مایه حیرت و البته شرم است وقتی چنین عباراتی را در متنی که در یک سایت تخصصی جامعه شناسی منتشر شده است می خوانیم. در این مورد البته دیگر امضاکنندگان نامه اگر بخواهند خود پاسخ خواهند داد. اما در مورد شخص بنده به عرض می رسانم اگر من در پی منافع شخصی بودم جایگاه حرفه ای و شغلی به مراتب بهتری از وضع کنونی ام داشتم و البته از آنجا که پیگیری حقوقی اتهامات وارد شده را بی فایده می دانم شما را به وجدان خودتان ( که نمی دانم در چه حالیست ) و داوری خداوند ارجاع می دهم.

انشاءالله همه مراقب باشیم که فضای مباحث علمی جامعه مان از بی اخلاقی و اتهام زنی مبرا باشد.

والعاقبه للمتقین

سعید شریعتی مزینانی

22/5/1393

۱ دیدگاه

    محمدحسین :

    گذشته از نیت خوانی از امضا کنندگان نامه (که کار درستی نبود) باز این نقد به نویسندگان محترم وارد است که جای خالی استفاده از نظریات انتقادی جامعه شناسی در این نامه وجود دارد. نامه در فضایی کاملا لیبرال، با پذیرش نظم موجود جهانی نوشته شده بود و به جای نشان دادن ریشه اصلی مشکل و بیان مناسبات دنیای امروز با مدیریت امریکا (که ظاهرا وظیفه جامعه شناسی در سطح جهانی همین است)، صرفا در فضایی اخلاقی، درخواستی را از رئیس سازمان ملل مطرح نموده بود. خب این درخواست می توانست با همین ادبیات توسط هنرمندان و یا فعالان حقوق بشر و محیط زیست و… نیز نگاشته شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه