فرهنگ:حرکت عظیم کوچک

زمان انتشار: ۱۸:۰۹ ۱۳۹۲/۰۴/۲

چند روز پیش داشتم به محل کارم می رفتم. قدم ها را طوری تنظیم کردم که به چراغ قرمز عابر بر خورد نکنم. اما نشد و دقیقا تا پایم را داخل خیابان گذاشتم چراغ قرمز شد. ناچار چند قدم به عقب بر گشتم و منتظر ماندم تا چراغ سبز شود. همین که  ایستادم چند نفر که […]

چند روز پیش داشتم به محل کارم می رفتم. قدم ها را طوری تنظیم کردم که به چراغ قرمز عابر بر خورد نکنم. اما نشد و دقیقا تا پایم را داخل خیابان گذاشتم چراغ قرمز شد. ناچار چند قدم به عقب بر گشتم و منتظر ماندم تا چراغ سبز شود. همین که  ایستادم چند نفر که خیز برداشته بودند تا از خیابان رد شوند خودشان را جمع و جور کردند و به عقب برگشته و کنار من منتظر ماندند. خب چراغ طولانی بود و برای برخی از آنها تحمل این زمان زیاد سخت بود(همینجا بگم که من خودم خیلی روی خودم کار کردم تا بتونم این زمان رو تحمل کنم … واقعا سخته).

چند سالی هست که پشت چراغ قرمز عابر می ایستم و در این مدت تفاوت را در رفتار مردم -در این مورد خاص- بوضوح می بینم. یک کار فرهنگی کوچک و مستمر می تواند در دراز مدت تغییراتی بنیادین ایجاد کند. این که هر کدام از ما با رفتارمان می توانیم دیگران را به مرور زمان ترمیم کنیم (و یا حتی تخریب !) به نظرم یک معجزه بزرگ هست که براحتی از کنارش عبور می کنیم.

این نوع تربیت و حساب باز کردن بروی زمان-به عنوان یک عنصر دخیل و بستر کار فرهنگی،نه یک عنصر مزاحم– با ساختار طبیعت و فطرت انسان هم سازگار تر است. چیزی که به هزار و یک دلیل امروز در کارهای فرهنگی رعایت نمی شود و همه می خواهند با یک نمایشگاه  یا یک کار بزرگ بقول خودشان “بترکانند.”

کار فرهنگی در ابعاد بزرگ باید بر همین ساختار ساده استوار باشد. مداوم بودن یک حرکت کوچک در پهنه ای وسیع توسط سلول های آن سیستم .به عنوان کسی که در حوزه گرافیک مشغولم و تلاش دارم که این حرفه را در حیطه فرهنگ جامعه و عقایدم بکار ببرم، این نوع حرکت ها را موثر تر می بینم. به نظرم  ظرفیت انسان به عنوان رسانه – در جای خودش- بسیار بیشتر از رسانه های دیگر است. یکی از مشکلات ما عدم تشخیص درست استفاده از قالب های مختلف رسانه ای و هنری در جایگاه های مختلف است. مثلا در جایی که باید بدون واسطه با مخاطب هم صحبت شویم بروشور می زنیم  و یا در یک جای اشتباهی پوستر میزنیم. باید به جای این نوع کارهای فرهنگی که بعد از سال هشتاد و هشت بصورت قارچ گونه ای بیشتر هم شد و عموما در سطح پوستر و بروشور باقی ماندند به برنامه ای مدون برای تربیت انسان فکر کرد.

حضرت امام (ره) در جایی جمله ای ساده اما در عین حال ساختار مدارانه  بیان می کنند: « شما خودتان را درست کنید کشورتان درست می شود » و در جایی دیگر دقیق تر مسئله را باز می کنند که :« هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است. اگر چنان چه خود انسان تربیت نشود نمی تواند دیگران را تربیت کند ». به گمان من این مسئله ساده و راهبردی(بخوانید استراتژیک که تاثیرش بیشتر باشد!!) امروز برای طبقه فرهنگی حزب الله در اولویت اول نیست. نقلی هست که  شاید تا حدی بیانگر وضع فعلی ما باشد: “همه می خواهند دنیا را درست کنند ولی هیچ کس نمی خواهد خودش را درست کند.”  باید از خود شروع کرد و اگر نه مجبوریم ساده باورانه دلمان را به نتایج سطحی و مقطعی در کار فرهنگی خوش کنیم. با ااین نگاه تفسیر انقلاب اسلامی بروز ظاهری آن چیزیی است که درون حضرت روح الله اتفاق افتاد.آن خودسازی و تهذیب نفسی که ایشان روی خودشان پیاده کردند ثمره اش انقلاب اسلامی بود.

استنباط بنده از مدلی که اسلام برای پیش برد و بهبود فرهنگ در جامعه اسلامی دارد متکی بر فرد فرد آن جامعه است. و این امربین حکومت و مردم تقسیم شده است و فقط اختصاص به حکومت ندارد. این که  در ناخود آگاه ما شکل گرفته است که وزارت فرهنگ و ارشاد متولی وضع فرهنگ در جامعه است منجربه تفاوتی در وظیفه ای که داریم می شود. اولین و مهم ترین مرحله در بهبود این امر درست رفتار کردن تک تک ما در سطح جامعه است: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى

هر چند هنوز هم  پیدا می شوند کسانی که یکدفعه و بعد از تحمل چراغ طولانی خسته شده و به دل خیابان می زنند وعده ای را که در رو در بایستی با خودشان ماندنبه دنبال خودشان می برند؛ اما این فقط یک پیام برای من دارد: کار بزرگِ پشت چراغ ماندن را کوچک نگیرم!

۱ دیدگاه

    محمد :

    احساس نمی کنید عکس تان تکراری است؟!!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه