حسادت ملی: علتی برای انقلابها

زمان انتشار: ۰۶:۲۶ ۱۳۹۱/۰۶/۱۳

یکی از مهمترین گرفتاریهای هر حکومت از جمله حکومت جمهوری اسلامی این است که دولتمردان علی رغم تلاشی که برای موفقیت اجرایی خود دارند ، همواره خود را بدهکار و مردم را طلبکار خود می بینند. هدف این نوشتار پرداختن به نقاط ضعف و یا قوت دولت ها در اداره امور نیست چرا که وجود ضعف و قوت به ترکیبات مختلف ، از جمله طبیعت هر کار اجرایی و هر مجری عملیاتی می باشد. این نوشتار همچنین در پی آن نیست که از دولتی تعریف و یا از آن جانب داری کند. این نوشتار در پی آن است که نوع مقایسات مردمی و دولتی را به عنوان نکته ای بسیار موثر در جهت نگرش نسبت به زندگی و دولتها مد نظر قرار دهد .این نوشتار در پی پرداختن به مفهومی به نام حسادت ملی است.

 الف
) مقایسات طولی  ، مقایسه ای جهت طلبکار شدن
دولتها

مقایسه
طولی را می توان  مقایسه ای نام نهاد که در
طول زمان و  مستقل از دیگران صورت می گیرد.
اگر در 100 سال پیش  از فردی ایرانی  سوال می شد که آیا  فلان صدر اعظم خوب کار کرده است یا خیر،  این فرد با مقایسه شرایط زندگی خود در زمان حال
با زمان قبل از صدراعظم پاسخ خود را بروز می داد.مثلا اگر فرد نسبت به 10 سال پیش زندگی
بهتری داشت با گفتن شکر از جناب صدر اعظم تعریف کرده و در غیر این صورت  ممکن بود ایشان را آماج حملات لفظی خود قرار دهد.  این نوع مقایسه در بسیاری از اوقات مطلوب نظر دولتهاست.
دولتها گاه با نشان دادن این مقایسات وظیفه ذاتی خود که پیشرفت در گذر زمان است را
به عنوان یک مزیت بی نقص نشان داده  و تو گویی
که انگار نه انگار وظیفه آنها بوده که در گذر مثلا 20 سال باید زندگی مردم بهتر از
قبل شود.این روش مقایسه ای در طول زمان و مستقل از دیگران و رقبا.این نوع مقایسه به
دلیل رشد تکنولوژی های ارتباطی و حمل و نقلی یا به قول برخی آگاه شدن مردم از اوضاع
سایر مکانها خاصیت خود را از دست داده و کمتر فردی را می تواند قانع کند و برای همین
تمرکز اصلی این نوشتار بر آن قرار ندارد.

ب ) مقایسات
عرضی ،حسادت ملی بر گرفته از ماهواره و اینترنت

امروزه
با پیشرفت در ابزار اطلاع رسانی( رادیو ، تلویزیون ، اینترنت و غیره )  و حمل و نقل ( اتومبیل ، هواپیما و غیره ) مقایسات
مردمی به گونه ای عرضی تغییر پیدا کرده است. در مقایسات عرضی فرد بدون توجه به زمان
از طریق مقایسه مکانی نتیجه مناسب یا نا مناسب بودن وضعیت خود را استنباط می کند. مثلا
اگر از  یک ایرانی در شرایط حاضر بپرسید آیا
وضع زندگی شما خوب است یا بد  در اکثر اوقات
بعید است کلمه شکر را بر زبان براند مخصوصا اگر چشم رهوارتری به ماهواره ، اینترنت
و سایر تکنولوژی های ارتباطی و حمل و نقلی داشته باشد.دلیل این نا شکری این است که
او دیگر خود را با زمان گذشته مقایسه نمی کند. انسان امروز حتی اگر وضع زندگی اش با
10 سال پیش زمین تا آسمان بهبود یافته باشد باز هم راضی نیست چون او دیگر از ابزار  زمان جهت 
مقایسه سود نجسته بلکه از محور مکان برای مقایسه استفاده می کند. در این حالت
فرد بدون توجه به موقعیت خود( که  مثلا در یک
روستای دورافتاده در یک شهر دور افتاده زندگی می کند و اینکه پیشینه و اجدادش در چه
وضعیتی بوده اند ) خود را  با یک فرد آمریکایی
( آن هم در بهترین سطح زندگی که در فیلم ، شو تلویزیونی یا تبلیغات در تلویزیون نمایش
داده می شود ) که در نیویورک زندگی می کند ، مقایسه کرده و در نتیجه  زندگی فعلی را لایق خود نمی بیند ولو اینکه زندگی
اش نسبت به 10 سال پیش زیر و رو شده باشد و بیچاره دولت محلی خود را برای او کشته باشد.

در بسیاری
از موارد افراد به دلیل دیدن تبلیغات ، محلهای تفریح و فیلمهای تفریحی حتی  زندگی را در آن سوی آبهای بسیار آرمانی تر دریافت  می کنند. چنین رفتاری که فرد  بدون توجه به شرایط ، سطح تلاش و گذشته خود را با
دیگری مقایسه می کند،   حسادتی بیش نبوده و
چون در سطح کلان و ملی و توسط خیل عظیمی از دارندگان تکنولوژی صورت می گیرد تشکیل مفهومی
به نام حسادت ملی را می دهد. با گسترش اینترنت و ماهواره در سالهای اخیر چنین رفتاری
در کشورهایی که سطح زندگی پایین تری نسبت به کشورهای توسعه یافته دارند به شدت دیده
می شود و افراد با درگیری در این نوع حسادت زندگی تلخی را برای خود رقم زده و دایم
آه و ناله از زندگی  سر می دهد.

نتایج
حسادت ملی : وقتی باید انقلاب  شود

به مدد
مقایسات عرضی صورت گرفته ، مردم مقایسه ای دیگر نیز در ذهن خود ایجاد کرده و سپس یک
نتیجه به زیان حکومت و دولت، فرهنگ و بسیاری از داشته ها و گذشته های  خود می گیرند.پس از اینکه فرد از طریق رسانه ها
خود را بسیار عقب تر از مثلا یک آمریکایی ساکن نیویورک استنباط کرد به دنبال دلیل می
گردد و از آنجا که حب نفس از خاصیتهای انسانی است دلیل این اختلاف را نه در خودو نه
در گذشته و روش خود و اجدادش که در دیگران جستجو می کند. در این حالت افراد تمامی اختلافاتی
که بین دولت خود  و مثلا دولت آمریکا ( و یا
فرهنگ خود و فرهنگ آمریکا ) می بینند به عنوان دلایل عقب ماندگی خود استنباط می کنند.
این رفتار در اکثر کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه یافته نیز دیده شده و گاهی مبنای
انقلابهای اجتماعی نیز می باشد.  به عنوان مثال
بسیاری از  ایرانیان، مصری ها ،گرجی ها و غیره  علت عقب ماندگی خود را در اختلاف عقاید، سبک زندگی
، فرهنگ ، رفتار جمعی ، دین ، روشهای حکومت داری دولت و حکومت خود با غرب استنباط می
کنند و حال اگر دولت هرقدر هم تلاش کند و مقایسات طولی را به خورد مردم دهد کمتر کاری
از پیش خواهد برد. در نتیجه  چنین مقایسات عرضی
است که  مردم عقب مانده تر می کوشند در تمام
عادات و روشها روش مردم پیش رفته تر را تقلید کنند و تمام عقب ماندگی ها را به گردن
دولت و حکومت و روش خود بیندازند. در این هنگام دولتها و حکومتها هر چقدر تلاش کنند
تا مردم را راضی کرده و هر چقدر زندگی مردم را بهبود دهند ، از آنجا که در کوتاه مدت
نمی توانند به بهترین سطح زندگی جهانی دست پیدا کنند باز هم مردم خود را نمی توانند
سیر کنند. امروزه شاید علت اصلی نابسامانی های اجتماعی و شورش های موجود در کشورهای
دنیا همان مقایسات عرضی است. افراد دیگر خود را با بهترین در دنیا مقایسه می کنند.
ایرانیان ،مصری ها ، تونسی ها ، یمنی ها  ،حتی  یونانی ها  
و غیره می خواهند مانند امریکایی زندگی کنند و علت عقب افتادگی را نه در خود
که در دولتها می دانند پس سر به شورش بر می دارند تا به زعم خود با عوض کردن حکومت
به آن سطح زندگی برسند.امروزه حکومتهای فعلی ممکن است میراث دار عقب گردهای حکومتهای
قبلی خود باشند.ممکن است مردم بتوانند حکومت خود را عوض کنند  اما باز به نتیجه نمی رسند و زندگی خود را بهتر
شده نخواهند یافت.   در ادامه از آنجا که پرداختن
به تمامی کشورها در نوشتاری کوچک نمی گنجد نمونه ایران به عنوان یک مثال ، در این راستا
مورد بررسی گذرا قرار می گیرد :

  1-    یک
ایرانی ( یا شهروند سایر کشورهای توسعه نیافته ) بی جهت خود را با یک غربی مقایسه می
کند

در مقایسات
عرضی افراد زحمتهای تجمعی مردم مورد مقایسه را مد نظر قرار نمی دهند. به عنوان نمونه
توجه ندارند در دوره ای 300 ساله که مردم ما در حال وقت گذرانی به روش سنتی بوده اند
مردم کشورهایی مثل انگلستان و آمریکا در حال پیش رفت و زحمت جهت دار بوده و وضعیت فعلی
آنها تجمع پیشرفتهای 300 ساله آنهاست و اساس مقایسه ما با آنها در همین حال حاضر اشتباه
است.جستجوی نه چندان سخت در کتابها  و عکسها
و حتی اینترنت  می تواند موارد زیر را آشکار
کند:

          در دوره مظفر الدین شاه که تهران غرق در
خاک  و غبار و وسیله رفت و آمد در تهران الاغ
و اسب بوده و مردم اگر ماشین می دیدند از ترس فرار می کردند،  در آمریکا 
شرکت فورد در سال 1281 افتتاح شده ( رجوع شود به منبع 1 )

         هنگامی که در سال 1863 ( سال 1242 ) ایران
زمان ناصر الدین شاه  در اوج غفلت و خواب به
سر می برد در شهر لندن مترو وجود داشت و سالانه چند میلیون نفر را جابجا می کرد. (
منبع شماره 2 ) –         وقتی در حال حاضر
تعمیر هواپیما برای ما افتخار است آمریکا در جنگ جهانی دوم بیش از  سیصدهزار هواپیما ساخت ( منبع شماره 3 و 4 ) این
میزان حتی برای آلمان ، شوروی  و انگلستان بیش
از 100 هزار عدد بوده است ( منبع شماره 3 و 4 ).آیا مردم  و دولت ما نباید واقع بین باشند؟

         ژاپن در سال 1316 یا 1937  از بزرگترین ناوهای  دنیا را به طول 260 متر و عرض بیش از 37 متر   به آب انداخت که ما هنوز کسری از آن را نمی توانیم
بسازیم. ( منبع شماره 5 )    از این مثالها
بسیاربوده و خوانندگان اطلاعات بیشتری می توانند ارائه کنند. یک  ایرانی ، یک مصری ، یک ترکیه ای و  . . . حق دارند بهترین زندگی را بخواهند اما می
بایست برای آن زحمت کشیده باشند.موفقیت یک شبه ایجاد نمی شود. چنین مقایسه ای مانند
فقیر زاده است که  تمامی اجدادش در فقر بوده
و حال خود را با فردی مقایسه می کند که تمامی اجدادش تاجر و یا تحصیل کرده بوده است.
او حتی اگر الان بهترین روشها را در پیش بگیرد آیا به سطح رفاه فرد مورد مقایسه خواهد
رسید؟

آیا اگر
او بهترین روش را در پیش بگیرد و به فرد مورد مقایسه نرسد و فرد مورد مقایسه نیز فردی
بی عرضه باشد می تواند نتیجه بگیرد روش فعلی 
فرد مرفه ولی بی عرضه مورد نظر  بهتر
از اوست؟این فرد بی عرضه به دلیل تلاشهای قبلی اجدادش در رفاه است و بی عرضگی او اصلا
نباید مورد تقلید قرار گیرد.

  2-    وقتی
مردم فقط قسمت شیرین ماجرا را می بینند

قسمت
جالب تر ماجرا  اینجاست که وقتی افراد بدون
توجه به سابقه گذشته ،  خود را با بهترین زندگی
جهان مقایسه می کنند ،حتی زمان حاضر را نیز در نظر نمی گیرند. به عنوان مثال ایرانیان
زندگی  بهتر فرد آمریکایی را دیده  اما نوع زحمت فعلی او را هم نمی بینند. یک ایرانی
هیچگاه از دریچه آنتن ماهواره خود میزان و شدت کار کردن آمریکایی را نمی بیند . او
نمی بیند که یک آلمانی از 8 ساعت کار خود بیش از 7 ساعت و نیم کار می می کند. نمی بیند
در این 7 ساعت چقدر خلاقیت به خرج می دهد و در کار خود چقدر  درستکار است چرا که ماهواره را برای نشان دادن این
امور نساخته اند.نیروی کار ایران در زمینه تولید ایجاد شده برای هر ساعت کار نیروی
انسانی در بین 40 کشور جهان جایی ندارد ( منبع شماره 6 )

حال سوال
این است که یک ایرانی با چه ادعایی خواستار بهترین زندگی در سطح جهان است وقتی بهره
وری ندارد؟واقعیت اینجاست که این سطح زندگی ما ایرانی ها نیز مدیون پول نفت و گاز و
سایر منابع معدنی است که می فروشیم.    شبکه
ماهواره ای برای زمان تفریح  است و مکانهای
تفریح و لذت آنها را به تصویر می کشد و ایرانی ( یا مردم سایر کشورهای عقب مانده تر
)  بی خبر از همه جا فکر می کنند اینها همیشه
در حال لذت بردن هستند.یک ایرانی هیچگاه این سوال را نمی پرسد  که آیا بدون تلاش لذتی هم ممکن است؟  بسیاری از 
ایرانیان در این تصور هستند که در کشورهای غربی مردم دایم در حال لذت بردن هستند
و پول آن از آسمان برای آنها می بارد و جالب است که وقتی هم برای دوره ای کوتاه مدت
به خارج از کشور می روند به نقاط توریستی ( و نه محل های کار ) رفته و باز هم مردم
را در حال تفریح و خوش گذرانی می بینند و بر عقیده خود راسخ تر می شوند.

نتیجه
:  چاره در  مقایسات مورب

به نظر
می رسد نه مقایسات طولی  دولت پسندبتواند نشان
دهنده واقعیت باشد نه مقایسات عرضی   بلکه مقایسه
باید از نوع مورب باشد. در این نوع مقایسه به عنوان مثال ابتدا باید وضعیت 30 سال پیشیک
کشور  نشان داده شده و سپس وضعیت 30 سال پیش
آمریکا یا هر کشور مبداء  نیز نشان داده شود
. سپس همین اندازه گیری  در مورد وضعیت در حال
حاضر  نیز صورت گیرد. اگر تغییرات مثبت در یک
کشور  بیشتر بود می توان نتیجه گرفت که یک دولت  در این دوره زمانی مفروض  بهتر از دولت آمریکا در اداره امور کار کرده است
و یا برعکس. این روش در واقع همان روش محاسبه تغییرات در واحد زمان یا نرخ رشد می باشد.
در واقع در حال حاضر اگر نرخ رشد 30 ساله چین در دنیا اول بوده است ( نگاه کنید به
منبع 7  که می تواند مقایسات مورب هر کشور را
در مقایسه با سایر کشورها  نشان دهد )  پس چین بهترین اجرای امور را داشته ولو اینکه سطح
زندگی مردمش بسیار پایین تر از آمریکا باشد.اگر وضع فعلی زندگی در آمریکا بهتر از چین
یا هر کشور دیگری است این به دلیل تجمع پیشرفتهای گذشته آن است نه اینکه آمریکا را
در حال حاضر و یا در این 30 سال دارای بهترین روش اجرایی بدانیم چه برسد به بهترین
اعتقادات و فرهنگ در این حالت باید از مردمی که به غربگرایی تمایل دارند پرسید اگر
بنا بر تقلید باشد چرا شرق گرا نیستید؟ و این البته در صورتی است که زندگی مادی و بهبود
ان را به عنوان شاخص اساسی زندگی بپذیریم که این هم خود جای سوال دارد. 

منبع
شماره  1 
: تاسیس شرکت فورد آمریکا
http://fa.wikipedia.org/wiki/فورد

منبع
شماره  2 : تاسیس متروی لندن
http://fa.wikipedia.org/wiki/متروی_لندن

منبع
شماره 3  : تعداد تولید هواپیمای کشورهای غربی
در جنگ جهانی دوم  
http://en.wikipedia.org/wiki/World_War_II_aircraft_production

منبع
شماره 4  : تولیدات نظامی کشورهای غربی در جنگ
جهانی دوم   
http://en.wikipedia.org/wiki/Military_production_during_World_War_II

منبع
5  : ویژگی های ناو ژاپنی یاماتو در جنگ جهانی
دوم  
http://en.wikipedia.org/wiki/Japanese_battleship_Yamato

منبع
شماره 6  :لیست کشورها بر اساس  ارزش تولید ایجاد شده برای هر ساعت کار
http://en.wikipedia.org/wiki/Japanese_battleship_Yamato

منبع
شماره 7 : مقایسه کشورهای جهان در 30 سال اخیر از نظر شاخص توسعه انسانی شامل تولید
ناخالص ، امید به زندگی ، سطح تحصیلات
http://hdr.undp.org/en/data/trends/
hdr.undp.org/en/media/HDI-trends-1980-2010.xls
   

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه