درباره آخرین ساخته مصطفی کیایی

«خط ویژه» غر نمی زند

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۰:۴۴ ۱۳۹۲/۱۲/۲۸

مهم ترین ویژگی خط ویژه آن است که “غر” نمی زند. هرچند هوای شهر آلوده است اما سیاه نیست؛ جوانانی با شمایل امروزی که از نحوه ی آرایش و لباس و حتی عینک آن ها معلوم است متمایل به فرهنگ دیگری هستنددر پی رفع مشکلات دست و پاگیر و فراوان خودشان در ابتدای جوانی اند.مرد جوانی که فیلمنامه نویس است و گویا بارها زندگی ش را برای ساخت فیلم به تاراج برده این بار فیلمنامه ای متفاوت می نویسد، فیلمنامه ای که نه برای ساخت فیلم بلکه برای ساخت زندگی خودش است نوشته شده است.

“خط ویژه”؛ فیلمی که از نامش نیز دود اعراض بر می خیزد، فیلم عدالتخواهانه ای که شاید به جرات بتوان گفت یکی از بزرگترین مسائل و مصائب جامعه را در قاب دوربین فریاد می زند. خط ویژه اما تنها بیان مساله است و  نه تلاشی برای ریشه یابی و رفع مشکل. فیلم تنها به بیان قطاعی از یک پدیده مهم می پردازد و آن ترازوی ثروت جامعه است: جماعتی که در پی یک لقمه نان اند و جماعتی که هر روز یک نانوایی با نان های گران تر تاسیس می کنند، بهتر بگویم در این فیلم برای عده ای فقر،فقر می آورد و برای عده ای دیگر پول، پول. داستان به دو قشر از جامعه می پردازد، قشر جوان و نیازمند، قشر میانسال و رانت خوار.
آخرین فیلم مصطفی کیایی یکی از همان  معدود فیلم هایی ست که فیلم را از تیتراژ  شروع می کند نه پس از آن, فیلمی که از حداکثر ظرفیتِ پلان ها برای بیان حرف خود استفاده می کند، پرواز بر آسمان آلوده ی شهر که برجسته ترین ساختمان های آن، نه مساجد، نه مراکز تفریحی نه مراکز فرهنگی بلکه “بانک”است.داستان نیز از دو جوان نیازمند که در پی دریافت وام و به دنبالش جر و بحث کردن با مدیر بانک هستند شروع می شود.
مهم ترین ویژگی خط ویژه آن است که “غر” نمی زند. هرچند هوای شهر آلوده است اما سیاه نیست؛ جوانانی با شمایل امروزی  که از نحوه ی آرایش و لباس و حتی عینک آن ها معلوم است متمایل به فرهنگ دیگری هستنددر پی رفع مشکلات دست و پاگیر و فراوان خودشان در ابتدای جوانی اند.مرد جوانی که فیلمنامه نویس است و گویا بارها زندگی ش را برای ساخت فیلم به تاراج برده این بار فیلمنامه ای متفاوت می نویسد، فیلمنامه ای که نه برای ساخت فیلم بلکه برای ساخت زندگی خودش است نوشته شده است.
آن ها در پی این هستند که با هک کردن حساب یک رانت خوار « آقازاده » مبلغ مسروقه را به حساب خود ریخته و از کشور متواری شوند اما واریز اشتباهی پول به حساب آن دو نفری که در پی وام بودند ماجرا را به سمتی خارج از فیلمنامه نوشته شده سوق می دهد و داستان شروع می شود.
در خط ویژه جوانانی مشاهده می شود که عصیانگرند، قصد دارند از مسیر بد به مقصد خوب برسند، هرچند این ایده آن چنان بدیع نبوده و آن را در فیلم هایی همچون “در زمان(in time)”اثر اندرونیکول و همچنین “ندارها”ساخته علیرضا عرب مشاهده کرده بودیم؛اما فیلم با پدیده های نوین سر و کار دارد و همین به جذابیت داستان می افزاید.جوانانی می بینیم که بیشتر سعی شده آن ها را دغدغه مند جامعه نشان دهد، و حتی درلایه های زیرین فیلم تنها امید و منجی های جامعه؛ همه ی این ها در مقابل قشر فرتوت منفعت طلبی هستند که تمام رابطه ها و ضابطه ها را محو رانت خود کرده، هرچند از این قشر نام و نشانی جز “حاجی” نمی بینیم.
یکی از بزرگترین معایب فیلم های ایرانی؛ عدم وجود منطق در وقایع اتفاق افتاده است, بنظر می رسد فرهنگ ما که دائما در معرض حوادث تاریخی معجزه آسا بوده می تواند روی این امر تاثیر گذاشته باشد؛منتهی در سینما نیز اگر قرار است معجزه ای اتفاق بیفتد باید مخاطب را طبق آن منطق پیش ببریم تا باورپذیر باشد، آن چه که ما در فیلم های سینمایی خود بالاخص از نوع مذهبی آن کم دیده ایم.اما در خط ویژه اکثر حوادث (ونه همه ی آن) دارای سیر منطقی خاصی و به اصطلاح عاقلانه است؛ مهم نیست که چقدر وقایع اتفاق افتاده در عالم واقع وجود دارد مهم آن است که سیر منطقی باورپذیری در فیلم باشد نمونه ی اعلای آن را می توان در سریال لاست مشاهده نمود.
از سوی دیگر تجربه ی قبلی مصطفی کیایی (ضد گلوله) که مایه ی تماما طنز داشت در این فیلم تبلور یافته بود و در پلان های مناسب لبخند را بر لب مخاطب می نشاند و مثل برخی فیلم های کلیشه ای مخاطب را از خنده ی ابتدای فیلم به گریه ی انتهای آن سوق نمی داد.
نکته ی حائز اهمیت دیگر نیز ریتم بسیار عالی فیلم است، ریتمی تند و متوازن که در عین سرعت بالا دقت و ظرافت را نیز رعایت کرده و شاید بتوان گفت که دوبرابر زمان فیلم، داستان به مخاطب عرضه می شود.
به هر حال خط ویژه “غر” نمی زدند، فیلمی است که هم نامزد وفادار در عین بی پولی نشان می دهد و هم کسی که همسرش را رها کرده و با یک پولدار ازدواج نموده.هم جوان دردمند دنبال پول حلال نشان می دهد و هم جوان قدرتمند رانت خوار.هم میانسال بی پولی که دنبال کرایه منزل است اما با پول حلال و هم میانسالی که رئیس بانک است و از رانت سهم می گیرد. خط ویژه همه را نشان می دهد، هم خوب را هم بد را، آسمان هیچ گاه سیاه نمی شود، بلکه در نهایت  نیز در آن سکانس فوق العاده پرواز پول ها سمت مردم آسمان آفتابی می شود، اما مشکل را جایی می داند که جوانان بر اساس فیلمنامه پیش رفته بودند، نقش اول فیلم فیلمنامه نویس بود نه واقع نویس.مشکل را جایی می داند که با عصیانگریِ اینچنینی ممکن است تلنگری پدید بیاید اما بهبودی در کار  نیست.
اگر از سکانس آخر که نوع چینش روزنامه ها و نوع تراولینگ دوربین که در واقع سیر زمانی خاص و پبام سیاسی  معلومی را نشان می دهد، بگذریم می توان فیلم خط ویژه را آیینه سانی بی غرض جامعه امروز دانست که بزرگترین مشکل را عدم اعتماد به جوانان می داند.

۱ دیدگاه

    حمید :

    بجز اون سکانس آخر.مابقی فیلم واقعا عالی بود

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه