نقد فیلم "خواب زده ها" فریدون جیرانی

خواب زده ها: مخلوطی از چند زن و دو مرد بعلاوه کمی خنده!

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۸:۴۷ ۱۳۹۲/۱۱/۲۷

فیروز، نقش اول فیلم، پیر پسری مجرد که دارای انواع رابطه با جنس مخالف است که به آنها اشاره شد. او فردی عیاش است و با استفاده از پول و قدرت با چندین زن ارتباط دارد. از طرف دیگر، وی فردی ریاکار نیز هست، او به نگهبانان شرکتش دستور داده که زنان با آرایش یا بد حجاب را راه ندهند و برای خاله­ای که با او زندگی می­کند خود را فردی سالم و به قول فیلم، بی­حاشیه جا زده است.

فیروز (فرهاد اصلانی) و تمامی دوستان و آشنایانش خوابی مشابه می­بینند که در آن مادر فیروز(اکبر عبدی) به وی هشدار می‌­دهد که اگر طی بیست و چهار ساعت رضایت نازگل(ساره بیات) دختر پیش­خدمت­ شان را به دست نیاورد، خواهد مُرد و به جهنم می­رود. پس فیروز برای کسب رضایت نازگل، دست به کار می­شود. کارگردان، فریدون جیرانی، به این بهانه، بیینده را وارد دنیای روابط این پیر پسر به اصطلاح مجرد با زنان می­کند.

خواب زده­ ها، کاری ضعیف از کارگردانی معروف است. متاسفانه بسیاری از کارگردانان نسل قدیم که پا به سن گذاشته­ اند، به همین وضع دچار شده­ اند. به نظر می­رسد که دوره آنها گذشته و موعد بازنشستگی­ شان فرارسیده است. این کارگردانان خودشان باید این موضوع را درک کنند و کارگردانی را به جوان­ترها بسپارند و به امور دیگری همچون آموزش، نقد و تدوین تجارب بپردازند و یا در کنار جوان­ترها باشند و در ساخت فیلم­ها به آنان مشاوره و کمک بدهند.

خواب­زده­ ها، در نگاهی ابتدایی، حرفی دینی و انسانی دارد و در ظاهر بیننده به آخرت و حساب و عقاب آن دنیا متذکر می­شود، ولی نه تنها به آن نزدیک هم نمی­گردد بلکه نتیجه نهایی آن حتی می­تواند معکوس از آب درآید. این فیلم از جنبه­ های مختلف دچار ضعف است و متاسفانه با پوشش مضمونی متعالی که در عمل موضوع آخرت و حساب و عقاب را ضایع می­کند. مشکل خواب زده­ ها نه تنها در محتوا بلکه در فرم و تکنیک هم به وضوح مشاهده می­شود، داستان ضعیف، شخصیت پردازی ضعیف و بازی ضعیف بازیگران، البته به جز اکبرعبدی، بخشی از آنها می­باشد. مسعود فراستی درباره آن اینگونه می­گوید: «فیلم خواب زده­ ها، یک فیلم ما قبل بد است حتی بد هم نیست.»

این فیلم را می­توان فیلمی زنانه نامید. شخصیت های آن شامل دو مرد و هفت زن است، این زنانه بودن فقط در کمیت نیست، بلکه داستان فیلم نیز حول زنان و برای زنان می­باشد. مادری که برای نجات فرزندش از مرگ و عذاب، به خواب او می­ آید تا بخاطر ظلمی که به زن پیش خدمت شده، از دخترش حلالیت بطلبد. از طرف دیگر نیز با وجود اینکه نقش اول فیلم را یک مرد مجرد یا بهتر است بگوییم پیر پسر در اختیار دارد، ولی در جریان فیلم شاهدیم که این زنان هستند که زندگی او را شکل می­دهند و می­چرخانند. چه زمانی که با دیدن خوابی از مادرش، کل زندگیش را بهم می­زند و یا جایی که با خاله­ ای زندگی می­کند و حتی کلید خانه خودش را ندارد و باید از خاله اجازه بگیرد و بگوید تا این وقت شب کجا بوده و همراهانش چه کسانی هستند و .. تا وارد خانه شود. به اصطلاح، زن ذلیلی این مرد مجرد به اینجا نیز ختم نمی­شود، بلکه با وجود قدرت و پول فراوان، رابطه اش با زنان دور و برش، کاملا بچگانه و ضعیفانه است. همانطور که بیان شد کل فیلم التماس و به پا افتادن یک مرد در برابر دختر مادریست که به وی ظلم شده، در جایی این دختر، مشتی به صورت این به اصطلاح مرد می­زند که مرد نه تنها به زمین می­افتد بلکه از هوش می­رود. جالب اینجاست که همین مرد در صحنه­ ای دیگر، در مقابل مرد جوان مزاحم و رقیبش با قدرت تمام ظاهر می­شود و او را زیر بار کتک می­گیرد.

برای روشن­ تر شدن فضای فیلم، شخصیت­ های آن را لیست می­کنیم:

– مادر متوفی فیروز(اکبر عبدی) که به خواب پسرش می­ آید که اثری از شوهر وی و یا همان پدر فیروز در فیلم نیست. مثلا عکس بزرگ این مادر به دیوار خانه اشرافی فیروز همچون یک بزرگ خاندان، قرار دارد بدون اثری از همسرش.

– خاله فیروز(اکبر عبدی) که زن خانه فیروز است و مانند یک مادر از وی نگهداری می­کند. پیر زنی است تنها و هیچ اثر و سخنی از شوهر یا فرزندانش وجود ندارد.

– پیش خدمت مظلوم، زن کارگری که باز مشخص نیست شوهرش که پدر نازگل مشرقی می­باشد چه کسی است!

– نازگل مشرقی، دختری جوان و مجرد که با دوستش در جنوب شهر زندگی سختی دارد.

– دوست یا همخانه نازگل(ملیکا شریفی نیا)، دختری جوان و مجرد که باز اثری از پدرش در فیلم نیست.

– منشی فیروز، رئیس کارخانه، زنی به ظاهری ساده که در جریان فیلم متوجه می­شوید، صیغه موقت فیروز است.

– دوست دختر فیروز، دختری تقریباً میانسال که چند سالی است با پسر جوان خواننده­ ای دوست است و با فیروز به خاطر پول ارتباط برقرار کرده است.

– پسر خواننده رپ، که با وجود دوستی چند ساله با دختری مجرد، ارتباطاتی آزاد با دختران دیگر دارد.

– فیروز، نقش اول فیلم، پیر پسری مجرد که دارای انواع رابطه با جنس مخالف است که به آنها اشاره شد. او فردی عیاش است و با استفاده از پول و قدرت با چندین زن ارتباط دارد. از طرف دیگر، وی فردی ریاکار نیز هست، او به نگهبانان شرکتش دستور داده که زنان با آرایش یا بد حجاب را راه ندهند و برای خاله­ای که با او زندگی می­کند خود را فردی سالم و به قول فیلم، بی­ حاشیه جا زده است.

همانطور که مشاهده می­کنید، حتی یک زوج زناشویی در این فیلم وجود ندارد.

این تخریب خانواده و رابطه میان دو جنس مخالف به اینجا ختم نمی­شود بلکه داستان فیلم در ظاهر درباره مرگ، عذاب و حلالیت است و در واقع ماجراهای رابطه میان دو جنس می­باشد. شما در جریان فیلم با چند ضلعی درهم و برهمی از انواع این رابطه­ ها مواجه می­شوید.

در حین داستان، فیروز عاشق دختری می­شود که باید از او حلالیت بطلبد. از طرف دیگر پسر خواننده نیز بی اعتنا به رابطه طولانیش با دوست دخترش، می­خواهد با آن دختر پیشخدمت ازدواج کند. دقیقا مشخص نمی­شود این تمایل به خاطر پولی است که به آن دختر خواهد رسید یا به او علاقه مند شده است. این جریان موجب نزاع و رقابت میان فیروز و خواننده بر سر آن دختر می­شود.

رقابت تصاحب جنس مخالف فقط به مردان ختم نمی­شود بلکه زنان فیلم نیز با هم برای تصاحب مردان باهم رقابت می­کنند. از طرفی دختر پیشخدمت عاشق جوان خواننده شده و در پی بدست آوردن اوست و در مقابل، دوست دختر پسرک تلاش می­کند او را از دست ندهد.

در نهایت نیز هیچ رابطه رسمی و زناشویی شکل نمی­گیرد. فقط نقش اول فیلم، به نظر کارگردان یا نویسنده، عاشق می­شود و پا برهنه به دنبال عشقش می­دود و باز به نظر سازندگان فیلم، زندگیش عوض می­شود و از خواب بیدار می گردد! و به زندگی می­رسد و از مرگ و نیستی نجات می­یابد!

همانطور که مادر فیروز در یکی از کشف و شهودها به پسرش توجه می­دهد، بیننده نیز در انتها متوجه می­شود که از ابتدا سر کار بوده و مساله مرگ و عذاب و جهنم بهانه­ ای است برای اینکه فیروز عاشق بشود و مزه زندگی را بچشد.

در پایان، این مرد به اصطلاح عاشق پیشه در مقام یک واعض هشدار می­دهد که همه خوابند و توصیه می­کند مانند خودش، بیدار شویم!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه