درباره تأثیر شریعتی بر هنر انقلاب اسلامی

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۰:۵۷ ۱۳۹۲/۱۱/۱۸

چرا این همه که او بر ادب و هنر اثر گذاشت ردّپای شاخص و موج مشخصی در اندیشه معاصر ایجاد نکرد؟ توجه به این پرسش به ما خواهد آموخت که اساساً زبان شریعتی حتی آن هنگام که از اندیشه و معرفت دینی و اسلامی و شیعی سخن می‌گوید، زبانی بنیاناً حسی، دردکشیده و شاعرانه است. زبانی که بیشتر جستجوگر درمان‌ها بر زخم‌هایی است که بر جان جامعه و تاریخ شیعه می‌دید؛ در واقع او احیاگر حماسه و شور دینی در قالب خطابه‌های اجتماعی بود. به این ترتیب این زبان، بیشتر تفسیر شورانگیز از اندیشه و معرفت دینی ارائه می‌دهد تا تبیینی منطقی و فلسفی یا حتی تاریخی. تا جایی‌که حتی بخش‌هایی از آثار دکتر که در آن زبان تفلسف و اندیشه غالب بوده است چندان مورد توجه قرار نگرفته و بحثی برنینگیخته است

1- اگر به مجموعه آثار بسیاری از نویسندگان انقلابی در طول این سال‌ها و نیز مصاحبه‌ها و یادداشت‌های‌شان نگاهی بیندازیم به خوبی می‌توانیم ردّ پای اثر عمیق دکتر علی شریعتی را بر کار و بار آنان و به طور کلی بر ادبیات و هنر انقلاب اسلامی ببینیم. گرچه مدعی نیستیم که این تأثیر تام و مطلق است اما به هر حال یکی از اصلی‌ترین کسانی که آثار و اندیشه‌اش بر هنر و ادبیات انقلاب سایه افکنده، شریعتی است. نمایشنامه «ابوذر»، «آری اینچنین بود برادر»، «هنر»، «حسین وارث آدم»، «هبوط» و «کویر» از آثار جریان‌ساز شریعتی بر ادبیات و هنر انقلاب اسلامي بوده است که نام آنها در حاشیه بسیاری از آثار هنری انقلاب دیده می شود.

2- از این زاویه وقتی به شریعتی نگریسته شود، این پرسش به جا خواهد بود که چرا عمده‌ترین تأثیر شریعتی را باید در میان اهل هنر و ادب بیابیم؟ چرا این همه که او بر ادب و هنر اثر گذاشت ردّپای شاخص و موج مشخصی در اندیشه معاصر ایجاد نکرد؟ توجه به این پرسش به ما خواهد آموخت که اساساً زبان شریعتی حتی آن هنگام که از اندیشه و معرفت دینی و اسلامی و شیعی سخن می‌گوید، زبانی بنیاناً حسی، دردکشیده و شاعرانه است. زبانی که بیشتر جستجوگر درمان‌ها بر زخم‌هایی است که بر جان جامعه و تاریخ شیعه می‌دید؛ در واقع او احیاگر حماسه و شور دینی در قالب خطابه‌های اجتماعی بود. به این ترتیب این زبان، بیشتر تفسیر شورانگیز از اندیشه و معرفت دینی ارائه می‌دهد تا تبیینی منطقی و فلسفی یا حتی تاریخی. تا جایی‌که حتی بخش‌هایی از آثار دکتر که در آن زبان تفلسف و اندیشه غالب بوده است چندان مورد توجه قرار نگرفته و بحثی برنینگیخته است. آثار جریان‌ساز شریعتی، تماماً «متأثر از» و «موثر بر» هنر و هنرمندان دردمند انقلاب بوده است.

از سوی دیگر شریعتی با آنکه خود متأثر از جلال بود، اما به سبب همین تفسیر شورانگیز و شاعرانه‌اش از معارف دینی بیشتر از جلال بر ادبیات و هنر انقلاب اثر گذاشت و تأثیر جلال تأثیری اجتماعی و فرهنگی بوده است تا ادبی و هنری. جلال حتی در داستان‌ها و نوشته‌های ادبی‌اش رگه‌های مردم‌شناسانه و جامعه‌شناسانه قوی‌ای دارد که باعث می‌شود داستان و به طور کلی مقوله ادبیات برای او بیشتر تریبون اعتراض اجتماعی باشد و نظریه‌هایش در غربزدگی را به زبان «نون و القلم» و «نفرین زمین» و حتی «خسی در میقات» بگوید. او علنا قضیه «مدیر مدرسه» را دعوایی می‌کند بر سر روشنفکری و در نامه به جمال‌زاده داد دلش را خالی می‌کند. شریعتی اما سخنرانی‌های تاریخی و اجتماعی‌اش نیز توأم با طنین خاص او و لحن شاعرانه و خطابی‌اش شنیدنی می‌شود. هنوز هم بسیاری از کسانی که پای منبر او در حسینیه ارشاد رفته‌اند آن طنین را در گوش دارند و تا امروز صدای دردمند آن مرد را در قالب کلیپ‌ها و نماهنگ‌های تاریخی بازسازی می‌کنند. اینها نشان‌دهنده پیشگامی اساسی شریعتی در راه انداختن جریان هنر و ادبیات متعهد انقلاب اسلامی است.

سوژه‌هایی را که شریعتی در آثارش به جامعه هنری انقلاب معرفی کرده کافی است تا او را بر این جریان، اثر گذار بیابیم. او معرف «ابوذر» و به طور کلی بسیاری از صحابه صدر اسلام به فضای هنری ما بوده است. ابوذر او دیگر نماد شریعتی‌مآبی در ادبیات انقلابی ما شده که تا همین امروز نیز در شعر انقلاب ادامه داشته است.

3- اگر به زبان ذوقی و شاعرانه شریعتی در بیان دین و معارف دینی توجه کنیم شاید بیشتر و بهتر از گذشته به ریشه اختلاف نظر او با روحانیون انقلابی و سنتی هم پی ببریم. از این جهت این اختلاف زبان، همیشه مایه سوء تفاهم‌هایی می‌شده است. زبان نثر شریعتی اصولاً زبانی هنری است تا فلسفی و منطقی. این ابداً کسر شأنی برای او نخواهد بود بلکه در واقع پیشقراولی زبان هنر و هنرمندان را به بهترین شکلی نشان می‌دهد. اختلاف‌های پیش آمده نیز نه اختلافی بر سر ریشه‌ها و اهداف، بلکه بیشتر اختلاف در زبان است. به عنوان مثال گذشته از برخی داده‌های غلط مورد استفاده دکتر، روح کلی اثر بحث‌انگیز او «تشیع صفوی، تشیع علوی» خالی از حماسه‌ای نیست که پیام‌های امام امت مشحون از آن بود. در واقع با خواندن «تشیع صفوی تشیع علوی» گوش‌های نسل انقلابی امروز بیشتر به یاد پیام‌های امام می‌افتد که در آن از «ملاهای کثیف درباری» و «اسلام مقدس‌نماها و مرفهین بی‌درد» تحت عنوان «اسلام آمریکایی» یاد می‌کرد. نکته اینجاست که کسانی از میان روحانیون و اهل علم متوجه این ظریفه بودند که از قضا خود دستی بر ادبیات و هنر داشتند؛ کسانی همچون استاد محمدرضا حکیمی و آیت‌الله خامنه‌ای.

مباحثه و محاجّه علما و بزرگانی مثل مرحوم شهید مطهری، علامه طباطبایی و آیت‌الله مصباح یزدی با شریعتی نیز البته از همان منظری که این بزرگواران می‌دیدند درست ولی ناکافی است. اختلاف در زبان هنر و زبان منطق، زبان شور و شعر و شعار با زبان شعور و اندیشه است. خود به خود معلوم است که این دو باید مکمل هم باشند اما نمی‌توان انتظار داشت که هر دو در هم محو شوند.

متأسفانه بی‌توجهی به این اختلاف زبانی در طول این سال‌ها هم برای اهل هنر و ذوق و هم برای اندیشوران و اهل مطالب فکری تلخ و ناخوشایند بوده است. چه بسا هنرمندانی که سرنخ‌های شریعتی را جرقه تحقیق بیشتر نکرده و او را تبدیل به یک مکتب ایدئولوژیک نمودند و نکوشیدند این دو منظر زبانی را به هم نزدیک کنند و چه بسا اهل اندیشه‌ای که همچون مرحوم شهید مطهری در اواخر عمر شریف‌شان در مذمت دکتر و آثارش فرصتی را از دست نمی‌دادند. در این میان اما اظهار نظر رهبر معظم انقلاب در پاورقی چاپ سوم کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی – سیاسی ایران» جالب و خواندنی است: «نظرات مرحوم شهید مطهری درباره شریعتی – چه در آغاز آشنائیشان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت اوری ستایش می کرد و چه در سالهای بعد که از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود – غالباً مبالغه آمیز… بود…» (جریان ها وسازمان های مذهبی سیاسی ایران، چاپ چهارم، اردیبهشت 91، انتشارات خانه کتاب ایران)

3- از علی معلم دامغانی و حمید سبزواری و موسوی گرمارودی تا سید مهدی شجاعی و محسن مخملباف و حسن حسینی و قیصر امین‌پور و…[1] صراحتا یا تلویحاً از تأثیر شریعتی بر خود یاد کرده‌اند. تا جایی که یکی از مشهورترین مثنوی‌های علی معلم به تعبیر خودش «برای شهید شریعتی» بدین گونه آغاز می‌شود:

گزین شدند و سوار گزیده را کشتند/ سیه بپوش برادر، سپیده را کشتند

حرامیان همه شب را به حیله کوشیدند/ چراغ قافله را با سحر خموشیدند[2]

و آن‌گاه در حاشیه این شعر، این توضیح را اضافه کرده است که: «این مثنوی در 31/3/56 سروده شده است؛ آن روزهایی که امت ما برای دکتر علی شریعتی سوگوار بود. مضامین این شعر از کتاب حسین؛ وارث آدم اقتباس شده است.»

قیصر امین‌پور نیز در اولین دفتر شعر خود؛ در کوچه آفتاب که سال‌های اول انقلاب منتشر شده و به سروده‌های سال‌های 57 تا 62 او اختصاص دارد، رباعی‌ای را با تیتر «روح آب» «برای شهید شریعتی» تقدیم به او کرده است:

برخیز که روح اب بر خاک افتاد / آن راکب خون‌رکاب بر خاک افتاد

چشمان شفق به سوگ خون می‌گرید / همسایه آفتاب بر خاک افتاد[3]

یا هم‌او در مطلع «غزل تقویمها»یش با این بیت:

عمری بجز بیهوده بودن سر نکردیم

تقویمها گفتند و ما باور نکردیم[4]

پانوشتی با این عبارت آورده است: «خوشه‌ای است که از «کویر» شهید شریعتی چیده‌ام.» و این، همه تأثیری نیست که امین‌پور از شریعتی پذیرفته و باید تمام آثار او و خصوصا دفترهای اخیر او بررسی شود تا تأثیرپذیری او به عنوان یکی از اصلی‌ترین شاخه‌های درخت ادبیات انقلاب از آثار دکتر شریعتی روشن شود.

به جز قیصر، سید حسن حسینی نیز از کسانی است که می‌توان ردپای نام شریعتی و ادای احترام به او را در آثارش دید و دریافت. دفتر «همصدا با حلق اسماعیل» اثری از اوست که در فصل سوم خود 9 رباعی «با یاد معلم شهید شریعتی» دارد که چند نمونه از آن در زیر می آید[5].

در غربت…

ما بی خبران را خبری دیگر بود

بر نخل شهادت ثمری دیگر بود

خصم زر و زور و کینه‌جوی تزویر

در غربت خود ابوذری دیگر بود

از صحابه باران

می سوخت که از تبار تبداران بود

می ساخت که از زمره معماران بود

در بیشه آسمان شب می غرید

چون رعد، که از صحابه باران بود

تأثیر ادبیات شریعتی بر شعر و نثر انقلاب اسلامی را البته نه باید تنها در یادنامه‌ها و سروده‌های تقدیمی شاعران محصور کرد و نه حتی اصولاً در شعر و ادبیات و چه بسیار نمایشنامه‌ها که از روی آثار وی یا بر اساس سوژه‌های او نوشته و اجرا شده‌اند. فی‌المثل تا سال‌های سال بعد از انقلاب سوژه «آری، اینچنین بود، برادر» او حتی در شهرستان‌های دور افتاده از پایتخت نیز مورد اقتباس قرار گرفته و در مساجد و تالارهای نمایش اجرا می‌شد. یکی از کسانی که از این زمینه برخاسته و البته در بسیاری از امور دستی داشت و تا مدت‌ها در کنار دکتر بود «محمدرضا شریفی‌نیا» است. او که امروز بیشتر در حوزه بازیگری سینما شناخته می‌شود، طراح روی جلد تمام آثار دکتر شریعتی بود و در بسیاری از آثار هنری حسینیه ارشاد اعم از سرودها، نمایشنامه و نمایش‌ها و آثار تصویری و گرافیکی در کنار دکتر بود. مصاحبه اخیر او با ماهنامه چلچراغ گواه این ارتباط معنوی است تا حدی که نام دختر او نیز به پیشنهاد شریعتی انتخاب شده است!

تشکیل هزاره بعثت در حسینیه ارشاد به ابتکار استاد شهید مطهری، به سبب حضور شریعتی با استقبال هنرمندان نیز روبه‌رو شد که از آن میان اثری از علی موسوی گرمارودی به عنوان اثر برگزیده مورد تشویق قرار گرفت.

به هر حال مروری بر انبوه آثار ادبی و هنری انقلاب نشان می‌دهد که هنرمندان و ادیبان، تأثیر زیادی از شریعتی پذیرفته‌اند و این بی‌ارتباط با زبان و لحن ذوقی و هنری شریعتی نبوده است. در واقع آن زبان هنری برخاسته از درد دینی، گویی با اثر گذاشتن بر هنرمندان مخاطب اصلی خود را می‌یافته و آنک‌آنک در حال شکل‌دهی به جریان رو به رشد هنر انقلاب اسلامی با مضمون و دغدغه علوی و دینی بوده است.


[1] – اینان نسلی از شاعرانی هستند که بیشتر بر محور اندیشه اسلامی، در آغاز انقلاب «حوزه اندیشه و هنر اسلامی» را راه انداختند که بعدها به «حوزه هنری» تغییر نام یافت.

[2] – رجعت سرخ ستاره، 65-63

[3] – تنفس صبح، ص56

[4] – همان، ص 29

[5] – همصدا… ، صص 124- 122

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه