درباره خاستگاه دینى مفاهیم عصر جدید یا مناقشه در اصالت مدرنیته

زمان انتشار: ۱۵:۵۶ ۱۳۹۱/۰۷/۲۱

در این مقاله به بررسی اندیشه سه تن از متفکران یعنی کارل اشمیت، کارل لوویت و اریک وگلین پرداخته شده است که دیدگاه متفاوتی نسبت به «نو آیینی» تجدد دارند.از نظر این متفکران تجدد نه «نو آیین» که تداوم سنت است اما….

یکى از مهم ترین مدعیات روشنگری قرن هیجدهم دعوى بداعت است. اینکه روشنگرى خود را آغاز چیزى تازه و به کلى جدید معرفى مى کند که پیش تر در هیچ جا و هیچ زمانى سابقه نداشته است. در این تلقى نسبت روشنگرى با قبل از خود چیزى از جنس انقطاع است. روشنگرى یا همان تجدد با خود، معانى و مفاهیم و منظومه ی بدیعى را آورده که به کلى غیر از چیزى است که قدما و اهالى سنت گفته اند و منطق توضیح و استدلال منحصر به فردى نیز دارد که به کلى از شیوه ی قدما متفاوت است. اما در عین حال، دسته اى دیگر از نویسندگان و محققین نیز هستند که نسبت میان دنیاى جدید با سنت را در سطحى عمیق تر جستجو کرده اند. براى این گروه نسبت مذکور صرفاً چیزى از جنس تمهید و زمینه سازى نیست، بلکه نسبتى عمیق تر در کار است. برخلاف ادعاى «انقطاع» متجددین و اصحاب روشنگرى، نسبت تجدد با ماقبل خود است. تجدد تداوم سنت است، هر چند این تداوم « تداوم » نیست، بلکه عملاً به صورت خاصى رخ داده که سنت را از مسیر درست خود خارج کرده است. در این تلقی، تجدد مقولات و مفاهیم اصلى خود را جملگى از سنت گرفته، لیکن آنها را مسخ و تحریف نموده است. در این مقاله به بررسی اندیشه سه تن از این متفکران یعنی کارل اشمیت، کارل لوویت و اریک وگلین پرداخته شده است.
این بحث را مى توان به نوعى مناقشه در مشروعیت تجدد نیز قلمداد کرد. چه، تجدد بخش مهمى از مشروعیت خود را بر بداعت و نوآئینى ادعایى اش متّکى کرده است. تأکید بر نسبت میان مفاهیم و دستگاه اندیشه ی تجدد با آموزه ها و مفاهیم سنت، نافى فهم خودستایانه اى است که اصحاب روشنگرى و اخلاف آنان از ماهیت عصر جدید ارائه کرد هاند.
نهایتاً مباحثه ی مذکور مى تواند دریچه اى به سوى افقى وسیع تر جلب «معنا» را پیش ما بگشاید و توجه ما را به مسأله  غامض کند. پرسش از ماهیت معانى یا ایده ها و منشأ اصلى و اولى آنها از دغدغه هاى جارى تاریخ اندیشه بوده است. بر اساس رویکرد غالب و مشهور در عصر جدید معانى محصول ذهنیت بشرى است. این امر تا آنجاست که حتى از معناسازى بعضاً به عنوان یکى از وجوه ممیّزه ی انسان یاد مى شود؛ اما توجه به خاستگاه و جوهر دینى اندیشه هاى متجددین (که بیش از همه دعوى استقلال از این آموزه ها را دارند) ما را بار دیگر به تلقى دینى از معنا متوجه مى سازد.

جهت دریافت متن کامل مقاله به قسمت ضمائم مراجعه کنید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه