درباره دوگانه “نهضت و نظام”

زمان انتشار: ۲۲:۵۰ ۱۳۹۱/۰۸/۲۳

“نظام جمهوری اسلامی” از پی یک” نهضت” پا به عرصة وجود نهاده است و لذا هر دیدگاه یا قضاوتی که دربارة ماهیت این دو داشته باشیم نمی توانیم به رابطة این دو نیاندیشیم. در نظر برخی، “تأسیس نظام و تمکین به لوازم این تأسیس” لحظة “مرگ یک جنبش یا نهضت انقلابی” است. آنچه از مرحوم شریعتی در کتاب تشیع علوی- تشیع صفوی آمده، نمونه ای است از این طرز نگرش.

“نظام جمهوری اسلامی” از پی یک” نهضت” پا به عرصة
وجود نهاده است و لذا هر دیدگاه یا قضاوتی که دربارة ماهیت این دو داشته باشیم نمی توانیم
به رابطة این دو نیاندیشیم. در نظر برخی، “تأسیس نظام و تمکین به لوازم این تأسیس”
لحظة “مرگ یک جنبش یا نهضت انقلابی” است. آنچه از مرحوم شریعتی در کتاب تشیع علوی-
تشیع صفوی آمده، نمونه ای است از این طرز نگرش!

آن مرحوم با تقابل افکندن میان جنبش و نهاد، بر
این عقیده بود که سازمان یافتن تشیع در قالب حکومت صفویه به استحاله ماهیت آن مسلک
انقلابی انجامیده است. شاید این رأی در وهله نخست ذهن مبتدیان خاصه آنکه دارای گرایشهای
تند و تیز باشند را به خود جلب کند اما واقعیت آن است که رأی مزبور ، رأی سنجیده ای
نیست.شکل گیری نهاد و مؤسسه در حیات اجتماعی انسان، در سلسله ای از ضرورتهای عینی ریشه
دارد و پسند و ناپسند این و آن در بقا یا از میان رفتن این ضرورتها مؤثر نیست. احیانا”
به جهت وجود همین ضرورتها است که قائلین به این دیدگاه به رغم تقابل افکندن میان جنبش
و نهاد خود نیز خارج از گردونة حکومتداری گاه به تأسیس سازمان یا سازمانهایی دست یازیده اند
که روی هر حکومتی را در حاکم کردن واقع نگری بر آرمان خواهی سپید ساخته است. بگذریم
از آنکه این رأی از جنبه ای دیگر نیز مخدوش است یعنی از آن رو که بسیاری از آرمانها
و اهداف نهضت جز با نفوذ در “سازمانها و ساختارهای از پیش موجود در زندگی بشر “نمی توانند
عینیت یابند.

در نقطه مقابل دیدگاه نخست، جماعتی دیگر بر این
اعتقادند که با برآمدن یک نظام سیاسی از دل نهضت سخن گفتن از دو پدیدة متمایز با عنوان”
نهضت” و “نظام” خطرناک و حداقل بیهوده است. به زعم این جماعت قائل شدن به تمایز نهضت
از نظام خطرناک است از آن رو که کانونی خواهد بود برای تکوین و رشد گرایشات تخریبی
در نظام تازه تأسیس! به زعم ایشان طرح “موجودیتی مستقل ازنظام “با عنوان “نهضت” نه
تنها رشته های بافته شده “نظام “در جهت ایجاد” امنیت” و “ثبات” را پنبه خواهد کرد بلکه
برای نظام رقیبان بالفعل یا مقدری خواهد تراشید که متکی به همان سرمایه مشروعیتی اند
که نظام از آن، بهره مند است. در چارچوب همین دیدگاه، برخی نیز بر این باورند که تأسیس
یک نظام سیاسی نهایی ترین هدف” نهضت پیش از آن” بوده است و پس از پیروزی سخن گفتن از”
تمایز این دو “حداقل لغو و بیهوده است. در این دیدگاه رابطه “نهضت “و “نظام “آنچنان
مکانیکی تصور می شود که میتوان آنها را به راحتی از هم جدا کرد و همچنان “نظام” همان
بماند که پیش از این بود. صاحبان این دیدگاه از این معنا غافلند که وضعیت یک “نظام
برآمده از نهضت” با دیگر نظامهای سیاسی متفاوت است و اینچنین نظامی نه تنها در “حدوث”
که در “بقاء” نیز نیازمند آن است که برای تداوم بخشیدن به مشروعیت اولیه خود” سرمایه
نهضت” را در کنار خود داشته باشد.

صرفنظر از این دو دیدگاه دیگرانی هم هستند که تمایز
این دو را می پذیرند منتها از این موضع که راه دادن به موجودی به نام” نهضت “به “مصلحت
نظام” است و می تواند نقش عمق استراتژیک را برای نظام ایفا کند .علاوه بر اینکه برای
آن در حوزه هایی راه گشایی کند که یا دست نظام از دخل و تصرف در آنجا کوتاه است یا
به میان آمدن اقتدار نظام در مواضع مزبور به گونه ای صریح و آشکار مفسده خیز جلوه می کند.

این دیدگاه اگرچه یکسره نامقبول نیست اما ثمرة
اصلی قائل شدن به تمایز میان نهضت و نظام را مغفول می گذارد و حتی با اصالت بخشیدن
به یکی از ثمرات فرعی این تمایز سرانجام آن از” غفلت “به “تقابل” با آن ثمره(یعنی تقابل
با نقش تکامل بخش نهضت)، خواهد انجامید.هر نظم اجتماعی و هر نظام سیاسی به هر تقدیر
محصولی بشری است و به حکم بشری بودن هیچگاه خالی از عیب و نقص و خطا نخواهد بود و لذا
همواره نیازمند چون و چرا و سنجش یا به اصطلاح روز “نقد “است. از این رو است که هیچ
گاه نمی توان “پرونده تزکیه و تکامل یک محصول بشری” و من جمله نظام جمهوری اسلامی را
بسته شده دانست.در مورد این نظام تزکیه و تکامل هنگامی تحقق خواهد یافت که نه تنها
به تمایز” نهضت “از “نظام “ملتزم باشیم بلکه “اولویت “را در این میان به “نهضت” بخشیم؛
بدین معنا که ” اولویت ” متعلق به عرصه ای باشد که بستر و مظهر آرمانها و جهت گیریهای
تکاملی است( آرمانها و جهت گیریهایی که سازگاری نظام با آن را همواره می باید موضوع
بررسی و سنجش قرار داد).(۱)

اگر این “اولویت “مدنظر ما باشد کوشش نخواهد شد
که همه سرمایه های نهضت اعم از مراجع دینی / جریانها و گروهها یا شخصیتهای معتقد به
آرمانهای نهضت اما احیانا” منتقد نظم موجود (که نظام برای تکامل خود به آنها نیازمند
است) طفیلی نظام و ترتیبات و نهادهای آن باشند.بلکه تلاش خواهد شد که به تکوین و رشدچنین
نیروهائی مدد نیز رسانده شود.

همچنین با عنایت به اولویت منطق نهضت است که، سیاستهای
فرهنگی نظام به عوض آن که کساد کردن بازار رسانه های بیگانه و رونق بخشیدن به رسانه های
خودی و “حفظ مزعوم نظام “را ولو با” تشبه جستن به بیگانگان ” هدف قرار داده باشد، آن
دسته از اهداف تربیتی و تکاملی را تعقیب خواهد نمود که نهضت برای تحقق بخشیدن به آنها
سامان یافته است.

پر پیدا است که ثمرات اولویت قائل شدن به “منطق
نهضت و تکامل” در مقابل” منطق نظام و ثبات” منحصر به موارد مذکورنیست و همچنان می توان
به این سیاهه افزود.

 پی نوشت:

۱-لازم به ذکر است که از مجموعه فرمایشات امام
نیز می توان “تقدم منطق نهضت بر منطق نظام “را استنباط کرد .چه در نظر ایشان حفظ نظامی
از اوجب واجبات است که موصوف به وصف اسلامیت باشد. اسلامیتی که ایشان در یکی از بندهای
وصیت نامه خود درباره امر به معروف و نهی از منکر، از مردم می خواهند که حتی به رغم
نا پیگیری مسئولان پیگیر آن باشند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه