گزارشی از یک پایان نامه دانشجویی در مصاحبه با کاظم حاجی زاده

حاجی زاده: در اکثر کشورهای اسلامی، بیش از 70 درصد مردم معتقدند که حکومت باید قوانین شریعت را اجرا کند

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۸:۰۵ ۱۳۹۲/۰۷/۲۶

امروز سوال و محور اصلی بحث ها در کشورهای اسلامی در سطح مردمی و بخشی از نخبگان این نیست که آیا اسلام باید به طور جدی وارد حیات سیاسی- اجتماعی بشود یا نه؛ پاسخ این سوال به وضوح آری است. بلکه مسئله اصلی این است که مختصات نظام سیاسی اسلامی چگونه است و برای اجرای شریعت از چه ساختارها و فرم هایی که متناسب حیات اجتماعی نوین باشند، باید استفاده کرد.

خودتان را مختصرا معرفی کنید و بفرمایید که در چه دانشگاهی مشغول به تحصیل بوده و هستید.

من کاظم حاجی زاده متولد 1367 تهران هستم. دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشته جامعه شناسی (پژوهشگری) در دانشگاه شهید بهشتی گذرانده ام و اکنون در همین دانشگاه در گرایش بررسی مسائل اجتماعی ایران در مقطع دکتری در حال تحصیل می باشم.

عنوان دقیق پایان نامه شما چیست؟

بررسی بنیادگرایی در کشورهای اسلامی و پیش بینی جنبش های انقلابی در آن ها.

چرا به سراغ این موضوع رفته اید؟

ارزیابی اهمیت و ضرورت مطالعه جنبش های بنیادگرایانه از سه منظر قابل بیان است. یکم، این جنبش ها با برقراری یک توازن میان وجوه امر قدسی در صورت پیروزی قادرند با بازگرداندن معنا، یک نظم اخلاقی جدید را به جامعه انسانی معرفی نمایند. دوم، در صورتی که این جنبش ها از حالت کنش های جمعی دوره ای به ساختارهای اجتماعی باثباتی تبدیل شوند، با توجه به احیای جایگاه دین در جامعه، دریچه تازه ای برای نظریه پردازی در جامعه شناسی گشوده خواهد شد. سوم، انقلاب اسلامی ایران در واقع برآیند یک جنبش اجتماعی بنیادگرایانه پیروز شده است که اکنون در چهارمین دهه عمر خود به سر می برد. با نظر به این که پیام آن در این سال ها تاثیرات اساسی بر جهان اسلام داشته است، سرنوشت این انقلاب و جامعه ایران به سرنوشت موج های جنبش های بنیادگرایانه پیوند خورده است.

بخشی از یافته های پژوهش خود را مختصرا ارائه می کنید؟

این پژوهش اهداف خود را در سه گام دنبال کرده است. در گام یکم به تبیین نظری بنیادگرایی اسلامی می پردازد. بر این اساس بنیادگرایی اسلامی پاسخی است به شکست های پی در پی ناشی از پیاده سازی مفاهیم و ساختارهای اجتماعی غرب در کشورهای اسلامی، که اجرای شریعت را به عنوان یک نظام اجتماعی جایگزین مطرح می کند.

کاظم حاجی زاده

در گام دوم به آزمون تجربی متغیرهای مستخرج از نظریه ها در نمونه تحقیقی که شامل جنبش های 2010 به بعد است، می پردازیم؛ این جنبش ها را می توان در سه سنخ متمایز جای داد که به ترتیب فراوانی عبارت اند از: جنبش های بنیادگرایانه، جنبش های نان و جنبش های دموکراسی. جنبش بنیادگرایی در کشوری برمی خیزد که پیش از هر چیز دچار چالش هویت است. منظور از چالش هویت وضعیتی است که در آن هویت اسلامی به اندازه ای نیرومند است که مسلمانان درصدد یکپارچه سازی هویت و ساختارهای اجتماعی خود به سود اسلام اند. این جوامع حداقلی از توسعه اقتصادی و نوسازی را تجربه کرده اند و دولت در آن ها به شدت با چالش مشروعیت مواجه است.

در گام سوم پیش بینی هایی، که در واقع نوعی شرایط کاوی هستند، با رعایت احتیاط علمی، در مورد جنبش های بنیادگرایانه انجام می شود. اگر چه تفاوت های بین کشوری در مناطق جغرافیایی وجود دارد، روی هم رفته مانع اصلی وقوع جنبش در جوامع جنوب صحرا فقر اقتصادی، و در جوامع جنوب آسیا مشروعیت زیاد حکومت در اثر کارآمدی آن است. در کشورهای آسیای میانه جنبش های بنیادگرایانه هنگامی آغاز می شوند که فرایند بازیابی هویت اسلامی در آن ها طی شده باشد. بنیادگرایی اسلامی یک جریان فراگیر مردمی است که نیروی محرکه اصلی آن را در ضرورت های تاریخی باید یافت.

با توجه به یافته های پایان نامه شما کدام عنوان می تواند درست تر باشد بهار عربی یا بیداری اسلامی؟

این سوال تا کنون بحث های زیادی را در محافل علمی و گفت و گوهای روزمره برانگیخته است. این دو اصطلاح به اندازه ای بر سر زبان ها بوده اند که معانی مختلفی به خود گرفته اند. به ویژه اصطلاح بهار عربی برای من مبهم است. من به این سوال بر اساس یافته های تحقیق این گونه پاسخ می دهم: آشکار است که اکثر مسلمانان برای اسلام یک نقش سیاسی- اجتماعی مهم قائل اند. امروز سوال و محور اصلی بحث ها در کشورهای اسلامی در سطح مردمی و بخشی از نخبگان این نیست که آیا اسلام باید به طور جدی وارد حیات سیاسی- اجتماعی بشود یا نه؛ پاسخ این سوال به وضوح آری است. بلکه مسئله اصلی این است که مختصات نظام سیاسی اسلامی چگونه است و برای اجرای شریعت از چه ساختارها و فرم هایی که متناسب حیات اجتماعی نوین باشند، باید استفاده کرد.

این واقعیت را آمارها به خوبی نشان می دهند. در اکثر کشورهای جنبش شده بیش از 70 درصد مردم معتقدند که حکومت باید قوانین شریعت را اجرا کند. از طرف دیگر در مجموع دموکراسی خواهی در همه این کشورها بسیار گسترده و شدید است. در جوامعی مانند مصر، اردن، یمن و… شریعت خواهی و دموکراسی خواهی هر دو از گستره بسیار قابل توجهی برخوردارند.

آیا این دو گرایش می توانند در یک نقطه به تعادل برسند؟

یافته های تحقیق ما می گوید که مسلمانان نظام سیاسی دموکراتیکی را دنبال می کنند که حاکمان در آن متعهد به اجرای شریعت به عنوان قانون رسمی کشور باشند. بنابراین این نظام، یک دموکراسی غربی صرف نیست. مسلمانان وقتی از دال دموکراسی استفاده می کنند عمدتا آن را به عنوان یک فرم و نه محتوای سیاسی به کار می برند. به عبارت دیگر دموکراسی دارای سازوکارهایی از جمله برگزاری انتخابات دوره ای جهت تعیین حاکمان و نظارت بر عملکرد آن ها از طریق نهادها و سازمان های مدنی در سایه آزادی بیان است که دقیقا همین عناصر آن مورد نظر بنیادگراهای میانه رو است.

راستی! تصویب پایان نامه شما با چه مشکلاتی روبرو بود؟ آیا دانشکده و گروه دانشگاه شهید بهشتی به سادگی با موضوع شما موافقت نمود؟

در تصویب موضوع رساله با مشکلاتی مواجه شدم که البته همه آن ها به خود موضوع و حساسیت های آن برنمی گشت. در هر صورت چنین موضوعاتی به دلیل ابعاد سیاسی و ایدئولوژیکی که دارند بالتبع موضع گیری مستقیم یا غیرمستقیم اساتید را فعال می کنند. البته یکی از دلایل مخالفت های اولیه این بود که این مسئله برای یک رساله کارشناسی ارشد کمی بزرگ است و بررسی آن توانایی های علمی و بضاعت زمانی بیش تری طلب می کند.

چون ظاهرا از لحاظ روشی کار شما کمی متفاوت تر از روال معمول بوده است. توضیح می دهید در جهت گیری های روشی یا نظری چه نقاط عطفی در کار شما دیده میشود؟

این پژوهش یک تحلیل ثانویه محسوب می شود، بدین ترتیب که از داده های موجود در پیمایش های جهانی (مجموعه داده حکومت و اسلام در خاورمیانه مربوط به موسسه کارنگی) و دیگر متغیرهای کلان استفاده شده است. این داده ها عمدتا از پروژه دین و دولت، مجموعه داده دین و قانون اساسی دول، وب سایت آردا، وب سایت بانک جهانی و… گردآوری شدند.

اینجا لازم است که این نکته را اضافه کنم که ما در جامعه شناسی باید میان روش های گردآوری داده و تحلیل داده خط صریحی بکشیم. من فکر می کنم اغلب دانشجویان و اساتید ما به چند روش معدود تحلیل داده بسنده کرده اند. برای مثال در اکثر پیمایش هایی که در گروه شهید بهشتی و سایر دانشگاه ها انجام می شود، هنگام تحلیل داده فقط از رگرسیون یا چند تکنیک آماری معدود دیگر استفاده می شود در حالی که نه تنها روش های غیرآماری فراوانی تولید شده اند که در کشورهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند، تعداد روش های آماری جدید نیز به سرعت در حال افزایش است. در این رساله یک روش تحلیل داده (موسوم به بازه احتمال وقوع) ابداع و یک روش آماری از پیش موجود (الگوریتم درختی) نیز معرفی شد تا علاقه مندان بتوانند در تحقیقات خود از آن ها استفاده کنند.

استاد راهنما و مشاور چه کمکی به شما کردند؟

اساتید راهنما و مشاورم به دلیل آشنایی خوبی که با مسئله داشتند کمک زیادی به من کردند. آقای دکتر پرچمی (استاد راهنما) در بخش بخش کار نقش مهمی داشتند (هم قسمت های نظری و هم روشی) و با تذکرهای دقیق شان مرا از خطاها و ساده انگاری هایی که ممکن بود دچار شوم، دور نگه می داشتند. همچنین آقای دکتر جمشیدیها (استاد مشاور) در دوره تحقیق، رویکردهای کلی به موضوع و نظریه ها و کتب مهم آن را معرفی می کردند.

به نظر شما مهم‌ترین اشکال کنونی علوم اجتماعی ایران چیست؟

به نظر من مهم‌ترین مسئله، تهی شدن علوم اجتماعی موجود- به ویژه در ایران- از تاریخ است. امروز دانشجویان- از جمله خودم-در حوزه تاریخ- شواهد و نظریه ها- بسیار کم اطلاع اند و در این زمینه ذهن لاغری دارند. رویکرد و روش های مرسوم جامعه شناسی غالب نیز توان زیادی در به کارگیری شواهد و نظریه های تاریخی ندارند. من هم در این رساله- به رغم تلاش زیادی که در گردآوری نظام مند شواهد تاریخی کردم- متاسفانه موفق نشدم بهره چندانی از نظریه های تاریخی بنیادگرایی اسلامی ببرم.

اگر بخواهید یک آسیب‌شناسی از دانشکده ای که درس‌خوانده اید و آموزش عالی ایران به طور کلی ارائه کنید بر چه نقاطی انگشت می گذارید؟

از انتقادات کوچک تر صرف نظر کرده و فقط به یک مسئله ساختاری که اساتید زیادی پیش تر به آن پرداخته اند، اشاره می کنم. در جامعه ما از آموزش عالی بیش از اندازه، به عنوان نردبان تحرک اجتماعی استفاده شده است. دانشگاه های ما کارخانه های پروانه سازی شده اند. این بحث محتاج مجال مفصلی است که در این جا نمی توان به آن پرداخت. در هر صورت علمی که انگیزه کسبش و راه کسبش تا این اندازه با منطق کنش های ناب اقتصادی آمیخته شده باشد، منابع انسانی و مالی فراوانی را اتلاف خواهد کرد.

اگر بخواهد کسی کار شما را ادامه بدهد یا از زاویه ای دیگر به این مسئله بپردازد چه موضوعاتی را پیشنهاد می‌کنید؟

پیشنهاد می کنم که با مطالعه این کار که یک تحقیق پهنانگر است نقاط مهم تر- از منظرهای مختلف- جهان اسلام را شناسایی کند و درباره آن ها موردپژوهی انجام دهد تا به شناخت عمیق تری از مسائل جهان اسلام دست یابیم.

از وقتی که در اختیار سایت گذاشتید سپاسگزاریم

بنده هم از شما و همکاران تان در سایت علوم اجتماعی اسلامی قدردانی می کنم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه