نگاه متفاوت آیت اله خامنه ای به «زن»

در تعارض «دینِ مردسالاری» و «دینِ اسلام»: تأملی در معنای ناگفته «قهرمانه»

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۲:۵۶ ۱۳۹۳/۰۲/۵

اگر در غرب مبارزات طولانی و ممتد زنان و فمینیست ها بود که موجب شد جوامع مدرن تاحدودی و در برخی زمینه ها از سیطره مذهب «مردسالاری» رهایی یابند، در تاریخ ایران هیچ رخدادی همچون «انقلاب اسلامی» در تضعیف پایه های مذهب «مردسالاری» نقش نداشته است. تأثیر رهبران مذهبی همچون امام خمینی و آیت الله خامنه ای در زمینه سازی برای رشد، شکوفایی و اعتلای زنان در جامعه امری نیست که حتی ناظران سکولار و مخالف جمهوری اسلامی بتوانند انکار کنند.

روایت معروف «اَلمَرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة»را احتمالا بسیاری از ما مکرر در مجالس و مجامع گوناگون از زبان خطبا و  وعاظ شنیده ایم و یا در نوشته های نویسندگان خوانده ایم. رسانه های مختلف نیز معمولا در مناسبت های مربوط  به زنان، این روایت را بارها بازنشر کرده اند. برای بنده حقیر اما، تفسیری که آیت الله خامنه ای در سخنان اخیر خود[1] به مناسبت ولادت حضرت صدیقه طاهره (س) و روز زن، از این روایت ارائه کردند بسیار تازگی داشت. باید اعتراف کنم که تاکنون آنچه از منابر و در محافل مختلف در تفسیر این روایت شنیده بودم، چنان ذهنیتی به من داده بود که گمان می کردم معنی «قهرمان» در زبان عربی شبیه همان معنی امروزی واژه «قهرمان» در زبان فارسی است و مقصود حدیث هم تأکید بر متانت و حیای زن است و بیان این که شایسته نیست زن در جامعه رفتار جلوه گرانه و محیرالعقول داشته باشد. و این «برداشت» چنان در ذهنم رسوب کرده بود که هرگز به فکر نیافتادم که به کتاب لغت مراجعه کنم برای کشف معنای حقیقی اش.

وقتی در سخنان اخیر رهبر انقلاب شنیدم که «قهرمان» در عربی به معنی «کارگزار» است – یعنی کسی که کارهای شخص دیگری را انجام می دهد – معنی این حدیث در ذهنم دگرگون شد. به نظرم این بخش از صحبت های ایشان بسیار کلیدی و کامل کننده بخش دیگر صحبت های ایشان در مورد مسئله اشتغال زنان بود، اما متاسفانه در رسانه ها کوچکترین توجهی به این بخش از سخنان ایشان نشد. البته همین «نادیده گرفتن ها» و «به حاشیه راندن ها» هم در جای خود قابل مطالعه است.  برای آنهایی که مشارکت اجتماعی زنان را مطلقا مذموم دانسته و صرفا «خانه نشینی» را کمال و فضیلت برای زن محسوب می کنند، بخش هایی از سخنان اخیر رهبر انقلاب در مورد «ثانوی بودن مسئله اشتغال زنان» بسیار مشعوف کننده و شوق انگیز بود. اما به نظر می رسد برخی از این افراد فاصله آشکاری که بین مواضع خودشان و مواضع رهبری در مورد زنان وجود دارد را نادیده می گیرند. نقطه کوری در موضع برخی از این افراد وجود دارد و آن این که توصیه به اهمیت نقش مادری و همسری را به اشتباه به معنی تجویز بیگاری کشیدن از زنان در خانه و منحصر کردن همه فعالیت های زن به امور خانه می دانند. اتفاقا به نظرم آیت الله خامنه ای در سخنان اخیر خود، هوشمندانه کنایه سنگینی هم به این قبیل نگاه ها زدند:

«تصوّر از زن در خانه، تصوّر یک موجود درجه‌ى دویى [است‌] که موظّف به خدمتگزارى به دیگران است؛ این تصوّر  بین خیلى‌ها هست – حالا بعضى‌ها به زبان مى‌آورند، به‌رو مى‌آورند، بعضى‌ها هم به رو نمى‌آورند، امّا در دلشان این است – این درست نقطه‌ى مقابل آن چیزى است که اسلام بیان کرده است.»

درست در ادامه همین سخن بود که ایشان به حدیث مشهور فوق اشاره کرده و معنایی از آن ارائه دادند که دست کم برای حقیر تازگی داشت:

 «من مکرّر عرض کرده‌ام این حدیث معروف را که «اَلمَرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة»؛ قهرمان، در تعبیرات رایج عربى، به آن کارگزار میگویند. مثل «اَمَرَ قَهرِمانَهُ بِکَذا»؛ مثلاً فلان صاحب ملک و املاک فراوان به قهرمان خودش، یعنی آن کسی که کارگزار امور این املاک است، گفت؛ به این میگویند «قهرمان». در این حدیث میگوید: خیال نکن زن کارگزار تو داخل خانه است که باید کارهاى خانه را [انجام دهد]؛ این‌جورى نیست. خب ببینید، این خودش یک فصلى است که از آن چندین فصل گشوده می شود».

همانطور که قبلا طی یادداشتی شرح داده ام[2]، به نظرم نگاه آیت الله خامنه ای به مسائل زنان، به کلی از برخی نگاه های سنتی رایج متفاوت است. متاسفانه برخی افرادی که به نام «دین» و «سنّت» درباره مسائل زنان سخن می گویند توجه ندارند که «مردسالاری» (patriarchy) خودش یک «دین» جداگانه و فراگیر است. بنیادهای الحادی این دین، تعارض اساسی با دین مبین اسلام – که مبتنی بر «حق سالاری» است – دارد. ریشه های عمیق «مردسالاری» قدمتی به اندازه بسیاری از ادیان کهن دارد و ساحت نفوذ آن نیز فراتر از مرزهای «سنت» امتداد یافته و عالم «مدرن» را نیز در برگرفته است. این تصور غلطی است که گمان کنیم فمینیست ها صرفا از سر مخالف با «سنت» و «مذهب» درآمده اند. اساسا کانون اصلی اعتراضات فمینیستی در قرن بیستم معطوف به نقض حقوق زنان در جوامع مدرن و توسط دولت های سکولار بوده است. فراموش نباید کرد که صد سال پس از انقلاب فرانسه – که با شعار «آزادی و برابری و برادری» به پیروزی رسید – زنان هنوز در اروپا حق رأی و حق تحصیل در دانشگاه نداشتند. اگر در غرب مبارزات طولانی و ممتد زنان و فمینیست ها بود که موجب شد جوامع مدرن – تاحدودی و در برخی زمینه ها – از سیطره مذهب «مردسالاری» رهایی یابند، در تاریخ ایران هیچ رخدادی همچون «انقلاب اسلامی» در تضعیف پایه های مذهب «مردسالاری» نقش نداشته است. تأثیر رهبران مذهبی همچون امام خمینی و آیت الله خامنه ای در زمینه سازی برای رشد، شکوفایی و اعتلای زنان در جامعه امری نیست که حتی ناظران سکولار و مخالف جمهوری اسلامی بتوانند انکار کنند.

اما متاسفانه برخی دوستان، همنوا با برخی سکولارهای دین ستیز، چنان سخن می گویند که گویی «دین اسلام» عینا همان «دین مردسالاری» است. افرادی که مدعی حمایت از اسلام و انقلاب و امام و رهبری هستند ولی کمال زن را در خانه نشینی می دانند، طبعا باید موضع خودشان را درباره این بخش از سخنان رهبر انقلاب در همین سخنرانی اخیر نیز مشخص کنند:

«یکى از بزرگ‌ترین افتخارات نظام اسلامى است که در سایه‌ى نظام اسلامى این‌همه زن فرزانه و تحصیل‌کرده و خوش‌فکر و ممتاز از لحاظ فکرى و عملى در جامعه‌ى ما وجود دارند؛ خیلى نعمت بزرگى است و مایه‌ى افتخار است».

طبعا مقصود نگارنده اصلا این نیست که خانه داری یا بچه داری را کاری کوچک و بی اهمیت بدانیم. از قضا شخصا چند ماهی به شکل «پاره وقت» به این دو امر بسیار با اهمیت و بسیار دشوار اشتغال داشته ام! سخن بنده این است که تأکید بر اهمیت نقش فرهنگی و تربیتی مادر و مسئله «همسرداری» یا «حسن التبعل» را نباید بدین معنی دانست که انجام کارهای مختلف و متکثر در خانه «وظیفه» و «تکلیف» زن است. به عبارت دیگر نباید دچار این توهم بشویم که علت «ثانوی» محسوب شدن «اشتغال زن بیرون از خانه» این است که زن باید محدود به حصار خانه بوده و صرفا به «کار»های داخل خانه مشغول باشد. چه بسا گاهی شرکت در یک کلاس اخلاق یا دوره تربیت فرزند ممکن است در امر همسرداری و مادری هم برای زن مفید باشد. چه بسا زنی که حضوری در جامعه ندارد و شناختی از آسیب ها و مسایل اجتماعی ندارد نتواند فرزند خود را به گونه ای تربیت کند که نسبت به آسیب های اجتماعی مصون و ایمن باشد.

ضمن اینکه این پیش فرض که زنان خانه دار لزوما بهتر از زنان شاغل نقش مادری را ایفا نموده و به فرزندان خود توجه می کنند، هم همیشه درست نیست. تحقیقات جامعه شناسی در برخی کشورها نشان داده زنانی که پاره وقت بیرون از خانه کار می کنند، هم نسبت به زنانی که تمام وقت کار می کنند و هم نسبت به زنان خانه دار، بیشتر به فرزندان خود توجه دارند و فرزندان نیز بیشتر از آنها رضایت دارند. علت این است که برخی زنان خانه دار تصور می کنند صرف اینکه در خانه هستند یعنی با بچه ها هستند. لذا ممکن است وقتی که برای بچه می گذارند لزوما آن کیفیت و تاثیر مطلوب  را نداشته باشد. در حالی که برخی زنان شاغل، برای جبران مدت زمانی که دور از بچه هستند، هنگام حضور در خانه برای صرف وقت با فرزندان خود برنامه ریزی می کنند. با نگاه به زندگی افرادِ پیرامون خودمان هم می بینیم که فرزندان زنان شاغل (یا شاغل به تحصیل)، از نظر تربیت و اخلاق و پیشرفت تحصیلی، لزوما و همیشه ضعیف تر از فرزندان زنان خانه دار نیستند. علت این است که علاوه بر «متغیر» خانه دار بودن مادر، متغیرهای بسیار دیگری نیز در مسئله تربیت فرزند دخیل هستند.

و سخن آخر این که، وقتی از اولویت یا عدم اولویت اشتغال زنان سخن گفته می شود، طبعا مقصود زنانی هستند که از نظر معیشتی الزام و یا اجباری برای کار ندارند. نباید تصور کرد که همه زنان شاغل در جامعه، از طبقه متوسط  و مرفه هستند که نه از سر نیاز مالی، بلکه از سر تمایل شخصی یا به دلیل «مد» و «پسند جامعه» به اشتغال روی می آورند. به گمان حقیر، وقتی رهبر معظم انقلاب به زنان متذکر می شوند که اشتغال نسبت به مادری مسئله ثانوی است، طبعا این بخش از زنان را مد نظر دارند. اتفاقا تحقیقاتی که اخیرا در مورد برخی زنان طبقه متوسط و شاغل در برخی فعالیت های حرفه ای مانند تولید رادیو و تلویزیون انجام شده نشان می دهد بسیاری از این زنان، مسئولیت «مادری» را مهمترین اولویت خود می دانند.[3]  اما واضح است که بخش زیادی از زنان جامعه، نه لزوما از سر تفنن و اختیار، بلکه به ضرورت مشارکت در تأمین معاش خانواده، اشتغال به کار دارند. طبعا برای زنانی که با تحمل مشقات و سختی های بسیار در کارهایی مانند کشاورزی و کارگری و حتی کارمندی، در کسب رزق حلال برای خانواده خود سهیم هستند، اشتغال نه یک امر «ثانوی»، بلکه یک امر «حیاتی» است. برای چنین زنانی، عدم اشتغال یعنی وارد شدن لطمه اساسی به درآمد خانواده و مواجهه احتمالی با انواع بحران ها و آسیب هایی که ممکن است بنیان های خانواده را به طور جدی به مخاطره بیافکند. و چه بسا این زنان – که غالبا زحمات مضاعفی بر دوش داشته و علاوه بر کار بیرون از خانه، همان کارهای مرسوم زنان خانه دار را نیز بر عهده دارند – از اجر و پاداش معنوی بزرگتری نیز نزد پروردگار خویش برخوردار شوند. چرا که هم در فضیلت جهاد به دلیل ایفای نقش مادری و همسری سهیم هستند، و هم در فضیلت جهاد برای کسب رزق حلال و تامین معاش خانواده.

این موارد را می توان در زمره همان «سه محور کلیدی» دانست که حضرت آیت الله خامنه ای در سخنان اخیر خود بر ضرورت «فکر، تأمل، بحث و کار» در مورد آن تأکید کردند.[4] و البته نکته بسیار دقیق و قابل تأمل دیگری هم در خاتمه سخنان ایشان وجود داشت که به نظر می رسد در محافل حوزوی و مجامع علوم دینی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، و آن این که:

«مسئله‌ی زنان، مسئله‌ی مهمّی است؛ بهترین کسانی هم که این مسئله را می توانند دنبال کنند و حل کنند خود خانم ها هستند.»[5]


پی نوشت ها:

[1] . ]آیت الله[خامنه ای، سید علی، «بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشور»، 30 فروردین 1393. قابل دسترسی در:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=26155.

[2].  اسفندیاری، شهاب، «زن مسلمان ایرانی: نه شرقی، نه غربی»، خبرگزاری فارس، 18 اسفند 1391. قابل دسترسی در: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911218000321.

[3]. قاسمی، عاصمه، «زنان مسلمان، کار در رسانه و مسئولیت مادری»، 2012، کنفرانس انجمن بین المللی مطالعات مادران. تورنتو، کانادا.

[4] . ]آیت الله[خامنه ای. همان.  ایشان در تشریح این سه محور فرمودند: « اولا نیمی از جمعیّت کشورها زنان هستند؛ چگونه میتوان به‌شکل سالمی از این امکان و استعداد عظیم به نفع هر کشوری، ازجمله کشور ما استفاده کرد؟ ثانیاً مسئله‌ی جنسیّت که یکی از حسّاس‌ترین و ظریف‌ترین مسائل آفرینش است، چگونه میتواند در خدمت تعالی انسان قرار بگیرد، نه در خدمت انحطاط بشر و انحطاط اخلاقی؟ ثالثاً به‌خاطر تفاوتهای طبیعی‌ای که بین جنس زن و جنس مرد وجود دارد، چگونه میتوان – چه در محیط اجتماعی، چه در محیط خانواده – رفتاری را نهادینه کرد و غیرقابل اجتناب کرد که به زن ظلم نشود؟ اینها مسائل خیلی مهمّی است. اگر ما همین دو سه مسئله را محور فکر و تأمّل و بحث و کار قرار بدهیم، یک مجموعه‌ی تلاش و کار مطالعاتی و تحقیقی و عملی را به دنبال خود خواهد آورد.»

[5]. ]آیت الله[خامنه ای. همان.

۲ دیدگاه

    زهرا :

    مطلب قابل تاملی بود. ممنون از نویسنده مقاله بخاطر متن روان و دلنشینش .

    الف باء :

    مقاله نقطه قوتی دارد و نقطه ضعفی. نقطه قوت آنست که به ناهمگونی و پیچیدگی شرایط زندگی زنان در جامعه معاصر اشاره میکند. مثلا میتوان پرسید تکلیف زنان بیوه یا مطلقه که منبع درآمدی ندارند چیست و غیره.

    ولی نقطه ضعف آن همچنان بنیادین (و سوال برانگیز) است: چرا نویسنده اصرار دارد بر فرآورده های فکری غرب در حوزه فمینیسم اتکا کند؟ چرا به مفاهیم ساخته و پرداخته این دیدگاه خاص تاریخی و اجتماعی غربی مثل مردسالاری به دیده اعتماد، بهره برداری و تحسین مینگرد؟ آیا (ناخواسته) مخاطب را در این خصوص فریب میدهد در حالی که ادعای دیگری دارد؟

    مثلا آیا ابراهیم و یعقوب و دیگر پیامبران (سلام خداوند بر آنان) یا علی و فاطمه (علیهما السلام) هم به “دین مردسالاری” تعلق داشته اند؟ یا “دین مردسالاری” مفهومی ایدئولوژیک و ارزشی و جهت دار است که فمینیستها با هدف تغییر نظم اجتماعی ضرب کرده اند؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه