سیاست رسانه ای بی بی سی در خاورمیانه (3)

«در جستجوی فلسطین»، مستند گمشده ادوارد سعید

زمان انتشار: ۲۲:۲۷ ۱۳۹۳/۰۴/۲۱

هیچ جا نمی‌شود فیلم را خرید یا حتی دانلود کرد. در صفحه ویکی‌پدیای ادوارد سعید هم خبری از وجود چنین فیلمی نیست، نه انگلیسی و نه عربی و نه طبیعتا فارسی که ترجمه‌ی اینهاست. از لیست مستندهای خود بی‌بی‌سی هم حذف شده است. انگار که چنین فیلمی اصلا ساخته نشده باشد. با دانستن اینکه دفتر سعید در دانشگاه کلمبیا آتش گرفته(آتش زده شده) و با دانستن بسیاری ماجراهای عجیب و غریب دیگر مثل اینکه در صفحه ویکی پدیای سعید اثری از ماجرای آتش سوزی دفترش نیست، فرض وجود یک اراده برای حذف تمام آثار این فیلم آنقدر‌ها هم توهم توطئه به نظر نمی‌رسد!

مصاحبه گر در کتاب «فرهنگ و مقاومت: گفتگو با ادوارد سعید» از سعید سوال می کند:  «چند سال قبل شما مستندی به نام«درجستجوی فلسطین» برای بی‌بی‌سی ساختید. این فیلم بعد از نمایش در بی‌بی‌سی ۲ و بعد از آن در بی‌بی‌سی جهانی، کم و بیش ناپدید شد. بی‌بی‌سی همچنین در نمایش آن در تلویزیون‌های آمریکا کاملا ناموفق بود، چرا؟

ادوارد سعید پاسخ می دهد: در این کشور پیشینیه‌ای درباره فیلم‌هایی که از دیدگاه فلسطینی به ماجرا نگاه می‌کنند، وجود دارد. واکنشی برنامه‌ریزی شده از سوی سازمان‌های صهیونیستی برای توقف و جلوگیری از این فیلم‌ها هست. برای عدم نمایش‌ آنها تلاش می‌کنند و سعی می‌کنند مطمئن شوند حامیان این برنامه‌ها در تلویزیون هزینه زیادی برای پخش این فیلم‌ها می‌دهند. یعنی اگر بخواهند یک فیلم فلسطینی نمایش دهند در عوض باید پنج فیلم از نقطه نظر اسرائیل هم پخش کنند. آنچه برای فیلم من اتفاق افتاد نیز از همین دست بود. هیچ کس آن را قبول نمی‌کرد و بی‌بی‌سی نتوانست آن را در این کشور نمایش دهد. بالاخره از طریق ارتباط‌‌‌های شخصی توانستم یک بار در کانال ۱۳ نیویورک، پی بی اس، آن را نمایش دهم. فکر می‌کنم یک بار هم در تلویزیون عمومی سانفرانسیسکو پخش شد. اما بعد از آن فیلم عملا ناپدید شد. موضوع به همین سادگی است که نمایش فلسطینی‌ها به عنوان انسان‌هایی با تاریخ و منشا ممنوع است.» (این فیلم را می توانید اینجا ببینید)

به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی به نقل از بامدادی هیچ جا نمی‌شود فیلم را خرید یا حتی دانلود کرد. در صفحه ویکی‌پدیای ادوارد سعید هم خبری از وجود چنین فیلمی نیست، نه انگلیسی و نه عربی و نه طبیعتا فارسی که ترجمه‌ی اینهاست. از لیست مستندهای خود بی‌بی‌سی هم حذف شده است. انگار که چنین فیلمی اصلا ساخته نشده باشد. با دانستن اینکه دفتر سعید در دانشگاه کلمبیا آتش گرفته(آتش زده شده) و با دانستن بسیاری ماجراهای عجیب و غریب دیگر مثل اینکه در صفحه ویکی پدیای سعید اثری از ماجرای آتش سوزی دفترش نیست، فرض وجود یک اراده برای حذف تمام آثار این فیلم آنقدر‌ها هم توهم توطئه به نظر نمی‌رسد!

درباره ادوارد سعید و مسئله فلسطین:

ادوارد سعید منتقد ادبی فلسطینی تبار، یکی از برجسته ترین چهره های قرن بیستم به شمار می آید که تاثیر فکری عظیم او بر حوزه های متفاوت اندیشه از فلسفه و ادبیات گرفته تا علوم اجتماعی، از زمان حیات وی آغاز شد و بی شک لااقل تا ده ها سال ادامه خواهد داشت. این تاثیر در حوزة انسان شناسی به دلیل مجموعه آثار و شخصیت سعید و به ویژه کتاب معروف او “شرق شناسی” دو چندان بود. سعید در سال ۱۹۳۵ در بیت المقدس فلسطین زمانی که هنوز این منطقه تحت الحمایة بریتانیا بود، در یک خانوادة عرب مسیحی، بورژوا و بسیار ثروتمند به دنیا آمد و تحصیلاتش را در همان جا، قاهره و ماساچوست به انجام رسانید در سال ۱۹۴۷ پدرو مادر سعید به مصر کوچ کردند اما بخش بزرگی از وابستگان آنها نیز در کشورهای مختلف از فلسطین تا لبنان و سوریه … پراکنده شدند. سعید در ۱۷ سالگی به توصیة خانواده عازم امریکا شد و تحصیلات خود را در دانشگاه های پرینستون و هاروارد در رشته ادبیات تطبیقی به پایان رساند. وی به زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی مسلط بود و از زبانهای اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی و لاتین نیز آگاهی داشت. او در سال ۱۹۶۳ وارد دانشگاه کلمبیا در نیویورک شد و تا پایان عمر در همین دانشگاه به تدریس و پژوهش مشغول ماند.

سعید در ۱۹۶۶ م با کتاب «جوزف کنراد» وارد عرصه روشنفکری شد و بعدها کتابهایی چون، «سرآغاز ها»، «جهان، متن، منتقد» و کتاب تحسین شده و جنجال برانگیز «شرق شناسی» و… را نگاشت. در سال ۱۹۹۱ پس از یک معاینة پزشکی سعید به بیماری لاعلاج خود ، سرطان خون، پی برد و از آن زمان تا هنگام مرگش یعنی در طول ۱۲ سال در عین مبارزه ای خستگی ناپذیر با این بیماری یکی از غنی ترین دوران های آفرینندگی علمی اش را آغاز کرد.

سعید پس از آگاهی از بیماری اش در همان حال که تولید فکری خود را در زمینه ادبیات تطبیقی از جمله با کتاب هایی چون “فرهنگ و امپریالیسم (Culture and Imperialism ) (۱۹۹۳)، ؛ بازنمود های روشنفکر”()Representations of Intellectual۱۹۹۶)، به روز کردن “شرق شناسی” و…ادامه داد در حوزة سیاسی نیز علاوه بر همکاری دائمش با مجله روشنفکران چپ نیویورک “ملت”(The Nation) در نزدیکی با اندیشه های نوام چامسکی، کتاب های مهمی از مجموعة مقالات و مصاحبه های سیاسی اش درباره فلسطین همچون “ سیاست مالکیت زدایی: مبارزه حق تعیین سرنوشت برای فلسطین”(The Politics of Dispossession: The Struggle for Palestinian Self Determination)(۱۹۹۵) و “قلم و شمشیر”(The Pen and the Sword: Conversations with David Barsanian)(۱۹۹۴) و “صلح و ناخشنودان ازآن: مقالاتی درباره فلسطین در فرایند صلح خاور میانه”(Peace and its Discontents:Essays on Palestine in the Middle East Peace Process)(۱۹۹۶) و … را نیز به انتشار رساند و همچنان دانش خود را به عنوان یک موسیقی شناس، منتقد موسیقی و پیانیست برجسته(جنبه ای که کمتر در سطح بین المللی شناخته بود) ادامه داد و حتی این زمینه را به مثابه عاملی در فعالیت های صلح جویانه خود به کار برد و آخرین پروژة ناتمامش تشکیل یک ارکستر چند ملیتی(مسلمان و یهودی) به همراه دوست قدیمی اش دانیل بارنبوم(Daniel Barenboïm) رهبر ارکستر مشهور یهودی ، در مناطق اشغالی بود. وی به جز این کتابها همچنین کتابهایی در زمینه ادبیات، جامعه شناسی، پوشش اسلام و سیاست خلع سلاح نیز نوشته است.

ادوارد سعید منتقدی بسیار قوی و زبده بود که دائما از حکومت اسرائیل، اهانتهای دولت یهود نسبت به فلسطین و از یاسر عرفات انتقاد می کرد، تا جایی که این افکار او را از برجسته ترین مدافعان مسئله فلسطین و از مخالفان سیاست سلطه بر فلسطین پس از معاهده اوسلو قرار داد.

در سال ۱۹۷۹ کتاب «مسئله فلسطین» و دو سال بعد از آن « پوشش دهنده اسلام» را منتشر کرد که در آن سعی کرده نشان دهد چگونه غربی ها عرب ها را«معادل مشکل، بی ریشه، بی مغز و مشکل بی جهت» معرفی کرده اند. او در سال ۱۹۷۹ در کتاب «مسئله فلسطین» نوشت: «از لحاظ آماری و تعداد افرادی که کشته شده اند و سرمایه هایی که نابود شده به طور مطلق هیچ گونه تناسبی بین آنچه صهیونیسم نسبت به فلسطینی ها انجام داده با آنچه در مقابل فلسطینی ها به خاطر مقابله به مثل با صهیونیست ها انجام داده اند وجود ندارد.» اگر چه وی در کتاب دیگری تحت عنوان «سیاست خلع ید»  انتقادهای خود از ایستارهای غربی در مورد فلسطینی ها را گسترش داده، اما او همچنین در این کتاب رهبری فلسطین را به عنوان رهبری هرزه و فاسد نشان داده است.

«پوشش خبری اسلام» کتابی است که در آن سعی شده است. ارتباطات موجود میان جهان اسلام، اعراب و شرق و با جهان غرب، مورد مطالعه قرار دهد. سعید معتقد است که گروگانگیری سال 1358 در تهران، که در طی آن سفارت آمریکا توسط جمعی از دانشجویان ایرانی اشغال شد و 52 تن از کارمندان این سفارت به گروگان گرفته شدند، پیامد بسیار مهمی به دنبال داشت و آن به وجود آمدن صنعتی بود که تولیدات آن اطلاعات درباره تروریسم بود. پس از این واقعه رسانه های غربی مفهوم اسلام را مترادف با مسائل غیر اخلاقی، وحشی گری، بربریت و ضدغربی قرار دادند. تأکید کتاب پوشش خبری اسلام بر معرفی اسلام در رسانه های غربی در زمان گروگانگیری و پس از آن است. این کتاب را می توان دنباله «شرقشناسی» و «مسئلهء فلسطین» دانست که به واکنشهای مغرب زمین در برابر اسلام می پردازد.

بطور کلی رسانه های غربی اسلام را نه به عنوان یک دین، بلکه با برچسبی ایدئولوژیک معرفی می¬کنند و بی بندوباری، نژادپرستی، کینه توزی را جزئی از آن می دانند و به دنبال آن، جوامع اسلامی و مسلمانان به عنوان خطری برای مغرب زمین در نظر گرفته می شوند و تنها راه ممکن برای رهایی از این وضعیت  «مدرن شدن» این جوامع در نظر گرفته می شود.

به اعتقاد سعید، اسلام در غرب به صورت سیاسی درآمده است. اسلام به بلاگردانی برای شکست های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سیاستمداران تبدیل شده است. سیاستمداران و صاحبان قدرت غربی همیشه در پی شکست خود، اسلام را مقصرمی دانند و اسلام به شکل ابزار درآمده است. نه تنها در غرب بلکه در برخی از کشورهای اسلامی نیز وضع به همین منوال است. سعید در این رساله نشان می دهد که چگونه کشورهای غربی در ارتباط با اسلام و کشورهای اسلامی موضعی پیشداورانه و سیاسی دارند و به مظاهر تمدن اسلام همچون ادبیات، هنر و … بی توجهند و گروههای کوچکی که در بسیاری از مواقع کارهای خلاف قانون و به عبارتی تروریستی انجام می دهند را نمایندهء مسلمانان معرفی می کنند.

در این رساله زبان نه تنها توصیف کننده بلکه تعریف کننده و حتی تعیین کنندهء واقعیت سیاسی است. رسانه ها نقش بسیار با اهمیتی در تعیین دیدگاهها و باورهای ما دارند. و در دست داشتن رسانه، قدرت می آفریند. پس دارندگان رسانه های غربی قدرتمندند. رسانه و قدرت به هم گره خورده اند.

 رسانه های غربی در تلاشند تا عقل انسان را کنترل کنند و این خود نوعی غیرعقلانی شدن است. به بیان دیگر در پی این کنترل، انسانهایی بدون اندیشه ساخته می شوند. چنین انسانی اجازه می دهد که دیگری به جایش تصمیم بگیرد.

رسانه ها حقیقت را دیگر گونه به انسانها نشان می دهند. زیرا با دانستن همه حقیقت، کنترل آنها دشوار خواهد بود. پس با تحریف حقیقت کنترل بر انسان ممکن می¬گردد. به عبارت دیگر درک انسانها از جریان، همان درک رسانه هاست.

«ما در عصر اطلاعات زندگی می کنیم و این رسانه های مدرن اند که این اطلاعات را تفسیر کرده و از صافی ارادهء سیاسی خود می گذرانند. از این رو کسانی که کنترل رسانه ها را در دست دارند قادر به کنترل ما نیزمی شوند، چرا که آنها کنترل کنندهء اطلاعات اند، و کسانی که اطلاعات را کنترل می کنند، کنترل کنندهء دانش اند و «دانش، قدرت است.»

از مشکلات بسیار عمدهء رسانه های غربی، اطلاعات کم و محدود گزارشگران آنها از اسلام و جوامع اسلامی است و آنها در دام کلیشه ها و پیشداوریها اسیرند.

در کتاب پوشش خبری اسلام، سعید با مثال های بی شماری همچون نشان دادن جشن و پایکوبی چند صد فلسطینی پس از 11 سپتامبر و پنهان کردن و نشان ندادن سکوت پنج دقیقه ای میلیون¬ها فلسطینی پس از آن واقعه برای هم دردی با خانوادهء قربانیان و … نشان می¬دهد که رسانه ها چگونه درک مردم مغرب زمین از اسلام را به انحصار خود در می آورند. و بسیار تأسف بار است که بسیاری از روشنفکران مسلمان خود نیز در این دام گرفتار می¬شوند.

 سعید در کتاب «نقش روشنفکر» در توضیح نقش روشنفکری خود می‏نویسد:« من چهارده سال عضو مستقل پارلمان فلسطین در تبعید بودم … من هرگز مبارزه را رها نکردم، و آشکار است که طرف اسرائیل یا امریکا را نگرفتم و از همکاری با قدرتهایی سر باز زدم که هنوز آنها را بانیان اصلی غم و اندوه مردم خود می‏دانم. به این ترتیب هرگز بر سیاستهای دولت‏های عرب صحه نگذاشتم و حتی دعوت‏های رسمی آنها را نپذیرفتم.»  او یک روشنفکر است که معتقد است:«آوای روشنفکر تنها و بی کس، اما طنین افکن است، فقط به این دلیل که خود را آزادانه به واقعیت یک جنبش، به آرزوهای یک ملت و به پیگرد همگانی یک آرمان مشترک پیودند می‏زند. فرصت طلبی دیکته می‏کند که در غرب در انتقادی تمام عیاراز مثلاً ترور یا بی‏عدالتی فلسطینی‏ها، آنها را به تمامی محکوم کنید سپس به ستایش دموکراسی اسرائیل بپردازید. آنوقت باید چیز خوبی دربارة صلح بگویید. البته مسئولیت روشنفکری دیکته می‏کند که باید همان چیزها را به فلسطینی‏ها بگویید. اما نکته اصلی خود را در نیویورک، در پاریس و در لندن و در اطراف موضوعی مطرح کنید که در آن مکان‏ها می‏تواند تأثیر بگذارید ـ از طریق ارتقای آرمان آزادی فلسطین و آزادی از ترور و افراط گرایی های همه آنهایی که در این مسأله درگیرند و نه فقط ضعیف‏ترین و گروهی که به آسانی مورد ضرب و جرح قرار گرفته است

ادوارد سعید

 مستند در جستجوی فلسطین

به گزارش علوم اجتماعی اسلامی به نقل از بامدادی در مستند در جستجوی فلسطین  راوی شخصیت مولف و شناخته‌شده‌ای است و با افرادی گفتگو می‌کند که خودشان یهودی و اسرائیلی هستند و این قدرت اقناع‌سازی فیلم را بسیار زیاد می‌کند. از طرف دیگر نگاه رو به آینده‌ ادوارد سعید در این فیلم واقع‌گرایانه، غیر ایدئولوژیک ولی از منظر اخلاق و عدالت و در عین حال محکم و عاری از سازش‌‌کاری خیانت‌آمیز است. در مستند در جایی در پاسخ به دوست موسیقی‌دان اسرائیلی‌اش که معتقد است فلسطینی‌ها و اسرائيلی‌ها باید گذشته را فراموش کنند و با نگاهی عمل‌گرایانه‌ سعی کنند به این سوال پاسخ بدهند که چطور می‌شود به بهترین شکل ممکن در این سرزمین باهم زندگی کنند می‌گوید:

«با شما موافقم که ایده‌ی جداسازی یک افسانه است، اما در مورد نقش تاریخ با شما اختلاف نظر دارم. زخم‌های تاریخی‌ای هست که ما به عنوان مردم فلسطین آنها را حس می‌کنیم و این احساس باید درک شود، همان‌طور که یهودی‌ها هم تجربه‌های تاریخی‌ای دارند که ما باید آن‌ها را درک کنیم. هر یک از ما باید تاریخ طرف مقابل را در نظر بگیریم و آن‌وقت است که می‌توانیم به سمت آشتی حرکت کنیم».

تاریخ اسرائیل نقاط تاریک زیادی دارد، اما شاید عملی‌ترین و اخلاقی‌ترین روش مبارزه با اسرائیل تاکید بر واقعیت آپارتاید آن باشد، چرا که سیاست آپارتاید در قبال فلسطینی‌ها پاشنه‌ی آشیل رژیم اسرائیل است

(دقیقه ۲۹:۴۰): «آن‌چه از پیمان اسلو به دست آمد جداسازی جمعیتی بود بدون آن‌که به یکی از این گروه‌ها حق حاکمیت اعطا شود. در طول تاریخ جداسازی بخشی از جامعه بدون آن‌که به آن‌ها حق حاکمیت داده شود یک اسم داشته: آپارتاید. هیچ اسم دیگری ندارد. این آپارتاید است، نه دو کشور!»

به عقیده‌ی ادوارد سعید شکست هم مثل موفقیت ساخته می‌شود و محصول تلاش مستمر است

(دقیقه ۳۲): «درست مانند موفقیت، شکست نیز تولید می‌شود. شکست به صورت خودکار رخ نمی‌دهد بلکه باید ساخته شود. باید روی آن به دقت کار شود تا به تدریج به یک عادت و تعهد تبدیل شود، همان‌گونه که خیلی از رژیم‌های عرب منطقه تلاش زیادی برای ساختن شکست کرده‌اند. شکست نه آن‌طور که بعضی می‌گویند موضوعی ژنتیکی است و نه در لوح سرنوشت ما حک شده است. با در نظر گرفتن این‌ نکته، ما می‌توانیم وضعیت خود را تغییر دهیم. نه با قدرت اسلحه‌هایی که در اختیار ما نیست و به نظر نمی‌رسد در اختیار ما قرار بگیرد، بلکه با جنبش عمومی مردمانی که مصمم هستند از روش‌های غیرخشن سیاسی و اخلاقی استفاده کنند تا مانع از اسارت و آوارگی بیشتر ما شوند. کوتاه آمدن برای حقوقی کمتر، آن‌گونه که رهبران سیاسی ما به آن تن داده‌اند اشتباهی بزرگ است که عواقب آن‌را همین حالا هم پیرامون خود می‌بینیم.»

ادوارد سعید جایی از چند جوان فلسطینی اسرائیلی سوال می‌پرسد:

(دقیقه ۳۴:۳۰): «ادوارد سعید: در صورتی که یک کشور فلسطینی تشکیل شود، آیا حاضر هستید اسرائیل را ترک کنید و در آن کشور زندگی کنید؟

دختر: نه. پدر و مادر من متولد ناصره هستند. من هم متولد ناصره هستم. این‌جا را خانه‌ی خودم می‌دانم.
ادوارد سعید: مادر من هم متولد ناصره بود.
دختر: پس هویت شما چیست؟
ادوارد سعید: من از شما می‌پرسم. من هیچ مشکلی با هویتم ندارم. من چندین هویت دارم و این وضعیت را دوست دارم. من یک فلسطینی، یک آمریکایی و یک عرب هستم.
دختر: من آرزو می‌کنم روزی بتوانم حس کنم که همزمان یک اسرائیلی و یک فلسطینی هستم. چیزی که می‌خواهم احترام به هویتم است. این‌که امکان این را داشته باشم که آن‌را زندگی کنم و در عین حال حقوق شهروندی‌ام را به عنوان یک شهروند اسرائیلی داشته باشم.»

فیلم هم به وضعیت فلسطینی‌ها در کرانه‌ی باختری می‌پردازد و هم به فلسطینی‌هایی که در اسرائیل زندگی می‌کنند و حدود بیست درصد جمعیت اسرائیل را تشکیل می‌دهند و از حقوق شهروندی مشابه یهودی‌های اسرائیل برخوردار نیستند. یکی از تاثیرگذارترین قسمت‌های فیلم آن‌جا بود (دقیقه ۱۵) که سعید به دیدار چند پیرمرد فلسطینی می‌رود که دهه‌هاست در یک اردوگاه موقت زندگی می‌کنند. یکی از آن‌ها که چند ده نوه دارد مثل خیلی از فلسطینی‌ها سال‌هاست که کلید خانه‌اش در فلسطین را نگه داشته و می‌گوید این را به یادگار به فرزندانش می‌دهد و آن‌ها هم به فرزندانشان خواهند داد تا اگر شده هزار سال دیگر روزی به خانه‌شان برگردند.

این فیلم 50 دقیقه ای محصول ۱۹۹۸ بی‌بی‌سی است و در همین زمان کوتاه همه‌ی نکته‌های مهمی که باید گفته شوند یا نشان داده شوند  را می گوید.

به نظر می رسد این مستند یک نمونه مستند خوب است که یک نمونه‌ی خوب هست که می توانیم آن را به کسانی نشان بدهیم که اطلاعات کمی درباره‌ی اسرائیل دارند

 

۷ دیدگاه

    خوشحالم که به مطلب این‌جانب لینک داده‌اید اما لطفا در نظر داشته باشید که کپی کردن کامل متن از وبلاگ من بدون این‌که صریحا ذکر شود این قسمت از مطلب (چند پاراگراف پایانی مطلب بعد از لینک به در جستجوی فلسطین) از وبلاگ بامدادی ذکر شده مصداق سرقت آکادمیک یا ادبی محسوب می‌شود.

    ارائه‌ی لینک یا رفرنس وقتی اوکی هست که فقط ایده‌ی مطرح شده در آن لینک یا رفرنس ارائه شود و نه کپی کلمه به کلمه. در این صورت لینک کافی نیست و باید برای خواننده مشخص کرد که این قسمت «نقل قول مستقیم» است. در ضمن نقل قول مستقیم بیشتر از چند خط در عرف اکادمیک مناسب تشخیص داده نمی‌شود.

      سردبیر :

      با سلام
      برداشت ویراستار این بوده که چون در ابتدای متن لینک ارجاع به مطلب اصلی قرار داده شده دیگر نیاز به ارجاع مجدد نیست.
      معمولا ارجاع در عرف رسانه ای با عرف آکادمیک مقداری متفاوت است. با این حال ضمن تشکر از تذکر جنابعالی اصلاح می گردد.

    متوجه هستم. ممنون از توجه شما.
    ارادتمند.

    محمدحسین بادامچی :

    سلام
    لینک مستندی که گذاشته اید کار نمی کند. لطفا در صورت امکان با اجازه نویسنده وبلاگ فیلم را روی سرور خود آپلود کرده لینک آنرا برای استفاده ما روی سایت قرار دهید

    سردبیر :

    لینک پخش مستند مشکلی ندارد.

    mitra :

    هم در ویکی پدیای ادوارد سعید درباره این فیلم صبحت شده…هم روی یوتوب فیلم هست هم یک عالمه مقاله در موردش وجود داره…

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه