یادداشتی بر کتاب جدید یوسفعلی میرشکاک: نیست انگاری و شعر معاصر

در چشمِ نیست‌انگاری

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۱:۳۱ ۱۳۹۳/۰۸/۳

اگر فلسفه شرح زمانه باشد شعر صورت زمانه است. لذا آنکه شعر عصر خود را خوب می خواند با دوره خویش چشم در چشم است.کسی که با سعدی و حافظ گرم گرفته با زبان فارسی به سر برده و سربردن با زبان فضیلت است.

اگر فلسفه شرح زمانه باشد شعر صورت زمانه است. لذا آنکه شعر عصر خود را خوب می خواند با دوره خویش چشم در چشم است.کسی که با سعدی و حافظ گرم گرفته با زبان فارسی به سر برده و سربردن با زبان فضیلت است. اما اگر از شعر و هنر دوران خود روگردانده باشد؛ مثل این می ماند که در سینما و ترافیک و صف رای انتخاباتی زبان فارسی را جایی قایم کرده باشد. شعر جدید تببین کننده مکانیکی نمایش و شلوغی و سیاست نیست ولی مایه انس و آشنایی با عالمی ست که آن را عالم تجدد و تجدد مآبی خوانده اند.

از میان کسانی که با صورت عالم خود رو به رو شده اند باید کسانی برانگیخته شوند تا همین صورت را به ساحت خودآگاه برده، آن اجمال را تفضیل دهند. شعر صورت عالم ماست و هر چه در پنهان ترین لایه های وجودمان مخفی مانده را بر آفتاب می اندازد. به همین خاطر شاید وقتی خود را در آینه شعر ببینیم به جای نیاوریم و اصلا انکار کنیم؛ انگار دیگری ست که به شوخی در مقابل نشسته و بازیگوشانه رفتار ما را محاکات می کند. از این رو بهتر است کسی از در بیاید و غبار تردید را کنار بزند و فاش بگوید آنچه رو در روی ماست هم خود ماست.

این سان آگاهی اجمالی بدل به خود آگاهی تفصیلی می شود. ما نیز مردمی هستیم که شعر نوشته ایم و گاه در مجال هایی آن را به بحث گذاشته ایم. از زمان چاپ «افسانه» “نیما” قطار شعر جدید به راه افتاده و همراه آن با یادداشتی که هم او در باب کارش نوشت بحث از شعر نو نیزآغاز شد. چند و چون در شعر نو ادامه داشت و گاه با چاپ کتاب هایی ( مانند از سکوی سرخ، چرا من شاعر نیمایی نیستم،…) و ترجمه هایی از منتقدان ادبی غرب گرمی گرفت. خواندن نوشته های مثلا “بارت” پر فایده است ولی وقتی از چشم او خود را دید می زنیم هنوز در غربت با خود هستیم. شعر شناس غربی به ما می آموزد در زمان خود باشیم ولی هنوز جای چیزی خالی ست. چیزی که بیاموزد فرزند زمان خود باشیم.

عادت شرق شناسانه ما در نگریستن به خویش برای هم دلی با خود و «خود بودن» کافی نیست. نوشته هایی از قبیل «طلا در مس» و جز آن تکافوی خود آگاهی نمی کند. زیرا، «خود بودن» مقدم بر خود آگاهی است.

ما در تمام زمینه های هنری و اجتماعی و سیاسی از مشروطه با سوال «چه باید کرد؟» مواجه بودیم. برای این سوال پاسخی بهتر از «بازگشت یه خویشتن نداشتیم» این پاسخ از اطراف و از هر طرف به نحوی بلند شد و قدم به قدم پخته تر می شد. مرور تاریخ فکر معاصر ایران، قدم گذاشتن در راه «بازگشت به خویشتن» بوده. بهترین تلاش های ما در مواجه با غرب در تدارک نظم سیاسی متناسب، بحث از علم و اخلاق و ساخته و پرداخته کردن شیوه ای از تفکر، گفتمانی را ساخته که دیگر باید ثمر می داد.

این ثمره نمی توانست در جایی مناسب تر از شعر و بحث از آن باش؛ چه به قولی بهترین آینه قوم ایرانی شعر و ادبیات فارسی است. تاریخ ادبیات ما چه از نقطه نظر فرم های ادبی و چه از لحاظ سخنی که در میان می آورند صریح تر از هر ساحت دیگری ما را افشا می کرد، و هنوز نیز. اگر تراژدی فرم یونان، خطابه و کمدی فرم روم، نقاشی فرم رنسانس، رمان فرم قرن هفدهم در اروپا و سینما آشکار ترین فرم قرن بیستم است ؛ شعر فارسی از فردوسی تا نظامی و سپس حافظ و مولوی و … تاریخ قوم ایرانی است. تاریخی که با نیما متحول شد و با شاملو، اخوان و فروغ تثبیت یافت.از این روست که کوتاه ترین راه تا خود آگاهی معاصر، سرک کشیدن به کار و بار آن هاست. در این کار دو مانع بزرگ بر سر راه است. اول در افتادن به چاه سیاست زدگی و دوم بازگشت به طریق شرق شناسی که هر دو یک قدم به عقب محسوب می شود. این دو مسیر از دو گذرگاه متفاوت به یک منزل می رسد: ابژه کردن اثر ادبی و نگاه از بیرون بدان.

در کتاب «نیست انگاری و شعر معاصر» نویسنده راه دیگری را پیموده. مسیری که با ایده «بازگشت به خویشتن» کوبیده شده بود و دیگر وقت آن بود که ثمر دهد. در زمانه بودن این اثر فقط محدود به جمع آوری شاعران معاصر نیست بلکه جای پای متفکرانی به راستی معاصر همچون هیدگر و نیچه هویدا است. استعانت از سنت عرفانی ما در کتاب پیش رو، محدود به استفاده از چند اصطلاح صوفیانه نیست. بلکه با نگرش عرفانی ایرانی، شعر معاصر را به روشنگاه آورده. انتخاب نیهلیسم به مثابه موضوع محوری نیز ضامن قوت و عمق کاری است که یوسف علی میرشکاک پیش رو گذاشته است. نیست انگاری نحله ای فکری محدود گروهی نظریه پرداز نیست که بتوان آن را نقد کرد و سپس آسوده با سرکار خود بازگشت. نهیلیسم حال و روز ماست که مانند جیره سربازی میان مردم عصر تقسیم شده و اصلا ما را فرا گرفته است. این سان راهی باز شده که در آن امید سیر به خود آگاهی دیده می شود. خواندن این کتاب مثل آن است که ما به زبان خودمان در مورد خویش حرف می زنیم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه