دفاع مقدس موزه ای،دفاع مقدس فردایی

زمان انتشار: ۱۸:۴۳ ۱۳۹۱/۰۱/۱۲

راهیان نور از شاه‏ کلیدهای فهم و تداوم دفاع مقدس فردایی در برابر دفاع مقدس موزه‏ ایست. تفاوت دو رویکرد را می توان به خوبی در این دوگانه‏ ها مشاهده کرد: زیارت-توریسم، زائر-توریست، جنگ‏جای-موزه، تربیت-آگاهی، عبرت-صنعت، الگوی عمل دینی-مایه غرور ملی، کاروان-تور، راوی-راهنما، روضه-کاتالوگ و.. .

کاروان‏های
راهیان نور پدیده‏ایست که از آبشخور‏های تاریخی، فرهنگی و مذهبی در معنای عمیق و
اصیل آن سرچشمه می‏گیرد. برای درک عمیق‏تر این موضوع توجه به تجربیات سایر کشورها
تا حدودی راهگشاست.

به
لحاظ تاریخی باید گفت که پس از بروز جنگ‏های بزرگ و تاریخ‏ساز، جوامع، رویکردهای
مختلفی را نسبت به آن بر‏ می‏گزینند. به عنوان مثال: آلمانی‏ها با پایان جنگ جهانی
دوم دست به تولید نوعی ادبیات ضدجنگ زدند و آثار فراوانی را در راستای تقبیح
رهبران (هیتلر)، ایدئولوژی پشتوانه جنگ (نازیسم)، خشونت مهاجمان (سربازان و
فرماندهان)، محل وقوع جنایات جنگی (اردوگاه آشوویتس) و… آفریدند. بنابراین
جستجوی عاملان جنایت، شکست و خشونت سویه مشترک همه آثار مزبور بوده است.

در
نقطه مقابل، کشورهای پیروز جنگ قرار دارند که اقدام به قهرمان‏سازی از رهبران،
غرورآمیز نشان دادن پیروزی‏ها، توجیه خشونت
های
خود، بزرگنمایی جنایات‏ دشمن و سوء استفاده از حواشی جنگ برای تضعیف رقبا و سلطه
بر سایرین می‏نمایند. تأسیس سازمان ملل متحد و اعطای حقِ «وتو» به فاتحان جنگ
گفتمان درونی استعمار‏گران بین‏المللی (موسوم به جنگ جهانی) و پیراهن عثمان قرار
دادن «هولوکاست» برای تأمین منافع صهیونیزم بین‏الملل از جمله فراگیرترین سوء
استفاده‏های تاریخ بشر از حواشی جنگ‏ها هستند.

اما
راهیان نور به عنوان یکی از مهم‏ترین ساز و کارهای مواجهه جامعه ایران با ارزش‏ها
و آثار جنگ تحمیلی فاقد سویه‏های فوق است. چرا که در این چارچوب، جنگ در برابر صلح
قرار ندارد. بلکه اِصلاح در برابر اِفساد موضوعیت می‏یابد. بنابراین اصلاح چه در
صورت قیام (مانند قیام امام حسین علیه‏السلام) و چه در صورت قعود
(مانند صلح امام حسن علیه‏السلام)، مقدس است. و افساد چه در صورت قیام
و چه در صورت قعود، مذموم. همچنین قیام در راه خدا مقدس و سرانجام فرد (جامعه)، چه
بکشد (پیروز شود) و چه کشته شود (شکست بخورد)، رستگاری است. بنابراین مهم‏ترین
تفاوت راهیان نور به مثابه نوعی ساز و کار مواجهه با جنگ تحمیلی تأکید بر ریشه‏های
الهی دفاع مقدس برخاسته از آیه شریفه «قُل اِنّما اَعِظُکم بِوَاحِده اَن تَقومُوا
لِله مَثنی و فُردی» است.

دیدگاه
فوق سبب تفاوت ماهوی در گرامیداشت رهبران، سربازان و فرماندهان، جهان‏بینی، مناطق
عملیاتی (جنگ‏جای‏ها) و… متناسب با ریشه‏های الهی دفاع مقدس می‏شود. به عنوان
مثال: جنگ‏جای‏ها که محل بر زمین ریخته شدن خون پاک رزمندگان اسلام است به عنوان
تربت، برای تیمم و ساخت مهر و سر بر سجده نهادن مورد استفاده قرار می‏گیرند و
زائران به تبعیت از فرمان خدای تعالی به موسی‏بن عمران علیه‏السلام
«فَاخْلَع نَعلَیک اِنّکَ بِالْوَادِ المُقدّس طُوی» را به جای می‏آورند. و به رسم
زیارت قبور امامزادگان علیهم‏السلام با طهارت (وضو و غسل) و آمادگی
قلبی وارد می‏شوند و برای عاقبت بخیری و بهره‏مندی از شفاعت «صدّیقین و الشّهدا و
حَسُن اُولئِک رَفیقاً» و برآورده شدن حاجات دست به دعا بر می‏دارند.

خواندن
زیارات و ادعیه (دعای کمیل، ندبه، زیارت عاشورا و…) از سایر مناسک راهیان نور
است که بویژه در مناطقی که پیروزی دیر هنگام سبب به شهادت رسیدن تعداد بیشتری از
رزمندگان شده است، از حال و هوای معنوی‏تری برخوردار است. قرائت زیارت عاشورا در
شلمچه به عنوان نزدیک‏ترین نقطه نوار مرزی ایران به کربلای معلا به خوبی ارتباط
دفاع مقدس با وقایع عاشورای سال 61 هجری را برملا می‏سازد. دعای کمیل و مناجات
نیمه‏های شب در پادگان دوکوهه مناسک ورود و خروج و به عبارتی اذن دخول و زیارت
وداع هستند و گریه‏های شبانه، غربت زهرای مرضیه سلام‏الله‏علیها و در
چاه گریستن علی مرتضی علیه‏السلام را تداعی و بازدیدکنندگان را تا مقام
زائران ارتقاء می‏دهند. و این‏که چرا و چگونه زائران بر سیم‏خاردارها و فنس‏های
زنگارگرفته پارچه سبز می‏بندند و به یاد قبرستان بقیع حاجت‏روا می‏شوند؛ رمزی است
میان امام رحمت‏الله‏علیه و امت، آنجا که فرمود: «…و همین تربت پاک
شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان
خواهد بود.»

تنها،
بخشی از زمینه‏های شکل‏گیری راهیان نور را می‏توان در پیوستگی انقلاب اسلامی و جنگ
تحمیلی با تاریخ صدر اسلام تبیین نمود. بخش مهم دیگری از ریشه‏ها را می‏توان در
تحولات فرهنگی- اجتماعی جامعه ایران در سال‏های پس از جنگ جستجو کرد؛ سال‏های پس
از جنگ تحمیلی که با بازگشت رزمندگان به شهر و احساس غربت در «شهر» به مثابه
جای‏گاه توسعه همراه بود. مدرنیزاسیون سال‏های سازندگی و زدودن غبار جنگ از در و
دیوار شهر‏ها که با گسترش واردات کالا‏های لوکس، تغییر چهارچوب‏های هنجاری حجاب و
عفاف، تأسیس فروشگاه‏های رفاه و شهروند، صف‏های طولانی اتوبوس و حرکت سریع
خودرو‏های وارداتی در بزرگراه‏های تازه‏ساخت، توسعه فرهنگ و هنر وارداتی در
فرهنگ‏سراها و… همراه بود و همچون سیلی ویرانگر دفاع مقدس را به صفحات قطور
تاریخ می‏سپرد.

در
چنین فضایی، راهیان نور دور شدن از شهر و زرق و برق‏های زندگی تجملی، دوری از
تبلیغات رسانه‏ها و دعواهای سیاسی چپ و راست، دوری از خانواده و دوستان و دانشگاه
و هر کانون وابستگی‏آور دیگری، دوری از رستوران‏های مجلل زنجیره‏ای و تلاش برای
پخت غذاهای جدید و تست کردن رستوران‏های هر چه گرانتر و بهتر، تعطیلی موقت مسابقه
برای خرید خودروی جدیدتر و… را با خوردن غذاهای سرد و کنسروی، خوابیدن در
تخت‏های دوطبقه سربازی یا تعویض اتاق خواب شخصی با چند پتوی سربازی، استراحت در یک
سالن بزرگ و شلوغ، خاکی و گل‏آلود شدن کفش‏ها و لباس‏ها، اتوبوس‏های بنز قدیمی
و… را لااقل برای چند روز نوید می دهد و زمینه‏ را برای ادراک درونی زنجیر‏های
بسته شده بر جسم و روح افراد از یکسو و اعطای گوش شنیدن حرف‏های مگو از سوی دیگر
مهیا می‏گردد.

راهیان
نور فرصتی است برای رزمندگان سابق که اولاً با دوستان شهید و روزهای شیرین جهاد
تجدید بیعت نمایند و ثانیاً با فروتنی با نسل سوم که حالا در معرض تهاجم فرهنگی
هستند، سخن بگویند و نصایح‏شان را نه به حساب برتری و تقرب خود که بر مبنای محیط
معنوی جبهه‏ها توجیه کنند. به عبارت دیگر، راهیان نور بطور همزمان حاوی دو گفتمان
«جاماندگی از شهدا» و «رسالت زینب‏گونه» هست و از این گزاره‏ها معنا می‏گیرد که
«کربلا در کربلا می‏ماند اگر زینب نبود» و «پندار ما این است که ما مانده‏ایم و
شهدا رفته‏اند اما واقعیت آن است که ما رفته‏ایم و شهدا مانده‏اند». راهیان نور
ترکیب خطبه‏های آتشین حضرت زینب سلام‏الله‏علیها و زین‏العابدین
علیه‏السلام
و بازگشت کاروان اسرا بر سر مزار شهدای کربلا در روز اربعین است
که با مقتضیات زمان و مکان درآمیخته است؛ مقتضیاتی که می‏گوید: «امروز زنده
نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست». اما این که چگونه کسانی- چون سیدمرتضی
آوینی، علی صیاد شیرازی و احمد کاظمی- که برای زنده نگهداشتن یاد شهدا تلاش کردند
به کاروان شهدا پیوستند؛ رمزی است میان امام حفظه‏الله و امت.

راهیان
نور پایگاه جدال میان دو استعاره متفاوت از دفاع مقدس است؛ دفاع مقدس موزه‏ای و
دفاع مقدس فردایی. دفاع مقدس موزه‏ای: تفکری است که جنگ را تمام شده می‏بیند و به
نامگذاری بزرگراه
ها به نام شهدا و
محصور کردن شهید در گورهای یکدست و استاندارد بسنده می‏کند. دفاع مقدس موزه‏ای از
گورستان محاصره 1942 در شوروی الگو می‏گیرد و برای مرگ «ننه علی» و برچیدن آلونک
وی روزشماری می‏کند. دفاع مقدس موزه‏ای، جنگ را به اسطوره‏های همت و باکری محدود
می‏کند و راه شهدا را دست‏نیافتنی می‏سازد تا از عکس‏های یادگاری با همت و باکری و
شرکت در جلسات مدیریت جنگ در خط مقدم تهران، آبرویی کسب کند.

اما
دفاع مقدس فردایی نظر متفاوتی دارد. «خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به
روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما
هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پر فروغ را
حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال این ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به
حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏های معظم شهدا و بدا به حال من که هنوز
مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‏ام و در برابر عظمت و فداکاری
این ملت بزرگ احساس شرمساری می‏کنم. و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند…
»

دفاع
مقدس فردایی، شهدا را انسان‏هایی لایق که «اکسیر عشق بر مس‏شان افتاد و زر شدند»
می‏بیند؛ نه گلادیاتورهای تاریخ گذشته و زینت‏المجالس. دفاع مقدس جاری، از شهدا
اسطوره‏زدایی و نوستالوژی‏زدایی می‏کند و دائماً این ذکر را بر لب دارد که «در باغ
شهادت را نبندید».

در
یک جمع‏بندی کلی می‏توان راهیان نور را یکی از شاه‏کلیدهای فهم و تداوم دفاع مقدس
فردایی در برابر دفاع مقدس موزه‏ای با مجموعه‏ای از دوگانه‏ها نظیر: زیارت و
توریسم، زائر و توریست، جنگ‏جای و موزه، تربیت و آگاهی، عبرت و صنعت، الگوی عمل
دینی و مایه غرور ملی، کاروان و تور، راوی و راهنما، روضه و کاتالوگ و… دانست.

 البته و متأسفانه در سال‏های اخیر، اقدامات
نامناسبی در جهت مصرف انبوه و نمایشی راهیان نور از جمله: تورهای ویژه مدیران یا
اجباری شدن در برخی مقاطع تحصیلی به وجود آمده که در درازمدت می‏تواند به نوعی
اختلال و آشفتگی معنایی منجر شود.

 

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه