دهلیز:فیلمی اجتماعی از نسل جدید فیلمسازان انقلاب

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۴:۳۰ ۱۳۹۲/۰۵/۲۱

اهمیت دادن به اخلاق در مقابل قانون و به از خود گذشتگی و مهربانی در مقابل طلبکاری، مهمترین و زیباترین پیام های فیلم می باشند. محور اصلی حل بسیاری از مشکلات جامعه همین است. محبت و گذشت ریشه و شیرازه اخلاق است و پیامبر اسلام(ص)، نیامده مگر برای ترویج مکارم اخلاق.

هدف فیلم:

1- نهی از منکر عصبانیت و قتل، و امر به معروف عفو و محبت

2-دفاع از حکم و حکمت حکم قصاص

دیگر پیام های فیلم:

مشکلات یتیمی

اهمیت و رابطه خوب همسران

اهمیت و نقش حیاتی فرزند در زندگی

ترویج پذیرفتن گناه و عذر خواهی و طلب حلالیت

ترویج کار و تلاش اقتصادی

ترویج عمل خیر بدون پاداش (رییس زندان و همسرش)

مثبت نشان دادن افراد مذهبی در جامعه

در نوشتار پیش رو سعی می شود مدعای فوق اثبات گردد.

اگر ما می خواستیم فیلمی درمقابل هجوم به حکم قصاص از طرف روشنفکران، فیلم سازان و … بسازیم چگونه فیلمی می ساختیم؟

این فیلم به صورتی هنرمندانه در گفتمان دینی قرار دارد. فیلم دینی، سردادن مقداری شعار نیست! سینما منبر نیست، جای موعظه و سخن رانی نیست! فیلم مذهبی یعنی هنرمند سینمایی باشی، مساله و مشکل اجتماعی را تشخیص بدهی، با دین و معارف دینی در حد کفایت آشنا باشی و با ترکیب هوشمندانه آنها فیلم بسازی. لزومی ندارد که فیلم دینی در حوزه یا مسجد ساخته شود یا در جبهه جنگ!

خشم، قتل، قصاص، یتیم، خانواده، عفو، زندگی اجتماعی، همکاری و حل مشکلات دیگران، موضوعاتی ست که این فیلم به آن پرداخته. در مورد هر یک از این موضوعات در قرآن آیات متعددی داریم. به نظر این فیلم در پیام اصلی و نیز در هر یک از این موضوعات با گفتمان و معارف قرانی سازگاری هنرمندانه ای دارد.

 فیلم از مدرسه و نشان دادن دنیای کودکی آغاز می شود، پسر بچه ای بازیگوش که با بستن بندهای کفش همکلاسیش، باعث زمین خوردن او و خندیدن سایر همکلاسیانش می شود. شوخی و شیطنت کودکانه، نقطه آغاز فیلم است. اغلب اجزاء فیلم به شکلی هنرمندانه در خدمت رساندن پیام فیلم هستند. شروع از دنیای کودکانه و ادامه آن در سراسر فیلم چندین نکته مهم در بر دارد، اولا می خواهد بیان کند که دنیای بزرگان شباهت های زیادی به دنیای کودکانه دارد، فخر فروشی و به رخ کشیدن دارایی ها و رقابت و برتری جویی در صحنه ای که پسر بچه ها در مورد داراییهایشان با هم صحبت می کنند و منجر به دروغ گویی پسربچه داستان می شوند، اداهای رد و بدل شده میان پسربچه با پسر همسایه و نزاع میان آنها و پرت کردن سنگی که منجر به شکستن شیشه همسایه شد و ممکن بود منجر به مرگ فردی بشود و عذرخواهی پسربچه از همسایه، همگی در راستای نشان دادن شباهت و همانندی زندگی کودکانه با زندگی انسانهای بالغ و بزرگ است. شباهتی بچه گانه به معنای نابخردانه، یعنی ما بزرگترها تصور می کنیم بزرگ شده ایم، درحالیکه، رفتارمان بچه گانه است. بر سر یک موضوع پیش پا افتاده با هم نزاع می کنیم و حتی همدیگر را می کشیم، با این تفاوت که بچه ها در عالم کودکی و معصومیت، با یکدیگر دعوا می کنند، قهر و آشتی می کنند.

یتیمی یکی دیگر از موضوعات دینی پرداخته شده در فیلم است. در ابتدای فیلم تاثیرات بی پدر بودن را در تربیت فرزند نشان می دهد. پسربچه رفتارهای مناسبی ندارد و بیش از حد معمول شیطنت می کند ولی در ادامه فیلم با ورود پدر به زندگی او، رفتار و کردارش بهتر می شود، از دروغی که گفته عذاب وجدان می گیرد، عذرخواهی می کند و حتی به دوستش محبت کرده و اسبی چوبی به او هدیه می دهد، اسبی که پدرش ساخته! این نمادی از نشان دادن تاثیر پدر در تربیت، اخلاق و محبت فرزند است. در اینجا به خوبی و با هنرمندی، بدون شعار دادن و بدون تحولی ناباورانه در کودک، این کار را انجام می دهد.

خشم، قتل، بخشش سه موضوع اصلی فیلم هستند. نباید خشمگین شوی، آنهم بر سر موضوعات پیش پاافتاده و بچگانه همچون جای پارک ماشین، اگر خشمگین شدی و خودت را کنترل نکردی، ممکن است نزاع در بگیرد حتی اگر تو شروع کننده نباشی، و ممکن است در درگیری کسی آسیب ببیند و شاید کشته شود! این مهمترین شُک داستان به مخاطب است. یعنی آیا ارزش یک جای پارک، کشته شدن یک انسان است و حتی بالاتر کشته شدن دو انسان، دیگری در قصاص نفر اول و از دست دادن زندگیت.

این فیلم به درستی به مساله مهمی در جامعه کنونی ما پرداخته، جامعه ای نیمه مدرن که هر لحظه امکان دارد دو نفر را به پرخاش و نزاع سوق دهد. افراد دچار مادی گرایی، خودپسندی و خودخواهی بیش از حد شده اند که بعلاوه اعصابی ضعیف و تصور اینکه دیگران می خواهند حقشان را بخورند. پس باید تا می توانی نه تنها حقت را با تمام توان بگیری بلکه زرنگی در این است که حق دیگران را هم بخوری! گذشت، گذشتن از حق خود و .. در جامعه ما کم شده و خیلی ها به این کار می خندند! چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! 

دومین موضوع مهم فیلم که ارتباط تنگاتنگ با موضوع اول دارد همین بخشش و گذشت است، ابتدا در بخشیدن یک جای پارک و در ادامه در بخشیدن قصاص قاتل برادر یا فرزند.

هر کدام از بخش های فیلم و داستان دارای پیامی مثبت و دینی و انسانی است.

اینکه همسری خوب و وفادار در روز درماندگی به داد فرد می رسد و نجاتت می دهد. این مطلب فیلم، ترویج تشکیل زندگی مشترک و خانواده است، ترویج زندگی زناشویی. از طرف دیگر زن وفادار پاداش تلاشش را می گیرد و موفق می شود به همسر مورد علاقه اش برسد، خود این امر نیز ترویج کننده پایبندگی به زندگی مشترک و تحکیم کننده خانواده است. گذشت را در این زن به خوبی می بینید، او تلاش شبانه روزی می کند، اولا کار می کند تا پول دیه را تامین کند و دوما با تمام وجود در پی گرفتن عفو خانواده مقتول و رهایی همسرش است.

از طرف دیگر شما یک فرزند را می بینید، فرزندی که محور کل داستان است. اولا یکی از مهمترین دلایل انگیزه و تلاش مادر برای آزادی پدر، دوما انگیزه پدر می شود برای بازگشت به زندگی، تا قبل از دیدن فرزند، پدر از زندگی بریده بود و امیدش را از دست داده بود و حتی همسرش هم نتوانسته بود تاثیر شوق زندگی را در وی ایجاد کند. سوما این فرزند بود که عامل اصلی ترحم خانواده مقتول و عدم قصاص قاتل بود چرا که آنها نمی خواستند عامل یتیم شدن کودکی شوند.

تلاش مسئول زندان و همسر وی که افرادی کاملا مذهبی و کارمند جمهوری اسلامی بودند و نقش مهم آنها در برگرداندن زندگی به خانواده قاتل و گرفتن عفو از خانواده مقتول، یکی دیگر از نقاط مثبت فیلم است.

برخی این فیلم را ضد مذهبی و بر علیه حکم قصاص می دانند. در صورتی که به دلایل و شواهد مختلف که به برخی اشاره شد این برداشت اشتباه می باشد، در ادامه به برخی از شواهد دیگر در رد این ادعا اشاره می شود:

در فیلم با ظرافت و درمیان دیالگ ها، حکم قصاص نه حق خدا بلکه حقی برای خانواده مقتول مطرح می شود.

در نهایت خانواده مقتول از قصاص صرف نظر می کنند که این امر منجر به عدم احساس بد مخاطب به این حکم میشود، در صورتی که اگر کارگردان به دنبال زیر سوال بردن این حکم بود با اجرای حکم قصاص بهتر به هدفش می رسید.

هیچ کس در فیلم به خود حکم قصاص متعرض نمی شود، حتی قاتل با وجود اینکه قتل را غیرعمد و مقتول را شروع کننده نزاع می داند، خود را مستحق قصاص می داند و دلیلش برای رهایی از حکم علاقه به خانواده و به ویژه فرزندش است. همسر قاتل هم با وجود مشکلات بسیار اعتراضی به اصل حکم نمی کند و فقط اعتراضش به گذشت نکردن خانواده مقتول است.

خانواده مقتول هم در فیلم، مستحق قصاص نشان داده می شوند، دیالگ هایی که میان این خانواده و کسانی که به دنبال گرفتن رضایت آنها هستند همین مطلب را بیان می کند، مادری که جوان از دست داده و تکلم خود را بر اثر این فشار روانی از دست داده و خواهر داغ دیده در همین راستا است. هیچ کدام از طرف مقابل نمی گویند که خانواده مقتول حق ندارد قصاص کند بلکه همه خواستار عفو و گذشت آنها هستند.

یکی از مهمترین و زیباترین پیام های فیلم، اهمیت دادن به اخلاق در مقابل قانون است، اهمیت دادن به از خود گذشتگی و مهربانی در مقابل مطالبه حقوق است. به نظر من، این محور اصلی حل بسیاری و حتی شاید همه مشکلات جامعه است. محبت و گذشت ریشه و شیرازه اخلاق است و پیامبر اسلام(ص) نیامده مگر برای ترویج مکارم اخلاق.

حکم قصاص از احکام مهم و البته ظریف اسلام است. حکمی که با شدت و خشونت تمام همراه است تا پرهیز شدید دهد افراد را از نزدیک شدن به قتل و از طرف دیگر در ادامه آیات قرآن و در احکام ما عفو و بخشش و خون بها را قرار داده است که در همان قرآن عفو را به خیر و نیکی نزدیک تر می داند.

به نظر نگارنده، به خوبی و با هنرمندی و با دغدغه و دقت یک مومن و محقق، این فیلم به موضوع قصاص پرداخته و جواب محکمی به مخالفان و منتقدان داخلی و خارجی این حکم داده است. جوابی بدون شعار زدگی و درقالبی مدرن به نام هنرهفتم یا سینما

۱ دیدگاه

    سیاح طاهری :

    مطلب خوبی بود اما به نظر من کمی پراکنده نوشته شده بود
    بهتر بود برای هر یک از پیام های فیلم تیتری جداگانه انتخاب می شد و در ذیل آن تیتر شواهد آورده میشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه