دولت یازدهم و روش شناسی مهندسی فرهنگی

زمان انتشار: ۱۳:۵۸ ۱۳۹۱/۰۵/۱۹

واژگان مهندسی فرهنگی که براساس رهنمودهای مقام معظم رهبری بسیار مورد استفاده نخبگان فکری و اجرایی جامعه در چند ساله اخیر قرار گرفته و می گیرد از اولویت های من و دولت یازدهم است و از نظر تبار شناختی و روش شناسی نیاز به بررسی مجدد دارد.واژه«مهندسی»که برگرفته از علوم طبیعی و دقیقه است در کنار واژه« فرهنگ»که از علوم انسانی سرچشمه می گیرد ترکیبی چند وجهی و بین رشته ای بوجود آورده و می کوشد با ابزارهای مهندسی به بازسازی فرهنگی جامعه بپردازد.گستردگی و تنوع رشته های مهندسی در سطح علوم کاربردی بی شباهت به جایگاه میان رشته ای فرهنگ در حوزه علوم انسانی نیست اما وقتی این واژگان در کنار یکدیگر قرار می گیرند رابطه جدیدی با کاربری های خاص ایجاد می کند.از این منظر،مشابهت فرهنگ با کالا را اگر مدنظر قرار دهیم تولید فرهنگ و تولید محصول ما را به واژه های مهندسی طراحی،مهندسی ساخت،مهندسی کنترل پروژه،مهندسی کنترل کیفیت،مهندسی ابزار دقیق،مهندسی صنایع،مهندسی فناوری اطلاعات،مهندسی مواد و مفاهیمی از این دست رهنمون

سوال اصلی من این است تا چه اندازه استفاده
از فرایندهای مهندسی در تولید محصول می تواند در تولید فرهنگ و ساماندهی آن در جامعه
کارایی داشته باشد؟و راهبرد پیشنهادی چیست؟پاسخ های احتمالی به این سوال می تواند ما
را به نتایج جدیدی درباره مهندسی فرهنگی رهنمون سازد .

درواقع،هدف اصلی از این گزارش راهبردی ارایه
چارچوبی توصیفی و روشی پیرامون دامنه کاربرد مفهوم مهندسی فرهنگی و فرایندهای پیشنهادی
برای نهادینه سازی آن و بویژه تبیین فرایند برنامه ریزی و کنترل تولید فرهنگ در کشور
است.

 تعاریف

 ″آلن بیرو″ درباره فرهنگ می گوید :

فرهنگ عبارت است از هر آنچه که در یک جامعه
معینی کسب می کنیم،می آموزیم و می توانیم انتقال دهیم،پس در فرهنگ در مجموع حیات اجتماعی
از زیربناهای فنی و سازمان نهادی گرفته تا اشکال و صور بیان،حیات روانی،مطمع نظر قرار
می گیرند و تمامی آنها همچون یک نظام ارزشی تلقی می شوند و به گروه،نوعی کیفیت و تعالی
می بخشد.(بیرو، 1378)

فرهنگ را می توان نوع نگاه انسان های یک جامعه
به زندگی که در اثر انباشت و تراکم آن در گذر زمان از نسلی به نسل بعد انتقال یافته
دانست.فرهنگ،درواقع،نظام ارزشی یک جامعه را بوجود می آورد و افراد تحت تاثیر آن به
گذشته،حال و آینده می نگرند.

در دانشنامه آزاد ویکی پدیا مهندس کسی است
که در یکی از رشته های مهندسی آموزش دیده باشد و یا به طور حرفه ای در آن رشته مشغول
به کار باشد.مهندسان از فناوری،ریاضیات،و دانش برای حل مسایل کاربردی استفاده می کنند.امروزه
مهندس به کسی اطلاق می شود که به یکی از علوم مهندسی آشنا باشد.وظایف مهندسی بدین گونه
اند که یک مهندس می بایست محدودیت های مربوطه را تشخیص دهد تا بتواند به دستاوردهای
لازم برسد.محدودیت ها شامل منابع در دسترس،محدودیت های جسمانی یا فنی،آمادگی برای پیرایش
ها یا افزایش های آینده،و دیگر عامل ها مانند نیازهای هزینه ای،ساخت پذیر بودن،و کاربردی
بودن می باشد.با درک این محدودیت ها،مهندس،شناسه ها و مشخصات حدودی که یک شی یا سامانه
می تواند در چارچوب آن ساخته شود را مشخص کرده و ارایه می دهد.از اینرو ملاحظات زیادی
بر روی کار مهندسی تاثیر دارد.

 

فرایندهای تولید محصول

 

هر محصول در فرایند تولید از مراحل متعددی
می گذرد.صنعت،خاستگاه سنتی تولید است.وقتی سخن از تولید به میان می آید،در بدو امر،به
صنایع تولیدی و محصولات صنعتی می رسیم.مراحل مختلفی که محصول در فرایند تولید از آن
می گذرد عبارتند از:

1-مرحله سفارش کار:

اولین مرحله در فرایند تولید که اساسی ترین
آن نیز هست نیاز مشتری است که در قالب سفارش به تولید کننده ارجاع می گردد.خواسته های
مشتری در جریان مذاکره یا مناقصه مطرح شده و پس از نهائی شدن موضوع به قرارداد بین
طرفین یعنی مشتری و تولید کننده می انجامد.شناسائی و انتخاب تولید کننده واجدشرایط
از سوی مشتری یا همان سفارش دهنده تابع اقدامات فنی و مهندسی متعددی برای احراز صلاحیت
های فنی و حرفه ای موردنیاز است.

2-مرحله برنامه ریزی کلی

پس از ثبت سفارش مشتری،تمامی اطلاعات و مدارک
ارایه شده همراه قرارداد برای تکمیل و آماده سازی در اختیار برنامه ریزان ارشد قرار
می گیرد.در این مرحله با توجه به شرایط مندرج در قرارداد و طبق خواسته های مشتری درباره
زمان تحویل،تامین مواد،کیفیت مورد انتظار،استانداردهای طراحی و ساخت،سهم واگذاری به
پیمانکار،آموزش ها و فن آوری های مورد نیاز کارکنان و امکانات سخت افزاری و کارگاهی
در قالب برنامه کلی تقسیم کار صورت می گیرد.

3-مرحله طراحی محصول

چنانچه محصول مورد نظر فاقد نقشه های طراحی
باشد،در این مرحله براساس خواسته های مشتری و اطلاعات داده شده نسبت به تهیه نقشه های
کلی و جزئی از محصول موضوع قرارداد اقدام می شود.نقشه های طراحی شده برای اجرا در اختیار
مهندسان تولید قرار می گیرد.

4-مرحله تولید

این مرحله شامل چند مرحله فرعی است.نقشه های
کارگاهی و آماده برای اجرا با توجه به جدول برنامه ریزی تولید برای ساخت در کارگاه
و یا سایت های عملیات تولیدی ارسال می گردد.همزمان با ساخت،کنترل تولید و کنترل کیفیت
درباره قسمت های ساخته شده نیز صورت می گیرد.پس از تولید محصول اگر در قرارداد نصب
و راه اندازی پیش بینی شده باشد،ادامه کار در محل تعیین شده از سوی مشتری پی گرفته
می شود.در غیر این صورت،محصول به مشتری طبق شرایط مندرج در قرارداد تحویل می گردد و
کار پایان می یابد.

شایان ذکر است تمامی یا بخشی از مراحل فوق
الذکر بایکدیگر همپوشانی دارد.اما،با توجه به شرح داده شده آنچه نقش محوری در فرایندهای
تولید محصول ایفا می کند از ابتدائی ترین تا انتهائی ترین قسمت های فرایند،برنامه ریزی
و کنترل پروژه است.درواقع،مرکز فرماندهی فرایند تولید محصول برنامه ریزی و کنترل پروژه
است.

 

تعمیم فرایندهای مهندسی به حوزه فرهنگ

 

آیا در حوزه فرهنگ،محصولات و صنایع فرهنگی
وجود دارد؟آیا انسان دارای فرهنگ را می توان محصول جامعه دانست و نهادهای فرهنگی جامعه
از قبیل مسجد،آموزش و پرورش،دانشگاه،کتابخانه،تئاتر،سینما،رسانه،رادیو و تلویزیون و
خانواده را صنایع فرهنگی به حساب آورد؟بدین معنا که انسان همانند ماده خام،به تدریج
در اثر فرایندهای تولید در کارخانه آموزش و پرورش،دانشگاه،مسجد،کتابخانه،تئاتر،سینما،رسانه،رادیو
و تلویزیون،خانواده و سایر نهادهای اجتماعی و فرهنگی به محصول نهائی یعنی انسان دارای
فرهنگ تبدیل می شود.مقایسه بین فرایندهای تولیدی در کارخانه صنعتی و آنچه در مهندسی
فرهنگی مورد انتظار نخبگان جامعه است از جهات متفاوتی قابل تامل بنظر می رسد:

• اساس فرایند تولید محصول در صنعت،مشتری
و سفارش اوست.خواسته های مشتری چارچوبی را ارایه می دهد که از ابتدا تا انتهای فرایند
تولید جاری و ساری است.همانگونه که در صنعت همزمان مشتریان متعددی وجود دارند در حوزه
فرهنگ نیز مشتریانی با خواسته های متفاوت و سلایق متنوع در جامعه زندگی می کنند.با
این تفاوت که مشتری در صنعت در بالاترین سطح سلسله مراتب تصمیم گیری قرار دارد اما
در حوزه فرهنگ این سطح متفاوت است و مشتری(مردم)در تصمیم گیری های فرهنگی نقش غیرمستقیم
ایفا می کند.درباره سازوکارهای نقش مستقیم مردم در تصمیم گیری های فرهنگی درچارچوب
طرح تشکیل سازمان نیمه متمرکز نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که در ادامه
به آن پرداخته خواهد شد اقدامات جدیدی می تواند صورت گیرد.

• استقلال نسبی حوزه صنعت از سیاست و تاثیر
پذیری بسیار زیاد فرهنگ از سیاست یکی از تفاوت های بنیادی در بررسی مقایسه ای فرایندهای
موردنظر من است.مشتری در صنعت همانند متغیر اصلی بر سایر عوامل اثر می گذارد اما در
حوزه فرهنگ مشتری متغیر وابسته است و از بسیاری از عوامل اثر می پذیرد.

• در حوزه صنعت همانگونه که شرح داده شد مرکز
برنامه ریزی و کنترل تولید،نقش هماهنگی و کنترل فرایندهای تولید را بعهده دارد اما
در حوزه فرهنگ نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی جنبه محوری دارد و برای استفاده از این
فرایندها می تواند با آنها تطبیق داده شود.

• در حوزه صنعت،برنامه ریزی تولید محصول مبتنی
بر یک برنامه کلی تحت عنوان
Master Plan صورت می گیرد و نقش هماهنگی بین تمامی پروژه های در
دست اجرا که هر کدام دارای برنامه کلی مجزائی نیز هستند از اهم وظایف آن بشمار می رود.در
حوزه فرهنگ ترسیم برنامه کلی و هماهنگی بین برنامه های خرد و کلان فرهنگی برای اجرا،از
ظرافت های خاصی برخوردار است و برای شورای عالی انقلاب فرهنگی این طرح نوآورانه می
تواند مکمل مناسبی برای اقدامات خوب گذشته باشد.

• تهیه نقشه های طراحی برای تولید محصول در
حوزه صنعت مبتنی بر اطلاعات دقیق است.مهندسان،طراحی پایه و طراحی جزئی را با توجه به
اطلاعات ارایه شده از سوی مشتری و یا محاسبات در محل انجام می دهند و در ادامه آنها
به نقشه های کارگاهی تبدیل می شوند.نقشه ها به مجریان این امکان را می دهند تا دقت
موردنظر مهندسان در اجرا رعایت شود.در حوزه فرهنگ،تفکیک بین برنامه ریزان،مهندسان و
مجریان فرهنگی و انطباق برنامه ها و نقشه ها و کیفیت اجرا با خواسته های مردم با آنچه
که در فرایندهای صنعتی رعایت می شود بسیار متفاوت است.در حوزه صنعت صلاحیت برنامه ریزان،مهندسان
و مجریان قبل از اجرا احراز می گردد،اما در حوزه فرهنگ این صلاحیت ها کمتر به صورت
استانداردهای لازم الاجرا درآمده و کنترل می شود.

• در صنعت،نظام های کنترل کیفیت برای انطباق
محصول با استانداردهای موردنظر مشتری از نقش حیاتی برخوردار است.اما در حوزه فرهنگ،استانداردهای
مناسب یا وجود ندارد یا ضمانت اجرائی آن کافی نیست و یا به عبارت بهتر باید گفت که
در حوزه فرهنگ به دلیل تعدد برنامه ریزی ها و ناهمسویی آنها تفکر سیستمی فراگیر دیده
نمی شود.

• مزیت های نسبی کشور در حوزه صنعت یکی از
اصول اساسی در برنامه ریزی های کلان صنعتی کشور و توجه به اولویت های آن با هدف دوری
از سیاست اشتغال زائی صرف است که توجیه اقتصادی دارد.رقابت در تمامی عرصه های صنعتی
با آزاد شدن قیمت ها و حذف یارانه ها و پیوستن به اقتصاد بازار آزاد و برداشتن تعرفه
های گمرکی در واردات و صادرات با توجه به محدودیت های اقتصاد ملی به سادگی امکان پذیر
نیست و مزیت های صنعتی باید موردتوجه قرار گیرد.در حوزه فرهنگ نیز در عرصه های بین
المللی فرصت ها و محدودیت هایی برای رقابت وجود دارد.براین اساس،حوزه فرهنگ به برنامه
ریزی استراتژیک نیازمند است تا فرصت ها و محدودیت های آن در سطح ملی،منطقه ای و بین
المللی مورد شناسائی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

• بخش عمده ای از عوامل و متغیرها در حوزه
صنعت قابل احصاء و محاسبه است و امکان اجرای مدل ها به صورت قطعی در آن وجود دارد.اما
یکی از محدودیت های مطالعات فرهنگی عدم قطعیت و وجود نسبیت در آن است.

• آخرین تفاوت و اساسی ترین آن وجود نگاه
فلسفی در حوزه فرهنگ و دوری حوزه صنعت از این نگاه است.رفتارهای فرهنگی تحت تاثیر جهان
بینی ها قرار دارند اما رفتارهای اقتصادی از این نگاه فراغت نسبی دارند.مشوق ها،پاداش
ها و مجازات های اقتصادی در قیاس با فرهنگ از جنس کاملاً متفاوتی است.

 

مهندسی فرهنگی:تفکر سیستمی و برنامه ریزی
استراتژیک

 

شاید اگر مهندسی فرهنگی را براساس رهیافت
سیستمی،شناسائی تمامی فرایندهای اساسی موجود یا موردنیاز در حوزه فرهنگ جامعه و بازتعریف
وایجاد ارتباط معنادار بین آنها برای افزایش قدرت نرم کشور باتوجه به محدودیت ها و
فرصت های محیط داخلی و بین المللی بدانیم آغاز مناسبی برای ادامه این بحث باشد.

فرایندهای اساسی در حوزه فرهنگ جامعه سه دسته
اند:

1-فرایندهای ناظر بر امور کیفی و غیرمادی

2-فرایندهای ناظر بر امور کمی و مادی

3-فرایندهای ترکیبی ناظر بر امور کیفی و کمی

پس از شناسائی و بازتعریف فرایندهای اساسی
و موردنیاز در حوزه فرهنگ جامعه برای ایجاد ارتباط معنادار بین آنها،توجه به محدودیت
ها و فرصت های محیط داخلی و بین المللی کشوراجتناب ناپذیر است.برنامه ریزی استراتژیک
مبتنی بر
SWOT به ما این امکان را می دهد که در اولویت بندی اقدامات
فرهنگی نگاه جامعی به محدودیت ها و فرصت های بالقوه و بالفعل در سایرحوزهای سیاسی،اقتصادی
و نظامی وجود داشته باشد.در واقع،استراتژی فرهنگی همانند استراتژی های سیاسی،اقتصادی
و نظامی هر کشور یکی از لایه های اصلی استراتژی ملی بشمار می رود.

پیشنهاد من در این گزارش راهبردی،متشکل از
فرایندهای متعددی است که طی مراحل زیر به هر یک اشاره می شود:

1-مرحله اول:

فرایند تعیین سلسله مراتب اهداف فرهنگی کشور
وتقسیم بندی آن به اهداف بلند مدت،میان مدت و کوتاه مدت اولین اقدام اساسی در چارچوب
این طرح است.شناسایی محدودیت ها و فرصت های محیط داخلی و بین المللی کشور دارای نقش
محوری در این مرحله است.

2-مرحله دوم:

فرایند تعیین نیازهای مشتری و شناخت مخاطب
در حوزه فرهنگ از دیگر اقدامات اساسی است.در مقایسه جایگاه مشتری در دو حوزه صنعت و
فرهنگ به نقش مستقل اولی و تابعیت دیگری،پیش از این اشاره شد.نقش مشتری در فرایند تصمیم
گیری های تولید محصول در صنعت مستقیم و بلافصل و در حوزه فرهنگ غیرمستقیم و باواسطه
است.در این فرایند به افزایش نقش مستقیم مردم در تصمیم گیری های حوزه فرهنگ از راه
تشکیل سازمان نیمه متمرکز نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نگاه ویژه وجود دارد
و آنها را لازم و ملزوم یکدیگر می داند.مهندسی فرهنگ ملی و عناصر هویت ایرانی،بازشناسی
تقاضاهای فرهنگی مردم و نحوه جمع آوری و اولویت بندی آن،بررسی پدیده های نوظهور یا
مهاجم فرهنگی در جامعه و میزان گسترش آن،رفتارشناسی فرهنگی مردم و درصد نهادینگی آن
و بررسی تاثیر نقش قومیت ها در مهندسی فرهنگی کشور از محورهای اساسی دراین مرحله است.

3-مرحله سوم:

فرایند برنامه ریزی و کنترل پروژه اساسی ترین
بخش در این طرح است.پس از تعیین سلسله مراتب اهداف فرهنگی و تعیین نیازهای مشتری،همانند
حوزه صنعت برنامه ریزان ارشد کشور در حوزه فرهنگ و به طور خاص شورای عالی انقلاب فرهنگی
مسوولیت این فرایند را بعهده دارد.تمامی فرایندهای تعریف شده در چارچوب این طرح راهبردی،در
مرحله برنامه ریزی و کنترل پیش ازاجرا،حین اجرا و پس از اجرا به طور دائمی رصد می شوند
و مورد ارزیابی و کنترل قرار می گیرند و بصورت مستمر نتایج آن را مستند و گزارش می
کنند تا مطابق چرخه بهبود مستمر درصورت نیاز مورد بازنگری واقع شوند.

4-مرحله چهارم:

فرایند تولید فرهنگ تابع همان دیدگاه تولید
محصول از طریق صنایع فرهنگی در جامعه است.از این منظر آموزش و پرورش، مسجد،دانشگاه،کتابخانه،رادیو
و تلویزیون،تئاتر،رسانه،سینما،خانواده و سایر نهادهای اجتماعی صنایع فرهنگی جامعه اند.انسان
فرهنگی و کالای فرهنگی در جامعه دو روی یک سکه اند و از محصولات این فرآیند بشمار می
روند.مفروض این گزارش،وجود کنترل کیفیت مناسب در تمامی فرایندهای این طرح است.کیفیت
روش ها،برنامه ها و مجریان از هر جهت باید منطبق بر استانداردهای فرهنگی جامعه باشد
و تدوین لیست های کنترل براساس استانداردهای فرهنگی جامعه صورت گیرد.

 

سازمان نیمه متمرکز نظام مهندسی فرهنگی جمهوری
اسلامی ایران

 

در این طرح راهبردی،نقش شورای عالی انقلاب
فرهنگی برنامه ریزی و کنترل تولید فرهنگ است.از این رو،تطبیق فرایندهای کاری آن شورا
و فرایندهای یادشده امری اجتناب ناپذیر بشمار می رود.تلفیق صنعت و فرهنگ در عمل از
پیچیدگی خاصی برخوردار است،اما این طرح کمک می کند تا ابتدا بتوانیم آنرا شبیه سازی
کنیم و به تدریج،نتایج آن را به سطح جامعه گسترش دهیم.ارایه یک برنامه کلی از تقاضاها
و خواسته های فرهنگی جامعه از راه سازمان نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران-پیشینه
و اهداف این سازمان پیشنهادی در ادامه آمده است-و در تعامل کامل با شورای عالی انقلاب
فرهنگی براساس همکاری های مشترک دارای اهمیت محوری است و به کمک شیوه های مختلف جمع
آوری تقاضاهای فرهنگی مردم در مراحل نخست اجرای این طرح به جامعیت برنامه کمک فراوانی
می کند.تبدیل تقاضاها به برنامه کلی و طی فرایندهای یادشده و ارایه بازخورد های آن
برای بهبود مستمر مبتنی بر رهیافت سیستمی است.ضمناً پس از پیش بینی هزینه های موردنیاز
این طرح،در هنگام پیاده سازی و اجرای آن نمودارها،جداول و مستندات موردنیاز توسط کارشناسان
تهیه و ارایه خواهد شد.

پیشینه قانونی طرح تشکیل سازمان نظام مهتدسی
فرهنگی جمهوری اسلامی ایران،وجود سازمان نظام مهندسی ساختمان از سال 1374،سازمان نظام
مهندسی معدن از سال 1379،سازمان نظام مهندسی کشاورزی از سال 1380 و ارایه طرح سازمان
نظام مهندسی فناوری اطلاعات از سال 1384 است با این تفاوت که طرح تشکیل سازمان نظام
مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به صورت نیمه متمرکز ارایه می شود.کارکرد سازمان
نظام مهندسی فرهنگی در حوزه فرهنگ همانند سازمان نظام مهندسی ساختمان،سازمان نظام مهندسی
معدن،سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی و سازمان نظام مهندسی فناوری اطلاعات
در سایر حوزه های فنی ومهندسی نظام جمهوری اسلامی ایران ارتقای شاخص های توسعه در کشور
خواهد بود.

اصولاً براساس رابطه دولت با حوزه فرهنگ سه
الگو در کشور قابل بررسی است:الف-الگوی متمرکز و دخالت دولت در حوزه فرهنگ و پیروی
فرهنگ ازحوزه سیاست ب-الگوی عدم دخالت دولت در حوزه فرهنگ و جدایی آن ازحوزه سیاست
ج-الگوی نیمه متمرکز و همکاری دولت با حوزه فرهنگ که این الگوی همکاری،ایده اولیه ایجاد
نهادی مرجع به صورت فراگیر است تا بتواند برپایه استفاده از بخشی از فرایندهای مهندسی
تولید محصول در حوزه فرهنگ و بویژه فرایند برنامه ریزی و کنترل تولید باعث تقویت عناصر
مهمی مانند نظم،هدف گذاری های دقیق،محاسبه،استاندارد،برنامه ریزی،کنترل برنامه و بهره
وری در حوزه فرهنگ شود و نگاه کاربردی به طرح ها،پیوست ها و برنامه های کلان فرهنگی
و ارزیابی استراتژیک عملکرد برنامه ریزان،طراحان ومجریان فرهنگی را ممکن سازد.

تفاوت طرح تشکیل سازمان نظام مهندسی فرهنگی
با سایر نظام های اجراشده در حوزه های فنی و مهندسی در کشور از نظر من،همان تفاوت علوم
انسانی و علوم طبیعی است ولی درعین حال،کاربرد اجتناب ناپذیر پاره ای از اصول ثابت
مهندسی در حوزه فرهنگ باعث تقویت عناصر مهمی مانند تخصص گرایی،نظم،هدف گذاری های دقیق،محاسبه،استاندارد،برنامه
ریزی،کنترل برنامه و بهره وری در حوزه فرهنگ خواهد شد و نگاه تخصصی و کاربردی به طرح
ها،پیوست ها و برنامه های کلان فرهنگی و ارزیابی استراتژیک عملکرد برنامه ریزان،طراحان
و مجریان فرهنگی را امکان پذیرتر می سازد و فلسفه وجودی طرح تشکیل این سازمان است.

اهداف طرح تشکیل سازمان نظام مهندسی فرهنگی
جمهوری اسلامی ایران سه پایه اصلی دارد.1- مهندسی فرهنگ ملی و عناصر هویت ایرانی و
همگرائی بیشتر میان دیدگاه های کلان فرهنگی درباره دین،هویت،فرهنگ،آرزوهای ملی و ارزش
های فرهنگی جامعه درچارچوب فرایندهای یادشده ضمن ارایه تعریفی جدید و موسع از حوزه
فرهنگ که درمقایسه با تعریف کلاسیک از فرهنگ بدون تغییر اساسی و ماهیتی آن از پاره
ای از فرایندهای مهندسی به صورت کاربردی بهره می برد.2- پایه دوم با توجه به تعدد دستگاه
های متصدی و مجری امور فرهنگی دولتی یا کمک بگیر از دولت مانند سازمان صداوسیما،وزارت
فرهنگ و ارشاداسلامی،سازمان اسناد و کتابخانه ملی،سازمان میراث فرهنگی و گردشگری،سازمان
تبلیغات و اسلامی،سازمان تربیت بدنی و تعدادی دستگاه دیگر مبتنی بر اقدامات روشی و
فرایندی است که بر هماهنگ سازی رویه ها و روش های جاری و موردنیازحوزه فرهنگ تاکید
دارد.براین اساس،برنامه ریزی و کنترل برنامه های فرهنگی در جامعه براساس استاندارد
سازی و بازتعریف رویه ها و روش های جاری و مورنیاز حوزه فرهنگ و درچارچوب سلسله مراتب
منافع ملی،اهداف فرهنگی و برنامه های کلان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با تعامل کامل
بین سازمان نیمه متمرکز نظام مهندسی فرهنگی و شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت خواهد
گرفت.3- پایه سوم مبتنی بر تجزیه و تحلیل و گزارش سازمان نظام مهندسی فرهنگی جمهوری
اسلامی ایران از عملکرد حوزه فرهنگ و بازخوردهای آن است و سازمان نظام مهندسی فرهنگی
جمهوری اسلامی ایران با پیروی از الگوی تقویت همکاری های فنی دولت و حوزه فرهنگ تلاش
گسترده و همه جانبه ای را برای تسهیل و تعمیق روابط چندجانبه بادستگاه های فرهنگی دولت
ونهادهای فرهنگی غیردولتی انجام می دهد.

 

نتیجه

 

شناسایی،اندازه گیری و بهره برداری علمی از
عوامل غیرمادی قدرت و عناصر هویت ساز و منابع کیفی جامعه که عمدتاً ریشه در حوزه فرهنگی
دارد از خلاهای موجود در کشور است که این گزارش راهبردی و طرح تشکیل سازمان نظام مهندسی
فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پی دستیابی نسبی به آن است و باید در این راه از تمامی
فرهنگیان،اندیشمندان و نخبگان جامعه با برنامه ریزی مناسب بهره برد.

شایان ذکر است تعمیم و استفاده از فرایندهای
مهندسی تولید محصول بویژه نقش محوری فرایند برنامه ریزی و کنترل تولید در حوزه فرهنگ
و تشکیل سازمان نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با توجه به چارچوب تحلیلی روشی
ارایه شده از سوی من،در صورت اجرایی شدن،هردو لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

سازمان راهبردی نظام مهندسی فرهنگی جمهوری
اسلامی ایران پس از پیش بینی هزینه ها و تدوین برنامه اجرایی آن توسط کارشناسان و تمهید
مقدمات با توجه به ارتباط موضوعی آن با شورای عالی انقلاب فرهنگی و کمیسیون فرهنگی
مجلس شورای اسلامی و برخی نهادهای فرهنگی دولتی و غیردولتی دیگر،در صورت تحقق و شروع
فعالیت رسمی یقیناً بر تمامی بخش های سیاسی،اجتماعی و اقتصادی کشور تاثیرات استراتژیک
خواهد داشت و به تدوین یک استراتژی جامع فرهنگی برای کشور در دولت یازدهم کمک شایان
توجهی خواهد کرد و بی شک جامعه درآینده از نتایج و اثرات خرد و کلان آن در ابعاد مختلف
که البته پس از تشکیل،حوزه فرهنگ را در جایگاه مناسب تر در جامعه قرار می دهد بهره
مند خواهد شد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه