دوگانه مبتذل “دولتی-غیر دولتی” خدایگان رانت

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۰:۴۸ ۱۳۹۲/۱۰/۲۴

مهمترین نقد این گروههای اجتماعی این بود که دولت با بسط هژمونی فرهنگی خود که در مراجع آموزشی رسمی و غیر رسمی مانند مدارس و دانشگاهها و رسانه های گروهی بازتولید می شود اجازه تفکر و رشد به طبقات پایین دست و حاشیه ای جامعه را نمی دهد. از همین زمان مفهوم “غیر دولتی” برای مقابله با تسلط هژمونیک طبقه بورژوا که از طریق و با امکانات دولت صورت می گرفت ساخته و پرداخته شد.

 نشریه مهرنامه به بهانه چاپ کتاب خاطرات مرحوم سید حسن حسینی با عنوان “سکانس کلمات”  ویژه نامه ای درباره ادب و هنر انقلاب و تاریخ حوزه هنری تدارک دیده است. باز هم مثل همیشه روشنفکری بیمار لیبرال ما هرجا که خواسته است به ادبیات و هنر انقلاب و منتسبان به آن بپردازد به جای بررسی هنری و یا زیبایی شناسانه تنها با ژانر خودساخته «دولتی- غیر دولتی» سعی در خط کشی داشته و هیچگاه از این همه تکرار و ابتذال در کلیشه سازی دل زده نشده است. جالب تر اینکه همیشه در کنار این خط کشی های خود ساخته ، از طرح دوگانه «خودی_غیر خودی» در جبهه فرهنگی انقلاب نیز نالیده است. اما در این بین دو نکته مهم معمولا مغفول می ماند:  آیا اصلا دوگانه «دولتی- غیر دولتی» را می توان به مثابه یک مفهوم بومی برای تحلیل مورد استفاده قرار داد و اگر “خیر” مفهوم دولتی و غیر دولتی در بوم ایرانی چه معنایی خواهد داشت؟

دوگانه «دولتی- غیر دولتی» یک مفهوم تاریخی و زاده دهه 60 و 70 میلادی در اروپاست که اصالتا مفهوم دولت و هژمونی دولت مدرن را به ذهن متبادر می کند. در جامعه شناسی سیاسی، دولت مدرن غربی اساسا خصلتی طبقاتی دارد و دولت صحنه تضاد و نبرد منافع طبقات مختلف اقتصادی- اجتماعی بوده و هست. در این میان جریانها و جنبشهایی توسط برخی از گروههای اجتماعی «به حاشیه رانده شده» و «نادیده گرفته شده» که هیچگاه صاحب قدرت نمی شدند و از این دست به دست شدن دولت در طبقات بالای جامعه منفعتی نصیبشان نمی شد به راه افتاد. مهمترین نقد این گروههای اجتماعی این بود که دولت با بسط هژمونی فرهنگی  خود که در مراجع آموزشی رسمی و غیر رسمی مانند مدارس و دانشگاهها و رسانه های گروهی بازتولید می شود اجازه تفکر و رشد به طبقات پایین دست و حاشیه ای جامعه را نمی دهد. از همین زمان مفهوم “غیر دولتی” برای مقابله با تسلط هژمونیک طبقه بورژوا که از طریق و با امکانات دولت صورت می گرفت ساخته و پرداخته شد.

مهرنامه نشریه

اما بحث دولت در جوامع غیر غربی همیشه صورت دیگری داشته است. آنگونه که امثال کاتوزیان[1] نیز نشان داده اند دولت در جامعه  ایرانی هیچگاه خصلت طبقاتی نداشته است بلکه برعکس دولتها یا دست نشانده قدرت های استعماری بوده اند و یا  به عبارتی مردمی (یا به زعم برخی توده ای) بوده اند. این دولت ها اگرچه غیر طبقاتی بوده اند اما  بوسیله رانت اطلاعاتی و اقتصادی ناشی از اقتصاد تک محصولی طبقات بالای منتسب به خود را بوجود آورده اند.” دولت رانتیر” از جمله مفاهیمی است که برای نشان دادن این خصلت ساخته شده است. آنگونه که رواسانی[2] نیز نشان  نشان داده است منافع اقتصادی این طبقات جدید در جوامعی که اقتصاد رانتی و تک محصولی دارند به تجارت خارجی  و مصرف پیوند می خورد و عملا این طبقات بالا وابسته به «بورژوازی تجاری جهانی» و نهایتا استعمار سرمایه داری جهانی می شوند.

نگارنده با معنای دیگری از دولتی بودن یعنی گرفتاری در قفس آهنین بروکراسی، بی مسئولیتی نسبت به سرنوشت دیگر مسلمان ها و انسان ها بواسطه مصلحت سنجی ها، در غل و زنجیر مفاهیم و ارزشهای مادی مدرن شدن، آرمان زدایی به بهانه واقعیت گرایی، کم تحرکی و بی عملی و…  حتما همراهی دارد

به کاربردن این اصطلاح وارداتی به طور دائم در 35 سال گذشته در مورد نظامی که هنوز نتوانسته است حتی هژمونی فکری و فرهنگی خود را بر مهمترین مراکز تصمیم سازی اش همچون مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری یا مجمع تشخیص مصلحت نظام یا دانشگاههای خود بگستراند جز سیاست زدگی چه معنایی می تواند داشته باشد؟! جالب اینکه اکثر کسانی که این روزها ژست روشنفکری دینی و حتی ضد دینی به خود می گیرند و برای نظام مستقر، بحران های سیاسی و اجتماعی و فکری می آفرینند از دل همین مراکز به اصطلاح استراتژیک نظام ارتزاق کرده  و فربه شده اند.[3] آیا حلقه فکری و فرهنگی و هنری «کیان» که بعدها آن را نقطه دگردیسی فکری برخی از عاملان امنیتی و فرهنگی حکومتی در جمهوری اسلامی دانسته اند در دل دولت جمهوری اسلامی متولد نشد؟ آیا همین طبقه کارگزاران (که  برخی به اشتباه آنها را حزب می دانند) که پشتوانه مالی بسیاری از همین نشریات و موسسات علمی و آموزشی روشنفکری اپوزسیون امروزی را بر عهده دارد از دل همین «دولت» جمهوری اسلامی سر بر نیاورده اند؟ آیا آقای (ک) که اینک در بنیاد دایره المعارف اسلامی به مدد آقای (م.ب) حمایت مالی و لجستیک از نشریات زنجیره ای رنگارنگ را بر عهده دارند قبل از دولت سازندگی و اصلاحات جزو طبقه اشراف و سرمایه سالاران بوده اند یا در سایه “دولت رانتیر” توانسته است مدیریت چند بانک و موسسه مالی خصوصی را تصاحب کند؟ اصلا چرا راه دور برویم. آیا همین  برادر قوچانی که اینک سردبیری مهرنامه و…. را بر عهده دارد در سالهای دهه 80 بواسطه انتشار نشریه «همشهری ماه» وابسته به شهرداری تهران با تیراژ 450 هزار نسخه رایگان از بزرگترین رانت مطبوعاتی جمهوری اسلامی بهره نبرده است؟ حالا بماند یارانه ها و سوبسیدهای حکومتی که در دولت اصلاحات برای تاسیس انتشارات و روزنامه های به اصطلاح اپوزسیون مستقل امروزی! هزینه شده است. این روزها جوهر خبر رانت مطبوعاتی دولت نو رسیده به دوستان قوچانی هنوز خشک نشده است. چند روز پیش  دکتر علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش های هنری حوزه هنری و از شاعران بنام انقلاب در جایی (اینجا )اشاره کرده بود که: “شاعرانی که سالانه بیش از500 میلیون تومان از شهرداری تهران و سازمان تبلیغات اسلامی کمک دریافت می کنند ژست اپوزسیون می گیرند و ما را دولتی و حکومتی و خود را مستقل و آزاد اندیش می خوانند” و البته این قصه سر دراز دارد.

جالب اینکه در یکی از مصاحبه های ویژه نامه نشریه مذکور «افشین علا» ضمن انتقاد از برخی هنرمندان دولتی! چندین بار در لابلای کلمات از دولت جدید برای حمایت از جریان متبوع و مطبوع خود استمداد می طلبد و این نشان می دهد که مفهوم دولتی و غیر دولتی بیش را بیش از آنکه به جریان های سیاسی مربوط بدانیم باید یک اپیدمی ناشی از اقتصاد برون زا، تک محصولی و مصرفی بدانیم؛ همانکه رضا امیر خانی در کتابی «نفحات نفت» ش نامیده بود.

البته آنچه که این یادداشت در پی آن است نه رفع اتهام “دولتی بودن” از برخی هنرمندان و نویسندگان همگرا است که اتفاقا  نگارنده اعتقاد دارد دولتی بودن اگر به معنای انتساب و حرکت در جهت سیاستهای کلی دولت منتسب به جمهوری اسلامی (که برآمده از یک انقلاب ارزشی استقلال طلبانه دینی و مردمی فرامدرن و ضد استعماری و نیز ثمره جهاد و جانفشانی هزاران شهید است) در مقابل انتساب به جریان بورژوازی سرمایه داری جهانی باشد، بسی جای شکر و افتخار دارد. همانطور که اشاره شد نگارنده با معنای دیگری از دولتی بودن یعنی گرفتاری در قفس آهنین بروکراسی، بی مسئولیتی نسبت به سرنوشت دیگر مسلمان ها و انسان ها بواسطه مصلحت سنجی ها، در غل و زنجیر مفاهیم و ارزشهای مادی مدرن شدن، آرمان زدایی به بهانه واقعیت گرایی، کم تحرکی و بی عملی و…  حتما همراهی دارد و پیش از این در یادداشتهای گوناگون  از لزوم «خصوصی سازی آرمانها و ارزشها» سخن گفته است که البته با معنای وارداتی ای که جریانات روشنفکری لیبرال از آن مراد می کنند و ربطی به شرایط اقتصادی و اجتماعی ما ندارد متفاوت است. مساله اصلی این بوده و هست که این کلیشه مبتذل ” دولتی -غیر دولتی” نه  به عنوان یک مفهوم و ابزار تحلیلی برای نقد که به منظور فرار از طرح رقیب بواسطه “نقد و بررسی جدی” به کار گرفته شده و می شود و مساله اصلی تر اینکه اغلب کسانی که معمولا این کلیشه از دهان مبارکشان نمی افتد خود بواسطه انواع رانتهای نفتی فربه شده اند ولی مانند همیشه ژست روشنفکری اپوزسیون گرفته و بی صداقتی به خرج می دهند.


[1]– تضاد دولت و ملت،محمد علی همایون کاتوزیان، نشر نی

[2] – دولت و حکومت در ایران در دوره تسلط استعمار سرمایه داری، شاپور رواسانی، نشر امیرکبیر

3- قبلا در یادداشتی تقریر کرده بودم که با توجه به اینکه جمهوری اسلامی با بودجه رسمی خودش در دل مراکز فکری و فرهنگی خودش از جمله مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و مجمع تشخیص مصلحت نظام و … اپوزسیون پرورش می دهد می توان آن را “آزادترین کشور دنیا” خواند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه