دومین جشنواره نقد فرهنگی و اجتماعی سریال های تلویزیونی(2)

دو روایت از یک روز با تلویزیون

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۵:۰۰ ۱۳۹۳/۰۴/۲۱

در حالی که سعی می کند همسر “بهمن” را آرام کند، می گوید: “کسی که به مادرش پشت کرد، به خدا هم پشت می کند.” حرف های بانو “مدینه” در مدح احترام به مادر آن قدر تاثیر گذار است که نه تنها همسر بهمن را راضی می کند بلکه مخاطبین را هم تحت تاثیر قرار می دهد و متذکر جایگاه “مادر” می کند. و اینگونه تلویزیون، رسالت خود را در انتقال پیام های اخلاقی به جامعه به خوبی ایفا کرده و مدیران رسانه ملی آن شب با خیال راحت سر روی بالشت می گذارند: “که خدا را شکر، سریالمان احترام به والدین را نهادینه کرد.”

بعدازظهر یک روزِ تابستانیِ رمضانی است. قند خونم پایین افتاده و نایِ انجام هیچ کاری را ندارم. پس به اجبار جلوی تلویزیون فرود می آیم و روشنش می کنم. شبکه “نسیم” در حال پخش “شام ایرانی” است. در این قسمت، “سروش صحت” میزبان است و قرار است با کمک پسرش -که ده، دوازده سال بیشتر سن ندارد- برای مهمانانشان، شام بپزند. دوربین در آشپزخانه ی “سروش صحت” است. فضا کاملا رئال است و ما خانه و زندگی واقعی صحت و پسرش را می بینیم. پدر و پسر در خلال کارها با هم حرف می زنند. ناگهان چشم هایم از تعجب گرد می شود. پسر دبستانیِ صحت، او را “سروش” صدا می زند! بله، پسر بچه ی آقای بازیگر، پدرش را “بابا” یا “بابایی” یا “پدر” صدا نمی زند. او را به اسم کوچکش خطاب می کند. “سورنا” پسر کوچک “سروش صحت” چون با پدرش خیلی راحت و به قول امروزی ها “اوکی” است! از ضمیر “تو” برای مورد خطاب قرار دادن پدرش که چند دهه ای از او بزرگتر است استفاده می کند. سروش! سروش! گفتن های پسر بچه همچنان ادامه دارد و من شاکی تر می شوم…

 

*شب است و سریال مناسبتی و خیلی ارزشیِ “مدینه” را می بینیم.

“روحی” مادر “بهمن” رسما گند می زند به مراسم عقد پسرش و زنِ جوان او را جلوی کلِ فامیل مسخره و تحقیر می کند. چند سکانس بعد، “مدینه” -که احتمالا آقای “دارابی” بعد از ماه مبارک، از شخصیت او دویست تا پیام اخلاقی استخراج کنند و به صورتِ منتقدان حسود و لجوج و عنود تلویزیون بکوبند- در حالی که سعی می کند همسر “بهمن” را آرام کند، می گوید: “کسی که به مادرش پشت کرد، به خدا هم پشت می کند.” حرف های بانو “مدینه” در مدح احترام به مادر آن قدر تاثیر گذار است که نه تنها همسر بهمن را راضی می کند بلکه مخاطبین را هم تحت تاثیر قرار می دهد و متذکر جایگاه “مادر” می کند. و اینگونه تلویزیون، رسالت خود را در انتقال پیام های اخلاقی به جامعه به خوبی ایفا کرده و مدیران رسانه ملی آن شب با خیال راحت سر روی بالشت می گذارند: “که خدا را شکر، سریالمان احترام به والدین را نهادینه کرد.” اما من یاد بعد ازظهر و “سورنا” می افتم که پدرش را به اسم کوچک صدا می زد. به این فکر می کنم که این همه اعوجاج در محتوای برنامه های تلویزیون چه حاصلی دارد؟ به این که نمایش سبک زندگی “سروش صحت ها” در یک قالب جذاب و خوش آب و رنگ مثل “شام ایرانی” تاثیر بیشتری روی مردم می گذارد یا دیالوگ های یک سریال مناسبتی؟ به این فکر می کنم که مدیران تلویزیون تا کِی قرار است آسوده بخوابند؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه