دکتر فرهادی؛ یک پروژه ناتمام

زمان انتشار: ۱۲:۲۱ ۱۳۹۱/۰۸/۲۸

چرا علوم اجتماعی ایران ناکارآمد است؟ پاسخ های استاد به این سوال متنوع است: مشکلات پژوهش های خویش فرما و بنیادی در کشور، عدم شناسایی اولویت های پژوهشی، نیاز به بازتعریف پژوهش کاربردی و از همه مهم تر ردپای توجیه استعمار در نظریات به ظاهر علمی در قالب زور پوشیده و مستور. البته استاد علم غربی را بالکل منکر نمی شوند و در مقاله زیبای «ترانه کمیاب گرانسالی، کشف یا خلق؟» ضمن نقد پست مدرنیسم، آن را دامی برای کشور ایران ـ که بیش از هرچیز به «علم» محتاج است ـ معرفی می کند، اما معتقد است که برخی قوانین و نظریات علمی در واقع منافع نظام سرمایه داری را تامین کرده و پایه های غرب را مستحکم می کنند. بنابراین نیاز به دانشی بومی و وطنی است که البته ایران به دلیل پتانسیل فرهنگی عظیمی که دارد، در این دانش بسیار پیشروست؛

 استاد فرهادی در بیش از نیم قرن تدریس، پژوهش عملی و کار نظری آثار متفاوت با موضوعات متنوعی عرضه کرده اند که در بدو امر شاید پراکنده به نظر برسند اما این تنوع گویای دغدغه استاد در چند موضوع خاص ـ که از نظر ایشان برای جامعه ایران نیز حیاتی است ـ می باشد.

1. نظریه یاریگری و انسان شناسی تعاون

شناخته شده ترین حیطه پژوهشی استاد؛ از
تعریف دقیق انواع یاریگری و مشارکت، و جداکردن انواع عرضی یاریگری به انواع ذاتی همیاری،
دگریاری و خودیاری که از مقاله ایشان با
عنوان«نقد آراء در
تعریف و نظریه های گونه شناسی یاریگری » و همچنین «گونه شناسی یاوری ها و
یاریگری های سنتی در ایران»[1]
شروع می شود و با بیان نظریات مختلف درباره میزان تعاون
انسان ها با یکدیگر در کتاب «انسان شناسی یاریگری» بیان انواع یاریگری در طول
تاریخ و حتی یاریگری در انواع جانوران ادامه پیدا می کند.

در این حوزه مسئله اصلی استاد «چون
و چراهایی بر نظریة تکروی و فردگرایی تاریخی ایرانیان و به ویژه کشاورزان
ایرانی»
است و پاسخ ایشان به این سوال بنیادین
که آیا اساس زندگی انسانی بر همکاری است یا ستیز؟ و یا به تعبیر جامعه شناسانه
توافق است یا تضاد. علاوه بر کتاب در مقالاتی مانند «
آیا کشاورزان ایرانی
تکرو هستند؟، «بُرّابُرّی : رقابتی که به یاریگری می انجامد»، و «دگریاری و
خودیاری در جشن میان بهار در اسک لاریجان آمل» همین مقوله خود را نشان داده
است.
ایشان به ریشه دینی یا اصطلاحا «بازتاب آموزه های
دینی در فرهنگ ایرانی و بنیادهای دگریار ناهمتراز» نیز توجه ویژه دارد و از آن
فراتر به ساخت های جهانی همکاری- همه گاهی و همه جایی بودن انواع جوهری یاریگری و
مشارکت – اشعار می دهند.

 2. یاریگری کاربردی

شامل جمع آوری مصادیق مختلف یاریگری
در ایران، که مهم ترین آن دو جلد کتاب «فرهنگ یاریگری در ایران»
است که
برنده جایزة نخست نهمین جشنوارة روستایی وزارت جهاد سازندگی، و کتاب برگزیدة
سیزدهیمن دورة کتاب سال جمهوری اسلامی در زمینة علوم اجتماعی نیز شده است.

کار ارزشمند و ماندگار دیگر استاد «واره» یا به تعبیری نوعی
سازمان تعاونی غیررسمی و سنتی غالباً زنانه با محور اصلی هم یاری از نوع تجمیعی منظور
به اشتراک گذاردن تولیدات کشاورزی به ویژه شیر (تعریف هم از استاد است). این کتاب
که حاصل بیش از 30 سال کار پژوهشی میدانی و مصاحبه با مهاجران و متقدمین ساکن در
جای جای ایران و حتی برخی کشورهای همسایه است و در آن به نحو عملی اندیشه استاد درباره
همکاری ایرانیان به اثبات رسیده است.

مقالاتی مانند «بُنه شناسی (تعاریف و گونه شناسی )» و «مال :
تعاونی سنتی دامداری در عشایر ایران » و… نیز با همین رویکرد تهیه و نگاشته
شده اند.

 3.
انسان شناسی توسعه:

دکتر فرهادی معتقد است که باید از سنت،
فرهنگ و تمدن ایرانی به عنوان پلی برای آینده نه صرفا مسئله ای زینتی بهره گرفت و
به تعبیر خود ایشان

«مردم نگاری
دانش ها و فن آوری های سنتی ، “نان ِ شب ” مردم نگاران ایران “» است.
استاد از اولین کسانی است که در ایران از لزوم «گرداوری دانش ها و فن آوری های
عامیانه و کارابزارهای سنتی در ایران » به عنوان رویکردی برای توسعه بومی و
گسترش تکنولوژی ایرانی داد سخن سر داده و از همین زاویه به «آسیب شناسی پژوهش های
فرهنگ عامیانه « نیز پرداخته است. استاد در مقاله «صنعت بر فراز سنت یا در
برابر آن « نیز از ایده صنعتی شدن به شیوه بومی و با حفظ محیط زیست و بر پایه دانش های
سنتی دفاع می کنند. ایشان
«انهدام منابع سنتی
آب و پیامدهای اجتماعی ـ اقتصادی ناشی از آن » را نه به خاطر افزایش جمعیت که
محصول طبیعی کشاورزی مدرن و صنعتی شدن بی رویه و بی توجه به خصوصیات بومی و منطقه ای
می دانند و در مقاله
«آیا کشاورزی ایرانی بدوی است ؟» از ایده پیشرفته بودن کشاورزی سنتی دفاع می کنند.

استاد ضمن نقد تئوری های توسعه برونزا بر کاربرد دانش
بومی در توسعه پایدار تاکید دارند و با شواهدی عملی مدعای خود را در رشته های
مختلف علمی اثبات می نمایند که در ادامه به آن اشاره می شود.

 4. علم غربی، علم بومی و دانش های سنتی در
ایران؛

دکتر فرهادی در مقدمه «واره» و
«انسان شناسی یاریگری» بحث خود با وضعیت علم و پژوهش در ایران آغاز می کند و در
ادامه این پرسش را مطرح می کند که چرا علوم اجتماعی ایران ناکارآمد است؟ پاسخ های
استاد به این سوال متنوع است: مشکلات پژوهش های خویش فرما و بنیادی در کشور، عدم
شناسایی اولویت های پژوهشی، نیاز به بازتعریف پژوهش کاربردی و از همه مهم تر ردپای
توجیه استعمار در نظریات به ظاهر علمی در قالب زور پوشیده و مستور. البته استاد
علم غربی را بالکل منکر نمی شود و در مقاله زیبای
«ترانه کمیاب
گرانسالی، کشف یا خلق؟
» ضمن نقد پست مدرنیسم، آن را دامی
برای کشور ایران ـ که بیش از هرچیز به «علم» محتاج است ـ معرفی می کند، اما معتقد
است که برخی قوانین و نظریات علمی در واقع منافع نظام سرمایه داری را تامین کرده و
پایه های غرب را مستحکم می کنند. بنابراین نیاز به دانشی بومی و وطنی است که البته
ایران به دلیل پتانسیل فرهنگی عظیمی که دارد، در این دانش بسیار پیشروست؛ گلایه
استاد از عدم انعکاس
«دانش ها و فن آوری های مردمی در آیینه علم و تجربه
صاحب نظران »
باعث شده که خود فعالیت هایی را جهت گردآوری دانش بومی در
قالب رشته های مختلف علمی صورت دهد که عناوین برخی از آنان عبارت است از:

پزشکی: «پُپ گوش
(واکسیناسیون پیش از پاستور) در میان عشایر سیرجان و چند شهر پیرامون آن »، و
«برخی روش های پیشگیرانه در دانش عامیانه در میان عشایر و روستاییان استان
کرمان »

معماری: «کبوترخانه های
ایران ، اعجاز معماری و خلاقیت در کار کشاورزی » همچنین کتاب «نگاهی به اهمیت
و پیشینة کبوترخانه های ایران»

هواشناسی: «تقویم آب و هوایی
در ایلات و عشایر سیرجان ، بافت و میمند شهر بابک »
، «فرهنگ هواشناسی و گاه شماری کمره ای»، «پیش بینی آب و هوا، در میان عشایر و روستاییان سیرجان و بافت و میمند
شهر بابک »

و در نهایت «بررسی الگوی زمانی چرا در البرز شرقی»

شیمی: «”تیلون دادن “،
“آرنگ سازی ” و “گیرماسه ” (تیره گری و روشنگری آب )». دو
شگرد کمتر شناخته شده در کشاورزی سنتی ایران

مهندسی عمران آب: «محاسن قنات و راه های سنتی استفاده زراعی از آب های زمستانه چشمه ها
و کاریزها»، «قنات تمام آفتابی و گمانه ای در چگونگی آفرینش کاریز در ایران «
و «ماشین های آبی و استفاده های غیرزراعی از آب های زمستانه چشمه ها و
کاریزها»، «بند کهن نیمه ور و تاسیسات آبیاری سنتی آن »

مهندسی ژنتیک: «نیمه ور و کشاورز نیمه وری که می خواهد دنبه ها را از پشت میش های
ایرانی بردارد»

صنایع چرم و الیاف: «مشکه سازی
و مشکه زنی در چهارده روستای کمره » و «مردم شناسی قالیچه های گل برجسته دره
جوزان ملایر»

کشاورزی: «کشت آدوری
(خاروابسته )»راه حلی بومی برای کشاورزی در کویر؛ «چوم سوزان ، سازمان سنتی
مبارزه با سرماهای نابهنگام در روستاهای الیگودرز، سمیرم ، شهرکرد و نجف آباد»،
«ماکیان داری سنتی در روستای کمره »
و در نهایت
کتاب ارزشمند «کشتکاری و فرهنگ ؛ چون و چراهایی بر کشاورزی صنعتی و شیوه های
سنتی بهورزی و بهداری و توان بخشی زمینی در ایران « و…

 5. گیاه شناسی، طبیعت و مردم شناسی محیط زیست

علاقه استاد به طبیعت و محیط زیست گیاهی و جانوری وصف
ناشدنی است. تعابیر زیبای استاد از زندگی در روستا در کلاس چنان انسان را مسحور می کند
که حال و هوای دودآلود شهر برایش نفس گیر خواهد شد. استاد همواره به «زمینه های فرهنگی
در منابع طبیعی و لزوم بازنگری به مسائل اجتماعی در منابع طبیعی» تاکید
داده و به بررسی
«حضور آب در آئینه های ایرانی »، «باران خواهی در میان
عشایر سیرجان و بافت و بردسیر و میمند شهر بابک »
و شناسایی «گیاهان و درختان مقدس در فرهنگ ایران » پرداخته است. حتی مسائلی مانند مقدس انگاری
اجسام یا به تعبیر وی
«مختصات شیئی مقدس و اصل همربایی قطب های همنام ،
مصادیق : شیر، آب ، آتش و سفیدمانی در فرهنگ ایرانی » که اغلب در زمره خرافات
فرهنگ ایرانی مورد بررسی قرار می گرفته توسط استاد از زاویه حفظ محیط زیست مورد
توجه قرار گرفته است و بر همین اساس ایشان به «بحران محیط زیست در ایران و
لزوم بازنگری به دانش های بومی و راهکارهای فرهنگ ملی » برای مقابله با این
مسئله اشعار داده اند.

گیاه مردم نگاری نیز حوزه ای جدید در مردم شناسی است که از
ابتکارهای استاد به شمار می رود. دکتر فرهادی در «گیاه مردم نگاری گیاهان خودروی
کمره» و بررسی «نوبر نارس از منظر گیاه مردم شناسی» به معرفی گیاهشناسی عامیانه
مردمان می پردازد و برای مثال به گیاهی با برگ های باریک و افتاده به خاک در حوالی
سلسله جبال زاگرس اشاره می کنند که میلیون ها ایرانی را طی قرن ها در قحط سالی های
پیش از درو از مرگ نجات داده است.

 6. مردم شناسی هنر و زیبایی شناسی

مردم شناسی هنر را می توان در در دو بخش 1. تحلیل هنری آثار
به جای ماند از عهد باستان و 2. تحلیل
ویژگی های فرهنگی بازتابیده در نقاشی ها
و «قالیچه های گل برجسته دره جوزان ملایر» و ارائه
«تحلیلی مردم شناختی از نقش و نگارهای گلیمینه های طایفة کورکی » و شهرهای
دیگر قرار داد.
بررسی «نقش میش در هنرهای کلامی و ادبیات
عامیانه عشایر سیرجان و چند شهر پیرامون آن »، «نقش مازنجیل : نشانه شناسی و
ردیابی فرهنگی نقشی از نقش و نگارهای گلیمینه های طایفة کورکی » نیز از این
زمره اند.

اما
در بخش اول، کتاب زیبای «موزه هایی در باد، مجموعة عظیم سنگ نگاره های نویافته
تیمره» را معرفی می کند که عنوان
پژوهش برگزیده فرهنگی
سال در زمینة مردم شناسی و تاریخ هنر را نیز از آن خود کرده است
و در آن به
معرفی
نقاشی های تمدن پیش از اختراع خط و حتی معرفی «سنگ نگاره های سه جانور
منقرض شده در نقوش ما قبل تاریخی و نویافته تیمره » پرداخته شده است. استاد
همین کار را در «معرفی نقوش صخره ای نویافته در سیرجان و شهر بابک » و «گزارش
سنگ نبشته های تنگ غرقاب گلپایگان « نیز تکرار کرده است.

 7. مردم شناسی ادبیات:

فرهادی همان طور که خود گفته است، با شعر زندگی کرده و
کتاب های وی مملو از ارجاعات به شاعران و هنرمندان مختلف از مولوی، پروین اعتصامی
و شهریار گرفته تا پیکاسو، لورکا و سایرین است.
کتاب شعر «در فصل های
خنده دشوار»

اولین
کار رسمی ادبی استاد است که البته به مردم شناسی ارتباط چندانی ندارد. توجه به
ادبیات هم در نثر شیوا و گیرای کتاب ها و مقالات وی و هم در بررسی دقیق و ظریف
«نام واره» و بررسی «سابقه تاریخی و معناشناسی نام خمین » قابل مشاهده است.
توجه به «انواع باران در فرهنگ و گویش سیرجان و چند شهر پیرامون آن »
، «ابر و باد، در گویش عشایر و روستاییان سیرجان و بافت و میمند شهر بابک » نیز از
زمره آثاری است که بر مردم شناسی ادبیات متمرکز شده اند.

علاوه بر این جعل اصطلاحات زیبا و و بازتولید مفاهیم علمی
در قالب بومی با واژگانی مانند یاریگری، پتانسیل فرهنگی، خوش ویری، گوالیگری، و…
نیز از دیگر ابتکارات استاد است. ایشان همان طور که مألوف خودشان است هنگامی که به
ترانه های عامیانه مراجعه می کنند به فرهنگ کار توجه دارند بنابراین «ترانه های
کار مشک زنی در روستاهای کمره » و «ترانه های کار، کار آوای فراموش شده
کارورزان و استادکاران » را مورد بررسی قرار داده اند.

 8. مردم شناسی فرهنگی ایران

کتاب
«نامه کمره» در دوجلد و کتاب «موزه های بازیافته» از زمره کتاب هایی است که به
بررسی فرهنگ عشایر و روستائیان شهرستان های مختلف کمره، سیرجان ، بافت ، بردسیر
و شهر بابک استان کرمان پرداخته و هر یک تاکنون جوایز متعددی را نصیب خود کرده اند.
این کتاب ها اگرچه به ظاهر با شیوه مرسوم مردم شناسی تهیه شده اند، اما نثر شیرین
استاد و همدلی و همراهی ایشان با روستاییان کمتردیده شده، خواندن آنها را جذاب تر
می کند.

علاوه بر این زاویه دید متفاوت استاد در شناخت فرهنگ و سنت
بومی ایرانی بسیار جالب است برای مثال مردم نگاری
«لیلان کانون
روستاهای ارمنی نشین کمره » همچنین «لایروبی و جشن پایان لایروبی و حکومت
زنان در توجه غاز سامن ملایر»
و ثبت دقیق
مراسم «بیل گردانی (آخرین بازمانده یک ورزش پهلوانی و آیینی در ایران »
از زمره کشف هایی است که برای حتی مردم شناسان می تواند جالب باشد.

 

 9.
فرهادی؛ یک پروژه ناتمام

استاد مرد کارهای نکرده و به قول خود راه های کم رهرو و
بزرو است. کتاب هایی در انسان شناسی جنگ، انسان شناسی توسعه و محیط زیست نیز از مسئله های
اساسی استاد است که به زودی و پس از تمام شدن تحقیقات آن منتشر خواهد شد. البته
ریشه های این مباحث را در مقالات و آثار قبلی استاد مانند “سواد و کتاب در
کمره” (مروری بر مکتبخانه، آموزشگاه های جدید، کتاب و رسانه در کمره) و نیز
«صنعت بر فراز سنت» می توان جستجو کرد. وی دغدغه هایی نیز در رابطه با خصلتهای ایرانیان،
دهقانان، فرهنگ کار، مصرف و فراغت، تعلیم و تربیت (چه در قسمت رسمی آموزش و پرورش،
و چه در قسمت غیررسمی خانواده) دارد که هم اکنون در حال توسعه این پژوهش ها است.



[1] آنچه در بین دو
گیومه آمده عنوان دقیق آثار استاد است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه