تحولات وزارت علوم در گفتگو با استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران

دکتر قاسم زائری: دولت به دنبال بازی با کارت وزارت علوم است/دولت های توسعه گرای اقتصادی دانشگاه را بیشتر مزاحم می بینند تا پایگاه سیاسی

زمان انتشار: ۱۹:۱۰ ۱۳۹۳/۰۸/۱۸

چنین دولت­هایی رویکرد غیرهنجاری به فرهنگ دارند و به آن به­ مثابه عامل نگهدارنده نظم نگاه می­ کنند. به این معنا علم به­ عنوان بخشی از فرهنگ و دانشگاه به­ عنوان بخشی از قلمرو فرهنگی برای دولت اولویت اول نیست، و هرگونه تصمیم­ گیری در آن ماهیت غیرهنجاری خواهد داشت. صرفاً عاملی برای حفظ توازن و تعادل اجتماعی خواهد بود

به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی به نقل از مهر وزارت علوم به واسطه متصدیانی که دولت برای آن انتخاب انتخاب کرده است، به یکی از پرچالش ترین وزارت خانه های دولت یازدهم تبدیل شده است. علیرغم اطلاع دولت از حساسیت های مجلس،تاکنون گزینه های معرفی شده برای وزارت علوم بیشتر دارای بعد سیاسی بوده اند. از معرفی ميلی منفرد گرفته تا انتخاب توفيقی برای سرپرستی و در نهايت سکانداری فرجی دانا بر این وزرات خانه، این اتفاقات در یک سال گذشته برای وزارت علوم حاشیه هایی را ایجاد کرده است. وزیر رای اعتماد گرفته بدلیل عملکردش و همچنین به واسطه انتصاباتی که در برخی از آنها حتی استعلام وزارت اطلاعات درباره آنها منفی بود نزدیک به ده بار به مجلس فراخوانده شد و در نهایت با “نه” مجلس به عملکرد فرجی دانا در 29 مردادماه، اولین وزیر کابینه یازدهم استیضاح شد. پس از او محمدعلی نجفی که سابقه عدم اعتماد بهارستانی ها برای وزارت آموزش و پرورش را در کارنامه خود داشت، به عنوان سرپرست هدایت وزارتخانه را به عهده گرفت. در ادامه هم محمود نیلی احمدآبادی سرپرست دانشگاه تهران به عنوان وزیر پیشنهادی دولت به مجلس شورای اسلامی معرفی شد که این انتخاب دولت نیز با “نه” قاطع نمایندگان مواجهه شد. گزینه ای که برخی از نمایندگان مجلس اذعان داشتند، گزینه اصلی دولت برای وزارت علوم نیست.

به منظور بررسی و تحلیل رفتار و تصمیمات دولت در حوزه علم و دانش و به طور خاص  وزارت علوم با دکتر قاسم زائری استادیار گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به گفتگو نشسته ایم.

از دولت میانه رو انتظار می رفت که مدبرانه تر در مورد وزارت علوم عمل کند

چرا در دولت یازدهم وزارت علوم بیش از سایر وزارتخانه ها با چالش مواجه شده است؟

 مجلس و دولت هر دو در این چالش شریک هستند. هرچند نمی توان از حساسیت های نمایندگان و احتمالاً برخی نظرات شخصی آنها در این ماجرا چشم ­پوشی کرد، اما به نظر می رسد دولت در پیدایش این چالش نقش بیشتری دارد. نوعاً دولت نسبت به مجلس از انسجام و تمرکز بیشتری در تصمیم گیری برخوردار است و تنوع و پراکندگی مجلس را ندارد. علی الاصول از دولت میانه روی تدبیر و امید انتظار می رفت که مدبرانه تر عمل کند اما عملاً چنین اتفاقی نیفتاد. 

دولت با کارت وزارت علوم در فضای سیاسی کشور بازی می­ کند

چرا؟

نمی­ توان نوع رفتار دولت در این ماجرا را ناشی از یک بی­ تدبیری دانست، و از مجموع رفتارهای دولت برمی آید که دولت با کارت وزارت علوم در فضای سیاسی کشور بازی می­کند. البته این تحلیل بر اساس رفتار و کنش دولتی هاست نه بر اساس نیت آنها و اساساً سیاست به معنای روزمره آن مثل همین چالش دولت و مجلس بر سر وزارت علوم را هم باید بر اساس تصمیمات و رفتارهای روزمره سیاستمداران تحلیل کرد نه بر اساس آرمان ها یا نیات­شان یا آنچه که می­ گویند.

چنان که می دانیم آقای روحانی بخشی از پیروزی اش را مدیون کناره گیری آقای عارف است. در مورد میزان تاثیر رای اصلاح طلبان در پیروزی آقای روحانی نظرات مختلفی مطرح شده، اما با توجه به درصد آرای روحانی که کمی بیش از پنجاه درصد بود، اهمیت بالای اثرگذاری رای هوادارن عارف در پیروزی دولت جدید را خود دولتی ها هم پذیرفته اند.

از سوی دیگر مهمترین پایگاه سیاسی اصلاح طلبان که در حال بازساماندهی خودشان برای انتخابات مجلس هستند، دانشگاه هاست. خیلی روشن است که انتظار آنها از دولت واگذاری وزارت علوم به یک اصلاح طلب مثل میلی منفرد یا توفیقی باشد؛ و در غیر این صورت واگذاری مدیریت کلان دانشگاه ها به افرادی نظیر فرجی دانا یا نیلی احمدآبادی باشد که از خودشان ایده و ابتکار خاصی ندارند، ولی می توان در پناه آنها بدنه مدیریتی وزارتخانه و دانشگاه ها را متناسب با استراتژی اصلاح طلبان برای ورود دوباره به عرصه سیاسی بازساماندهی کرد.

نمایندگان از تبدیل دانشگاهها به بده بستانهای سیاسی نگرانند

دلیل حساسیت های مجلس هم همین موضوع است؟

همانطور که گفتم نمی توان از تعلقات و اعمال نظرهای شخصی برخی نمایندگان چشم پوشی کرد اما عمده حساسیت نمایندگان ناشی از همین موضوع است. در واقع تجربه تیر 78 و حوادث سال 88 و بحث های عمومی تری که در فضای رسانه ه­ای کشور در مورد رفع حصر موسوی و کروبی وجود دارد آنها را نسبت به تبدیل دانشگاه­ها به باشگاه سیاسی و به کارگیری آن در مناسبات و بده­ بستان­های سیاسی نگران کرده است.

دولت هر بار به شیوه خاصی پشت وزیر پیشنهادی­ اش را خالی کرده است

چرا دولت با اطلاع از حساسیت های نمایندگان مجلس گزینه هایی را برای وزارت علوم معرفی می کند که با معیارهای مجلس همخوانی ندارد. آیا دولت به دنبال چالش با مجلس است؟

در نگاه اول تحلیل رفتار دولت نشان می دهد که صادقانه به دنبال واگذاری این وزارتخانه به شرکای سیاسی ­اش بوده است و معرفی چهار کاندیدای اصلاح طلب یا دارای معیارهای حداقلی اصلاح­ طلبان گواه همین صداقت است.

اما نگاه فراگیرتر به موضوع نشان می دهد که دولت هر بار به شیوه خاصی پشت وزیر پیشنهادی­ اش را خالی کرده است. مثلاً توفیقی به سرعت شریعتی رئیس دانشگاه علامه را عزل کرد. البته بسیاری از اصولگرایان هم از این برکناری راضی بودند، اما تصور می کنم برای توفیقی که قرار بود وزیر علوم بشود این برکناری مثل پوست خربزه از طرف دولتی ها عمل کرد. توفیقی می توانست یک ماه دیگر هم تحمل کند و بعد که وزیر علوم شد او را عزل کند، ولی همین شتاب و عجله موجب حساسیت نمایندگان و رسانه ها و خطبای جمعه و حتی مراجع تقلید شد. یا این­که رئیس جمهوری در جلسه استیضاح فرجی دانا حاضر نشد و این در مجلس معنای خاص خودش را داشت و اثر منفی بر نمایندگان داشت. این که رئیس جمهور سفر استانی داشته دلیل قابل قبولی نیست، این سفر می توانست به تعویق بیفتد؛ و بدتر از همه نوع معرفی نیلی احمدآبادی بود که دولت او را در حالی روانه جلسه رای اعتماد کرد که چند روز قبل از آن گزارش وزارتخانه در مورد موضوع پرمناقشه بورسیه ها مطرح شده بود. دولت می توانست این گزارش را فی المثل یک هفته بعدتر و پس از رای آوردن نیلی احمد آبادی ارائه دهد ولی این کار را نکرد.

دولت خود تلاش کرده مدیریت وزرات علوم به اصلاح طلبان نرسد

یعنی دولت تمایلی به سپردن این وزارتخانه به اصلاح طلبان ندارد؟

تحلیل رفتار دولت این را نشان می دهد. ظاهر امر این است که دولت همه تلاش اش را کرده تا مدیریت این وزارتخانه به اصلاح طلبان برسد، اما عملاً خودش مانع این کار شده است. بیش از همه در مورد نیلی احمدآبادی این سیاست به طور ناشیانه ای پیش برده شد: از گزارش بورسیه ها تا مدت کم رایزنی برای وزیر پیشنهادی تا یادداشت مشاور رئیس جمهوری و «باج ­خواه» خواندن نمایندگان یک روز قبل از جلسه رای اعتماد.

وزارت علوم نیاز به مدیریت جهادی و پایدار دارد نه مدیریت تعلیق و انتظار

تاثیر این روند بر مدیریت دانشگاه و فضای علمی چه بوده است؟ در واقع مدیریت فرجی دانا و سرپرستی نجفی بر وزارت علوم را چطور ارزیابی می کنید. آیا رشد علمی دانشگاه در این مدت دچار لطمه و خدشه شده است؟

روشن است که این وضعیت به بهبود رشد علمی کشور کمکی نمی کند. تصور کنید که دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر که گاهی اهمیت تصمیمات آن به اندازه کل وزارتخانه علوم است، نزدیک به نه ماه است که با سرپرست اداره می­ شود، و این نوع مدیریت یعنی همه چیز در تعلیق و انتظار. اگر قرار است در پایان چشم انداز بیست ساله به کشور اول منطقه تبدیل شویم نیاز به مدیریت جهادی و پایدار داریم نه مدیریت تعلیق و انتظار.

معرفی نیلی احمدآبادی به مجلس کاملاً ناشیانه و از سر رفع تکلیف در مقابل اصلاح طلبان بود

برخی ازنمایندگان مجلس قبل از برگزاری جلسه رای اعتماد نیلی احمدآبادی گفته بودند این فرد گزینه اصلی دولت برای وزارت علوم نیست؟ این تحلیل را چطور ارزیابی می کنید و به نظر شما دولت چه گزینه ای را برای وزارت علوم در نظر گرفته است.

همان طور که گفتم نحوه عملکرد دولت در معرفی نیلی احمدآبادی به مجلس کاملاً ناشیانه و از سر رفع تکلیفی بود که در برابر اصلاح طلبان داشت. در مورد تصمیم بعدی دولت می ­توانیم «گزینه بعدی» را از «گزینه دولت» جدا کنیم.

دولت پس از انتخابات مجلس، خالص ­تر می شود

تفاوت این دو تا چیست؟

اگر دولت بخواهد همچنان به بازی با کارت وزارت علوم در میانه اصلاح طلبان و اصولگرایان ادامه دهد، باید به راهبرد سیاسی دولت تا انتخابات سال آینده مجلس توجه کرد. به نظر می رسد رفتار دولت، قبل و بعد از انتخابات مجلس متفاوت خواهد بود و دولت پس از انتخابات مجلس، خالص­تر خواهد شد. به همین دلیل اگر دولت بخواهد مجلس بعدی را با خودش همراه کند، مهمترین رقیبش اصلاح ­طلبان خواهند بود و لازم است که همچنان تا سال آینده رضایت نسبی آنها را نسبت به خودش حفظ کند. از این رو گزینه بعدی باید کسی شبیه به فرجی دانا باشد که به اصلاح طلبان متمایل باشد و البته توان رای­ آوری از مجلس اصولگرا هم داشته باشد و بتواند تا سال آینده رشته پیوند دولت و اصلاح طلبان را کماکان متصل حفظ کند.

دانشگاه به­ عنوان بخشی از قلمرو فرهنگی برای دولت اولویت اول نیست

منظور از گزینه دولت چیست؟

این که گزینه مطلوب و موردپسند خود دولت فارغ از وامداری ­اش به اصلاح­ طلبان کیست، باید بر اساس مشی فکری و سیاسی دولت فهمیده شود. در یک دسته ­بندی کلان این دولت در زمره دولت­ های توسعه­ گراست. تبار کارگزارانی آن هم همین را نشان می ­دهد، البته تفاوت هایی با کارگزاران دارند و تعدیل­ هایی در آن ها صورت گرفته، اما نوعاً مشرب واحدی دارند.

برای دولت­های توسعه ­­گرا برقراری پیوند بین اقتصاد داخلی و روندهای جهانی اقتصاد سرمایه­ داری اولویت اول است و سیاست­گذاری در هر حوزه و قلمرو دیگری باید متناسب با همین مناسبات اقتصادی باشد. پرداختن به سیاست خارجی و برداشتن تحریم ها به عنوان مانعی بر سر راه این ارتباط و به عنوان اولویت اول این دولت یکی از همین حوزه­ هاست. نوع سیاست­گذاری در حوزه فرهنگ نیز باید در همین راستا فهمیده شود.

اساساً چنین دولت­هایی رویکرد غیرهنجاری به فرهنگ دارند و به آن به­ مثابه عامل نگهدارنده نظم نگاه می­ کنند. به این معنا علم به­ عنوان بخشی از فرهنگ و دانشگاه به­ عنوان بخشی از قلمرو فرهنگی برای دولت اولویت اول نیست، و هرگونه تصمیم­ گیری در آن ماهیت غیرهنجاری خواهد داشت. صرفاً عاملی برای حفظ توازن و تعادل اجتماعی خواهد بود.

گزینه اصلی دولت برای وزارت علوم وزیری شبیه جنتی و رحمانی فضلی است

مثلاً توازن سیاسی بین اصلاح ­طلبان و اصولگرایان؟

در واقع دولت با این نوع مدیریت­ اش حوزه عمومی دانشگاه­ها و نیروهای سیاسی را به تعادل می­ رساند تا بتواند تصمیماتش را در قلمرو اصلی سیاست­گذاری ­اش پیگیری کند. از این رو گزینه دولت برای وزارت علوم باید مدیر قدرتمندی باشد که توان اداره دانشگاه به عنوان یک مجموعه انسانی چندمیلیون نفری را داشته باشد. حفظ نظم دانشگاه و ترمیم و تقویت مناسبات بورکراتیک باید اولویت اصلی او باشد، شبیه همان کاری که رحمانی فضلی در ارتباط با احزاب و گروه­های سیاسی انجام می­ دهد یا کاری که جنتی در ارتباط با گروه­ها و تشکل­های فرهنگی پیش می­ برد.

گروه­های رادیکال قادر به نیروسازی در دانشگاه­ها هستند نه دولت های توسعه گرا

آیا دولت به دنبال تبدیل دانشگاه به پایگاهی سیاسی برای خودش هست؟

نوعاً دولت­های توسعه­ گرا خصوصاً توسعه ­گرای اقتصادی نمی ­توانند در دانشگاه پایگاه سیاسی داشته باشند. ماهیت دانشگاه و هویت دانشجویی در کشورهای نظیر ایران، آرمان­گرایانه است و عمدتاً گروه­های رادیکال قادر به نیروسازی در دانشگاه­ها هستند. دولت­های توسعه ­گرای اقتصادی بیش از آن که به دنبال یارگیری از دانشگاه باشند درصددند که از مزاحمت­های آن برای تصمیمات­شان کم کنند.

به­ عنوان آخرین سئوال تا چه اندازه محتمل می ­دانید که دولت آقای عارف را به عنوان وزیر علوم به مجلس معرفی کند؟

معرفی عارف به ­عنوان وزیر علوم بیشتر یک مزاح سیاسی و خوراک رسانه ای است. افرادی مثل عارف که قرار است رئیس جمهور شده یا در آینده نزدیک رئیس مجلس شوند در این مدت کم هیچ­وقت خود را در معرض مسئولیت­های پرمساله و پرتنش اجرایی خصوصاً وزارتخانه پردردسر علوم قرار نمی­ دهند که هر روزه مورد انتقاد قرار گیرند.

۲ دیدگاه

    مخاطب :

    عالی بود عالی
    تحلیل های خوبی بود؛

    قائمی :

    به نظر می رسد اگر این سخن دکتر زائری را بپذیریم که “برای دولت­های توسعه ­­گرا برقراری پیوند بین اقتصاد داخلی و روندهای جهانی اقتصاد سرمایه­ داری اولویت اول است و سیاست­گذاری در هر حوزه و قلمرو دیگری باید متناسب با همین مناسبات اقتصادی باشد.” و نیز اگر این کبری را از طرف بنده به آن اضافه کنیم که “دولت های توسعه گرا اغلب مرکز محور عمل می کنند” نتیجۀ آن، از میان رفتن بیشتر و بیشتر فرهنگ های حاشیه ای کشور است. در نتیجه در عمل این روند منجر به تخریب فرهنگ های حاشیه ای با ابزارهای اقتصادی و سرمایه ای می شود. در این فرایند فرهنگ ها و به تبع آن دانش های حاشیه ای به این دلیل که نمی توانند در روند های جهانی اقتصاد سرمایه داری نقشی ایفا کنند به مرور حذف می شوند. برای فهم این مسئله نیازی نیست که خیلی انتزاعی فکر کنیم. نمونۀ عینی این مسئله خود را در جایی نشان می دهد که نوشتن مقاله علمی-پژوهشی اولاً با هزینۀ شخصی صورت می گیرد (فی المثل برای هر مقاله علمی-پژوهشی 300 تا 400 هزار تومان) و ثانیاً جمع کردنِ رزومه علمی (گاهی به هر قیمت) و گرفتن مدارک تحصیلی، به عنوان نوعی سرمایه گذاری بلند مدت تلقی می شود که پس از عضویت در هیئت علمی یا اخذ مناصب بالاتر در سازمان های اجرایی جبران می شود.
    در این میان همه ایده های خلاقانه، حاشیه ای، برخاسته از متن جامعه و نظایر آنها اسیر قیمت گذاری و سلیقۀ مرکز محور می شود.
    این روند در مقاله های علمی علوم انسانی منجر به روندی می شود که متاسفانه اکنون در میان بسیاری از دانشجویان رایج است و آن DATA GENERATE است. بسیاری از مقاله های علمی-پژوهشی با تکیه بر تولید داده های سلیقه ای و کاملاً فردی نوشته می شوند. در این شیوه نویسنده مقاله حتی زحمت جمع آوری داده از اینترنت را هم به خود نمی دهد و کاملاً به صورت فردی داده هایی را جعل می کند. همانطور که دکتر حاجی حیدری هم فرموده اند نتیجه عینی دیگر این روند، فروش پایان نامه و مقالات در بازار است. متاسفانه این روند حتی به برخی حوزه های علمیه هم کشیده شده است. دکتر حاجی حیدری در انتهای یادداشت “باید دانشگاه را از مرگ حتمی نجات دهیم” به درستی اشاره کرده اند که این روند در رشته های فنی و پزشکی هم وجود دارد.
    اما حتی با فرض نادیده انگاشتن پایان نامه نویسی و روندهایی نظیر DATA GENERATE، رویکردی که دولت توسعه گرا و مرکز محور در قبال دانشگاه در پیش می گیرد، به نظر می رسد پیامد نامساعد دیگری هم داشته باشد. اگر مجددا به این جمله دقت کنیم که “برای دولت­های توسعه ­­گرا برقراری پیوند بین اقتصاد داخلی و روندهای جهانی اقتصاد سرمایه­ داری اولویت اول است و سیاست­گذاری در هر حوزه و قلمرو دیگری باید متناسب با همین مناسبات اقتصادی باشد” می توان با اندکی تحقیق دریافت که اغلب مقالات علمی-پژوهشی در رشته های فنی و پزشکی، معطوف به حل یک مسئله در دانشگاه های کشورهای اروپایی و امریکایی است. این روندی رایج در اغلب رشته های فنی و پزشکی کشور است که فاصلۀ دانش آنها با دانش کشورهای اروپایی کمتر از علوم انسانی است. روند سادۀ آن اینطور است: مسئله ای از سوی دانشمندان یک رشته فنی یا پزشکی، مثلاً مکانیک یا برق و مانند آنها در یکی از رشته ها و دانشگاه های اروپا یا امریکا و بعضا ژاپن و چین و شاید روسیه مطرح می شود. دانشجو یا استاد ایرانی به خاطر افزایش درجه علمی یا حتی در صورت خوش بینانه برای پیشرفت علم، آن مسئله خاص که گاهی مربوط به مسائل خاص جوامع اروپایی یا امریکایی است را حل می کند و مقاله را به زبان انگلیسی منتشر می کند (می دانیم که در رشته های فنی، بالاخص در دانشگاه های سطح بالای کشور اساسا مقاله به زبان فارسی، چندان خریداری ندارد). این در حالی است که اساساً تعین عینی آن مسئله در جامعه ما و در کشور ایران وجود ندارد. این دانشجو با انتشار این مقاله تبدیل به استاد می شود و طبیعتاً همان مسئله را به تبدیل به یک مسئله برای علم یا کشورش می کند و اگر به حوزه سیاست گذاری کشور هم راه بیابد، آن مسئله علمی را با تعینات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی اش وارد کشور می کند.
    متاسفانه اگر بپذیریم که دولت های توسعه گرای اقتصادی، مرکز محور هستند که به نظر اینجانب هستند، وزارت علوم دولت توسعه گرا هیچ کاری جز تخریب فرهنگ های حاشیه ای از طریق علم انجام نمی دهد. مهمترین تفاوت این دولت با دولت های توسعه گرای قبلی این است که این دولت، توسعه مدل غربی که به قول دکتر زائری هماهنگ با روندهای سرمایه داری جهانی است را در قالب علم و فرهنگ انجام می دهد. به نظر می رسد تقابلی که در وزارت علوم مطرح شده است، پاسخ جامعه و فرهنگ های غیر مرکزگرا و ناهماهنگ با روندهای جهانی اقتصاد سرمایه داری به این روند باشد. و نیز به نظر می رسد این دولت بر موجی سوار شده است که در دولت پیش نسبت به علم و تولید علم ایجاد شده بود. روند تولید علم بومی که در دولت قبل ایجاد شده بود، اکنون گرفتار رقابت های سیاسی و مرکزمحورانه شده است.

    مسئله اینجاست که خرید و فروش علم با پول و ثروت، هرچند مشکلات عینی جامعه را تا حدی حل خواهد کرد، اما در دراز مدت نتیجه ای جز اضمحلال خلاقیت های فکری نخواهد داشت. با توجه به سرعت تحولات در اثر پیشرفت تکنولوژی، این فاصلۀ درازمدت چندان زیاد هم نیست و به سرعت نتیجه منفیِ آن متوجه برنامه های کلی کشور و نظام در بخش های مختلف، مخصوصا در دانشگاه که در راس همه آنها، تربیت نیروهای متدین، اخلاق مدار، دانشمند و به قول دکتر حاجی حیدری، تربیت تیپ «پزشک قاطع و برنامه دار و حکیم و بصیر» خواهد شد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه