گفتگو درباره کتاب «جامعه شناسی شعارهای انقلاب اسلامی»

دکتر پناهی: شعارهای انقلابی جایگزین توسل به خشونت شد/شعارها بهترین وسیله گسترش ایدئولوژِی انقلابی

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۳:۵۶ ۱۳۹۲/۱۱/۲۳

در هیچ انقلابی ما بسیج فراگیر مردمی در حدو اندازه ای که در مورد انقلاب اسلامی وجود داشته است، نداشته ایم.خوب این سوال مطرح می شود این انقلاب به چه علت به این میزان مردمی بوده است و این مسئله چه مبنایی داشته است. ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایدئولوژی اسلامی بود و اسلام پشتوانه انقلاب بود و مردم هم بخاطر اینکه گرایش عمیق به اسلام داشتند جذب این فرایند انقلابی شدند.

کتاب «جامعه شناسی شعارهای انقلاب اسلامی ایران» از آن دست کتابهایی است که دیده نشدنشان کمی شک برانگیز است. با ظهور انقلاب اسلامی که وجه فرهنگی و ایدئولوژیک قوی ای داشت رویکردهای ساختارگرایانه اقتصادی و توسعه ای و روان شناختی مادی گرایانه دچار چالش شدند و انقلابی در نظریه های تبیینی انقلابات رخ داد و رویکرد جدید فرهنگی به رویکردهای قبلی اضافه شد. کتاب «جامعه شناسی شعارهای انقلاب اسلامی ایران» از جمله توصیفاتی است که بعد فرهنگی انقلاب اسلامی را به شدت مورد تایید قرار می دهد اما با گذشت یک دهه از نگارش آن هنوز با کم لطفی اهالی جامعه شناسی انقلاب در داخل و خارج مواجه است. به طور کلی تحلیل گران انقلاب ایران را در مواجهه با مساله فرهنگ می توان به سه دسته تقسیم کرد: نویسندگانی که از وجهی فرهنگی و ایدئولوژیک یا نمادین به تحلیل انقلاب اسلامی پرداخته اند. دوم گروهی که قاصرا یا عامدا از پرداخت به وجه فرهنگی و ارزشی انقلاب اسلامی غفلت کرده اند و  دسته سوم هم کسانی هستند که اگر هم به وجه فرهنگی انقلاب اسلامی توجه کرده اند حداکثر نگاهی دست دومی و بازتابی به مقوله فرهنگ و ایدئولوژی داشته اند. دکتر محمد حسین پناهی استاد محجوب و متین دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی که این روزها ردای ریاست دانشکده را نیز بر تن کرده است و  در سه دهه پس از انقلاب اسلامی ایران به تحقیق و پژوهش در حوزه های جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی انقلابات و به طور خاص به بررسی جامعه شناسی انقلاب اسلامی ایران مشغول بوده است میزبان علوم اجتماعی اسلامی ایرانی در این گفتگو بوده است.

خیلی ممنون از زمانی که برای این مصاحبه برای پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی اختصاص دادید. در ابتدا بفرمایید چه انگیزه ها ودلایلی شما را به سمت حوزه جامعه شناسی انقلاب سوق داد و باعث شد شما این حوزه را به عنوان حوزه اصلی پژوهشی خود انتخاب کنید.

یکی از شاخه های تحصیلی من جامعه شناسی سیاسی و علوم سیاسی بود . من برای دوره فوق لیسانس و دکتری که به امریکا رفتم علاوه بر مطالعه جامعه شناسی به عنوان رشته اصلی ام علوم سیاسی هم مطالعه کردم و تلفیق بین علوم سیاسی و جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاسی است و بنابراین یکی از حوزه  هایی که من به طورتخصصی روی آن کار کردم جامعه شناسی سیاسی بود. وقتی هم که به ایران برگشتم متوجه شدم در دانشکده علوم اجتماعی علامه  نیاز به تدریس این زمینه پژوهشی بود و اولین کسی که تدریس جامعه شناسی انقلاب را شروع کرد در ایران و دانشگاه علامه من بودم. یعنی حدود سال 1369 و بعد از دانشگاه علامه در دانشگاه های دیگر نیز تدریس این رشته پژوهشی شروع شد .

و در زمان تدریس من در ایران هنوز در و دیوار های ایران پر از شعارهای انقلابی بود و این برای من بسیار انگیزه تحقیق در این زمینه را ایجاد می کرد. و برای من جالب بود هنوز پس از گذشت چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی کماکان پس از دوره هایی از پاکسازی دیوار هنوز آثار انقلاب بر فضای شهر موجود بود. و فضای خیلی خوبی برای من در حوزه جامعه شناسی انقلاب بود و همه این عوامل دست به دست هم داد و من را بیشتر جدی کرد . از طرف دیگر اهمیت انقلاب برای من امری کاملا روشن بود انقلابی مثل انقلاب اسلامی  که قاعدتا هرکس در این حوزه کار کند اهمیت این پدیده را درک می کند. و این موضوع برای مطالعه جدی جذابیت دارد کما اینکه کسانی که در کشورهای دیگر دراین حوزه کار می کردند اهمیت انقلاب اسلامی را درک کردند بنابراین برای  من که از درون در فضای انقلاب قرار داشتم جذابیت دوچندانی داشت. اینکه در ابعاد مختلف این انقلاب را بررسی و مطالعه کنم و بتوانم توصیف و تبیین بهتری از این پدیده داشته باشم و بتوانم این پدیده را بهتر به دنیا بشناسانم ، برای من بسیار مهم بود.

به طور خلاصه چه پاردایم هایی در جامعه شناسی انقلابات وجود دارد و کدام یک از این پارادایم ها توان بیشتری برای تحلیل انقلاب اسلامی ایران دارند.

اگر بتوانیم کلمه پارادایم را درست به کار بریم پارادایم های بسیاری در حوزه جامعه شناسی انقلاب وجو دارند. که همان پارادایم هایی هستند که در جامعه شناسی مطرح هستند. پارادایم تضاد گرایی، پارادایم  کارکردگرایی و کنش متقابل  که این ها  در حوزه جامعه شناسی انقلاب هم منعکس می شوند که در جامعه شناسی انقلاب هم از این پارادایم ها استفاده می شود و نظریه های مختلفی نیز از این پارادایم ها در مورد تبیین و توصیف انقلابات وجود دارد . ولی اینکه کدام یکی از این پاردایم ها برای انقلاب اسلامی پارادایم مناسب تری باشد سوال سختی است وپاسخ راحتی ندارد. چون هرکدام یک از این پارادایم ها انقلاب را به عنوان یک پدیده پیچیده و بزرگ تبیین جزئی می کنند و هیچ نظریه نداریم که تبیین کاملی از انقلاب بدهد . همانطور که می دانید در یک پاردایم نظریات مختلفی وجود دارد .در درون خود یک پارادایم نظریات مختلف به یک اندازه انقلاب را تبیین نمی کنند. مثلا در پارادایم تضاد نظریات مختلفی برای تبیین انقلابات وجود دارد. ممکن است و براساس نوع انقلاب می توان گفت کدام پارادایم ها برای تبیین انقلاب اسلامی مفید هستند آنچه که بیشتر الان درمورد انقلاب اسلامی استفاده شده بوسیله محققان داخلی و خارجی بیشتر دیدگاه نوسازی و نهاد مندی بوده است .از منظر توسعه ناموزون کتاب های زیادی در مورد انقلاب اسلامی نوشته شده است. و چون در درون یک نظریه هم ممکن است رویکردهای متفاوتی وجود داشته  باشد باز هم در درون نظریه توسعه ناموزون افراد مختلف تبیین های مختلفی ارائه داده اند. هرچند چهار چوب های کلی آنها یکی بوده است مانند کتاب ایران بین دو انقلاب آبراهامیان یا ریشه ها و نتایج انقلاب اسلامی ایران  نیکی کدی بیشتر از توسعه ناموزون انقلاب را مطالعه کرده اند. خیلی از کتاب هایی که ترجمه نشده است هم سعی کرده اند از این منظر انقلاب اسلامی ایران را تبیین کنند. یا به شکلی تلفیقی نظریه توسعه ناموزون را با نظریه دیگر  بکار برند برای تبیین انقلاب اسلامی ایران بنابراین می شود شاید به معنایی مناسب ترین یا مفید ترین نوع نگاه توسعه ناموزون بوده است به همین علت عده زیادی گرایش داشته اند از این دیدگاه به تبیین انقلاب اسلامی بپردازند.

همانطور که در کتاب شما ذکر شده است شعارهای انقلاب یکی از مهم ترین اسناد انقلاب هستند و شما از این دریچه به انقلاب نگاه کردید چه خلایی را در مورد جامعه شناسی انقلاب اسلامی ایران مشاهده کردید که به تببین این پدیده بوسیله شعارهای آن پرداختید.

یکی از ویژگی های انقلاب اسلامی که من در همان برخورد های اولیه ام که به ایران برگشتم بیشتر متوجه این موضوع شدم و درواقع یکی از ویژگی های انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با دیگر انقلابات فراگیر مردمی بودن و بسیج آن بود در هیچ انقلابی ما بسیج فراگیر مردمی در حدو اندازه ای که در مورد انقلاب اسلامی وجود داشته است، نداشته ایم.خوب این سوال مطرح می شود این انقلاب به چه علت به این میزان مردمی بوده است و این مسئله چه مبنایی داشته است. ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایدئولوژی اسلامی بود و اسلام پشتوانه انقلاب بود و مردم هم بخاطر اینکه گرایش عمیق به اسلام داشتند جذب این فرایند انقلابی شدند. اما  مردم ایدئولوژی را در قالب یک بحث فلسفی و دینی نمی بینند. بلکه در جریان انقلابات ، ایدئولوژی انقلابی در قالب شعارهای کوتاه و جملات محرک در می آید و در زمینه های مختلف از آغاز و انتهای این فرایند در قالب شعارها خودش را برزو می دهد . به معنایی مجموعه شعارها نشان دهنده ایدئولوژی انقلاب هستند برای اینکه بتوان بسیج فراگیری از مردم کرد، باید ایدئولوژی انقلاب تبدیل شود به مجموعه شعارها که محرک و انگیزه بخش هستند و به روشنی ماهیت انقلاب  را به مردم منتقل می کنند. با احساس های مردم پیوند می خورند و آنها را به حرکت در می آورند . نشان می دهد اینکه انقلاب اسلامی توانسته بسیج فراگیری را محقق کند به این علت بوده است که توانسته است ایدئولوژی خودش را خیلی موفق در قالب شعارها مطرح کند بنابراین مطالعه شعارها برای من هم می توانست برا ی فهم بنیان دینی ، اسلامی و فرهنگی انقلاب بکار رود و هم این که چگونگی متوسل شدن را به احساسات عمیق مذهبی مردم را نشان دهد و این ها دست به دست هم می تواند نیروی عظیم مردمی را جذب کند این یک ویژگی خاص است به همان میزان که از لحاظ بسیج توده ای انقلاب اسلامی ایران بی نظیر بوده است در میان انقلابات دیگر  در مورد شعارها هم انقلاب اسلامی ایران بی نظیر بوده است . هیچ انقلاب دیگری که مطالعه بکنیم به اندازه انقلاب اسلامی شعار ندارشته است . شعارهای متعدد و متنوع در زمینه های مختلف درواقع در انقلاب اسلامی به نوعی شعارها جایگزین توسل به زور و خشونت و حتی مبارزه مسلحانه شدند.درواقع به معنایی شعارها کاری بسیار قوی تر از سلاح را انجام دادند.

درواقع نوعی سلاح فرهنگی و فکری؟

بله. یک سلاحی که قدرت و مقاومت و ایثار و فداکار ی رابه شدت در مردم تقویت می کرد  بنابر این بسیج فراگیر مردمی از یک طرف وارتباطش با شعارها  وتنوع شعارها جذابیت خاصی به انقلاب اسلامی ایران می دهد. و از این بابت استثناء است و بسیار لازم است این بعد انقلاب اسلامی به دنیا معرفی بشود . هیچ کدام از کسانی که در مورد انقلاب اسلامی ایران کارکرده اند چه داخلی و خارجی توجهی به بحث شعار ها نکرده اند.

علت این مسئله به نظر شما چیست .چرا شعار ها در  انقلاب اسلامی کارکرد پررنگ تری نسبت به انقلابات دیگر داشته اند ؟

همه انقلاب ها شعار دارند و انقلاب بدون شعار وجود ندارد . در واقع بسیج جمعی بدون شعار وجود ندارد.بنابراین مردم خواسته های قلبی خودرا در قالب شعار بروز می دهند که به صورت دسته جمعی و در جمعیت بزرگ مطرح شود. منتها کم و کیف آنها به اندازه انقلاب اسلامی نبوده است . از یک جهت خود شعار ها می توانستند منجر به بسیج فراگیر مردمی شوند و از طرف دیگر بسیج فراگیر مردمی می توانست شعار های بیشتری را ایجاد کند این ها دست به دست هم دادند و انقلاب اسلامی را خیلی ویژه کرده اند . متاسفانه اندیشمندان خارجی که از دور به مطالعه انقلاب اسلامی پرداخته اند اصلا به این بعد نپرداخته اند و متاسفانه ما هنوز نتوانسته ایم این پدیده را به دنیا معرفی کنیم . برای مثال همین کتاب جامعه شناسی شعار های انقلاب من اگر ترجمه شود می تواند منبعی ناب برای مطالعه مجددانقلاب اسلامی باشد زیرا محققان خارجی از این منظر  به این پدیده نگاه نکرده اند.  مجموعه این شعارها اگر به انگلیسی ترجمه شود می تواند تصویر دیگری از انقلاب اسلامی به دنیا معرفی شود و زمینه های بسیاری را برای مطالعه عمیق ترباز کند. به روی شعارها در خود داخل ایران هم هنوز تحقیقات لازم انجام نشده است. شعارهای انقلاب به قدری وسیع هستند که مطالعات بسیار زیادی می تواند روی آنها انجام بگیرد.

من خودم ده ها مطالعه که می تواند به روی شعار ها انجام بگیرد را در زمان نگارش کتاب نوشتم . ولی متاسفانه توجه و یا سرمایه گذاری لازم برای این زمینه انجام نشده است . خود من سال هاست مطالعه دیگری به روی شعار ها انجام می دهم که فرصت نکرده ام آن را تمام کنم.

در مورد تحلیل مضمونی شعارهای انقلاب اسلامی که در مورد آن پژوهش کرده اید توضیح دهید . نگرش شما در آن کار چه تفاوتی با کتاب تحلیل شعار ها ی انقلاب اسلامی دارد؟

کار تحلیل مضمونی شعار های انقلاب کار ی بسیار عمیق تر هست . در هر شعار بیش از یک مضمون وجود دارد ما در کار اول تنها یک مضمون را از شعار استخراج کردیم. در حالیکه در هر شعار ممکن است چندین مضمون وجوداشته باشد. تحلیل مضمونی شعار ها عمق نهفته در شعارها را آشکار می کند و ابعادی را نشان می دهد که بسیار جالب تر و عمیق تر است و از لحاظ ایدئولوژی انقلاب اسلامی می تواند مفید تر باشد. که متاسفانه آن کار رابه علت گرفتاری های اجرایی نتوانستم تمام کنم. البته بخش اعظم کار  یعنی تحلیل مضمونی انجام شده است و من فقط باید زمانی را را برای نگارش آن اختصاص دهم . و من بسیار از این بابت از خودم گله مند هستم. برای من کار به روی شعار ها کاری قلبی بوده است. واقعا علاقه قلبی به موضوع داشتم.

به نظر شما شعار های اصلی انقلاب اسلامی ایران که برای فهم انگیزه و هدف اصلی انقلابیون به ما کمک می کنند چه شعارهایی هستند؟

این سوال سوال دقیق و خاصی است و مستلزم بررسی مجددبه روی کتاب است و باید از مجموعه شعار ها آنهایی که مهم تر هستند را استخراج کرد.  اما به طور کلی اینطور می توان گفت شعار هایی که موثرتر و مهم تر در جریان انقلاب اسلامی ایران هستند شعار هایی هستند که کوتاه تر و به معنایی کلی تر هستند از جمله این شعار ها که بسیار تاثیر گذار بوده است  شعار الله اکبر است. و شعار های مربوط به رهبری مثل جان منی خمینی روح منی خمینی یعنی شعار هایی که کوتاه و  تنها در چند کلمه پیوند میان امام و امت را می تواند نشان دهد . شعار هایی که مثل شعار معروف استقلال آزادی جمهور ی اسلامی که در سه مضمون، کل نظام آرمانی انقلابیون  را نشان می دهد. سوال هایی که به صورت کوتاه هستند و محتوی عمیقی دارند و از یک طرف پیوند مردم و رهبری انقلاب را نشان می دهند و از طرف دیگر پیوند مردم را با اسلام نشان می دهد . این شعار ها با این ویژگی ها می تواند مهم ترین شعار های انقلاب اسلامی را نشان دهد .

یا شعار مرگ برشاه هم همینطور است که در دو کلمه بیان شده است. اما اثرگذاری زیادی دارد.

کتاب شما در چه پارادایمی از پاردایم های جامعه شناسی انقلاب قرار می گیرد ؟

این کتاب از یک منظر فراپارادایمی است. چون درواقع مجموعه ای از داده های مبنایی را در قالب شعار در اختیار محقق قرار می دهد تا از آن استفاده کند  . قسمت اول و دوم کتاب به مقدمات مربوط به چگونگی انجام تحقیق و  چهارچوب مفهومی تحقیق بر می گردد و بخش دوم تحلیلی است از این شعارها و لی در قالب هیچ پارادایم نیست که من بگویم مثلا داخل پارادایم تضاد قرار می گیرد و یا باگوییم با چه نظریه ای تطابق دارد بنابراین در اساس این کار مجموعه پیام هایی را که می توان گفت فرهنگ سیاسی انقلاب هست در اختیار تحقیق کننده قرار می دهد و هر محققی با هرنظریه ای که بخواهد انقلاب اسلامی ایران را مطالعه کند می تواند از این شعار ها بهره برد می تواند بخشی از این شعارها را برای تایید دیدگاه نظری خود اثبات کند یا بخشی را کنار بگذار و این درواقع مجموعه ای از داده است و در داخل هیچ پاردایمی نیست. اما می شود از یک منظر به یک پاردایم نزدیک باشد. چون بحث فرهنگ سیاسی- که شعار ها در آن قرار می گیرند_ بیشتر در کارکردگرایی مطرح است  و معرفی شده است میتوان گفت از این بابت تجانسی میان کتاب برررسی جامعه شناختی شعار های انقلاب اسلامی و رویکرد کارکردگرایی وجوددارد.

 در جمع بندی مباحث که گفتیدد و اینکه آینده جامعه شناسی انقلاب اسلام را چطور می بینید.

انقلاب اسلامی ایران در نیمه د.وم قرن بیستم یکی از مهم ترین انقلاباتی بوده است که اتفاق افتاده است و این را نه بخاط اینکه یک ایرانی هستم می گویم بلکه از این بابت  که در مطالعات صورت گرفته شده این پدیدیه را پدیده ای خاص در نظر گرفته اند. آثار و پیامد های این انقلاب در کل دنیا و به شکل های مختلف وجود داشته و تدوام هم خواهد داشت. انقلابی با این عظمت و از لحاظ فراگیری مردمی به عنوان انقلابی منحصر به فرد در تاریخ انقلاب ها مطالعاتی در حد شایسته خودش نداشته است و از این بابت  مطالعاتی که باید در مورد انقلاب اسلامی صورت بگیرد مخصوصا از طرف خود اندیشمندان ایرانی داخل کشور انقلاب ی مهجور است و باید با تاسف گفت دیگران بیشتر اهمیت انقلاب اسلامی را درک کردند و مطالعات بیشتری انجام داده اند و هنوز نیز می دهند. اما در داخل  گویی دیگر همه ابعاد و زوایای این انقلاب مطالعه  شده و بحثی است که به تاریخ پیوسته و باید رهایش کرد . ما اینطور به انقلاب مان نگاه کرده ایم. ما در خود دانشکده علوم اجتماعی علامه که ما جامعه شناسی انقلاب را در سه مقطع لیسانس، فوق لیسانس و دکتری تدریس می کنیم. اگر شما به تعداد پایان نامه هایی که در این زمینه وجود دارد نگاه کنید، خواهید دید بسیار اندک هستند پایان نامه هایی که در این زمینه انجام شده اند و کمتر در این زمینه رساله موجود است. و این باعث تاسف است که ما کم توجهی بارزی به مطالعه انقلاب اسلامی داریم. به هر علتی این واقعا باعث تاسف هست و من امیدوارم مخصوصا سازمان هایی که به شکلی نزدیک با مطالعات انقلاب قرار دارند توجه جدی تر ی به انقلاب بکنند و مطالعات بسیار زیادی که جای آنها بسیار خالی است هم در دنیا و هم در داخل کشور و باید در مورد انقلاب اسلامی ایران صورت پذیرد، انجام شود و انقلاب اسلامی با یک مطالعات جامع و عمیق به دنیا معرفی شود که این جایش هنوز خالی است

۱ دیدگاه

    رحیم :

    سلام.برایم جالب بود.نقش شعارها دربسیج توده ها

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه