دیروزِ نوروز: تأملی بر نوروز آبا و اجدادی

زمان انتشار: ۱۷:۴۱ ۱۳۹۱/۰۱/۴

نوروز کمتر یک پدیده مصرف‏گرایانه مانند امروز و بیشتر بخشی از سیر زندگی بوده است. در دوران پهلوی دوم با توجه به ریشه‏ های باستانی و برداشت‏های ناسیونالیستی نوروز، اقدام به ترویج و یکسان‏سازی این آیین (از جمله سفره هفت‏ سین) کرد. همچنین احتمالاً از این دوره است که دولت اقدام به پرداخت عیدی به کارکنان خود نمود.

تمایل
زیادی داشتم تا درباره نوروز و مشهورات مربوط به آن به مطالعه و بازاندیشی بپردازم
و صورت‏بندی نویی برای تحلیلِ آنچه بر جامعه ایران رفته تا «نوروزِ امروز» پدید
آمده، بازآفرینی کنم. اما فرصت چنین کاری نیافتم و آنچه ماحصل نگاه کنجکاوم بود
روایتی است برآمده از خاطرات کودکی یا همان «تجربه‏ی‏زیسته» و مصاحبه
نیمه‏ساخت‏یافته با خویشانم با چاشنی ارزیابی معنایی رویدادها.

پس
آن‏چه در پی می‏آید «سازماندهی مطالب در یک ترتیب متوالی و متمرکز ساختن آن در شأن
یک داستان منسجم است» که به آن «روایت» گفته می‏شود؛ روایتی از نوروز آبا و اجدادی
یا همان «نوروزِ دیروزِ منطقه فراهان[1] و
[2]
».

نمی‏دانم
ایرانیان از چه زمانی دانستند «سلسله هخامنشیان»ی وجود داشته و چگونه «جمشید»،
«کوروش» و… در پیدایش نوروز سهیم شدند. نمی‏دانم داستان «پیشدادیان» و روایت
«حکیم ابوالقاسم‏فردوسی» حماسه‏سرای ایران‏زمین از تاریخ ایران صحیح است یا
داستانی که شرق‏شناسان بر پایه‏
ی تاریخ و باستان‏شناسی برای ما به ارمغان آورده‏اند. نمی‏دانم
تکلیف باقی ادعاهای تمدنی دیگرْ حماسه‏سرایان چه می‏شود؟ اما می‏دانم که گذشته‏ی
2500 ساله حتی اگر ذره‏ای از واقعیت ‏بهره نداشته باشد، برای ناسیونالیزم ایرانی
دستمایه خوبی است. و اصلاً بعید نیست همین کاربردی بودن، مانع چون و چرا در حواشی
آن بوده باشد. در واقع ناسیونالیسم رضاخانی با بهره‏برداری از باستان‏گرایی سعی در
مستحکم نمودن سلطانیزم پهلوی و اسلام‏ستیزی روشنفکران داشت. این سخنان اگر چه
هم‏راهی روشنفکران در تولد استبداد پهلوی و هویت مدرن ایرانی را گوش‏زد می‏کند اما
در اصل نوروز خللی وارد نمی‏آورد.

آن‏چه
در تحلیل نوروزِ دیروز و امروز مؤثر است شرایط زمینه‏ای آن است. نوروز در پسِ فصول
پاییز و زمستان می‏آید و عمده جامعه ایرانی که تا همین اواخر، کشاورز بوده‏اند در
این فصول بالاخص زمستان از کار کشاورزی فراغت داشتند و در منزل به ریسیدن پشم،
دوختن لباس، بافتن گیوه و… می ‏پرداختند و دقیقاً به همین دلیل است که خانواده
ایرانی در آستانه نوروز نونوار می‏شد.

در
همین زمستان به علت سرما و بارش برف و باران آن‏چنانی- که گفته‏اند و ندیده‏ایم-
تردد میان مسیرهای خاکی، مال‏رو و صعب‏العبور غیرممکن بود و عملاً خانواده‏های
ساکن روستاهای مجاور تا چند ماه توان دیدار با یکدیگر را نداشتند. بویژه سالمندان
و کودکان به دلیل آسیب‏پذیری بیشتر (زمین خوردن و انواع شکستگی، سرماخوردگی،
آنفولانزا، ذات‏الریه و…) کمترین میزان خروج از منزل را داشتند. شاید مهم‏ترین
علت دید و بازدیدهای گسترده نوروز همین امر بود و البته نوروز برای مشاغل غیر
دولتی و از جمله کشاورزان به دلیل عدم وابستگی به تعطیلات تقویمی تا «20 بهار»
ادامه داشت. جالب آن‏که برگزاری جشن‏ها، خواستگاری‏ها و… در این ایام از سر
گرفته می‏شد و کسانی که به دلیل مشکلات نتوانسته بودند در مراسم ختم و درگذشت
اموات، بیماری فرد یا تولد نوزاد یکدیگر شرکت نمایند به منزل خانواده داغدار یا
خیردار می‏رفتند و به قولی در «خیر و شر» یکدیگر شرکت می‏کردند.

تا
بیش از وقوع انفلاب اسلامی مردم در بسیاری نواحی مرکزی ایران بسیار کم ماهی
می‏خوردند اما در نواحی که مردم به آب دریا و رودخانه دسترسی داشتند خوردن ماهی از
رسوم فصول پاییز و زمستان بود. چرا که زمان صید ماهی همین فصول است و ماهی شب عید،
پایان خوردن ماهی را نوید می‏داد![3]

همچنین
خانواده‏ها در اواخر زمستان به دلیل گرم بودن طبع خشکبار و در اوایل بهار به علت
نبود میوه که اصطلاحاً «سیاه میوه» و «سیاه بهار» نامیده می‏شود به مصرف خشکبار از
جمله توت، کشمش، گردو، بادام، گندم و شاه‏دانه، نخود بوداده و… می‏پرداختند. پس
مصرف خشکبار که امروزه به «آجیل» تغییر یافته جهت جایگزینی میوه و تأمین گرمای بدن
استفاده می‏شد که عمدتاً محصول خود خانواده بود. همچنین اغلب قحطی‏ها در اوایل
بهار اتفاق می‏افتاد که دکتر «مرتضی فرهادی» در مقاله‏ی «ترانه کمیاب گرانسالی،
کشف یا خلق؟[4]» به وقوع قحط‏سالی و مصرف گیاه
«جیغال‏اثمک» در بسیاری نواحی ایران اشاره کرده‏اند.

بازگشت
به دامان طبیعت بعد از حدود 4 ماه سرما فلسفه «روز طبیعت» می‏تواند باشد که البته
در روزگار ما و بواسطه بی‏موالاتی مردم و تولید کالاهای یکبار مصرف به روز «تخریب
طبیعت» مبدل گردیده است.

با
این اوصاف، نوروز کمتر یک پدیده مصرف‏گرایانه مانند امروز و بیشتر بخشی از سیر
زندگی بوده است. و چه‏بسا توجه شاهان به این جشن، مردم ولایات را با گرفتاری
پرداخت هزینه‏ی صله و عیدانه مواجه کرده باشد. البته این مسئله در دوران پهلوی و
با تشکیل دولت مدرن صورت دیگری گرفت و با ایجاد طبقه بوروکرات و وابسته به
درآمدهای نفتی به کلی متحول گردید. چرا که پهلوی دوم با توجه به ریشه‏های باستانی
و برداشت‏های ناسیونالیستی نوروز، اقدام به ترویج و یکسان‏سازی این آیین (از جمله
سفره هفت‏سین) کرد. همچنین احتمالاً از این دوره است که دولت اقدام به پرداخت عیدی
به کارکنان خود نمود.


[1]
منطقه فراهان واقع در استان مرکزی، دارای 260 پارچه آبادی و سه شهر تفرش، آشتیان و
فرمهین است.

[2] این‏که گفته شد «نوروزِ دیروزِ منطقه فراهان» از این باب است
که احتمالاً این روایت در مناطق گوناگون، متفاوت خواهد بود.

[3]
در گذشته با عنایت به نبود یخچال و فریزر نگه‏داری ماهی در درازمدت ممکن نبود و
خوردن ماهی دودی هم به مقدار زیاد ممکن نیست.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه