تعامل دین و جامعه شناسی

دینی به نام جامعه شناسی!

زمان انتشار: ۰۵:۱۵ ۱۳۹۰/۰۸/۲۲

آیا جامعه شناسی یک علم بدون جهتگیری است؟ یا یک مکتب و ایدئولوژی؟
فراتر از این، آیا مدرنیته یک سری ظواهر و ابزارآلات خنثی است یا یک دین جدید و یک فلسفه و جهان بینی خاص است که تبلور عملی و کاربردی آن، تکنولوژی و فرهنگ غربی می باشد؟
اینها موضوعات و سوالاتی بود که در دو رویداد در ماه مبارک رمضان در دنیای علوم اجتماعی در ایران، دنبال شد.

آیا جامعه شناسی یک علم بدون جهت گیری است؟ یا یک مکتب و ایدئولوژی؟

فراتراز این، آیا مدرنیته یک سری ظواهر و ابزارآلات خنثی است یا یک دین جدید و یک فلسفه
و جهان بینی خاص است که تبلور عملی و کاربردی آن، تکنولوژی و فرهنگ غربی می باشد؟

اینها موضوعات و سوالاتی بود که در دو رویداد در ماه مبارک رمضان در دنیای علوم اجتماعی
در ایران، دنبال شد.ابتدا نشستی با موضوع «بنیان های الهیاتی علوم اجتماعی» با سخنرانی سیدمرتضی هاشمی مدنی در نمایشگاه قرآن، بخش «تحول قرآن بنیان علوم انسانی»، برگزار شد. آقای هاشمی هم اکنون دانشجوی دکترای جامعه شناسی معرفت در دانشگاه واریک انگلستان است.  وی در این جلسه با بیان مصادیقی، بر تاثیر جهان بینی مسیحی/یهودی در علوم اجتماعی تاکید کرد. از دیدگاه هاشمی مدنی، فهم وابستگی عمیق جامعه شناسی و سایر علوم انسانی متجددانه به روایات مسیحی و یهودی برای فهم چیستی این علوم بسیار ضروری است. او سخن خود را بر شرح مختصر آراء یک سنت فلسفیِ آلمانی متمرکز کرد. سنتی که این وابستگیِ دین و علم متجددانه را مورد تاکید قرار
می داد: متفکرانی مانند کارل اشمیت، کارل لویت و اموس فانکنستین از بزرگان این سنت
فکری هستند. از دیدگاه لویت، فلسفه ی تاریخ به معنای تفلسف در باب تاریخ نیست. بلکه یک پروژه ی خاص است که ولتر آن را بنیان می گذارد و در دوره ی پس از بورکهارت به پایان خود می رسد. فلسفه ی تاریخ پروژه ای بود که فیلسوف را در جایگاهی فراتاریخی (و پیامبرانه) می نشاند به صورتی که گویی خرد خودبنیاد انسانی توان فهم روند حرکت تاریخ را دارد. در این مسیر و در اوج شکل گیری فلسفه ی تاریخ بود که جامعه شناسی به مثابه ی یک علم ممکن شد. در این راستا بسیاری از روایات مسیحی در فلسفه ی تاریخ و همینطور در علوم اجتماعی، ترجمه ای سکولار پیدا می کنند. مانند روایت دینی از بهشت که در کار کارل مارکس به بهشت زمینی و جامعه ی کمونیستی ترجمه می شود.

دومین رویداد، حضور آقایان دکتر حسین کچویان(مدیر گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران) و مهدی نصیری(محقق، نویسنده و فعال فرهنگی) در برنامه تلویزیونی راز با موضوع مدرنیته بود. سخن اصلی این بود که باید مدرنیته را به مثابه یک دین و مکتب دانست نه یک سری اجزاء و ظواهر خنثی و علت ورود و نفوذ و پذیرش مدرنیته در ایران، نبود چنین نگاهی به مدرنتیه بوده و هست. دکتر کچویان اشاره کرد ایدئولوژی های متجددانه در ابتدای گسترش شان خود را نه یک ایدئولوژیِ زمان مند و اروپا محور بلکه آخرین مرحله از سیر تطور عینیِ تاریخ معرفی کردند. قدرت جهانگیری این ایدئولوژی ها هم از همین ایده ی غیرتاریخی سررشته می گرفت. مدت ها گذشت تا ما متوجه شدیم که تجدد هم امری تاریخی است، نه سرنوشت قطعی و محتوم بشر امروز.  این مناقشه از مهمترین و اساسی ترین بحث ها، حول علوم انسانی و اجتماعی در ایران بوده. بحثهایی که دارای ادبیات مفصلی در تفکرات مارکسیستی، انتقادی و پست مدرن هستند. رویکردهایی که در حال حاضر در جامعه علمی جهانی غلبه دارند ولی در جامعه علوم اجتماعی ایران با آن برخورد سیاسی(غیرعلمی) می شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه