دین دهری زده و عقیم شدن دین

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۶:۴۱ ۱۳۹۴/۰۵/۷

در دین های دهری شده از آن توجه به آخرت و آن مجازاتهای قطعی و سخت ، در برابر اعمال خبری نیست و بیشتر بر عشق و جنبه های رحمانی آن تاکید می شود گویا با سیطره تفکر مادی بر افهام ، آخرت دیگر توان جذب و قدرت انگیزشی را ندارند لذا تلاش می شود که بر جنبه های رحمانی دین و عشق و ترک جنبه های قهر آمیز و منافع دین در فضای فردی و اجتماعی وتوجیه مادی آن تاکید می شود

بعد از رنسانس در غرب ، تغییراتی اساسی در ابعاد گوناگون زندگی انسان و جامعه اتفاق افتاد. این تغییرات با قدرت هژمونیک غرب و با رشد ارتباطات و اطلاعات کم کم فراگیر شد و تمامی جهان را ، کم و بیش تحت تاثیر خود قرار داد . یکی از شاخص ترین این تغییرات اهمیت  یافتن  بعد اقتصادی و مادی زندگی انسان است ، که توانست نظامهای گوناگون فرهنگی ، سیاسی ، نظامی ، اجتماعی و… را هر یک به شکلی تغییر یا باز تولید نماید تا متناسب تر با بعد اقتصادی زندگی بشر باشد . این مسیریابی را می توان در هر یک از نظام های بالا نشان داد. مثلا با در نظام اجتماعی،  معنا و مفهوم خانواده و زن تغییر یافت و زن بروز بیشتری هم به عنوان یک مصرف کننده و هم به عنوان ابزاری تولیدی در جامعه پیدا کرد و یا نظام های سیاسی و نظامی در جهت تامین مواد اولیه و نیروی انسانی و  ایجاد و حفظ بازارها برای نظام اقتصادی به کار افتادند تا روند رشد اقتصادی در جامعه در بالا ترین سطح خود باقی بماند . البته قطعا ما بین همه نظامها بده بستانهایی بوده و هست اما سیطره و تاثیر ریشه ای نظام اقتصادی و زندگی مادی بشر بر ابعاد دیگر غیر قابل انکار است.

نظامهای دینی و اخلاقی جامعه نیز از این ماجرا مستثنی نشدند و آنها نیز خود را در مسیر نظام اقتصادی باز تولید نمودند . نمونه این مسئله را ماکس وبر در در پروتستانتیزم و روح  سرمایه داری بیان کرده است و همچنین می توان این روند را در شکل گیری دین انسانیت در اندیشه آگوست کنت و انسانیت گرایی کانت و پلورالیسم دینی مدرن و مباحث مربوط به هرمنوتیک و … تا همین امروز دنبال کرد .در جوامعی که دین نفوذ بسیار داشت و تلاش جامعه در حفظ دین گذشته خویش بود و یا نظام اقتصادی به آن سیطره کافی برای الگو دهی تمام عیار نرسیده بود دین خود را متناسب با جهان بینی مادی جدید و لذت طلبی مدرن باز تولید نمود و دین به عبارتی دهری زده شد. و بر اهمیت دنیایی او و بعد مادی او تاکید بیشتری شد. شاید این دنیازده شدن دین را با سکولار شدن دین عده ای اشتباه کنند در حالی که این سکولار شدن دین و خروج آن از فضای تصمیم گیری اجتماعی تنها قسمتی از دنیایی شدن دین است و دهری شدن مفهومی بزرگ تر و با  ابعاد بیشتر است که به اختصار به چند مورد آن در زیر اشاره می کنیم :

1-  یکی از مشخصات دین دهری شده توجه او به جهان ماده است البته این توجه در دو بعد زندگی مادی فردی و اجتماعی اتفاق می افتد و در توضیح این دهری شدن در بعد فردی باید گفت : ادیان بزرگ جهان خصوصا ادیان ابراهیمی بیشتر از اینکه متوجه سعادت فرد در طول زندگی مادی او در این سرا باشند متوجه سعادت او در بازه ای بلند تر می باشند که منوط به وضعیت انسان در سرای بعد از مرگ است این بدان معنا نیست که دینداری فرد باعث لذت و آرامش او در دوران زندگی دنیوی وی نمی شود و اعتقاد او به وجود خدایی که مراقب ، کمک و همیار اوست و در مشکلات پناه و در شادی ها نعمت بخش و مهربان و یا در صورت زیان و ظلم حامی و در صورت شکست و سختی در دنیا در آخرت عدالت گستر بر ظالمان و بخشنده به خوبان و پاکان است و یا تمام نگاههای دینی در مورد آفرینش و معنا دهی به زندگی انسان زندگی را شادتر ، لذت بخش تر و امن تر و امید آفرین تر نمی کند. بلکه همه ی این موارد درست است اما دین نگاهش به دنیا نگاه گذرگاهی است برای جمع آوری توشه برای زندگی طولانی تر و بزرگتر در حالی که در نگاه دهری شده به دین تاکید بر موارد آرامش آفرین دین این طور جلوه می دهد که گویا دین تنها برای همین لذتها و آرامشهای دنیایی آمده. لذا در اندیشه های جامعه شناسان مدرن و روان شناسان ، دین تبدیل به نظامی معنا ساز از جهان می شود که مردمان برای جبران شکستها و ظلمها و داشتن سایبان مقدسی در حفظ از آفات و سختی های این جهانی ایجاد کرده اند و چون دین ، از یک حقیقت اصیل جدا می شود و متوجه لذت و رنج فرد است پس فرد می تواند این معنا دهی را در هر دینی که دوست دارد در ذهن  خود ایجاد کند و برای خود دست به انتخاب و شخصی سازی زند و یا حتی متوجه تاثیر کائناتی بدون خدا گردد .

2-  اما این دهری شدن دین در بعد اجتماعی نیز به همین شکل است به این معنا که درست است که دینمداری کارکردهایی برای شکل دادن به جامعه ای منظم تر و امن تر دارد و می تواند با ایجاد محبت و همبستگی و ایجاد اعتماد و افزایش خود کنترلی و تلاش برای مبارزه با فقر و ظلم وجهل جامعه ای بهتر بسازد اما هدف ادیان تنها ساختن جامعه نبوده و احکام و اعتقادات و اخلاقیات تنها برای شکل دهی به جامعه ای بهتر در این سرا ایجاد نشده اند .و آنها سعادت هر دو جهانی فرد را می خواسته اند که قطعا بی توجه به شکل گیری فرد در اجتماع و اهمیت آن و مبارزه با ظلم و فقر و جهل مردمان بوده اند . اما غایت در شکل دهی به این اجتماع و متوقف در همان نیست. یکی از مشکلاتی که ایجاد می شود در این موضوع در بحث فلسفه احکام و مجازات های دینی است و این طور جلوه می دهند که با تغییر جامعه بسیاری از مجازات ها و احکام و حتی اعتقاداتی که در زمان خود در جامعه دارای  کارکرد بوده امروزه را در شکل دهی به جامعه ای بهتر نیروی از دست داده اند و باید تغییرات پیدا کنند . البته جای بحث در این موضوع بسیار است اما به طور اجمال باید گفت فلسفه احکام را باید در دو جهان بررسی کرد و نه تنها در نظام اجتماعی و البته از موارد دیگر مشکل آفرین در این این نگاه دهری شده به دین این است که آنها دین را برآمده از جامعه و تجربه هاب انباشته تمدنی و قراردادی سنتی و اجتماعی می دانند و نه نازل شده از سوی خالق جهان و دین به اندازه یک سنت مانده از پیشینیان تقلیل می یابد.

3-  اما یکی از تغییرات اساسی دیگر در بحث نسبی شدن و پلورال شدن دین است که در چندین سطح قابل بررسی است. یکی در اثبات خود یک دین به عنوان راه نجاتی فراتر از ادیان دیگر رقیب و زیر سوال بردن و مواجهه با ادیان دیگر . در واقع در نگاه به راه نجاتی که در گذشته با قدرت در یک دین محصور می شد و یا سریعترین راه نجات بشربود شک می شود و نوعی نسبی اندیشی و ابهام در ادیان وارد می شود. می توان گفت شک در ادیان در این سطح و گستره و بروز آن در سطح دینداری مردمان با این حجم خود برامده از جهان مدرن و مادی اندیش حاکم و شاید متاثر از مادی اندیشی مسلط باشد که اعتقاد به غیر ماده را مشکل تر می سازد.

4-  اما تکثرگرایی و نسبی اندیشی در خود دین نیز وارد می شود و در احکام و اعتقادات و اخلاق شک و تردید ایجاد می شود . و انواع دین داری پذیرفته می شود و راه برای شخصی سازی دین باز می گردد و می توان قرائت ها و در این دیدگاه می توان برداشتهای مختلفی از دین شود.

5-  در دین دهری شده سه راه برای تردید و شک ایجاد می شود: یکی از طریق مادی اندیشی و اثبات گرایی مدرن دوم از طریق هرمونتیک و خوانش متون دینی سوم با رشد ارتباطات و اطلاعات و نحوه برخورد خداوند با ادیان و افراد گوناگون ( البته این رشد نسبی اندیشه در نظام کاپیتالیسم بی حکمت نیست زیرا که می توان آن را در حفظ آرامش و عدم مواجهه ، در پیدا کردن نیرو کار ، بازار ، مبارزه با  قدرت حاکم و بی عدالتی و شکستن قدرتهای برامده از دین در برابر قدرت حاکم و  جفظ روند توسعه و … جستجو کرد .

6-  سکولار شدن دین : به این معنا که دینهای مختلف  که در گذشته  به شکل گسترده ای در مباحث اجتماعی و سیاسی ورود داشته اند با دهری شدن شان ، دامن خود را از مباحث سیاسی ، اجتماعی و حقوقی فراهم می چیننند و به سطح فردی تقلیل می یابند و قرائت های سکولار شده از آنها در جامعه ارائه می گردد.

7-  در دینهای دهری شدن در جامعه مدرن تغییراتی در جنبه های غیبی ، روحانی و معنوی که ممکن است مورد تردید مادی اندیشی مدرن و یا تاثیر گرفتگان از آن قرار گیر به سمت مادی نمایی و طبیعی نمایی آن صورت می گیرد و وقایع و داستانهای دینی و هستی شناسی دینی  و احکام دینی رابه گونه ای رمزی و اسطوره ای و مادی تاویل و تحلیلو تعلیل  می نمایند و یا حتی مسکوت بگذارند یا تغییر دهند.

8-  در دینهای دهری شده بر مکانیسم کائنات و و خلقت جهان بدون توجه پیشین به اراده ی خداوند و قدرت او  تاکید می شود

9-  و همچنین قرائتهایی از دین با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مدرن ارائه داده می شود که تناسبات بیشتری با قدرت و فرهنگ حاکم داشته باشد و در نگاه به زندگی ، دموکراسی ، سرمایه داری و زن ، جرم ، اخلاق  و…. نظام دینی تلاش می کند تا خود را با خرده نظامهای دیگر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و خصوصا اقتصادی مدرن  هماهنگ تر سازد و البته یکی از مسائلی که ممکن است ایجاد گردد این است که با تغییر وزن دادن ها و مسکوت گذشتن های ارادی در جنبه هایی از دین دین ممکن است تعادل درونی خودش را از دست دهد و قسمتهایی از آن که در حد تعادل خود می توانستند کارکرد داشته باشند دچار کژ کارکرد شوند و یا دین در نگاه شخص بیرونی نامتوازن و نا متعادل جلوه کند . برای نمونه تاکید بیش از جد بر جنبه های رحمانی دین می تواند تبدیل به یک کژکارد در مبارزه با ظلم و فساد گردد.

10- در دین های دهری شده از آن توجه به آخرت و آن مجازاتهای قطعی و سخت ، در برابر اعمال خبری نیست و بیشتر بر عشق و جنبه های رحمانی آن تاکید می شود گویا با سیطره تفکر مادی بر افهام ،  آخرت دیگر توان جذب و قدرت انگیزشی را ندارند لذا تلاش می شود که بر جنبه های رحمانی دین و عشق و ترک جنبه های قهر آمیز و منافع دین در فضای فردی و اجتماعی  وتوجیه مادی آن تاکید می شود

11- همه این فضا ها در نگاه دینی نوعی تساهل را هم در عمل خود فرد نسبت به خودش و هم در رفتار او نسبت به دیگران ایجاد کرده است و اهمیت استفاده از زمان و فرصت زنده بودن برای ساختن سرای آخرت و رسیدان به افقهای و دور تر در نگاه و سبک زندگی مردم و حتی دین داران امروزی کاهش یافته است .

12- یکی از تغییرات دیگر این است که دین مداری جای خود را به دین داری می دهد .یعنی جامعه و نگاه دینی جدید قدرت مدار بودن شکل دادن حوضه های دیگر زندگی حول خود را از دست می دهد و ممکن است افراد و جامعه تنها به داشتن جنبه هایی بسنده کنند.

تمام توضیحات بالا می تواند قسمتی از تاثیر مادی اندیشی مدرن را بر ساحت دین نشان دهد که با توجه به این موارد و حرکت خلاف بر جهت آن می توان به مقداری با فضاهای پنهان مانده دین پی برد. اما یکی از نکاتی که مبلغان دینی باید به آن توجه داشته باشند این است که ممکن است که آنها با تغییرات دین  و مادی کردن آن علی ظاهر تعداد بیشتری را به دین بیفزایند اما معنایش  این نیست که وزن تاثیر دین را در زندگی فردی و اجتماعی افزایش یافته است. در واقع ممکن است که کمیت نفرات دین دار افزایش یابد اما نه الزاما تاثیر آن در کیفیت زندگی افراد و البته این تغییرات باعث تغییر در سبک زندگی افراد نیز می شود و  این تغییرات فضای عمومی جامعه را تغییر خواهد داد برای نمونه وقتی نقش آخرت در زندگی کاهش می یابد نقش انگیزشی آن نیز  به تبع کم می شود فلذا نوع رفتار افراد در مقولات فردی و احتماعی تغییر می یابد و مثلا با نگاهی به متون اسلامی می توان دید که سهم زیادی از اندیشه اسلامی و متون دینی بر آخرت و نظام پاداش و عقاب آن پرداخته است و  خالی کردن مفهوم دینی از ان نظام می تواند دین را عقیم سازد و حوزه تاثیر دین را کاهش دهد  فلذا ما می توانیم جامعه ای را ببینیم که علی الظاهر افراد دینی هستند  و به بسیاری از اصول دینی اعتقاد دارند اما جامعه در فضای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی رنگ و بوی دینی ندارد و دین توانایی تاثیر خود را از دست داده است .

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه