دیپلماسی ایدئولوژیک، دیپلماسی غیر ایدولوژیک

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۵:۰۵ ۱۳۹۳/۱۰/۲۴

هیچ کشوری را نمیتوان یافت که در تنظیم مناسبات بین المللی خود، فاقد پشتوانه ایدئولوژیک و آرمان و اصول باشد. حالا یا این اصول مادی است یا معنوی. در غرب حتی آنجا که صحبت از پیگیری منافع در سیاست خارجی مطرح می شود ، آن هم بر مبنای اصول و آرمان هایی است که دولت ها دنبال می کنند .به عنوان مثال در نظام هایی مبتنی بر لیبرال دمکراسی، مفاهیمی چون اومانیسم ، لیبرالیسم، پراگماتیسم و… به مثابه ی آرمان هایی هستند که تعیین کننده ی سمت و سو و جهت گیری سیاست خارجی و دیپلماسی این نظام ها ست و حتی پیگیری منافع ملی آنها نیز در چارچوب همین آرمان ها صورت می‌پذیرد.

اخیرا رئیس جمهور محترم در همایشی  نکته ای را بیان کردند با این مضمون که «سیاست خارجی جای اصول و آرمان نیست، بلکه جای پیگیری منافع است».

این جمله ی رئیس جمهور دو بخش دارد : بخش اول ایجابی است و در آن اشاره میکند که : «سیاست خارجی و مذاکره جای پیگیری منافع است». گرچه خود این جمله نیز دارای ابهام است و در آن به اینکه منظور از منافع، مادی است یا معنوی یا هر دو ، ملی یا بین المللی است یا هر دو و …  اشاره نمیکند. در عین حال، این جمله خیلی محل بحث ما نیست.آنچه که در این مختصر قرار است مورد مداقه قراربگیرد، بخش دوم جمله ی ایشان است : «سیاست خارجی ( و یا مذاکره)، جای اصول و آرمان نیست». لازم به ذکر است که این جمله از اوایل انقلاب تا کنون  توسط برخی تکرار میشود  و ریشه در تئوری های لیبرالی در حوزه ی روابط بین الملل دارد که محور آنها دیپلماسی غیر ایدئولوژیک است و   البته با ادبیات مختلفی نیز بیان شده است . در دولت محترم کنونی نیز برخی از افراد مشابه این جمله را تکرار کرده اند . به عنوان مثال مشاور  رئیس جمهور (آقای سریع القلم ) در همایشی که در آذر ماه امسال  به مناسبت بررسی چالش های توسعه ی ایران برگزار شده بود ، اشاره داشتند که برای توسعه ی ایران نیازی به اصول فلسفی و انتزاعی ( بخوانید آرمانی و دینی ) نیست و قوانین مربوط به توسعه را می توان از قواعد  عام و جهان شمولی که اکنون در دنیا پیاده میشود، و می توان آن را از طریق گوگل هم استخراج نمود، تعیین کرد.

در ادامه ی یادداشت به این مطلب  خواهیم پرداخت که که جمله ی رئیس جمهور تا چه اندازه با روابط بین الملل در اسلام، قانون اساسی، آموزه های امام  و رهبری و حتی واقعیت های دیپلماسی درغرب همخوانی دارد؟

الف) نسبت جمله بیان شده  با آموزه های اسلامی

دین برنامه ی جامع زندگی است و هر آنچه انسان برای رسیدن به کمال چه مادی و چه معنوی  بدان نیاز داشته باشد ، در قرآن آمده است . اسلام هیچ کدام از عرصه های زندگی را رها نکرده است و برای آنها دستور العمل دارد. مگر میشود قبول داشت اسلام برای اعمال فردی  انسان برنامه داشته باشد اما به مسائل اجتماعی و سیاسی خصوصا  سیاست خارجی  و روابط بین الملل که به علت حساسیت و تاثیر گذاری بسیار بالای  آن بر سرنوشت جامعه اسلامی،  بسیار مهم تر از عرصه  های فردی است، برنامه نداشته باشد؟

در اسلام عدل و وحدت دو محور اساسی تنظیم روابط بین الملل ند.(1)

اصولی مانند «عدالت»(2)، « همزیستی عادلانه در در حوزه های اسلامی و با موحدان جهان» (3)، «صلح و رفتار نیک با کافران غیر مستکبر» (4)،«نفی سلطه ی فرهنگی و سیاسی» (5) ،«دفاع از عزت مسلمین»(6)، «نفی هرگونه رابطه ولایی با کافران» (7)، «نفی رابطه ی نصرت» (8) و… همه و همه «اصول»و «آرمان»هایی بر گرفته از قرآن اند که دولت اسلامی موظف به رعایت و پیگیری آنها در عرصه ی روابط بین الملل (و شقوق آن یعنی دیپلماسی ، مذاکره ، معاهده و …) است.

با نگاهی به سیره ی پیامبر اکرم (ص) و معصومین (ع)  نیز به روشنی میتوان یافت که سیاست خارجی تابع اصول و آرمان است و دیپلماسی پیامبر کاملا ایدئولوژیک و آرمان گرایانه بود.

دیپلماسی پیامبر (ص) همواره مبتنی بر اصول و آرمان های اسلامی بود و پیامبر نیز هیچ گاه از این اصول دست نکشید . چه در زمانی که در سخت ترین شرایط در شعب ابی طالب در محاصره اقتصادی بود و چه هنگام اوج اقتدار مانند فتح مکه و … هیچگاه اصول و آرمانش را نه تغییر داد و  نه آن را رها کرد .

ب) قانون اساسی چیز دیگری میگوید

اصولا اگر بخواهیم به این نکته بپردازیم که چقدر به اصول و آرمانها در سیاست خارجی توجه شده است ، کافیست نگاهی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین منبع و ماخذ برای  شناخت اهداف سیاست خارجی ( نظیر تحقق حکومت مستضعفین ، امت واحد اسلامی، استکبار ستیزی ، حمایت از حقوق مسلمانان و … به عنوان اصول مبتنی بر آرمان های اسلامی) انداخته شود که اهدافی هستند کاملا ایدئولوژیک و مبتنی بر آرمان های توحیدی،  و دولت اسلامی به عنوان مجری قانون اساسی موظف به تنظیم تعاملات بین المللی خود بر اساس این آرمان هاست .

ج) تعارض با آموزه های امام (ره) و مقام معظم رهبری

حضرت امام بارها و بارها در طول حیات مبارکشان بر  لزوم تنظیم  سیاست خارجی ایران بر  اساس اصول و آرمان های اسلامی  تاکید داشتند و حتی در وصییت نامه سیاسی _الهی خود نیز از این موضوع غافل نبوده اند .

آیا دفاع از مستضعفین جهان و بیان این جمله که «ما باید از مستضعفین جهان پشتیبانی کنیم، زیرا اسلام پشتیبان مستضعفان جهان است» (11)، جزو «اصول» سیاست خارجی امام (ره) نیست و تاکید صرف بر مفهوم مبهم منافع، باعث خدشه وارد کردن و آسیب به این مسئله حیاتی و مهمترین مصداق آن در عصر حاضر یعنی دفاع از ملت مظلوم فلسطین نخواهد شد ؟

آیا عبارت مهم «نه شرقی نه غربی» امام (ره)،  بیانگر این نیست که امام(ره) در سیاست خارجی به «اصول» معتقد بودند و عدم سازش با مستکبران شرق و غرب یکی از آن اصول بود؟

آیا همین بی توجهی ها به ارمان امام (ره) مبنی بر نبرد دائمی بین مستکبرین و مستضعفین و همچنین این اصل که «امریکا دشمن شماره یک ملت های مستضعف جهان است» (12) باعث نشده که هنوز برخی در این توهم باشند که آمریکا به این راضی خواهد شد که در مذاکرات هسته ای آن هم  با در نظر گرفتن کامل شان  و عزت ملت ایران، توافق حاصل شود؟ در حالی که همین امام (ره)به عنوان یک اصل و یک اندیشه قرآنی اعتقاد داشتند که دولت مستکبر آمریکا  به چیزی کمتر از نابودی امت اسلام  و ملت مسلمان ایران راضی نیست و بی توجهی دیپلماسی ما در برخی مقاطع به این مسئله ، چه صدماتی که تا کنون نزده است. با این اوصاف، آیا باز جای تردید باقی می ماند که سیاست خارجی، حتما باید جای اصول  و آرمان و اندیشه ورزی  باشد؟!

 مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها  بر رعایت  همان «اصول» و «آرمانها»ی ترسیم شده توسط امام (ره)،خصوصا در عرصه ی بین الملل تاکید داشته اند:

«از هیچ یک از آرمان هایی که بوسیله امام(ره) ترسیم شده، چشم پوشی نخواهیم کرد، چه در زمینه ی مسائل داخلی، چه  در زمینه ی مسائل خارجی، یعنی مقابله با استکبار، خط جدایی از ابر قدرت ها  و قدرت های دخالت کننده، آنچیزی که با عنوان افتخار آمیز نه شرقی نه غربی در آن روزی که دنیا واقعا بلوک بندی شرق و غرب داشت  معرفی شد»(13)

د)  حتی غرب هم در دیپلماسی  اصول و آرمانهایش را پیگیری میکند

هیچ کشوری را نمیتوان یافت که در تنظیم مناسبات بین المللی خود، فاقد پشتوانه  ایدئولوژیک و آرمان و اصول باشد. حالا یا این اصول مادی است یا معنوی. در غرب حتی آنجا که صحبت از پیگیری منافع در سیاست خارجی  مطرح می شود ، آن هم بر مبنای اصول و آرمان هایی  است که دولت ها دنبال می کنند. به عنوان مثال در نظام هایی مبتنی بر لیبرال دمکراسی، مفاهیمی چون اومانیسم، لیبرالیسم، پراگماتیسم و… به مثابه‌ی آرمان هایی هستند که تعیین کننده‌ی سمت‌وسو و جهت گیری سیاست خارجی و دیپلماسی این نظام ها ست و حتی پیگیری منافع ملی آنها نیز در چارچوب همین آرمان ها صورت میپذیرد.

 سخن آخر

– سیاست خارجی حتی بیش از سایر عرصه ها نیازمند اندیشه ورزی، فلسفه و توجه به اصول و آرمان است.  نباید فراموش شود که بی توجهی به این  اصول و آرمان ها در عرصه ی سیاست خارجی، یکی از خواصش این است  که مسئولان را به تعبیر رهبر  انقلاب دچار «خطای محاسباتی» میکند، کما این که در برهه هایی چنین گرفتاری  هایی پیش  آمد، از دولت کارگزاران گرفته تا  دولت اصلاحات و مسئله تنش زدایی آنها ( و بلکه آرمان زدایی) از سیاست خارجی  تا یک برهه ی خاص مربوط به دولت عدالت محور (اواخر دولت دهم و طرح مسئله ی رابطه با آمریکا) و همچمین رفتار های دولت محترم کنونی، همه و همه شاهدان مثالی هستند از این ماجرا

شاید در کوتاه مدت،  بین برخی از اصول و آرمان ها با منافع مادی زودگذر تعارضاتی باشد، اما یقینا  دیپلماسی آرمان محور، در بلند مدت علاوه بر تامین عزت کشور، منافع مادی را هم بهتر تامین خواهد کرد.

 پی نوشت ها:

  1. اصول روابط بین الملل در اسلام ،ایت ا… جواد املی.
  2. همان
  3. همان
  4. همان
  5. همان
  6. همان
  7. همان
  8. همان
  9. سیاست خارجی حمهوری اسلامی ایران پرفسور مولانا،دکتر منوچهر محمدی
  10. همان
  11. صحیفه نور جلد 12
  12. صحیفه نور جلد 4
  13. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پروفسور مولانا، دکتر منوچهر محمدی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب پربازدید

مصاحبه