روایتی از راهپیمایی 22 بهمن در بوشهر

راهپیمایی در خط ساحلی

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۵:۲۶ ۱۳۹۳/۱۱/۲۷

با وجود شرایط بد آب و هوایی، اکثرا مردم با خانواده آمده بودند. نشاط و شادابی و شوخ طبعی در جعیت موج میزد. عده ای از بسیجیان که برای تامین امنیت با لباس بسیجی آمده بودند، ولی عده ای هم بدون این که مسئولیتی داشته باشند خودشان دوست داشتند و با لباس بسیجی‌شان در راهپیمایی حاضر شده بودند.

پیرو فراخوان پایگاه علوم اجتماعی جهت روایت راهپیمایی سراسری 22 بهمن مهدی کرمی نژاد حضور خود در این راهپیمایی در شهر بوشهر را اینگونه برای ما روایت کرده است:

صبح روز چهارشنبه 22 بهمن 1393 با خانواده از خانه به سمت راهپیمایی حرکت کردیم . باد شدیدی می وزید و هوا غبار آلود و دریا مواج و گلی بود. از راه ساحلی رفتیم. ماشین های زیادی کنار دریا توقف کرده بودند. این هوا به درد تفریح کنار دریا نمی‌خورد. همه پلاک شیراز بودند. مسافرانی بودند که از استان فارس به دلیل چند روز تعطیل برای تفریح به بوشهر آمده بودند .

به محل شروع راهپیمایی که رسیدم، چیزی نظرم را جلب کرد. مردان زیادی از روبرو به سمت محل تجمع می‌آمدند. متوجه شدم مردم وسایل نقلیه خود را در انتهای مسیر راهپیمایی و یا نیمه‌ی راه و در یکی از خیابانهای فرعی پارک می کنند تا بعداز راهپیمایی بتوانند سریع تر به وسیله خود برسند.

مسیر راهپیمایی نسبت به پارسال قدری طولانی تر شده بود. هرساله انتهای مسیر به استادیوم فوتبال منتهی و مراسم پایانی در استادیوم برگذار میشد. ولی امسال مکانی را کنار دریا آماده کرده بودند و انتهای مسیر به ساحل منتهی میشد. راهپیمایی از در بسیج مرکزی شروع میشد و بعد از گذشتن از میدان قدس و مصلای نماز جمعه به چهار راه دادگستری میرسید و از آنجا هم به سمت ساحل می‌رفت.

امسال به دلیل اینکه مسیر طولانی تر شده بود، راهپیمایی بدون تاخیر و راس ساعت 9صبح شروع شد. حرکت راهپیمایی هم بسیار سریع بود. شاید مسئولان برگزاری اندیشیده بودند که شاید مردم تا آخر مراسم همراهی نکنند و به همین خاطر سرعت را چاشنی کار کرده بودند.

مطابق روال هر ساله مردها در جلو حرکت میکردند و خانم ها پشت سر آنها. و مسئولان نیز جلوتر از همه و با فاصله ای چند متری از مردم در یک خط راه می رفتند. و جلوشان چند متری خالی بود تا راحت تر در عکس ها و فیلم های خبرنگاران و دوربین های صدا و سیما بیافتند. ولی امسال دو چیز تغییر کرده بود: اول اینکه به دلیل حرکت سریع جمعیت در راهپیمایی و عدم توانایی مسئولان در راه رفتن سریع، روال هرساله بهم خورد و نیمی از مردم، از مسئولان پیش افتادند. دوم اینکه تعدادی از مردم نیز با زن و بچه هایشان همراه با جعیت مردها و البته قدری در حاشیه حرکت می کردند .

با وجود شرایط بد آب و هوایی، اکثرا مردم با خانواده آمده بودند. نشاط و شادابی و شوخ طبعی در جعیت موج میزد. مردم اکثرا همدیگر را میشناختند و مرتبا با یکدیگر سلام و علیک می کردند. حضور پررنگ نوجوانان و جوانان اعم از دختر و پسر به خوبی به چشم می آمد. برعکس مراسم استقبال از رییس جمهور که نوجوانان و جوانان را از طرف مدرسه آورده بودند، اینجا تقریبا همه ی آنها تنها و یا با دوستان و خانواده شان آمده بودند. تعدادی دخترهای نوجوان وجوان با ظاهری که در عرف جامعه به آن بدحجاب می گویند هم آمده بودند که اکثرا در حواشی خیابان حرکت میکردند.

اصناف مختلف با لباس های فرمشان آمده بودند ، بانکی ها با همان کت و شلوار اتو کرده و آرم بانک روی کتشان ، رزمی کاران با لباس رزمشان ،هلال احمر،ارتش،سپاه،بسیج و نیروی انتظامی. کسانی هم با لباس های قدیمی و محلی شان و با اسلحه آمده بودند. چیزی شبیه تصوری که از رئیسعلی دلواری و یارانش داریم.

عده ای از بسیجیان که برای تامین امنیت با لباس بسیجی آمده بودند، ولی عده ای هم بدون این که مسئولیتی داشته باشند خودشان دوست داشتند و با لباس بسیجی‌شان در راهپیمایی حاضر شده بودند.

پلاکارد و پارچه نوشته هایی که اسم اصناف و اداره جات و تشکلها و مراکز  بسیج و این قبیل زیاد به چشم می خورد. از همه جالب تر برای من تابلو گروه تجاری تولید خرمای هیرون بود. می شناختمشان. فارغ التحصیل های قدیمی دانشکده مهندسی دانشگاه خلیج فارس بودند. غالبا از همان اخراجی های معروف دانشگاه بوشهر.

مردم اکثر شعار نمی دادند ولی شعار هایی باموضوع آمریکا و مذاکرات هسته ای را محکم و بلند سر می دادند گویی بعد از جریانات مذاکرات از آمریکا عصبانی تر هستند .

هلیکوپتر در بالای سر جمعیت حرکت میکرد و روی مردم مثلا گل می ریخت. البته امسال همه‌اش فقط برگ سبز می ریخت و اثری از گل نبود. توی سال قحط همین برگ خالی هم نعمت است.

کاغذهایی با محتوای تبلیغ و حمایت از دولت که روی آن نوشنه شده بود : تدبیر + اعتدال = توسعه و تصویر امام خمینی و امام خامنه ای و دکتر روحانی در آن بود ، در بین جمعیت توزیع میشد که زیاد طرفدار نداشت . دختر بچه ای را دیدم که تصویر صورت دکتر روحانی را درآورده بود و کاغذ را جلوی خود گرفته بود .

چند آدمک اوباما و آدمک آمریکا در جمعیت بود که به نماد تمسخر مردم در دست داشتند و نهایتا همه را آتش زدند.

راهپیمایی که تمام شد، بیش از نیمی از مردم برای مراسم نماندند و رفتند. تعدای زیادی هم رفتند آن طرف‌تر از محل مراسم و در کنار دریا نشستند. مراسم برای هیچ کدامشان جذابیتی نداشت .

در جایی از مراسم مجری اعلام کرد که آقای استاندار می خواهند سخنرانی کنند. درهمین حین بود که تعدادی از دانشجویان دانشگاه خلیج فارس و طلاب مقوانوشته‌هایی با مضمون محکومیت و دلخوری از مذاکره با آمریکا را بلند کردند. گویی می دانستند که آقای استاندار می خواهد در سخنرانی خود از دولت و مذاکرات هسته ای حمایت کند. که کرد.

مضمون تابلونوشته‌های این گروه به شرح زیر بود:

” آنهایی که خواب آمریکا را میبینند ، خدا بیدارشان کند (امام خمینی) “/ ” قدم زدن با نجس العین ها عبور از روکود نیست بلکه عبور از تو کود است “./ ” آمریکا خر است ، مذاکره با خر فایده ندارد “./ ” مسئولین به قلاده سگهای آمریکایی دخیل نبندند “./ ” کاش بعضی باکری بودند ، نه با  کری”./ ” هیهات منالذله ، کو عزت کو غیرت “. و مانند آن.

در اواخر مراسم گروهی (حدود 20 نفر) با پلاکارد دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر از راه رسیدند و شروع به سر دادن شعارهایی مخالف کردند. که با واکنش و اعتراض مردم مواجه شدند. شعار آن‌ها هم این بود : ” شعار ما یک کلام، مذاکره والسلام “. و ” روحانی مچکریم “. به نظرم آمد دانشجوی دانشگاه آزاد‌ باشند. هرچند تاکنون ندیده بودمشان. اما اکنون که مشغول نوشتن این مطب هستم از طریق رسانه های محلی باخبر شده ام که گویا این عده، نه دانشجوی دانشگاه آزاد بلکه مهمانان ویژه دانشگاه بوده‌اند و با خط هوایی درجه یک و با خرج 200 میلیونی ریاست دانشگاه برای یک میتینگ سیاسی به بوشهر آمده بودند. مراسم زنجیره انسانی دبیران سیاسی تشکلهای دانشجویی دانشگاه آزاد کشور در حمایت از تیم مذاکره کننده!. اینکه از ابتدای راهپیمایی هم حضور نداشتند و در پایان مراسم پیدایشان شد هم گویا ناشی از این بوده که به قایق سواری رفته بودند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه