راه تولید علم کدام است؟: فلسفه علم یا مساله اجتماعی

زمان انتشار: ۰۰:۳۵ ۱۳۹۱/۰۳/۲۰

یکی از پرسشهایی که کماکان در زمینه تولید علم بی پاسخ مانده و یا پاسخ شفافی به آن داده نشده است، این سوال به ظاهر ساده است که آیا برای تولید علم باید گوشه ای نشست و فلسفه پردازی کرد و یا اینکه فعالانه در عرصه مشکلات اجتماعی ورود پیدا کرد و به دنبال حل آنها بود؟

یکی از پرسشهایی که کماکان در زمینه تولید علم
بی پاسخ مانده و یا پاسخ شفافی به آن داده نشده است، این سوال به ظاهر ساده است که
آیا برای تولید علم باید گوشه ای نشست و فلسفه پردازی کرد و یا اینکه فعالانه در
عرصه مشکلات اجتماعی ورود پیدا کرد و به دنبال حل آنها بود؟

طرفداران هریک از دیدگاههای فوق استدلالاتی
برای خود دارند.

گروه اول بر این عقیده اند که دانش اجتماعی
جدید و برآمده از غرب، بر مبنای جهان بینی و پیش فرضهای خاصی بنا شده و این جهان
بینی و دلالت های مستتر در آن، بر راه حلی که برای مسائل ارائه می دهد تاثیر می
گذارد و از این گفته چنین نتیجه می گیرند که اساسا دانش اجتماعی مرسوم دانشگاهی،
ابزار مناسبی برای حل مساله نیست. ابتدا باید ابزار را ساخت و سپس از آن برای حل
مساله سود جست. بر این اساس، به مطالعات فلسفی و تاریخی روی آورده و مشغول کار
نظری می شوند.

گروه دوم اما؛ بر این اعتقادند که برای رسیدن
به علم بومی، باید مسائل بومی را شناخت و برای آنها در جستجوی راه حل برآمد. به
نظر اینان، جمهوری اسلامی در شرایط امروز با مشکلات و مسائلی دست و پنجه نرم می
کند که برای ادامه بقا و حیات خودش باید این مسائل را حل کند و در صورت عدم توجه و
عنایت کافی به این مسائل، دچار بحرانهایی می شود که حیات آن را تهدید می کنند. طرفداران
این دیدگاه چنین استدلال می کنند که اگر نگاهی به تاریخ علم- در دوران های
گوناگون- بیاندازیم، خواهیم دید که علم نتیجه منطقی حل مساله بوده است. علوم
اجتماعی و جامعه شناسی مدرن نیز در فرآیند حل بحرانهای اجتماعی قرن نوزدهم پدید
آمده است.

طرفداران گروه اول، گروه دوم را به عمل زدگی
متهم می کنند و با طرح این سوال که آیا تضمینی وجود دارد که راه حلهای برآمده از
دانش اجتماعی موجود، جامعه دینی را به سمت غرب و شرق نکشاند، خطر تاثیرگذاری وسیله
بر محتوا و هدف را گوشزد می کنند. شعار و هدف آنان تولید فلسفه های مضاف اسلامی
است تا مبنایی شود برای استوار کردن پایه های علم بر آن.

گروه دوم در مقابل به این پرسش ساده می
پردازند که اگر بر اثر بحران ها و مشکلات حل نشده جمهوری اسلامی از میان برود، آیا
دیگر نظریه پردازی و فلسفه پردازی برای تولید علم دینی معنایی دارد؟ وقتی از آنان
پرسیده می شود که به نظر شما این مسائل کدامند، بر مسائلی که به نظر آنان مبتلا به
امروز نظام اسلامی هستند، چون «شکاف بین مردم و حکومت و فاصله گرفتن جمهوری اسلامی
از مشارکت حقیقی مردم»،  «خطر تبدیل شدن حکومت
دینی(دولت دینی) به دین حکومتی(دین دولتی)»، «نسبت نظری و عملی میان توسعه و عدالت»،
«صدور انقلاب اسلامی و بحث نهضت جهانی بیداری اسلامی»، «شکاف میان نسل اول و دوم  و  نسل سوم
انقلاب (عدم انتقال کافی و مناسب ارزشهای انقلاب به نسل جوان)»، «بحران اخلاق در جامعه»،
«پس افتادگی حوزه های علمیه از نیازها و اقتضائات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی»،
«مشکلات معیشتی مردم» و مسائلی از این دست که باید از یک اجماع نخبگانی بر سر
اینکه مسائل اساسی کشور چیست ناشی شوند، نام می برند. به نظر آنان در خلال حل
مسائلی از این دست، می توان به تولید علم هم رسید. شعار و هدف اینان تلاش برای
کارآمدی نظام جمهوری اسلامی است.

البته در این یادداشت کوتاه مجال آن نبود که هریک
از این جریانات فکری را به صورت مفصل واکاوی کنیم و تنها به ذکر کلیات اکتفا
نمودیم. این کار را به مجال دیگری واگذار می کنیم.

قضاوت درباره اینکه کدامیک از نظرات فوق درست
ترند و راه حل کدام یک قابل اعتماد تر و قابل اعتناتر است، امری بسیار دشوار است و
مساله آنقدر مناقشه برانگیز هست که نتوان به سادگی در مورد آن قضاوت کرد.

اما در یک جمع بندی کلی، به نظر می رسد دو
دیدگاه فوق نه دو دیدگاه متناقض و مانع الجمع، که دو پاره از یک پازل هستند و می
توانند مکمل هم باشند. به عبارت دیگر، برای حرکت درست در مسیر تولید علم باید
همزمان به هر دو مساله توجه داشت. کار نظری به دور از مسائل اجتماعی، نتیجه نخواهد
داد و اگر هم نتیجه بدهد، به صحنه عمل و کاربرد آوردن آن بسیار دشوار خواهد بود و
کار تحقیقی و عملی  و تاکید بر حل مساله، اگر
به معنای عمل گرایی و جداشدن از غور و تفکر نظری در متون دینی و منابع بومی باشد،
نتیجه مطلوب را در بر نخواهد داشت و به راه حلهایی خواهد رسید که با اهداف اسلام
ناب محمدی همسو و همگام نخواهد بود. غور نظری نیز باید در راستای حل مسائل روی
زمین مانده و درجریان باشد.

این دیدگاه، در حقیقت گونه ای دیدگاه ترکیبی
است که پروراندن آن نیاز به تفصیل بیشتری دارد.

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه