“راه حل” بر تقسیم کار “غیر طبیعی” می شورد!

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۹:۲۴ ۱۳۹۴/۰۲/۸

درباره مستند “راه حل” اثر رضا مسعودی ( مستند کوتاه 2 دقیقه ای “راه حل ” را اینجا از آپارات ببینید) 1- داشتیم زندگی مان را می کردیم و با همه خوب و بد و فراز و نشیبش می ساختیم که سر و کله مهمان ناخوانده پیدا شد. مهمان ناخوانده اصرار داشت که ” این […]

درباره مستند “راه حل” اثر رضا مسعودی

( مستند کوتاه 2 دقیقه ای “راه حل ” را اینجا از آپارات ببینید)

1- داشتیم زندگی مان را می کردیم و با همه خوب و بد و فراز و نشیبش می ساختیم که سر و کله مهمان ناخوانده پیدا شد. مهمان ناخوانده اصرار داشت که ” این چه وضع زندگیه؟ بیایید مثل من زندگی کنید تا زودتر از آن دنیا مزه رفاه و سعادت را بچشید. بهشت همینجاست. چرا نقد امروز را به نسیه فردا می فروشید؟”

2- زنانشان را جزو آدمیت حساب نمی کردند. زنان حتی حق رای دادن و حضور اجتماعی نداشتند و به عنوان جنس دوم شناخته می شدند. در دورانی به واسطه استعمار و استثمار دیگر ملل ثروت زیادی وارد کشورشان شد و حجم عظیمی از صنایع پا گرفتند. صنایع جدید نیاز به نیروی کار داشتند. بردگان به اسارت گرفته شده از سرزمین های به استعمار رفته کارگران جدید این صنایع بودند اما کافی نبودند. پس چه بهتر که نیمی از جمعیت غیر فعال جامعه شان را هم به کار می گرفتند. این جمعیت غیرفعال هم کم توقع تر و حقوق کمتری طلب می کردند و هم مسئولیت پذیر تر بودند و هم قابل کنترل تر! اینجا بود که با شعار حضور اجتماعی زن، زنان را پای چرخ کارخانه ها کشاندند و حضور اجتماعی زن را به شغل و درامدزایی مالی تنزل دادند. همانطور که والرشتاین تجدد را که نشان قدرت فیزیکی و عقل ابزاری و نگاه مکانیکی به عالم داشت را  تمدن «مردانه» می دانست پس برای بهتر چرخیدن چرخ دنیای صنعتی زن ها باید از ویژگی ها و خصلت های درونی خود خالی شوند و به مردان تبدیل شوند. وقتی مرد و ویژگی هایش معیار باشد شعار برابری حقوق زن و مرد جز “رقابت برای مرد شدن زنان” در پی ندارد.

3- مدرنیته آموخت که اطاعت از هیولایی به نام شوهر باعث عقب ماندن زن است و در عین حال، اطاعت از رییس اداره یا کارخانه، استاد و… باعث پیشرفت و ترقی زن… نتیجه آنکه استثمار پراکنده و گاه گاه زن در خانه تبدیل شد به استثمار سیستماتیک و مستمرش در جامعه…استثماری به مراتب گسترده تر، شدیدتر و بی رحمانه تر. با این حال همه خوشحالند چون سرمایه دار و مدیر ، نیروی کار مطیع، سربه زیر و ارزان قیمت به دست آورد و زن مدرن هم شخصیت اجتماعی مستقل و خارج از حاکمیت همسر.مرد خانه ضعیف شد و مردان بیرون قوی، مرد خانه بی اختیار شد و مرد بیرون صاحب اختیار، در یک کلام، سلطه مرد قوی تر شد و سلطه پذیری زن شدیدتر! سلطه از بین نرفت و از خانواده به جامعه منتقل شد.

مرد نقش تکیه گاهی خود را از خانواده به جامعه برد و زن اطاعت پذیری را، مرد حاکمیت را در خارج از خانه بر زن اعمال کرد و زن هم فطرت اطاعت پذیری را به بیرون برد. اطاعت کمونیستی شد! شدیدتر و سخت تر شد اما رنگ و لعاب مدرن آن را خواستنی کرد.  اطاعت از شوهر برای زن مدرن شخصیت آور نیست حتی اگر اجر اخروی اش نصف اجر شهید باشد، اما اطاعت از مرد بیگانه اجر عینی و شخصیت ساز دارد هرچند اجر اخروی نداشته باشد. زن سکولار نقد را به نسیه نمی فروشد!

4- وقتی نظام طبیعی زندگی زن و مرد را برای چرخاندن چرخ های سرمایه داری بهم می ریزیم نظام اجتماعی هم بهم می ریزد. زنانی که روحیاتشان با بروکراسی و سلسله مراتب اداری نمی خواند سر کارند و مردانی که منتظر پیدا کردن شغلی هستند بیکار! اینجاست که زن مستند “راه حل” وارد کار شده و به صورت عاملیت گرایانه علیه این تقسیم کار غیر طبیعی می شورد. زن که در اداره ای مشغول کار است از کار خود انصراف می دهد و به محیط خانه بر می گردد تا محیط آزادتری برای فعالیت و خودشکوفایی داشته باشد و جای خود در اداره را به شوهر جویای کارش می دهد تا آرامش به خانه بازگردد.

 خانواده تنها قربانی منقرض شده این تکامل بود

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه