راه مواجهه ی صحیح با پدیده ‏ ی بدحجابی چیست؟

زمان انتشار: ۱۵:۳۸ ۱۳۹۱/۰۴/۳۱

ما در تدوین و تصویب قوانین و مقررات مشکل زیادی نداریم. ولی در عین حال باید ضمانت های اجرایی این قوانین پیش بینی شود. در واقع باید یک عزم ملی و اهتمام جدی در راستای اجرایی شدن این مصوبات به وجود بیاید و به نوعی همه احساس کنند که در این راستا موظف هستند و تکالیفی دارند.
عفاف و حجاب به عنوان یکی از ارزش های نهادینه شده در فرهنگ عمومی کشور و از شعائر اصلی دین ما است. که نتایج عدم رعایت آن چه در سطح فردی و چه اجتماعی بر هیچ فرد منصفی پوشیده نیست؛ همین مسأله سبب حساسیت اقشار مختلف مردم نسبت به نوع برخورد با بد حجابی و روش ‏های ترویج آن در سطح جامعه شده است، طوریکه امروزه این مسأله تبدیل به یک موضوع چالش برانگیز شده و افراد گاهاً نظرات متفاوتی را در این خصوص ارائه داده‏اند.

  xml:namespace prefix = o ns = “urn:schemas-microsoft-com:office:office” />


 


عوامل متعددی بر بدحجابی به عنوان یک مسئله، آسیب، چالش و حتی یک بحران تأثیر دارد. در هر سطحی که به بدحجابی نگاه شود، این موضوع یک پدیده ی فرهنگی ـ اجتماعی است. بدحجابی ممکن است در مباحث اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و قانونی ریشه داشته باشد. بسترهای متعددی زمینه ساز شکل گیری این پدیده در عرصه ی اجتماعی بوده است و این مسئله به یک عامل، شخص یا موضوع خاص محدود نمی شود.


 وضعیت حجاب را در جامعه چگونه ارزیابی می کنید؟


 عفاف و حجاب به عنوان یکی از ارزش های نهادینه شده در فرهنگ عمومی کشور ما و همچنین فرهنگ ملی ما شناخته شده است و در واقع این ارزش یک ارزش اسلامی ـ ایرانی است. حجاب سابقه ای تاریخی دارد و در عمق فرهنگ ما رسوخ کرده است. مستنداتی وجود دارد که نشان می دهد سابقه ی عفاف و حجاب در ایران به دوران ورود اسلام به کشور برمی گردد. حجاب یکی از ریشه دارترین ارزش های فرهنگی ماست، ولی در عین حال در طول تاریخ فرازونشیب هایی داشته است. در برهه ای کشف حجاب صورت گرفت و این ارزش کاملاً زیر پا گذاشته شد و امروز، بعد از پیروزی انقلاب، به عنوان یکی از ارزش های بسیار اساسی در روابط اجتماعی ما شناخته می شود.


بنابراین تأکید مسئولان نظام و رویکرد قوانین و برنامه ریزی ها با ملاحظه ی این ارزش بوده است. این ارزش در همه ی اقشار ما وجود دارد و ریشه دار است، اما پدیدار شدن عارضه ی بدحجابی به دلیل کاستی هایی است که در جهت تثبیت این فرهنگ در اذهان وجود داشته است و به عنوان نواقص از آن ها یاد می کنیم. وقتی روی یک صفحه ی سفید نقطه ای سیاه وجود داشته باشد، فقط آن نقطه ی سیاه دیده می شود. پدیده ی بدحجابی و مصادیق عینی اش مانند همان نقطه ی سیاه بر صفحه ی اجتماع هستند. نمود پدیده ی بدحجابی از آنجا ناشی می شود که اساساً ماهیت بدحجابی جلوه گری و بزرگ نمایی است.


 به این ترتیب، بزرگ نمایی این مسئله موجب شده است برخی تلقی شان این باشد که همه ی زنان جامعه ی ایران کاملاً به سمت بی حجابی و بدحجابی رفته اند و این رویکرد به عنوان یک جریان در حال رشد روزبه روز بدتر می شود. به همین خاطر آن را به عنوان یک بحران تلقی می کنند، ولی تلقی من این گونه نیست. من فکر می کنم جلوه ی کاذب بدحجابی باعث شده است که این موضوع به صورت یک بحران تصور شود. در صورتی که هرگز کسی نمی تواند بگوید جامعه ی ما یک جامعه ی بی حجاب است یا فرهنگ برهنگی در آن حاکم است.


 وقتی شما جامعه ی ما را با کشورهای اسلامی مقایسه می کنید، اعم از اینکه حکومت اسلامی دارند یا اینکه لائیک هستند، صحنه هایی در آن جوامع می بینید که کاملاً حاکی از بی حجابی، بدحجابی و حتی اشاعه ی فحشا و منکرات است و حتی حساسیتی نسبت به این مسائل وجود ندارد. شاید این مسئله از آنجا ناشی می شود که حجاب حقیقتاً به عنوان یک ارزش در این کشورها نهادینه نشده است، ولی در کشور ما چون این موضوع به عنوان یک ارزش در همه جا به ثبت رسیده است، وقتی در خیابان، سینما، مطبوعات و هر جای دیگری خلاف این ارزش عمل می شود، خیلی خودش را بزرگ نشان می دهد.


 وقتی روی یک صفحه ی سفید نقطه ای سیاه وجود داشته باشد، فقط آن نقطه ی سیاه دیده می شود. پدیده ی بدحجابی و مصادیق عینی اش مانند همان نقطه ی سیاه بر صفحه ی اجتماع هستند. نمود پدیده ی بدحجابی از آنجا ناشی می شود که اساساً ماهیت بدحجابی جلوه گری و بزرگ نمایی است.


البته این موضوع قطعاً مهم است. ما نمی خواهیم بگوییم مسئله ی کوچکی است. اینکه می گویم بزرگ نمایی می شود به این معنا نیست که اصلاً اهمیتی ندارد و نباید به آن پرداخته شود. منظور این است که بدحجابی تا این حد پررنگ نیست و نباید جامعه ی ایرانی را بی حجاب یا بدحجاب تصور کرد. باید واقع بینانه با مسئله روبه رو شویم. در غیر این صورت، نمی توانیم ریشه یابی دقیقی داشته باشیم و راهکارهای مناسبی ارائه دهیم. بنابراین دچار افراط یا تفریط خواهیم شد.


 از نگاه شما، سیاست گذاری های عرصه ی عفاف و حجاب در این 30 سال گذشته قابل قبول بوده است؟


 ما در تدوین و تصویب قوانین و مقررات مشکل زیادی نداریم. سیاست های کلان نظام در بحث عفاف و حجاب در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی کاملاً واضح و مشخص است و دستگاه ها، سازمان ها و نهادهای مختلف برنامه ریزی ها و فعالیت هایی در راستای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب انجام داده اند. البته به هر حال باید خلأهای قانونی این موضوع آسیب شناسی شود که آیا واقعاً این قوانین از عمق لازم برخوردارند و ریشه ای به مسائل پرداخته اند یا اینکه فقط به صورت و شکل قضیه توجه داشته اند و محتوای عفاف و حجاب در آن ها منظور نشده است.


 


قطعاً احتیاج به بازنگری در قوانین داریم، ولی در عین حال فکر می کنم باید ضمانت های اجرایی این قوانین پیش بینی شود. در واقع باید یک عزم ملی و اهتمام جدی در راستای اجرایی شدن این مصوبات به وجود بیاید و به نوعی همه احساس کنند که در این راستا موظف هستند و تکالیفی دارند.


همان طور که فرمودید، حجاب و عفاف در فرهنگ مردم ما نهادینه شده است، به نوعی که بدحجابی ها مثل یک لکه ی سیاه در صفحه ای سفید خودشان را نشان می دهند. به نظر شما، با بدحجابی هایی که جلوه نمایی زیادی دارند چطور باید برخورد شود؟ نظر شما راجع به اقدامات تنبیهی یا برای مثال، گشت ارشاد چیست؟


 قوانینی که به آن ها اشاره کردم کاملاً وظایف دستگاه ها و سازمان های مربوطه را مشخص کرده است. دستگاه های فرهنگی به عنوان یک وظیفه ی ذاتی باید به این قضیه نگاه کنند و اهدافی را محقق کنند. مقابله با این پدیده باید از راه های فرهنگی صورت گیرد. در واقع باید از جنبه های ایجابی استفاده کنیم، چون همان طور که گفتم، پدیده ی بدحجابی ذاتاً یک پدیده ی فرهنگی ـ اجتماعی است. راهکارهای این مسئله باید با توجه به ظرایف دستگاه های فرهنگی پیش بینی شود. این راه حل ها شامل اقدامات کوتاه مدت و بلندمدت می شود.


 فعالیت های فرهنگی کوتاه مدت باید به صورت اورژانسی برای مشکلات ضروری انجام شود و در کنار آن ها یک سری برنامه های فرهنگی درازمدت، با تعمق و تفکر جدی در این زمینه، تهیه شود. باید ریشه یابی کنیم که غفلت ما در طول این سالیان از کدام ناحیه بوده است که ارزش های ذاتی مان این گونه تهدید شده و تهاجم فرهنگی توانسته است از طریق ابزارهایی که در اختیار دارد بر این مسئله تأثیر بگذارد. در کنار ابعاد فرهنگی قضیه، باید به بُعد اقتصادی آن هم توجه کنیم. برای مثال، در زمینه ی پوشش روی حجاب برتر تأکید می کنیم، در حالی که قیمت یک چادر باکیفیت در بازار خیلی بالاست.


 همچنین خانمی که می خواهد خیلی ساده و باوقار باشد و مثلاً پوششی در قالب مانتو و روسری داشته باشد به سختی می تواند یک مانتوی مناسب پیدا کند. این مسائل باید ریشه یابی شوند. از سویی دیگر، بحث های قانونی و مقابله ی نظام مند با عوامل بدحجابی را نباید فراموش کنیم، چون افرادی به صورت عامدانه و به عنوان عاملین دشمنان وارد این عرصه می شوند. بنابراین بُعد سیاسی قضیه را هم باید در نظر بگیریم. واقعاً این طور نیست که همه ی بدحجاب ها از سر غفلت این کار را انجام دهند، بلکه به نظر می رسد افرادی به صورت سازماندهی شده برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی به ترویج بدحجابی می پردازند.


بنابراین در برخی موارد می طلبد که مقابله ی قانونی و تشدید مجازات ها و برخوردهای لازم را داشته باشیم. در همه ی این قسمت ها باید هم زمان اقدام شود و هر دستگاهی وظیفه ی مربوط به خودش را، با توجه به تشخیص موضوع و تعیین حدود و مرزها، به انجام برساند. بنابراین یک جا لازم است که نیروی انتظامی ورود پیدا کند و به عنوان یک ضابط مثل هر معضل، تخلف یا جرم دیگری با بدحجابی و بی حجابی هم مقابله کند.


 مقابله با این پدیده باید از راه های فرهنگی صورت گیرد. در واقع باید از جنبه های ایجابی استفاده کنیم، چون همان طور که گفتم، پدیده ی بدحجابی ذاتاً یک پدیده ی فرهنگی ـ اجتماعی است. راهکارهای این مسئله باید با توجه به ظرایف دستگاه های فرهنگی پیش بینی شود. این راه حل ها شامل اقدامات کوتاه مدت و بلندمدت می شود. 


در واقع از آنجایی که بدحجابی در مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی ریشه دارد، باید متناسب با آن برخورد صورت گیرد و به همین دلیل برخوردها باید گاهی تنبیهی و گاهی فرهنگی باشند.


بله و مهم تر از همه هماهنگی بخش های مختلف است تا تأثیر هر قسمت به وسیله ی قسمت های دیگر از بین نرود یا تداخل و تعارض به وجود نیاید. مسئولین باید حرف همدیگر را بفهمند و سلایق را فدا کنند. در واقع باید حقیقتاً به یک مفاهمه برسیم تا یک خرد جمعی حاکم شود. باید بتوانیم این مسئله را خیلی فراتر از یک بخش ببینیم و مصالح نظام را در نظر بگیریم.


در حال حاضر، به نظر می رسد که یک مقدار برخوردها جزیره ای است؛ یعنی، نیروی انتظامی با رویکرد خوش کار می کند و از سویی دیگر مثلاً بازیگرهای سینما و تلویزیون وضعیت چندان مناسبی در زمینه ی حجاب ندارند که بتوانند الگو باشند، از آن طرف رئیس جمهور می گوید مشکل ما اصلاً حجاب جوانان نیست. آیا شما قبول دارید که جزیره ای به این موضوع نگاه می شود؟


 البته من هنوز به این نتیجه ای که شما می فرمایید نرسیده ام، چون باید ارزیابی کاملی از عملکرد همه ی مسئولان ذی ربط صورت بگیرد تا بتوانیم به یک نتیجه ی مشخص برسیم. در حال حاضر من در مقامی نیستم که بتوانم چنین چیزی را تأیید یا رد کنم، چون تسلط و اشراف کافی بر عملکرد همه ی مسئولان ندارم، ولی به هر حال یکی از ضرورت های بحث که واقعاً شاید محوری ترین عامل باشد همین ایجاد هماهنگی است. این هماهنگی باید به وجود بیاید. اگر بخواهند حرکت رو به جلو اتفاق بیفتد، باید همه ی اعضا هم زمان و هم گام حرکت کنند. نباید این طور باشد که مثلاً یک قسمتی جلوتر برود و دیگران عقب بمانند. هماهنگی بین متصدیان و متولیان این امر لازمه ی موفقیت در این مقابله است.


 این هماهنگی ها و حرکت ها طبیعتاً باید به دور از تندروی یا کندروی باشد.


بله. همین طور است. قاعدتاً افراط و تفریط نباید صورت بگیرد. به فراخور حال و با توجه به مقتضیات و ضرورت ها باید این اقدامات در جهت مقابله شکل بگیرند. البته دغدغه ی همه ی مسئولین نظام همین است. حقیقتاً هیچ کس با این ادعا و با این قصد وارد عرصه نشده است که دیگران را دفع کند یا فقط در جهت تثبیت موقعیت خودش و دستگاه خودش اقدام کند. همه هدفشان را این قرار داده اند که این مشکل حل شود، ولی به هر حال این موضوع به تبادل نظر، مفاهمه و هماهنگی احتیاج دارد که امیدواریم این اتفاق بیفتد.


 نظر شما درباره ی نیروهای گشت ارشاد چیست؟ چه برخوردی باید صورت بگیرد که مناسب باشد؟ آیا نباید این نیروها آموزش ببینند؟


من فکر می کنم که خود ناجا آموزش هایی را در دستور کار دارد، ولی به هر حال باید پیشنهادات ارائه شود. دیگران هم باید در ارائه ی بسته های آموزشی، تهیه ی محتوا و نحوه ی آموزش کمک کنند. من مطمئن هستم نیروی انتظامی استقبال می کند و خودش هم این مسئله را مد نظر دارد. واقعاً باید از نیروی انتظامی حمایت شود تا بتوانیم با کمک نیروهای نظام شکل منطقی قضیه را عملی کنیم. نباید فقط نقطه های منفی را ببینیم و آن ها را بزرگ کنیم. در کنارش باید پیشنهاد ارائه دهیم تا این هم افزایی تقویت نظام را به دنبال داشته باشد.


 همان طور که اشاره کردم، بعضی از افراد اصلاً عامل بیگانه هستند و باید با آن ها برخورد انتظامی شود. باید تشخیص داده شود که موضوع چیست و افراد تا چه سطحی مقصر، متخلف یا مجرم هستند و در همان سطح با آن ها برخوردهای خاص صورت بگیرد. همه ی این ها تعریف شده اند، ولی باید به صورت نظام مند ساماندهی شوند.


 اگر بخواهیم بدحجابی را ریشه یابی کنیم، قطعاً به ریشه های فردی و اجتماعی می رسیم. نظر شما در این رابطه چیست؟


 عوامل فردی به اعتقادات و میزان تدیّن افراد برمی گردد. ضمن اینکه سلامت اجتماعی و فردی در بستر خانواده شکل می گیرد و قاعدتاً هر چقدر شخص بیشتر به اصول و ضوابط شرعی پایبند باشد، درصد سلامتش در این حوزه بالاتر می رود. در مورد ریشه های اجتماعی این امر باید بگویم همان طور که جامعه روی فرد اثر می گذارد، فرد هم با حضوری که در اجتماع دارد روی کل جامعه تأثیرگذار است. بنابراین بحث عفاف و حجاب را باید در این رابطه ی متقابل و تعامل دوطرفه ببینیم.


 به نظر شما، بدحجابی به مرور در جامعه عادی می شود؟


 بله. آسیب بدحجابی در درازمدت همین است. در واقع فرسایشی شدن این موضوع در درازمدت منجر می شود که قبح این کار بریزد، برای همه عادی شود و افراد فکر کنند که اصلاً این مسئله چیز بدی نیست، چون هر روز آن را در خیابان می بینند.


 اگر یکی در وسط خیابان بخواهد با چاقو یکی دیگر را بکشد، آیا شما می ایستید و نگاه می کنید؟ حتماً عکس العمل منفی نشان می دهد. بی حجابی چه بسا از کشتن یک فرد بدتر باشد، چون سلامت روحی افراد را به خطر می اندازد و آن ها را دچار انحراف جنسی می کند. اتفاقاً فاجعه ی بدحجابی و بی حجابی عمیق تر است. فردی که حیا ندارد و ارزش های دینی را زیر پا می گذارد و علناً حریم شکنی می کند جرمش بالاتر است. اگر این موضوع عادی شود و با آن مقابله نکنیم، رفته رفته قبح مسئله می ریزد و ارزش ها فراموش می شود.


در مورد ریشه های اجتماعی این امر باید بگویم همان طور که جامعه روی فرد اثر می گذارد، فرد هم با حضوری که در اجتماع دارد روی کل جامعه تأثیرگذار است. بنابراین بحث عفاف و حجاب را باید در این رابطه ی متقابل و تعامل دوطرفه ببینیم.


بعضی از منتقدان این سؤال را مطرح می کنند که چرا در کشورهای اسلامی دیگر، مثل ترکیه یا مالزی، حجاب اختیاری است، اما در ایران اجباری است. نظر شما در این باره چیست؟


 ما به الگوها و اسوه های حسنه ای که در مکتب و شریعتمان معرفی شده اند مراجعه می کنیم. معیار اسلامی ما همان مدینه النبی است. باید ببینیم برخورد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با مسئله ی حجاب و عفاف در زمان خودش چه بوده است. اگر بخواهیم به یک الگو دست پیدا کنیم، باید به سیره ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) مراجعه کنیم، وگرنه با هر چیزی می توانیم خودمان را مقایسه کنیم. بحث انطباق با الگوها مطرح است و اینکه آن زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حتی غیرمسلمان ها را هم به رعایت حجاب ملزم می کردند.


اهل کتاب وقتی در جامعه ی اسلامی زندگی می کنند، باید شعائر دینی را رعایت کنند. البته ما معتقدیم در همه ی ادیان الهی حجاب الزامی است، اما با توجه به تعریفی که آن ها از دین خودشان دارند، ممکن است حجاب را الزامی ندانند، ولی وقتی در جامعه ی اسلامی زندگی می کنند، باید این موضوع را رعایت کنند، چون از منافع جامعه بهره مند می شوند و در قبالش تعهداتی دارند که یکی از آن ها رعایت شعائر دینی ما، از جمله حجاب، است.


 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این موضوع را تکلیف کرده اند. بنابراین چطور ممکن است این مسئله برای مسلمان ها اختیاری باشد و حاکم اسلامی این موضوع را رها کند یا در قوانین چیزی در این رابطه وجود نداشته باشد؟ قاعدتاً جوامع دیگر الگوی صحیحی برای جامعه ی اسلامی نخواهند بود، چون رفتار آن ها مغایر با آن الگویی است که ما از رفتار و سیره ی نبوی سراغ داریم. بنابراین آن جوامع باید اصلاح شوند. آزادانه برخورد کردن آن ها با مسئله ی حجاب برمی گردد به اینکه قوانین آن ها هنوز کاملاً اسلامی نشده است و احتیاج به بازنگری دارد.


 اگر قرار است به ایده آل ها بپردازیم و هدف را تحقق آن مدینه ی فاضله ببینیم، باید حداقل ردپایی از آن را در قوانین داشته باشیم. ممکن است در مرحله ی اجرا با معضلات و مشکلاتی مواجه شویم، ولی پذیرش این مسئله به عنوان مبنا و اساس فعالیت ها چیزی است که سابقه ی تاریخی دارد و الگوهای اسلامی آن را به ما ثابت می کند.


 راهکارهای فرهنگی و اجتماعی شما برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب چه هستند؟


امروز مسئولین در صدد اجرایی کردن راهکارها هستند. متولیان این امر، وزارت کشور، ناجا و دستگاه هایی که به صورت خاص چنین تکلیف هایی برایشان تعریف شده است اقداماتی در این زمینه انجام می دهند. ما فقط می توانیم پیشنهاداتی داشته باشیم، در راستای رفع نواقص قدم برداریم و حمایت کنیم. در واقع ما می توانیم در عرصه ی فرهنگ سازی کمک کنیم، وگرنه دستگاه ها تکالیفشان مشخص است و فقط باید به مرحله ی اجرا برسد.


 به نظرم واقعاً یک عزم ملی و همت جدی باید باشد تا این اقدامات مقطعی نباشند و فقط در یک دوره ی خاص، مثلاً تابستان ها، اجرا نشوند. نباید فقط زمانی که مسئله ی بدحجابی خیلی حاد می شود، پرداختن به آن را ضروری بدانیم. اگر دستگاه های مسئول وظایفشان را اجرا کنند و هماهنگ باشند، فکر می کنم که درصد مهمی از این مسئله حل می شود و اِن شاءالله مشکل برطرف خواهد شد. البته باید ضمانت های اجرایی لازم هم وجود داشته باشد و مسئولیت پذیری افراد پررنگ تر شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه