رسانه ها، مروج مصرف یا تولید؟ : نقد رسانه های داخلی و خارجی در فرهنگ اقتصادی

زمان انتشار: ۱۸:۱۶ ۱۳۹۱/۰۲/۱۵

برای نمونه کافی است یک مقایسه اجمالی میان دو مجموعه کره ای “جواهری در قصر(یانگوم)” و مجموعه ایرانی “ستایش” داشته باشیم. در سریال کره ای ما آموختیم که یک خانم جوان چگونه با تدبیر و تلاش می تواند از دام مشکلاتی که توسط حسادت های دیگران برایش پهن شده به سلامت عبور کند و پله های ترقی را یک به یک بالا رفته و تهدیدهای موجود را به فرصتهایی برای ارتقا خود تبدیل کند. در ضمن ما به ریشه دار بودن تمدن کره ای! و پیشتاز بودن آنها در طب و تغذیه آگاهی یافتیم. اما در سریال ایرانی ستایش ما فهمیدیم که مردان سنتی ایرانی(حاجی بازاری ها) پسر دوست های افراطی هستند که حتی حاضرند به خاطر این، زندگی فرزندشان را نابود کنند؛ زنهای ایرانی(ستایش و مادرش و ..) موجودات منفعلی هستند که فقط باید فرار کنند؛ روستاییان ما آدمهای متعصب و کینه ای هستند که بعد از 35 سال هنوز به دنبال انتقام هستند و .. .

 یکی
از عواملی که معمولا باعث بروز ناآرامی های اجتماعی و سیاسی می گردد نارضایتی های
اقتصادی است. این نارضایتی ممکن است به علت رکود اقتصادی رخ دهد، اما همیشه
اینگونه نیست. در واقع دنیای مدرن بر شالوده اقتصاد بنا شده است و تولید و مصرف
بیشتر کالاها شاخصه توسعه و پیشرفت است. همین توسعه ی مدوام باعث افزایش خطی
توقعات اقتصادی هر جامعه در طول زمان نیز می شود اما آنچه که مهم است این است که
شیب رشد وضعیت اقتصادی و معیشتی متناسب و موازی با رشد “افزایش توقعات”
اقتصادی مردم باشد.

شاید
زیاد شنیده باشید که آنچه باعث انقلاب اقتصادی می شود نه فقر که “احساس
فقر”  از سوی مردم است. مطالعات نشان داده است که جنبشها و انقلابهای
اقتصادی نه توسط طبقات تهیدست بلکه معمولا توسط طبقه متوسط و متوسط به بالای جامعه
شروع می شوند. برآورده نشدن توقعات فزاینده طبقات متوسط و به بالا، نارضایتی هایی
را به بار می آورد که دامنه آن به دیگر طبقات نیز کشیده می شود.

اما
چه چیز باعث ناهماهنگی رشد اقتصادی یعنی “قابلیت “حکومت در ارضای
نیازهای واقعی مردم  و “توقعات و انتظارات” آنها می گردد؟

 بی
شک یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در ایجاد این ناهماهنگی، رسانه ها هستند.
رسانه ها که به عنوان یکی از دستگاههای تولید و بازتولید و انتشار ارزشهای فرهنگی
در جامعه شناخته می شوند، می توانند فاصله بین توقعات اقتصادی مردم و قابلیت واقعی
جامعه برای ارضای نیازهای معیشتی را کم یا زیاد کنند. البته این کار همیشه به صورت
مستقیم صورت نمی گیرد. درکنار گزارش های خبری و اخبار برگزیده ی سایت ها و
خبرگزاری ها،تبلیغات تجاری رسانه ها، کتابهای داستان و رمان، مجموعه های نمایشی،
برنامه های آموزشی و حتی مستندهای تلویزیونی در این باره سهم بیشتری ایفا می کنند.
تبلیغ یک سبک زندگی که بر قناعت، صرفه جویی، کار و تلاش، پس انداز و .. تاکید دارد،
باعث کم شدن شکاف پیش گفته و بالعکس، تبلیغ سبک زندگی ای که بر زیاده خواهی، مصرف
بیشتر، تجمل گرایی، مصرف کالاهای لوکس، مدگرایی، تن آرایی افراطی و .. تاکید دارد
شکاف بین قابلیت های واقعی و توقعات را به صورت کاذب افزایش می دهد.

رسانه
های ایرانی را می توان به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرد اما هر دو دسته در
ترویج مصرف گرایی و تجمل طلبی و .. با یکدیگر اشتراک و حتی رقابت دارند.

برای
مثال با بررسی محتوای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان متوجه می شویم که این رسانه
ها اگر چه از سویی در برنامه های مستند و خبری، فقر و فاصله طبقاتی موجود در ایران
را به تصویر می کشند اما از سوی دیگر علاوه بر تبلیغ مستقیم فراورده های شیمیایی
شامل کرمها و ژل های زیبایی و جنسی و… با تبلیغ خوشگذرانی های شبانه و ..، تبلیغ
یک سبک زندگی لوکس و مصرفی را در دستور کار دارند. با دیدن این برنامه ها، مخاطب
اینگونه تصور می کند که غربی ها و ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا به جز دنس، نایت
کلاب، تن آرایی، عشقهای مثلثی و مربعی و .. دغدغه دیگری ندارند و ما در این
شبکه ها هیچگاه از جدیت غربی ها در کار و تحصیل و مطالعه و برنامه ریزی چیزی نمی
بینیم.

البته
همانطور که اشاره کردم رسانه های داخلی شامل سینما و رسانه ملی ما هم دست کمی از
ماهواره های فارسی زبان ندارد. علاوه بر حجم زیاد تبلیغات تجاری و مصرفی مستقیم که
کارکرد “نیازسازی کاذب” در بین مخاطبان را بر عهده دارند، تبلیغاتی غیر
مستقیم در رسانه های تصویری مانند دکورهای تزیینی که در برنامه های صدا و
سیما(برنامه های خبری، فرهنگی و آموزشی) استفاده می شوند، دکوراسیون منزلهایی که
در مجموعه های تلویزیونی نشان داده می شوند، ماشین هایی که بازیگران نقش اول، سوار
می شوند، تکه کلام هایی که استفاده می کنند و .. همان سبک زندگی تجملی و مصرفی را
تبلیغ می کند.

به
طور مثال در مجموعه های تلویزیونی شخصیتها، بیشتر یا در موقعیت بزم و خوشگذرانی و
عشق و عاشقی های تخیلی هستند و یا موقعیتهای دزدی و کلاهبرداری و مصیبت! و کمتر
کسی در موقعیت کار و تلاش و زحمت دیده شود. برای نمونه کافی است یک مقایسه اجمالی
میان دو مجموعه کره ای “جواهری در قصر(یانگوم)” و مجموعه ایرانی
“ستایش” داشته باشیم. در سریال کره ای ما آموختیم که یک خانم جوان چگونه
با تدبیر و تلاش می تواند از دام مشکلاتی که توسط حسادت های دیگران برایش پهن شده
به سلامت عبور کند و پله های ترقی را یک به یک بالا رفته و تهدیدهای موجود را به
فرصتهایی برای ارتقا خود تبدیل کند. در ضمن ما به ریشه دار بودن تمدن کره ای! و
پیشتاز بودن آنها در طب و تغذیه آگاهی یافتیم. اما در سریال ایرانی ستایش ما
فهمیدیم که مردان سنتی ایرانی(حاجی بازاری ها) پسر دوست های افراطی هستند که حتی حاضرند
به خاطر این، زندگی فرزندشان را نابود کنند؛ زنهای ایرانی(ستایش و مادرش و ..)
موجودات منفعلی هستند که فقط باید فرار کنند؛ روستاییان ما آدمهای متعصب و کینه ای
هستند که بعد از 35 سال هنوز به دنبال انتقام هستند و .. .

با
نگاهی به وضعیت اقتصادی طبقه متوسط جامعه ایرانی متوجه می شویم که نسبت به یکی دو
دهه قبل وضعیت اقتصادی طبقه متوسط ما خیلی بهتر شده است. تقریبا اکثر خانواده ها
صاحب خودرو، مبلمان، کامپیوتر، لب تاپ، موبایل های گران قیمت و .. شده اند
ولی گله و شکایت آنها از اوضاع اقتصادی نیز بیشتر شده است و به نظر می رسد این
مساله بیشتر ناشی از همان توقعات فزاینده ای است که بر اثر نیاز سازی کاذب تبلیغات
مستقیم و غیر مستقیم رسانه های داخلی و خارجی ایجاد شده است.

کارشناسان
اقتصادی یکی از عوامل موفقیت زیاد کشورهایی چون چین و ژاپن در عرصه اقتصادی و پیش
افتادن از اروپا را کار زیاد و کم توقع بودن و کم مصرف بودن شهروندان این کشورها
می دانند. در چین علاوه بر کار ده ساعته روزانه، اوقات فراغت اعضا در خانه اغلب به
کار خانوادگی سبُک شامل مونتاژ وسایل الکترونیکی و بسته بندی و… می گذرد.

افتادن
خانواده ها در دام مدگرایی و مسابقه تجمل به واسطه تبلیغات بی حد و حصر رسانه ای
نه تنها مانع از پس انداز مازاد درآمد خانواده ها و سرمایه گذاری شده بلکه نداشتن
پشتوانه اقتصادی مناسب در مواقع بحران اقتصادی، باعث آسیب دیدن بسیاری از خانواده
ها خواهد شد. همچنین هنگامی که غریزه مالکیت(حرص و طمع)، غریزه تن آرایی، غریزه
جنسی و .. افراد جامعه بیش از حد تحریک شود باعث می شود افرادی که توانایی ارضای
صحیح این غرایز را ندارند از راههای غیرقانونی و مجرمانه به ارضای غرایز خود اقدام
کنند و به نظر می رسد یکی از عوامل افزایش میزان جرم و جنایت در دهه اخیر در جامعه
ایرانی ناشی از همین مساله باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه