پرونده «فساد اجتماعی» (2)

روایت دکتر رفیع پور از «فساد» و «شهرام جزایری»ها!

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۹:۲۸ ۱۳۹۳/۰۷/۱۵

با دستگیری و مجازات ملایم یک مجرم نه فقط مسئله حل نمی شود، بلکه روش های فساد بیشتر آموخته شده، اشاعه می یابد و فرایند آن تقویت می شود. از آن طریق از یک طرف نظام سیاسی کشور به طور جدی مورد تهدید سقوط خواهد بود و از طرف دیگر این بلا و سرطان جامعه ی ایران را به طور غیر قابل ترمیم از پای در خواهد آورد.

در یادداشت پیشین به بهانه اتمام دوران محکومیت شهرام جزایری( مفسد اقتصادی ای که یک دهه پیش در دادگاه به جریمه، رد اموال و 11 سال زندان محکوم شده بود) به بازخوانی کتاب «سرطان اجتماعی فساد» نوشته دکتر فرامرز رفیع پور استاد سابق جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی پرداخته بودیم. این روزها و با طرح شدن پرونده های فسادی چون ب.ز، م.ه، م.ر ( که به دلیل عدم اعلام حکم نهایی آنها از انتشار نام کامل آنها معذوریم) ضرورت توجه به مساله فساد به عنوان یک «مساله اجتماعی» بیش از پیش احساس می شود.

دکتر رفیع پور در کتاب مزبور در صفحات چندی به بررسی مفصل پرونده شهرام جزایری پرداخته است که انتشار آن خالی از لطف نبود: 

آقای جزایری متولد 1351 در اهواز پس از طی مراحل سختی از زندگی، کار و تحصیل، در سال 1375 در سن 24 سالگی وارد فعالیتهای اقتصادی کلان می‏شود و تا سال 1380 در سن 29 سالگی که دستگیر می‏شود، حجم داد و ستد او به میلیاردها تومان می‏ رسد. وی نه فقط با بسیاری از بانکها روابطی داشت که به عنوان فساد تلقی می‏شود، بلکه با روشهای زیرکانه بسیاری از نمایندگان مجلس و همچنین افراد متنفذ یا فرزندان آنها را در برنامه ‏های خود مشارکت و از این طریق دامنه فساد در شئون کشور گسترش داد. تا اینکه ظاهرا هنگام تطمیع یکی از روحانیون معتبر مورد سوء ظن و پیگیری قرار می‏ گیرد.

فعالیتهای مختلف اقتصادی و مفاسد مالی آقای جزایری به قدری زیاد است که خواننده اگر حوصله کند و آنها را فقط به طور سطحی مرور نماید متوجه میشود که دامنه این فعالیتها چقدر وسیع و دارای چه عمقی است. برای یک دریافت مختصر اشاره میشود:

در اولین جلسه رسیدگی علنی به اتهامات وی در اول بهمن سال 1380 نماینده مدعی‏العموم علی مژدهی خاطر نشان کرد برخی از اتهامات شهرام جزایری سهام دار و عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکتها و مشاور فنی کمیسیون اقتصادی مجلسه که در تاریخ 24آقای جزایری8آقای جزایری80  دستگیر شده است به این شرح است:

– ایجاد و تاسیس شرکتهای متعدد  بازرگانی

– حدود 50 شرکت  و معرفی این شرکتها به بانکها و اخذ تسهیلات  به پشتوانه شرکت های وابسته اقماری و گردش کاذب این تسهیلات در حسابهای جاری شرکتهای فوق الذکر

–  پرداخت مبلغ 37 میلیارد و 10 میلیون ریال به دفعات به افراد مختلف برخی به عنوان رشوه و برخی به منظور مصرف در امور خیریه

– تحصیل مقادیر معتنابهی ارز از سیستم بانکی کشور و موسسات اعتباری که بالغ بر 811 میلیارد و 560 میلیون ریال میشود از طریق استفاده از فاکتورهای جعلی

– اسناد حمل جعلی و صوری کالا و ارائه آنها جهت گشایش اعتبارات اسنادی

– گردش وجوه به صورت صوری

به نظر میرسد که مهمترین سوال در این مورد آن است که چگونه یک جوان 24 ساله توانسته است بدون هیچ پشتوانه ایلی یا مالی در ظرف مدت کوتاهی این حجم درآمد را کسب نماید و این تعداد زیاد متنفذین فرهنگی و سیاسی را زیر نفوذ خود درآورد؟

براساس مدارک موجود در نگاه اول و سطحی و براساس آنچه که نزدیکان آقای جزایری از قهرمان خود ساخته اند عوامل زیر موجب موفقیت آقای جزایری شده است:

– خوش حسابی و پرداخت به موقع دیون

– خوش برخوردی

– دست و دلبازی

اما هر عقل سلیم و حتی غیر متخصص نیز میتواند درک کند که این خصوصیات به تنهایی برای چنین دامنه و عمق فعالیت آن هم در زمانی بسیار کوتاه کافی نیست و علل دیگری نیز لازم بوده است که از میان آنها میتوان به چند نکته اشاره کرد:

– وجود یک برنامه

– آشنایی با مسیرهای مختلف بیراهه و غیرقانونی کسب امتیازات

– مدل برنامه و محاسبات ظریف چگونگی پرداخت کمکهای مادی به افراد موجه و ذی نفوذ در حیطه ‏های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی

– در نهایت پرداخت رشوه که تازه پس از مراحل بالا می توانست موثر و موفقیت ‏آمیز باشد.

سه مرحله اول بسیار قابل تعمق به نظر می‏رسد زیرا این مراحل مقدمات پرداختن موفقیت آمیز رشوه را فراهم ساخته است این سه مرحله نیاز به یک تفکر عمیق سازمان یافته و تخصصی وسیع دارد که محال است فقط با هوش بالا و تجربیات یک فرد 24 ساله تا 29 ساله حاصل شود. در مقابل این سوال که چطورانجام موفقیت آمیز چنین کاری ممکن بوده است؟ ساده ترین پاسخ و روش آن بوده است که تعداد زیادی از دست اندرکاران بانکی و سیاسی (نمایندگان مجلس و عضو کمیسیون‏های مختلف) آقای جزایری را در این مسیر یاری داده اند. اینکه مادر و پدر و همسر دوم او هر دو کارمند یکی از بانکهای موطن او هستند نشان دهنده یک مراوده نزدیک و غیررسمی و هدایت های ممکن از جانب موسسات اقتصادی میباشد.

اما با وصف این وسعت و عمق مجموعه این اقدامات نیاز به یک برنامه و طرح عمیق منسجم به صورت یک دیاگرام و مدل دقیق و پیچیده داشته است که در آن

– حلقه های هر زنجیره یا هر عامل و همچنین

– محل آن به طور دقیق

مشخص شده باشد چنین طرحی نمیتواند از دست یک فرد، مانند شهرام جزایری یا یک رئیس بانک یا یک نماینده مجلس هرچند که باهوش باشند، برآید. به نظر ما که عمری است با مدلهای پیچیده علمی بین المللی عمیق کار می‏کنیم و بخشی از آن نیز در این کار مشخص شده است، این پدیده یک زمینه فکری و تئوریک حساب شده قوی تر، همراه با یک نیاز به یک جمع از افراد متفکر و متخصص دارد که فراتر از حد تفکر سازمانهای ایرانی به نظر میرسد چنانکه در آغاز انقلاب عده ای حرکت گروه مجاهدین خلق را فقط حاصل تفکر رهبر آن گروه و همکارانش  می‏دیدند و یا در دوران اخیرتر یکی از دو نفر را به عنوان مغز متفکر یک حرکت می ‏پنداشتند این گونه اقدامات از نظر افراد ساده اندیش ممکن است حاصل تفکر یک فرد به نظر آید که او را به عنوان قهرمان تلقی میکنند. اما هر متفکر دانشمند در سطح جهانی به چنین برداشتی لبخند تمسخر می‏زند.

کارسازان پشت صحنه باید افراد دیگری بوده باشند آنها هنرشان در آن است که هرگز مشخص نشوند. استراتژی آنها همان:  «دشمن نتوان حقیر بیچاره شمرد» می باشد اما در آن طرف معامله آنها روششان به گونه ای است که کار کنند تا حقیر و بیچاره شمرده شوند زیرا در غیر این صورت نیروهای مقابله کننده، فعال تر می‏شوند و دایره تفکر و فعالیتشان را گسترش می‏دهند و در آن صورت سیستم آنها در بخشهای اجرایی داخلی شناخته خواهد شد. البته آنها با ابزار و افرادی نیز کار می‏کنند که این تفکر را در جامعه گسترش دهند که این نوع اتفاقات حاصل کار یک نفر قهرمان است.

همچنین ممکن است برخی بگویند: «نه آقا شما نمی دانید وضع خیلی خراب تر از اینهاست “هرات” است یعنی از (شهر “هرت” هم بیشتر)» در پاسخ بگویم بله فهم این مسئله هرات است نیاز به هوش زیادی ندارد اما فهم نکته ای را بنده میگویم نیاز به هوش و عمق تفکر و تخصص بیشتری دارد و لذا این توجیهات اولا سطحی است و ثانیا ساخته همان افراد و سیستم‏های پشت صحنه است.

آقای جزایری یک بازیکن و یک مجری خوب و باهوش و مناسب بوده است که توسط مربیان پشت صحنه کشف شده است و یا به تور آنها افتاده است. سپس به طور پیچیده و غیرقابل ادراک برای خود او، از جانب مهره هایی که باید همواره تغییر می‏ کردند به طور حساب شده راهنمایی می شده است، البته با روشهایی که او فکر می‏کند که در نهایت خود او بوده است که این کارهای فوق‏العاده را انجام داده است. این درست همان روشی است که در مورد برخی از سیاستمداران دوره های گذشته نیز به کار برده شد. آنها به طور حساب شده براساس یک مدل جامع برگزیده شدند که یک مدل را در کار توسعه و تضاد تشریح کردم تا ریلهای از قبل حساب شده ای را کار بگذارند که خوشبختانه برخی به اندازه کافی همکاری نکردند.

کسانی که این کار را از ابتدا تا انتها با دقت خوانده اند کافی است اقلا به نظرات خانم روزاکرمن و بعد آقای استرک توجه کنند که کشورهای مقابله کننده با ما سالیان دراز در این زمینه تجربه و علم سازمان یافته دارند که چگونه کشورهای رقیب دشمن خود را از درون، از پای در آورند. فساد یکی از آن ابزارهاست.

اگر کسی بخواهد روش اشاعه فساد را در کشور ما تا اندازه ای تصور کند خوب است آن را با روش گلدکوئیست مقایسه نماید. فساد نیز مانند گولد کوئیست یک سرطان اجتماعی است مانند جنگ میکروبی که دشمن را از بین می برد. اکثر خانواده‏ هایی که دارای جوان دانشجو می باشند باید بدانند و اگر نمی دانند وقتش است که بدانند که با چه روشهای حساب شده و جذاب و سازمان یافته ای جوانان را در این بازی خطرناک و سرطان اجتماعی جذب و مبتلا می کنند. چه روش قشنگی است البته از نظر مهاجمین این روش مثل روز روشن است این اپیدمی دارد چار نعل پیش می رود و همه جوانان بیچاره را در برمی ‏گیرد. ببینید از چه تکنیکهای ظریف و قشنگی استفاده میکنند! که در اینجا جای طرحش نیست حالا شما می خواهید بگویید که یک شخص جوان و باهوش پشت تمام این طرحها و نقشه و اقدامات است خیلی ساده ‏اندیشانه است.

گولد کوئیست با تمام ظرافتهایش آسانتر از فساد قابل کنترل است. سرطان فساد خیلی پیچیده تر است یکی از علل پیچیدگی اش آن است که به فرهنگ و سرطان فرهنگی تبدیل میشود و کسی نمی تواند به دنبال ریشه های عمیق آن برود، زیرا با انواع محدودیتها و موانع روبرو میشود. متفکرین و مجریانی که در این زمینه به طور سازمان یافته کار می کنند قدرت تفکر جمعی و بالاخص روششان باید فوق ادراک افراد کنترل کننده آنها باشد تا کشف نشوند.

مورد اقای جزایری بسیار بیش از آنچه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است حائز اهمیت است زیرا علل فرایند و وسعت و عمق کار ایشان مبتنی بر برنامه ای است که احتمالا برخی و یا شاید بسیاری از دست اندرکاران به آن توجه ندارند لذا در اینجا فرایند کار را به طور خلاصه اما با توجهی دیگر مرور می کنیم.

با نگاهی به فرایند رشد سنی و فعالیت اقتصادی اقای جزایری، برخی از مسائل روشنتر میشوند. اگر اطلاعات داده شده درباره آقای جزایری صحت داشته باشد وی در سال 1351 در اهواز متولد و در سن هشت سالگی به عنوان یک کودک خردسال با جنگ وحشیانه و خانمان برانداز در محیط زندگی خودش مواجه می شود احتمالا به منظور دوری از محیط جنگ مدتی به تنکابن میرود در سالهای 65 تا 69 یعنی از 14 سالگی تا 18 سالگی به تحصیل و همزمان کارگری در بستنی فروشی مشغول میشود و او در سال 69 به طور قسطی تعدادی دستگاه شربت سازی می خرد تا اینکه در سال 70  به سربازی میرود.

تا اینجا مشخص میشود که او:

•  یک زندگی بسیار سخت و نیاز مبرم به پول داشته است

•  برای کسب پول زحمت می کشیده و

•  به دنبال ایده های جدید دستگاه شربت سازی برای دستیابی به پول بوده است.

 وی بعد از 2 سال سربازی در سال 1372 در رشته دندانپزشکی دانشگاه کرمان قبول می شود با این حساب میتوان نتیجه گرفت که او نه فقط یک شخص زحمت کش بلکه همچنین باهوش و مصمم بوده است که توانسته در این رشته قبول شود.

همچنین باید در نظر گرفت که او در دوره سربازی نیز چیزهایی یاد گرفته باشد که حدود و محتوای آن را کسانی میتوانند حدس بزنند که به سربازی رفته اند.

بنابراین تا اینجا چند متغیر قابل توجه میشوند زندگی سخت و نیاز مبرم و مصمم بودن و تجربه اقتصادی و هوش و اموزه های سربازی.

او در دوران تحصیل دندانپزشکی باز  هم به فعالیت اقتصادی می پردازد ابتدا در بم در بسته بندی خرما برای صادرات فعال میشود به نظر میرسد که از آنجا متوجه فوائد صادرات به عنوان یک راه کسب درآمد کلان میشود و مزه کسب ارز را در دهان دیگران می چشد و برای یک فرد نیازمند و باهوشی مانند او سرچشمه بزرگی از موهبات را می نماید.

احتمالا براساس همین انگیزه او با مشارکت آقای صفری اقدام به تاسیس شرکت بذر کویر کرمان میکند اما این تجربه اول به هدف نمیرسد و موجب اختلاف با شریک و انحلال شرکت میشود.

حالا رسیده ایم به سال 1375 از دوره دندانپزشکی 3 سال گذشته نیاز و سطح خواسته او و همچنین حوصله و شرایط او با ادامه تحصیل رشته دندانپزشکی جور نیست او باید در این رشته به طور متمرکز فعال باشد که شرط آن تامین مادی است و باید تا پایان رشته یعنی تا 3 تا 5 سال دیگر نسبت به واحدهای درسی برای او فراهم می بود که نبود از طرف دیگر تا آن موقع او 27 تا 29 ساله میشده و از آن به بعد باید 5 تا 10 سال کار کند تا به یک زندگی نسبتا مرفه برسد و این نیز برای او بسیار طولانی به نظر می رسید او علاوه بر این که یاد گرفته بود باید به دنبال ایده‏ های جدید بود و از راههایی که به فکر دیگران نمی رسد پیش رفت. احتمالا در تجربه های مختلفش (صادرات خرما و تجربه شرکت خودش در سربازی و …. ) نیز دیده بود که تعداد قابل توجهی از افراد هم هستند که نه تحصیلات و نه هوش و فکر دارند اما با روشهای دیگری خارج از مسیرهای عادی به راحتی و به سرعت به پول رسیده و می‏رسند لذا هوش او کفاف این را میداده است که بفهمد

نابرده رنج گنج میسر نمیشود             مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

با اینکه از یک دانشمند ایرانی و مبتنی بر شرایط ایران بوده، مدتها است که در ایران جامعیت خود را از دست داده است. این فرضیه در شرایطی صدق میکند که در جامعه ساختار منسجم و عدالت وجود داشته باشد و هرکس نسبت به توانایی و تلاش در جای خود قرار داشته باشد و ا گرچه نه به صورت دقیق علمی بلکه براساس تجربه شخصی به این نتیجه رسیده بود که در ایران یک مشکل ساختاری بزرگ وجود دارد که افراد میتوانند یک شبه بدون تحصیلات و هوش و فکر به سودهای کلان برسند. نیاز مبرم، فکر جستجوگر و ادراک حساس شده او این موارد را کشف کرده بود لذا ابتدا اقدام به تاسیس شرکت اول خود میکند و در حین فعالیت آن و بالاخص از عدم موفقیت آن خوب می‏اموزد که دفعه دیگر چه باید انجام دهد تا موفق شود.

ببینید تا اینجا یک نمونه یک “شحص اقتصادی” است که به دنبال سود در شرایط محیطی “ادراک کرده” خود می باشد این شرایط “ادراک کرده” که فعالانه با تمام دقت و کوشش بدست آمده هنوز برای اقدامات کلانی که وی از این پس انجام میدهد بسیار محدود میباشد و قالب فکری و کاری او یک قالب اقتصاد خرد است اما آنچه که او بعدا انجام میدهد نه فقط در سطح یک اقتصاد کلان (با درامد میلیاردها تومان) بلکه یک سیاست کلان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی است که نیاز به یک مدل شناختی جامع و در عین حال دقیق داشته است.

این مدل چیست و یا چه بوده است؟

کسانی که برای او برنامه ‏ریزی کرده بودند خوب می دانستند که:

1- در ایران به علت وجود انومی یا اشفتگی اجتماعی و در هم  ریختگی قواعد حیطه ‏های فعالیتهای مشروع و نامشروع به طور شفاف قابل تفکیک نیستند کارها و فعالیتهای وجود دارند که مشخصا مشروع هستند و همچنین فعالیتهایی که مشخصا نامشروعند. اما در این میان میتوان فعالیتهای زیادی را یافت که هم از عناصر مشروع برخوردارند و هم نامشروع. حال اگر بتوان این دو حیطه را طوری با هم پیوند زد و آمیخت که تفکیکشان دشوار شود، شانس بهره برداری افزایش می یابد و نمونه آن در جامعه فراوان است. قبل از مورد جزایری مورد اقای رفیق دوست بود که شش سال قبل از مورد آقای جزایری اتفاق آنانیکه کارهای اقتصادی و بانکی در دست دارند، از مورد اقای رفیق دوست خوب آموختند که باید راههایی رفت که نتوان آن را به طور شفاف و واضح در حیطه نامشروع طبقه بندی کرد. آنان با هوش و روشهای آزمایش و خطا آموختند که چگونه میتوان خطر طبقه بندی در حیطه نامشروع را کاهش و امکان طبقه ‏بندی در حیطه مشروع را افزایش داد و از این روش خوب استفاده کردند تا جایی که امروزه در بانکها افراد با هوش متوسط و پایین نیز از این روشها استفاده میکنند اما کار آقای جزایری در 4حیطه  قابل طبقه بندی است: 1- ارتباطات و عقیده سازی 2- حیطه فرهنگی 3- حیطه سیاسی و 4- حیطه ی اقتصادی.

2–  در حیطه ارتباطات و عقیده سازی آقای جزایری مبالغ هنگفتی به روزنامه ها می پردازد و تا زمینه را برای کسب مشروعیت خود فراهم آورد و از خود شخصیت مهم و مقبولی بسازد:

– طه هاشمی مدیر مسئول روزنامه انتخاب را با هزینه خودم (جزایری) به دبی … و حدود دو میلیون تومان برای وی هزینه کردم ولی هیچ پولی به وی پرداخت نکردم (ایران: 4 بهمن 1380)

– (روزنامه ی حیات نو) سید هادی خامنه ای مبلغ 550 میلیون تومان (کیهان، ایران، آفتاب: 2 بهمن 1380)

– آقای فقیهی سردبیر روزنامه انتخاب 16 میلیون تومان از طریق یکی از دوستانشان به نام مجید رضاییان (جمهوری و ایران: 4 بهمن 1380)

3- در حیطه فرهنگی، او به دنبال کسب مشروعیت میرود و یک سرمایه گذاری وسیعی برای کسب مشروعیت فرهنگی اجتماعی را در پیش میگیرد که حاصل آن مستقیما خود را در سود اقتصادی نشان نمی دهد آقای جزایری(24 ساله تا 29 ساله) شخصیتهای مذهبی متنفذ و تاثیرپذیر را جستجو میکند و اگر به خود آنها دست نمی یافت فرزندان آنها را هدف می گرفت. این هدف گیری فرزندان براساس مدلهای محاسبه شده آلودگی ایران به فساد قبلا توسط افراد دیگر انجام گرفته و جا افتاده است و به جایی رسیده است که برخی از این فرزندان بر سر پروژه های اقتصادی با هم رقابت کرده و می کنند. بنابراین تطمیع یا دقیقتر برانگیختن احساس دوستی و محبت فرزندان افراد متنفذ خود به تنهایی کار دشواری نبوده است اما آقای جزایری با محاسبه دقیقتر و بسیار گسترده پیش میرود و تعداد زیادی از افراد را درگیر میکند.

او برای کسب مشروعیت فرهنگی و آمیختن کارهای نامشروع با مشروع در زمینه‏ های مختلف هزینه میکند و مبالغ زیادی به عنوان کمک به

• حوزه علمیه

•موسسات خیریه

•موسسات قرض الحسنه

•کمک به مردم

می پردازد. یکی از روشهای او در اظهارات یکی از متهمین نشان داده میشود:

در اعترافات خود گفته آقای جزایری پاکتی با محتوی 1 میلیارد ریال چک پول بانک ملی به او داده است و در مقابل این سوال که این پول برای چیست پاسخ داده میدانم تو هم در کار خیر هستی اختیارش دست تو. (کیهان، 9 بهمن 1380)

در حیطه فرهنگی نام افراد زیر و مبالغی که از آقای جزایری جزایری گرفته اند در جراید و سایتها آمده است آقایان مقتدایی (مهدی و مرتضی) برای حوزه علمیه، آقایان محفوظی، محمد دری نجف آبادی، ایت اله انواری برای بیمه ائمه جماعات، آقایان مجتبی عادلیان، محمد رستگاری و احمد رستگاری.

 البته اگر ما با این افراد مستقیما ربرو شویم و استدلالهای آنها را بشنویم به راحتی متوجه میشویم که هیچ گونه نیت سوء و اهداف فساد آلود در میان نبوده است و فقط تیم آقای جزایری توانسته است زیرکانه این افراد را به این مهلکه بکشاند. از طرف دیگر این فرضیه که آیا افراد دیگری نیز غیر از این اقایان با آقای جزایری همکاری داشته اند که به علل مختلف نامشان در جراید ذکر نشده برای ما نه قابل رد است و نه قابل اثبات.

مجددا لازم به تاکید است چنانکه در فصل نتیجه گیری خواهد آمد مقصر درجه اول این افراد نیستند بلکه مقصر آن ساختاری است که:

• این رفتارهای مشروع و نامشروع را در هم می‏آمیزد

• این نوع افراد و رفتارها را تولید میکند

از آنجا که مربیان و هدایت کنندگان مستقیم و غیرمستقیم آقای جزایری به این نقص ساختاری و فرهنگی کشور ما خوب آشنا و حتی مسلط بودند و میدانستند که معمولا اقایان از کمک های مالی استقبال میکنند چه رسد به این که عنوان حوزه و خیریه و قرض ‏الحسنه داشته باشد لذا به راحتی آنها را وارد حیطه کار خود می کند و سرنوشت خود را با آنها می آمیزد و از این طریق کارهای نامشروع خود را با این اقدامات مشروع پیوند می‏زند جالب است که آقای جزایری حتی بر روی یک حقوقدان شورای نگهبان نیز سرمایه گذاری میکند.

4- مشابه همین روش را آقای جزایری در حیطه سیاست نیز به کار می برد و در آنجا نیز برنامه ‏ریزان خوب می دانستند که در حیطه سیاست ایران یک برنامه جامع و مسلط به تمام اجزاء و در نتیجه یک روحیه جمعی وجود ندارد فردگرایی اکثر بخشهای جامعه ایران را فراگرفته است و در مجلس نیز یک نظام انسجام دهنده بین اجزاء در جهت جمع گرایی کار نمی کند. تک تک افراد عموما در پی برنامه های فردی خود هستند در این برنامه‏ ها:

•  انتخاب مجدد (پذیرش کمک برای تامین هزینه انتخاباتی)

•  ایجاد زمینه برای انتخاب مجدد (هزینه برای کسب مقبولیت)

•  بالاترین نفع فردی ممکن در زمان فعالیت رسمی (گرفتن کمک های شخصی: خانه و وسایل و اتومبیل)

از اهداف عمده است لذا آقای جزایری در همین مسیر اهداف فردی نمایندگان سرمایه گذاری می‏کند و به تدریج تعداد زیادی (60 نفر) از نمایندگان مجلس را جذب و در برنامه خود درگیر می کند تا سرنوشت آنها را با برنامه خود پیوند بزند.

آقای جزایری در حیطه سیاسی همچنین علاوه بر نمایندگان مجلس سعی داشته است برخی از افراد دیگر را نیز وارد بازی خود نماید. از آن جمله کوشش برای کمک (300 میلیون) به حوزه انتخاباتی آقای رئیس جمهورخاتمی یا درخواست آقای اقازاده معاون رییس‏ جمهور مبنی بر کمک مالی (30 میلیون تومان) به افراد که خود دال بر احساس نزدیکی اینان با وی و همچنین جایگاه  اقتصادی و پایگاه اجتماعی آقای جزایری در نظام اقتصادی اجتماعی ایران است.

از این طریق آقای جزایری به طور غیرقابل تصور بر روی یک جمع وسیعی از نمایندگان مجلس و سیاستمداران حوزه های مختلف نفوذ می یابد و عملا آنها را به وابستگان خود تبدیل می کند و تا جایی که او نه فقط مشاور فنی کمیسیون شد بلکه سیاست گذاری های اقتصادی کشور را به نفع خود تغییر میداد.

با توجه به این پیوندها و امیختگی سرنوشت، قابل تصور است که هم سیاستمداران و هم متنفذین مذهبی فرهنگی درگیر شده در برنامه های آقای جزایری نمی توانند او و برنامه هایش را نفی کنند. زیرا با نفی آقای جزایری  و کارهایش در واقع خود را نفی کرده اند و لذا مایل نیستند کارهای آقای جزایری را نامشروع تلقی کنند.

5-  درحیطه اقتصاد کار آقای جزایری از نظر برنامه ریزی و اشراف به فرایند کار آسانتر بود زیرا که در این حیطه هم خود دارای تجربه بود و هم نزدیکان وی. از این طریق او با تعدادی زیاد از بانکها (بانک ملی و رفاه و صادرات و سپه و ملت) و شعبات متعدد آنها ارتباط اقتصادی خاص خود را داشته است.

این بانکها نیز چنانکه قبلا گفته شد:

– در پی آزمایش و خطاهای زیادی از یک طرف و

– مشاهده کسب درآمد بیکران برخی افرادی که از نظر آنها شایستگی آن درآمدها را ندارند و

– مقایسه خود با آنان و دیگران که وضع مادی بهتری دارند از طرف دیگر و

– همچنین مشاهده بهره گیری زیرکانه برخی کارکنان بانکها از روشهای نیمه مشروع

خوب به راه و چاه کارها و روشهای کسب درآمد نیمه مشروع با کاهش ریسک آشنا بودند آنها از افرادی مانندآقای جزایری استقبال می کردند که حاضر است ریسک زیاد یک کار نامشروع را به عهده بگیرد و به مبالغ هنگفت برسد و در آن فرایند مبلغی کمتر همراه با ریسکی کمتر عاید آنها شود، در کنار مدیرعامل ها و مسئولان مختلف بانکها از آن جمله خانم پروین ظریفی رئیس سابق واحد ارزی شعبه پردیس بانک رفاه که مادر همسر دوم آقای جزایری میباشد.

و اما با دستگیری آقای جزایری احتمالاً

•  نه کل شبکه ای که با او کار می کرده از بین نرفته است و

•  نه افراد مشابهی که مانند آقای جزایری فعالیت می نمایند  دست از کار خود کشیده اند. آن افراد مشابه نیز احتمالا با همان روشهای آقای جزایری کار می کنند، با این تفاوت که از یک طرف روش های محتاطانه تر با ریسک کمتر را در پیش می گیرند، و از طرف دیگر میزان زمینه سازی فرهنگی بیشتری را انجام می  دهند؛ مثلا

• از یک طرف سرنوشت خود را با افراد متنفذ بیشتری پیوند می زنند و

• از طرف دیگر خود را نه به عنوان شخص اول و قهرمان جلو می اندازند، بلکه به عنوان نفر دوم یا سوم … در سایه ی افراد متنفذ یا فرزندان آنها کار می کنند.

بدین ترتیب با دستگیری و مجازات ملایم یک مجرم نه فقط مسئله حل نمی شود، بلکه روش های فساد بیشتر آموخته شده، اشاعه می یابد و فرایند آن تقویت می شود. از آن طریق از  یک طرف نظام سیاسی کشور به طور جدی مورد تهدید سقوط خواهد بود و از طرف دیگر این بلا و سرطان جامعه ی ایران را به طور غیر قابل ترمیم از پای در خواهد آورد. لذا نظام جمهوری اسلامی ایران بدون تردید به یک جراحی عمیق ساختاری نیاز دارد تا بتواند این سرطان مهیب را ریشه کن نماید. در این مسیر از نظر علمی بسیار مفید خواهد بود اگر از تجربیات افرادی مانند آقای شهرام جزایری استفاده می شد. مسئولان جمهوری اسلامی باید خوشحال باشند و کشف مورد جزایری را یک خبر خیر از جانب خداوند تلقی نمایند که بتوانند از طریق آن به موارد زیاد کشف نشده بیاندیشند و به دنبال کشف آن موارد باشند.

۱ دیدگاه

    ابوحامد :

    باتشکرازآقای دکتر رفیع پور وهمچنین ازسایت وزین وپرمحتوی شما ،زبانم قاصر از توصیف این همه روشنگری 
    ازخداوند متعال همیشه موفقیتتان را آرزومندم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه