رويارويي دولت با شوراي عالي فضاي مجازي

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۶:۱۴ ۱۳۹۳/۰۷/۱۷

تغيير مهمي که در فضاي اينترنت رخ داده است، همان چيزي است که امروز، نسل سوم و چهارم و تکنولوژي ابري سمبل آن شده‌اند: بالا رفتن بي‌سابقه توان تحرک کاربر هم در فضاي اينترنت و هم فضاي فيزيکي، ويژگي موج جديد تکنولوژي اينترنت است. کاربر مي‌توان بدون قطع ارتباط از محدوده آنتن‌ها عبور کرده و کيفيت ارتباط اينترنتي خود را با سرعت بالا حفظ کند. با اين کار او مي‌تواند با استفاده از يک سخت‌افزار سبک و با اتکاء به سخت‌افزار ابري به اشتراک گذاشته شده، حجم عظيمي از توانمندي را با خود جابه‌جا کند. اين، يک کاربر تمام وقت و توانمند رايانه با قابليت‌هاي تقريباً نامحدود است.

مطلب اول
آنچه به عنوان “فضاي مجازي” مطرح است، ظرفيت آن را يافته تا به يکي از نقاط اصلي و تعيين کننده در شکاف‌هاي اجتماعي و سياسي جامعه ما بدل شود. انگار، دولت، تشخيص داده است که خواست اينترنت پر سرعت و متحرک (نسل سوم و چهارم) براي طبقه متوسط شهري، به يک مطالبه کارکردي و جدي بدل شده است. از اين رو، به نظر مي‌رسد که يک بازي دو جانبه را آغاز کرده است. از يک سوي، به تناسب فراگيري تکنولوژي‌هاي جديد همچون تبلت که متکي بر مبادله ابري اطلاعات هستند، و به اينترنت با سرعت بالا و در عين حال با قابليت تحرک فيزيکي کاربر احتياج دارند، در اعطاي مجوز نسل سوم و چهارم، شوراي عالي فضاي مجازي را در وضع انفعال و روياروي خواست کاربران قرار داد، و در سوي ديگر، تاريخ راه‌اندازي اينترنت ملي را که بستر مناسب و امن براي تکنولوژي ابري است را به تعويق مي‌اندازد. محاسبه دولت، نشان مي‌دهد که در اين موضوع، طبقه متوسط شهري پشت دولت و در مقابل علما که از گسترش نسنجيده و ناامن شبکه بيمناک هستند، قرار مي‌گيرند.

پس، به نظر مي‌رسد که با حرکات شطرنجي دولت در موضوع “فضاي مجازي”، اين سوژه، به يک نقطه تقويت شکاف‌هاي اجتماعي تبديل مي‌شود که در نهايت براي دولت کارکرد انتخاباتي خواهد داشت. البته، به گمان من، اين بازي انتخاباتي، نحوي مصادره منافع و امنيت ملي است که نتيجه هم نخواهد داد، چرا که در اين رقابت، سوي مقابل دولت، نه يک جناح سياسي رقيب، بلکه در درجه اول علما هستند، و دولت براي رويارويي با علما، موضوع را بيش از حد دست کم گرفته است.

مطلب دوم

آنچه به گمان من، مي‌تواند ما را از نفع‌طلبي‌هاي موقت انتخاباتي عبور دهد، و به يک گام نافذ براي تعيين نسبت ما با “فضاي مجازي” مبدل گردد، روشن ساختن و توضيح محل نزاع است. يکي از موانع اصلي بر سر راه وفاق نخبگان در اين جامعه، کمبود مطالعات نظري بسنده است، با اين معيار که در مناقشات اصولي جامعه، طرف‌هاي مناقشات نمي‌توانند درک مشترکي از موضوعات محل مناقشه بيابند. بخش مهمي از درگيري‌هاي نظري از اين جا ريشه مي‌گيرد.

به رغم تراکم مطالعات نظري در برخي حيطه‌هاي قديمي، ما در حيطه‌هاي جديد و از جمله فضاي سايبر، دچار فقر مطالعات نظري هستيم و تا اين مطالعات نظري صورت نگيرد و ابزار مفاهمه تدارک نشود، جدال نخبگان بر سر اين موضوعات، شکل زد و خورد به خود خواهد گرفت. جايي که مواد اوليه حرف براي گفتگو نيست، چوب‌ها بالا مي‌روند.

مطلب سوم
از قضا، مهم‌ترين دشواري جهاني در ميان جامعه‌شناسان و عالمان علوم ارتباطات، در نسبت با مفهوم‌سازي آن چيزي است که در کشور ما و بسياري ممالک ديگر، به عنوان “فضاي مجازي” مشهور شده است.

مع‌هذا، به نظر مي‌رسد با بيشتر روشن شدن ابعاد اين پديده کاملاً نوظهور، ديگر پسوند مجازي براي آن صحيح نباشد، چرا که در واقع، اين فضا، بيش از حد “واقعي” است. از اين قرار، نسبت به فضاي اينترنتي، عناوين ديگري اطلاق شده است. عناويني چون “فضاي سايبر/هوشمند” و “جامعه شبکه‌اي”.

خب، فرق بسيار هست بين “مجازي” و “شبکه‌اي” و “سايبر/هوشمند”؛ بسته به اينکه فضاي ارتباطات متکي بر بستر اينترنت را “مجازي” بدانيم، “شبکه‌اي” بدانيم، يا “سايبر/هوشمند”، نحو برخورد و مواجهه ما با آن تفاوت خواهد داشت. شايد از اين روست که جدي نگرفتن “شوراي عالي فضاي مجازي” از سوي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، از سوي سياستمداران و مردم جدي گرفته نمي‌شود. چون همه گمان مي‌کنند که سهل‌انگاري در رابطه با يک امر “مجازي” قبيح نيست.

مطلب چهارم

تغيير مهمي که در فضاي اينترنت رخ داده است، همان چيزي است که امروز، نسل سوم و چهارم و تکنولوژي ابري سمبل آن شده‌اند: بالا رفتن بي‌سابقه توان تحرک کاربر هم در فضاي اينترنت و هم فضاي فيزيکي، ويژگي موج جديد تکنولوژي اينترنت است. کاربر مي‌توان بدون قطع ارتباط از محدوده آنتن‌ها عبور کرده و کيفيت ارتباط اينترنتي خود را با سرعت بالا حفظ کند. با اين کار او مي‌تواند با استفاده از يک سخت‌افزار سبک و با اتکاء به سخت‌افزار ابري به اشتراک گذاشته شده، حجم عظيمي از توانمندي را با خود جابه‌جا کند. اين، يک کاربر تمام وقت و توانمند رايانه با قابليت‌هاي تقريباً نامحدود است.

با اين تحولات عظيم، برداشت من اين است که براي اشاره به آنچه در دهه ۱۹۹۰ “اجتماع مجازي” (Virtual Community) تلقي مي‌شد، امروز و حتي همان روز، تعبير ديگري لازم و مناسب بود و هست. اين تعبير، چيزي شبيه “جامعه سايبر” يا “جامعه شبکه‌اي” خواهد بود. مفهوم “جامعه سايبر”، اشاره به خصلت تعامل فعال و بسيار فعال اعضاي اين فضا با محيط و يکديگر دارد؛ و مفهوم “جامعه شبکه‌اي”، اشاره به خصلت عميقاً متحرک فضاي سايبر مي‌کند، طوري که انگار در اين جامعه، تنها خطوط به مثابه مسيرهاي حرکت، واقعيت و جديت دارند که افراد مختلف و گوناگون در درون آن‌ها حرکت مي‌کنند، همان طور که در شبکه تار عنکبوتي نقاط، تنها تقاطع خطوط و تارها هستند و آنچه واقعيت قابل لحاظ دارد، تارها هستند، نه نقاط برخورد تارها.

تعبير ملموس‌تر مانوئل کستلز از توان عظيم تحرک اينترنتي و فيزيکي در بستر جامعه شبکه‌اي، اصطلاح “سَيَلان” (flow) است. مفهوم “سيلان” کستلز در مقابل مفهوم مکان و استقرار قرار مي‌گيرد. “سيلان”، مخالف تشکل فضايي ريشه‌هاي تاريخي است. به اين معنا که افرادي که رفته رفته به اينترنت وارد مي‌شوند، با فاصله گرفتن از تجربه مشترک ساکنان يک جغرافيا، به فرديت‌هاي فربه با تجربيات مستقل تبديل مي‌شوند.

آن‌چه در واقع توسط “سيلان” اينترنت روي مي‌دهد، حضور کاربران در محيط محلي و جذب شدن آن‌ها در يک فضاي کنترل رايانه‌اي است. در اين حال، تفکر، تجزيه و تحليل‌ها و تصميمات افراد در موقعيت محلي، نه بر مبناي ميراث تاريخي و تجربيات محلي، بلکه بر مبناي منابع غالب تأمين اطلاعات رايانه‌اي هدايت مي‌شود. توان دولت يا ترتيبات محلي براي حفظ مجموعه‌اي از معاني و آرمان‌هاي مشترک بيش از پيش، و به ميزان غير قابل تصوري محدود مي‌گردد، و عملاً مفهومي به نام حاکميت ملي مستحيل مي‌شود.

مطلب پنجم
کستلز در استمرار مفهوم‌پردازي خود در اطراف مفهوم سرنوشت‌ساز “سيلان” نشان مي‌دهد که “فضاي سيلان” از خود “سيلان” مهم‌تر است. در واقع، فرد در يک فضا به سيلان مي‌پردازد که آن سيلان او را به صورت چند لايه هدايت مي‌کند:

(۱) در لايه اول، پروتکل مادي ارتباط است که جدا و مستقيماً نحو زيست افراد در شبکه را تعيين مي‌کند. براي ما که از تجربه زندگي با گوشي‌هاي همراه ساده به گوشي‌هاي همراه هوشمند، و از گوشي‌هاي هوشمند به تبلت‌ها تغيير مسير داده‌ايم، درک اين ادعاي کستلز آسان است. اين ابزارها نحو زندگي ما و حتي نحو تفکر ما را عميقاً تغيير داده‌اند. ما الآن با تبلت خود، به نحوي زمان را صرف مي‌کنيم که قبلاً با گوشي ساده خود، تصور آن را هم نداشتيم.

(۲) در لايه بعد، “فضاي سيلان” در اينترنت، شامل “هاب”‌ها يا نقاط مبدل، مراکز اطلاعات و ابزارهاي انتقال است که انتقال ما از يک سطح از کاربري شبکه را به سطح ديگر ميسر مي‌سازند. اينجا نيز مکان ديگري براي کنترل “فضاي سيلان” بر افراد است. با استفاده از “هاب”ها، شبکه مي‌تواند کاربران را سطح‌بندي کند. اين رده‌بندي، کاربران را در يک قشربندي اجتماعي در مقياس جهاني قرار مي‌دهد که نشان‌گر تمايز در قدرت سايبر و تمايز در قدرت نظارت و کنترل است.

(۳) در لايه سوم، “فضاي سيلان” به اتکاء پروتکل‌هاي مادي ارتباطات، و همچنين معماري “هاب”ها، مي‌تواند لايه‌هايي نفوذناپذير از نخبگان جهاني را ايجاد کند که با کارآيي بي‌سابقه‌اي بر جهان نظارت مي‌کنند و
توش و توان دولت‌هاي محلي را نه تنها به چالش مي‌طلبند، بلکه يکسره مضمحل مي‌سازند.

رويدادهاي مصر، يکي از نخستين نمونه‌هاي اين ايده جديد جهاني از کنترل بود. آن چه در رويدادهاي مصر مهم بود، بيش از زوال حسني مبارک، زوال اخوان المسلمين به عنوان نيرومندترين و گسترده‌ترين تشکل سياسي جهان بود. اينترنت، نه فقط به يک دولت ضعيف و وابسته، بلکه به نيرومندترين و توانمندترين شبکه سازمان حزبي جهان غلبه کرد؛ به اخوان المسلمين.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه