بازخوانی کتاب "سرطان اجتماعی فساد" به بهانه آزادی شهرام جزایری:

زمینه های اجتماعی و ساختاری رشد «سرطان فساد» در نگاه دکتر رفیع پور

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۹:۰۰ ۱۳۹۳/۰۷/۱۵

تولید نیازهای کاذب از طریق تجمل گرایی و نمایش ثروت و تبلیغات مصرف گرایی، مدرک گرایی، فقدان کنترل بیرونی و درونی منسجم و کارامد در این کتاب از مهمترین عوامل رشد فساد در جامعه برشمرده شده است.

شهرام جزایری مجرم اقتصادی امروز پس از گذراندن دوره ی محکومیت 11 ساله! خود آزاد شد. وی نه فقط با بسیاری از بانک ها روابطی داشت که به عنوان« فساد» تلقی می شود، بلکه با روش های زیرکانه بسیاری از نمایندگان مجلس و همچنین افراد متنفذ یا فرزندان آنها را در برنامه های خود مشارکت و از این طریق دامنه ی فساد را در شئون مختلف کشور گسترش می داد. جزایری بوسیله نهادهای اطلاعاتی دستگیر و به رد اموال و زندان محکوم شد.

از بعد اجتماعی می توان گفت، فساد، همچون سرطانی است که بی سر و صدا و به صورت پنهان می تواند موجب نابودی و ویرانی جامعه شود ولی این موضوع در علوم اجتماعی کمتر مورد عنایت و توجه جامعه شناسان بوده است. یکی از معدود کتابهایی که در حوزه علوم اجتماعی و با نگاهی جامعه شناختی به  این مساله پرداخته است “سرطان اجتماعی فساد”  نوشته دکتر فرامرز رفیع پور استاد سابق جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی است که در سال 1386 توسط شرکت سهامی انتشار منتشر شده است. در این کتاب که گویا انگیزه اصلی آن پدیده شهرام جزایری بوده است دکتر رفیع پور به بررسی زمینه های ساختاری و اجتماعی رشد فساد اقتصادی و اجتماعی و اداری در کشور پرداخته است. دکتر رفیع پور پیش از این نیز کتاب« توسعه و تضاد» را با نگاهی به نقد سیاست های توسعه ای بعد از جنگ در ایران به نگارش در آورده که  یکی از مطرح ترین کتابهای حوزه جامعه شناسی توسعه در ایران است.

در کتاب “سرطان اجتماعی فساد” دکتر رفیع پور به تشریح فساد در نظام اداری و جامعه ایرانی می پردازد و همانند پژوهشهای گذشته با آوردن مثالهای بارز در سطح جامعه(در این پژوهش شهرام جزایری) موضوع و مسئله اجتماعی را برای خواننده به طرز جذابی تشریح می کند.  رفیع پور با طی مراحل پژوهشی خاص خود از طرح مسئله تا نتیجه گیری به خوبی مسئله فساد را که شامل مواردی همچون رشوه، اختلاس، پارتی بازی،پورسانت،گرانفروشی و .. می باشد را بیان می کند.

نویسنده در این کتاب درخصوص مهمترین عوامل موثر بر کارکرد مناسب یک نظام اجتماعی بزرگ ، که موجب درهم شکستن قواعد مناسب برای دوام یک جامعه که به فساد از آن تعبیر می شود، سخن می گوید.
در این پژوهش بیش از ۳۰ نفر از دانشجویان دکتر رفیع پور و برخی دیگر به شکل های مختلف همکاری داشته اند. کتاب ۶ فصل عمده و بیش از ۳۵ زیر مجموعه جزئی تر دارد که در مورد موضوعاتی چون : “معرفی و تحدید فساد، پیشینه فساد، عوامل موثر در پیدایش فساد ( عوامل موثر در سطح کلان – عوامل موثر در سطح متوسط ) شرایط خاص ایران، قبح فساد و پیامد آن، آیا در ایران فساد وجود دارد؟، نمونه هایی از فساد در ایران ، فساد در سیستم کنترل شده و فساد در بخش خصوصی” بحث شده است

نویسنده هدف خود از انجام این پژوهش را اینگونه بیان می کند: ” هدف ما از این تحقیق آن است که این مسئله ی مهم که بیشتر در کشورهای نگهداشته شده و توسعه زده مشاهده می شود، مورد بررسی قرار داده شود و به طور  مشخص به دنبال پاسخ دادن به سوالات از قبیل اینکه، ” فساد چیست و چه انواع و ابعادی دارد؟، علل پیدایش فساد چیست و تحت چه شرایطی این پدیده بروز می کند؟، آیا این پدیده در کشور ما وجود دارد؟ و اگر بلی، فساد مربوط به زمان حال کشور ما است یا پیشینه دارد؟، علل آن چیست؟»

در این پژوهش عوامل مؤثر بر فساد اینگونه معرفی شده اند:

افزایش سطح نیازها، عدم امکان ارضای نیاز و مقایسه با دیگران باعث افزایش احساس محرومیت نسبی می شود. افراد تلاش برای بهبود وضعیت خود را آغاز می کنند و در صورتیکه راهها مسدود و امکانات محدود باشند،شرایط عمل خلاف فراهم شده است. از اینجا به بعد سیستم های کنترل بیرونی و درونی تأثیر خود را نشان می دهند . اگر کنترلهای بیرونی(پلیس و قوه قضاییه) ضعیف عمل کنند و افراد خطر کنترل و مجازات را احساس نکنند ، احتمال عمل خلاف و فساد افزایش می یابد،در صورتیکه سیستم کنترل درونی(پایبندیهای مذهبی ، ملاحظات اجتماعی واحساس مسئولیت جمعی)کاهش یابد،موانع درونی کار خلاف و فساد نیز برداشته می شوند. افراد دلسرد می شوند و احساس مسئولیت خود را نسبت به محل کار خود از دست می دهند و آماده کار خلاف و فساد می شوند. بدین ترتیب میزان ناکامی یا دلسردی و آمادگی برای کار خلاف افزایش می یابد. در ادامه به بخش هایی از این کتاب ارائه خواهد شد.

طرح مسئله:

انسان موجودی اجتماعی است و ناگریز در اجتماع یا جامعه در تعامل با انسانهای دیگر حیات می کند. بنابراین قوانین، هنجارهایی جهت هماهنگی و نظم هر چه بیشتر جوامع و مردم وجود دارد که اکثریت ملزم به رعایت آن می باشند.

جامعه را می توان به ارکستر بزرگ تشبیه کرد. همانطوری که در ارکستر 400-300 نفره یک پیانیست نیم ثانیه ریتمش را دیر یا زود بگیرد و یک گیتاریست انگشتش را به اندازه یک میلیمتر جلو یا عقب بگذارد. ناهماهنگی بوجود می آید، در جامعه نیز کمترین ناهماهنگی، سبب کاهش کارکرد آن می شود. ژاپنی ها از مدل ارکستر های بزرگ و نحوه اداره آن، برای ایجاد اداره هماهنگ جامعه و اجزاء آن بسیار آموختند.

اهمیت مسئله از این جا نشأت می گیرد که تصور کنیم یکی به علت وابستگی به یک مقام، بدون کمترین توانایی بخواهد مسئولیت هدایت بخش های از یک ارکستر را بر عهده بگیرد و یا فرزند خود را برای نواختن فلان ساز بیاورد که توانایی نواختن نداشته باشد…

فساد پیامدهای مهمی با رشد اقتصادی در یک کشور دارد… لدرمن نیز معتقد است: بین مدت زمان ثبات دموکراسی و فساد یک رابطه معنی داری وجود دارد. کشورهای که فساد در آن پایین است، طول مدت زمان دموکراسی آن نیز بیشتر است.

شاوپن شتاینر و بوماریوس می گوید: سودجویان به دنبال سود بیشتر کارکنان دولت را آلوده و از این طریق نظام ارزشی جامعه را تخریب می کنند و سپس فساد همچون بیماری سرطان در جامعه گسترش می یابد و موجب تخریب ارکان آن می شود.

«فساد چیست و چه انواع و ابعادی دارد؟ آیا در کشور ما فساد وجود دارد؟ آیا فساد مربوط به زمان حال است یا پیشینه دارد؟ علل آن چیست؟» از جمله سوالاتی است که دکتر رفیع پور در این تحقیق به دنبال پاسخ گویی به آن است.

چهارچوب نظری:

تعریف فساد: خانم آمنولدسن فساد را «سوء استفاده از کالا و امکانات دولتی و مردمی توسط مامورین دولتی برای بهرگیری شخصی» می داند و پنج نوع فساد را نام می برد: رشوه، اختلاس، کلک اقتصادی، باج گیری، امتیاز دادن

پیشینه فساد: فساد از نگاه الاتس از زمان هامورابی(1200سال قبل از میلاد) معمول بوده است. از نظر «ازفر» (Azfar) ابعاد فساد از فروش مشاغل در دوران باستان شروع می شود تا جایی که گفته می شود کلیسای کاتولیک نیز نقش روحانیت را می فروخته است. در کشورهای جهان سوم و همچنین در ایران فساد از طریق خارجی ها نفوذ پیدا می کند.

در کتاب مقدمه سرجان ملکم آمده است که زمانی که او وارد ایران می شود سرکیسه های پول را برای متصدیان امور شل می کند و از شاه گرفته تا دربان دم در پول و انعام می دهد. در نهایت سرجان ملکم به واسطه خرج 273000 لیره طلا موفق می شود یک معاهده سیاسی در 5 ماده و هم یک معاهده تجارتی در 5 ماده با ایران ببند که به ضرر ایران و سود انگلستان تمام شد.

آقای هنله می نویسد کشورهای اروپایی بالاخص انگلستان، اساساً به وسیله ابزار مناسب «فساد» توانستند کشور عثمانی را از درون متلاشی کنند و بعد این روش ار نیز در دیگر کشورهای اسلامی از جمله مصر، عربستان و ایران بکار بردند.

عوامل مؤثر در پیدایش فساد:

در سطح کلان: از تئوری امیل دورکهایم و روبرت مرتون می توان در سطح کلان در تبیین فساد سود جست، که هر دو  تئوری بر پایه تولید نیاز و عدم ارضاء نیاز بنا شده اند. به طور کلی دورکهایم، مشاهده ثروت و فقر زیاد در کنار یکدیگر در جامعه را عنصر اصلی پیدایش فساد در جامعه می داند. مرتون نظریه دورکهایم را بسط می دهد. جامعه و فرهنگ در آدم تولید ارزش ها و نیاز می کند. حال وقتی که امکان دستیابی به این  اهداف محدود و مسدود شود؛ باعث می شود افراد از راههای غیر مشروع به اهداف و نیاز خود دستیابند. به عبارتی از نگاه مرتون، آنومی نتیجه بهم خوردن رابطه بین اهداف و وسایل مشروع دستیابی به این اهداف است.

مرتون این فرایند در چهارچوب قشراجتماعی افراد بررسی می کند. به این معنا که صرف نابرابری و وجود فقر در جامعه باعث فساد نمی شود. عوامل دیگری نیز در این فرایند دخیل اند مانند: مشاهد 1- ثروت در کنار وجود فقر 2- امکان شرایط مقایسه فرد با افراد هم ردیفش که مثلا به واسطه دوستی که در فلان وزارت خانه دارد امکانات و وضعیت مالی بهتری دارد.3- احساس محرومیت نسبی یعنی فرد می گوید: مگر من چیم کمتره 4- احساس نیاز5-توجیه و تن دادن به راههای نیمه مشروع و کاملا مشروع

فساد صرفا به افراد فقیر بر خاطر احساس نیاز، محدود بودن امکانات مربوط نمی شود بلکه رفتار قشر بالا نیز می تواند مبتنی بر مقایسه و احساس محرومیت نسبی باشد. دو عامل کنترل درونی و کنترل بیرونی وجود دارند که مسائله را تبیین می کنند:

منظور از کنترل درونی همان پایبندهای مذهبی افراد در جامعه هستند که مانع انحرافات می شود.

و منظور از کنترل بیرونی نیز همان قوانین و قواعد جامعه و یا به عبارتی مجازاتی که برای جرم تعریف شده است می باشد. مثلا زمانی که شخص ببیند هر چه که احتمال کنترل و کشف رفتار انحرافی بیشتر باشد و هر چه مجازات بیشتر باشد، احتمال کار انحرافی کاهش می یابد.

یتدکه و شوایترز عوامل موثر درپیدایش فساد در سه چیز جستجو می کنند:

1- اقتصاد 2- دولت 3- سازمان

آنها شخص رشوه گیرنده را A و رشوه دهنده راB  می نامند و می گویند که این دو علائق معکوس دارند. در بخش اقتصاد A صاحب کالایی است که B ندارد و همچنینB صاحب کالایی دیگر (پول) است که A ندارد. این دو وارد معامله یک می شود. در بخش سازمانی نیز کمبود کنترل، نبود مجازات، پنهان کاری، وضعیت را تقویت می کند.

خانم روزآکرمن بیشتر به عوامل اقتصادی موثر بر فساد مانند سرمایه گذاری دولتی غیر مولد، سرمایه گذاری زیربنای افراطی دولتی… اشاره دارد. او وام های خارجی و رانت خواری را از دیگر عوامل موثر بر پیدایش فساد می داند.

آقای استرک به مفهوم «رابطه متقابل» نظر دارد. بدین معنی که دادن شخص A  به B ، تمایل به پس دادن شخص B به A  را در پی دارد. که در نتیجه آن مواهب و امکانات به صورت نابرابر بین اعضایی جامعه توزبع می شود. او اصلاح «جمهوری پسر خاله» را بکار می برد که در آن افراد مواهب اجتماعی(پست ها، منافع،…) را فقط در اختیار اشخاص نزدیک به خود می گذارند.

جانسون، کافمن و زوید و لوباتون به اقتصاد غیر رسمی توجه دارند. مردم و شرکت های که با دولت سروکار دارند، سعی می کنند به منظور پرداخت هزینه کمتر دولتی کار خود را از کانال های غیر رسمی با پارتی بازی یا دادن رشوه راه بیندازند.

در تحقیقی که آنها در 49 کشور جهان انجام دادند به نتایجی رسیدند که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

هر چه قانون یک کشور بهتر اجراء شود، اقتصاد غیر رسمی کاهش می یابد.

هر چه اقتصاد غیر رسمی در کشور ما افزایش یابد، فساد بیشتر است.

هر چه کیفیت سازمان بهتر شود، فساد کمتر می شود.

فرایند فساد در بانک مرکزی: بانکداران مرکزی در مرحله اول با پولهای محلی خود دلار می خرند. و در مرحله دوم ارزش پول ملی را در مقابل دلار کاهش می دهند و تورم ایجاد می کنند و در مرحله سوم دلارهای خود را به بانک می فروشند و از این طریق سود سرشار بدست می آورند.

فساد در بانک مرکزی موجب می شود که اقتصاد غیر رسمی گسترش و تقاضا برای پول در آن کشور افزایش یابد. این دو عامل، خود کمک می کند تا درآمد دولتی از طریق چاپ اسکناس افزایش یابد یا تامین شود.

عوامل فساد در سطح خرد: هر چه اندازه یک سازمان بزرگتر باشد، احتمال فساد افزایش می یابد. و هر  چه یک مدیر آرام و بی جنب و جوش تر باشد، احتمال فساد در سازمان او بیشتر می شود.

شرایط خاص ایران

قبح فساد و پیامد آن: عمل قبیح آن است که از جهت قانون و همچنین بیشتر از نظر هنجارها و ارزش های اجتماعی منفی تلقی گردد. اگر یک کار خلاف، قبیح تلقی شود، شخص خاطی باید دو نوع هزینه مجازات بپردازد؛ یعنی نه فقط مجازات قانونی می شود بلکه باید او و بچه هایش در مقابل مردم(دوستان، محیط مدرسه،…) هزینه زیاد حیثیتی بپردازد.

لذا تا زمانی که یک خلاف، قبیح تلقی می شود یک مکانیسم درونی در افراد بوجود می آید که هزینه عمل خلاف را زیاد ارزیابی می کند(بیش از فایده آن). بر اساس تئوری اتکینسون فرد از آن بیشتر حذر می کند.

حال اگر قبح فساد گرفته شود، شخص خاطی فقط یک هزینه مجازات قانونی می پردازد که در مقابل هزینه حیثیتی چندان مهم نیست. در آن صورت براساس تئوری اتکنیسون هزینه کار خلاف کمتر از فایده آن خواهد بود.

فرهنگ فساد: وقتی فساد  به یک فرهنگ تبدیل شود، کسی دیگر فکر نمی کند که کارش غلط است. زیرا از یک طرف او می بیند که همه رفتار می کنند و از طرف دیگر از او نیز انتظار دارند که او نیز آن گونه رفتار کند. یکی از متغییر های که باید در این تحقیق سنجیده شود، میزان فرهنگ فساد است.

روش بررسی: به منظور تحقیق و یافتن اینکه «آیا در کشور فساد وجود دارد؟» از روش های مختلفی از جمله: بررسی نظرات مردم(فساد ادراک شده)، استخراج اطلاعات روزنامه ها، کسب اطلاعات از سازمان های خاص شرکت ها و بانک ها استفاده شد.

انتخاب حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و حدود 455 نفر از کل مناطق شهر تهران بر اساس قاعده خاصی به طور تصادفی به عنوان جمعیت نمونه جامعه انتخاب شدند. علاوه بر این به منظور یافتن اطلاعات در سطح سازمان ها، با 129 نفر از کارمندان و مدیران در سطوح مختلف سازمان(وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت و بنیاد امور ایثارگران) مصاحبه به عمل آمد. و 21 نفر از دانشجویان لیسانس مسئولیت مصاحبه با افراد در سطح شهر تهران و 8 نفر از دانشجویان ارشد مصاحبه در سازمان را به عهده داشتند. و محاسبات و استخراج داده با برنامهSPSS  انجام گرفت.

نتایج: آیا در ایران فساد وجود دارد؟

نگاهی به گذشته: خواجه نظام المک در سیاست نامه داستانی از بهرام گور نقل می کند که در آن وزیر مورد اعتمادش به خیانت کرده است. زمانی که از خیانت وزیر آگاه می شود او را دستگیر و حبس می کند… سپس به زندان می رود و از تک تک آنان می پرسد که شما را به چه جرمی بازداشتند. یک گفت: « من برادری داشتم توانگر، و مال و نعمت بسیار داشت. راست روِشن[وزیر] او را بگرفت و همه مال او از وی بستد و در زیر شکنجه بکشت. گفتند که «این مرد را چرا کشتی؟»  گفت: « با مخالفان ملک مکاتبت دارد، و مرا به زندان کرد تا تظلم نکنم و این حال پوشیده بماند.»

سرجان ملکم می نویسد: سلاطین ایران به انواع و انحاء دیگر رعیت را در معرض ظلم و تعدی آورده، بهر اسمی از ایشان گرفته اند. از آن جمله است پیشکشی.

آپتون می نویسد: « در واقع اختلاس تا آنجا ننگ و عار به حساب می آمد که اگر کسی از فرصتهای بدست آمده برای اختلاس استفاده نمی کرد احمق نامیده می شد ولی یک نفر جاسوس بالفطره در معرض سوءظن قرار داشت وبهر حال این افراد غیر مطمئن در اولین فرصت مناسب رهایی پیدا می کردند».

بدین ترتیب؛ حکومت های غاصب، بی فرهنگ، استعمار و استثمار، ظلم، نظام ایلی، عیاشی اشراف ، غرور و غفلت و بی قیدی از عوامل و عناصر مؤثر در پیدایش فساد در گذشته ایران بودند.

یافته های تحقیق:

در اینجامحقق  به دنبال این است  که آیا از نظر مردم فساد وجود دارد یا خیر؟ در کدام زمینه ها و تا چه اندازه؟

در پرسش نامه، نظرات پاسخگویان در مورد فساد و دیگر مسائل مربوط به آن بر اساس دو نوع گویه(طیف لیکرت و برش قطبین) مورد بررسی قرار گرفت.

فساد در بخش دولتی :  دو نوع فساد رشوه و پارتی در  ادارات دولتی بررسی شده اند و نشان داد که فساد در ادارات وجود دارد. 7/59 درصد بر این نظر بودند که بدون پارتی در ادارات کار اصلاً راه نمی افتد. در مورد استخدام4/76درصد از پاسخگویان بر این نظر بودند که هنگام استخدام، پارتی داشتن مهم است. بیشترین میزان فساد از نظر پاسخگویان در شهرداری وجود داشته است(12/67%). بعد از آن گمرگ با (11/64%) و مالیات با 56% قرار داشتند؛ بدین معنا که 56 درصد از مردم معتقد بودند که ماموران مالیات با گرفتن رشوه، میزان مالیات را تخفیف خواهند داد.

15/56 درصد از از پاسخگویان ابراز داشتند که مسئولان بیشتر به فکر دوست و فامیل خود هستند تا به فکر مردم. 6/62 درصد از پاسخگویان بر این نظر بودند که مسئولان برای وارد کردن یک جنس به دنبال پورسانت هستند. 3/54 درصد از پاسخگویان معتقد بودند که نمایندگان مجلس بیشتر به فکر خودشان و فامیل و دوستانشان هستند.

فساد در سیستم کنترل کننده:

1.       پلیس: 56 درصد بر این نظر بودند که اگر پایش بیفتد پلیس باج می گیرد. 52درصد تصور می کردند که اگر پلیس راهنمائی بخواهد آدم را جریمه کند، می شود با پول جریمه را کم کرد.

2.       کنترل گرانفروشی: 44درصد معتقد بودند که افراد کنترل کننده خودشان کم و بیش اهل رشوه و سوء استفاده اند.

3.       قوه قضائیه: در مورد قوه قضائیه گرایش ها و ارزیابی ها منفی تر بودو 70درصد از پاسخگویان بر این نظر بودند که «اگر کسی کار خلاف بکند و کارش به دادگاه بکشد می توان با دیدن این و آن و یک کمی پول خرج کردن، خودش را نجات دهد.»

فساد در بخش خصوصی: یکی از بالاترین رقم فساد در مورد دارو بود، که 90درصد پاسخگویان اظهار داشتند که در کشور ما بازار سیاه دارو وجود دارد. و همینطور 76درصد از پاسخگویان گفتند بازار سیاه ارز نیز وجود دارد.

ارزیابی فساد: در مجموع 2درصد از پاسخگویان معتقد بودند که در کشور ما فساد مالی وجود ندارد. 98درصد وجود فساد را به اندازه ها و در سطوح مختلف تایید کردند، که از میان آن، 75 درصد معتقد بودند که فساد مالی در همه سطوح وجود دارد.

در مورد مقایسه میزان فساد در گذشته و آینده از نظر پاسخگویان،  نشان می دهد  که روند فساد نسبت به گذشته افزایش یافته است. 61درصد از پاسخگویان معتقد بودند که فساد(رشوه و دزدی) در سیستم دولتی در طی 5 سال گذشته افزایش یافته است. 58 درصد نیز نسبت به آینده ( در مورد کمتر شدن فساد) بدبین بودند.

قبح فساد: درصد بالایی از پاسخگویان خواهان مجازات مامور بلند پایه دولتی که مرتکب فسادند، بودند. 70درصد علاقمند به آگاهی از فساد بودند، که مثلا چه کسانی دزدی کرده اند. 81 درصد سوء استفاده های مالی مسئولین را یکی از علل عدم پیشرفت کشور می دانستند. در نتیجه فساد از نظر پاسخگویان یک کار ناشایست تلقی می شد. که در نهایت بیانگر قبح فساد بود.

عوامل مؤثر بر پیدایش فساد:

آیا عوامل و شرایطی که براساس تئوریها موجب پیدایش فساد می شوند در جامعه ما وجود دارند یا نه؟

سطح نیاز، مقایسه و احساس محرومیت به عنوان متغییر مورد سنجش قرار گرفت. 25درصد از پاسخگویان وضع اقتصادی خود را بد تا خیلی بد توصیف کردند. برای 20درصد تحمل این وضعیت غیر ممکن تا سخت بود و 18درصد امیدی نداشتند که بتوانند با تلاش بیشتر وضعیت خود را بهبود بخشند. این تعداد در واقع کسانی هستند که بیشتر آسیب پذیر برای کشانده شدن به فساد خواهند بود. به عبارت دیگر بر اساس تئوریهای دورکهایم و مرتون فساد برای 18درصد از پاسخگویان فراهم بود.

کنترل بیرونی: 56 درصد از پاسخگویان بر این نظر بودند که اگر شخص خاطی به کارش وارد باشد امکان کنترل و مجازات بیشتر کاهش می یابد. بطور اخص نیروهای کنترل کننده پلیس و قوه قضائیه نیز مورد ارزیابی قرار می گرفتند. در مورد کارکرد قوه قضائیه 72 درصد بر این نظر بودند که قانون در مورد همه یکسان اجراء نمی شود.

بدین ترتیب مشخص می شود که کنترل های بیرونی در ایران برای جلوگیری از دست زدن به عمل خلاف و رفتار فساد آلوده ضعیف هستند.

کنترل درونی:

1.       پایبند های مذهبی: مهم ترین عامل کنترل درونی است. در کنار آن عواملی دیگری وجود دارند مانند تغییر ارزش ها، مادی گرایی،… باعث کاهش ارزش های مذهبی می شوند. بر اساس گویه ی (سوالی) که برای سنجش پایبندهای مذهبی در این تحقیق بکار رفت، حاکی بالا بودن تمایلات مذهبی پاسخگویان بود. به عبارت دیگر، 78درصد از مردان مایل بودند که خانمشان حجاب داشته باشد. 92درصد اعتقاد داشتند که خداوند به آنها کمک کرده است.

2.       احساس مسئولیت جمعی و فردگرائی: 79 درصد از پاسخگویان با این نظر«این روزها من باید سعی کنم گلیم خودم را از آب بیرون بکشم» موافق بودند.

عوامل زیر بنایی: از آنجایی که بسیاری از رفتار های افراد تابع عوامل زیر بنای است. در اینجا 3عامل(عنصرفرهنگی ایلی، تغییر ارزشها، نظام برابر) مورد بررسی قرار گرفتند. در مورد عامل اول، حدود 51 درصد از پاسخگویان اظهار کردند که در صورت گرفتن پست و مقام به اقوام و دوستان خود کمک کنند.

فرهنگ فساد در ایران بر مبنای صفر(عدم وجود فساد) به اندازه 18/2 سنجیده شد. این میانگین بدین معنی می باشد که بیش از نیمی از پاسخگویان این فرهنگ فساد را قبول دارند.

در مورد تغییر ارزشها نیز؛ بیش از 70 درصد از پاسخگویان معتقد بودند که این روزها حرف اول و آخر را پول می زند(94/2=m). این میانگین نشاندهنده این است ارزشهای مادی جامعه را فرا گرفته است. 51 درصد از مردم بین پول و اخلاق، پول را ترجیح دادند. احساس نابرابری و ارزیابی نابرابری افراد بیانگر این بود که 90درصد از آنان اظهار داشتند که فاصله بین فقیر و ثروتمند در ایران زیاد است و هچنین 83 درصد آنان با این نظر که «مشکلات کشور به این علت است که پولدارها پولشان بیشتر می شود و فقیر ها فقیر می شوند» موافق بودند.

میزان ناکامی و دلسردی: 26 درصد از پاسخگویان با این نظر« برای این حقوقی که به من می دهند اگر من یک ساعت هم برایشان کار کنم زیاد است»، موافق بودند و این رقم برای کارمندان دولت 20درصد بود. با این حساب، حدود 20 درصد از پاسخگویان شرایط تئوریکی لازم  برای فساد را داشته اند.

روابط علی بین متغییرها: در این مرحله روابط بین متغییرها مورد بررسی قرار گرفت. اگر متغییر(V83) که مصداق بارز فساد(رشوه) می باشد را به عنوان متغییر وابسته در نظر بگیریم و آن را با متغییر های دیگری مثلا با نیازها(V22) و مقایسه(V23) و داشتن ماشین ماکسیما(V64) و استحقاق خانه، وسائل و ماشین بهتر (V91-V93) بسنجیم؛ نشان می دهد که:

کسانیکه که حاضر بودند برای آنکه کارشان زودتر راه بیفتد، به کارمندان رشوه بدهند؛ خصوصیات و رفتار خاصی داشتند، آنها الزاماً فقیر و نیازمند نبودند. خودشان را در زندگی موفق ارزیابی نمی کردند و امید نداشتند. مایل به داشتن ماکسیما بودند و همچنین احساس ناکامی زیاد می کردند. لذا با این حساب مشخص می شود که اینان آمادگی دست زدن به کار فساد از جمله رشوه دادن داشتند.

مورد برگزیده فساد:

شهرام جزایری: وی در سال 1351 در اهواز متولد شد. در 8 سالگی با شروع جنگ به تنکابن می رودو به کارگری در بستنی فروشی مشغول می شود. در سال 1370 به سربازی می رود و در سال 1372در رشته دندان پزشکی دانشگاه کرمان قبول می شود. همان موقع در بم در بسته بندی خرما برای صادرات فعال می شود. بنابراین چند متغییر قابل توجه است: زندگی سخت، نیاز مبرم، مصمم، تجربه اقتصادی، هوش، آموزهای سربازی

او براساس تجربه شخصی به این نتیجه رسیده بود که در ایران یک مشکل ساختاری بزرگ وجود دارد که افراد می توانند یک شبه بدون تحصیلات، هوش و فکر به سودهای کلان برسند. آنچه او انجام داد نه فقط در سطح یک اقتصاد کلان(با درآمد میلیاردتومان)، بلکه یک سیاست کلان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است که نیاز به یک مدل شناختی جامع و عین حال دقیق داشته است.

فعالیت آقای جزایری در 4 حیطه قابل طبقه بندی است: 1-ارتباطات و عقیده سازی 2- حیطه فرهنگی 3- حیطه سیاسی 4- حیطه اقتصادی

آقای جزایری محصول شرایط جامعه می باشد و تا آن شرایط وجود داشته باشد، همواره این محصولات نیز تولید خواهند شد و کشف و دفع یک مورد به فرایند تولید جزایری ها آسیب جدی نمی رساند.

نتیجه گیری:

 فساد یک سرطان اجتماعی است که مبارزه با آن به جراحی های عمیق و اقدامات مختلف، متعدد و هماهنگ نیاز دارد. برخورد با مفاسد اجتماعی بسیار قوی و همه جانبه باشد، در غیر صورت تاثیر معکوس می گذارد. برای مقابله با فساد باید ابتدا چند شرط مهیا شود: عزم راسخ، محاسبه دقیق، داشتن یک مدل جامع برای اداره جامعه، اجرای قاطع و بدون کمترین مسامحه، پذیرش درد.

در مورد علل فساد در جامعه ایران می توان آن در دو سطح بین المللی و شرایط داخلی مورد بررسی قرار داد.

راه  حل های که می توان در مورد شرایط داخلی  و زیر ساخت های مناسب فساد در ایران ارائه داد به شرح زیر است:

1.       از تولید نیاز کاذب در مردم از طریق تبلیغات و نمایش ثروت  باید جلوگیری شود.

2.       گسترش دادن آموزش فنی و حرفه ای و کاهش ارزش مدرک های نظری و همچنین تشویق کار عملی و این که شرایط مناسب را برای آن فراهیم کرد.

3.       لغو قانون نظام هماهنگ پرداخت ها که موجب مدرک گرایی و رشد مؤسسات تولید مدرک شده و همچنین تنظیم حقوق کارمندان متناسب با سطح نیاز معقول

4.       تجدید نظر در سیستم بودجه بندی کشور که در آن خرید تجهیزات تشویق می شود و حقوق پرسنل پایین نگه داشته می شود.

5.       افزایش حقوق افراد کنترل کننده بیش از حد نیاز آنها (برای جلوگیری از تطمیع شان)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه