زندگي به سبک آسمان

سبک زندگی در دفاع مقدس

نویسنده:

زمان انتشار: ۰۹:۲۶ ۱۳۹۲/۰۱/۲۶

آن جوان‌هايي كه در جبهه بودند، آن پدر مادرهايي كه اين جوان‌ها را اين‌جور مي‌فرستادند، آن خانواده‏هائي كه آن‌جور با شوق و ذوق جبهه را پشتيباني مي‌كردند، چه حالتي، چه احساساتي داشتند.

مقدمه

هر اصطلاح علوم‌اجتماعي مانند ساير علوم در فضاي مفهومي آن قابل درک است. اصطلاح سبک زندگي نيز به عنوان يکي از اصطلاحات علوم‌اجتماعي، پيوند مستقيم و وثيقي با مجموعه‌اي از مفاهيم آن دارد؛ مفاهيمي مانند: عينيت و ذهنيت، فرهنگ و جامعه، فرهنگ عيني و ذهني، شکل و محتوا، رفتار و معنا، اخلاق و ايدئولوژي و… . سبک زندگي اموري را شامل مي‌شود که به زندگي انسان، اعم از بعد فردي، اجتماعي، مادي و معنوي او مربوط مي‌شود. اموري نظير بينش‌ها (ادراک‌ها و معتقدات) و گرايش‌ها (ارزش‌ها، تمايلات و ترجيحات) که اموري ذهني يا رفتار دروني هستند و رفتارهاي بيروني (اعم از اعمال هوشيارانه و غيرهوشيارانه، حالات و وضعيت جسمي)، وضع‌هاي اجتماعي و دارايي‌ها که امور عيني هستند. سبک زندگي به عنوان تجلي عيني انديشه‌ها و عقايد، تاثير فراواني نيز بر عقايد و انديشه‌ها و بخصوص صفات انساني دارد و از اين رو شکلگيري خلق و خو و نگرش‌ها عموما  بسيار متاثر از سبک زندگي است. هر مکتب فکري فلسفي متناسب با سبک خاصي از زندگي است. سبک زندگي کنوني در عالم ما يا مدرن است يا مدرن‌زده و بسياري از آسيب‌هاي اعتقادي، اخلاقي و اجتماعي برآمده از همين سبک زندگي است. از شئون جنگ نرم، نقد سبک زندگي غربي و زمينه‌سازي جهت يک زندگي متناسب با حيات طيبه است.

 

سبک زندگي متناسب با دفاع مقدس

سبک زندگي متناسب با دفاع مقدس، به عنوان يک نمونه خوب براي کشورمان، سبکي قابل بهره‌برداري و اثرگذار خواهد بود. رجوع به جريانات آن دوران و بررسي سبک زندگي رزمندگان، دورنماي مناسبي در برابر ما از يک زندگي ساده و البته قابل الگوبرداري قرار خواهد داد. هر چند پرداختن به سبک زندگي در دفاع مقدس در اين مجال، ممکن نيست اما اشاره‌اي گذرا با نيت فتح بابي در اين موضوع، ضروري به نظر مي‌رسد.

2-1- تفاوت سبک زندگي در دفاع مقدس با ساير دورانها

دوران دفاع مقدس که به طور رسمي از 31 شهريورماه 1359 آغاز و 27 مرداد ماه 1367 با پذيرش قطعنامه و انجام عمليات پيروزمندانه مرصاد به پايان رسيد، به عنوان پديده‌اي بي‌نظير يا اگر احتياط کنيم کم‌نظير در تاريخ، براي ملت و کشور ما، ساعت به ساعت دوران آموزشي و پرورش پُرفايده و با بركت بود. [1]بديهي است که اين دوران، با همه ويژگي‌هاي برتر خود، سبک زندگي خاصي را شکل داده باشد. سبکي با ابعاد مختلف اعم از فکري، روحي و رفتاري که با توجه به ظرفيت عظيم نهفته در خود، نمونه‌اي براي آن‌چه شايسته‌ي نظام جمهوري اسلامي است، به شمار مي‌رود. نمونه‌اي که توجه به زواياي مختلف آن در برهه‌هاي حساس کشور، راهگشاي کارآمدي خواهد بود.

«اگر بخواهيد يك نمونه براي آن‌چه كه شايسته‏ي ماست، پيدا كنيد، نگاه كنيد به دوران دفاع مقدس. ببينيد آن جوان‌هايي كه در جبهه بودند، آن پدر مادرهايي كه اين جوان‌ها را اين‌جور مي‌فرستادند، آن خانواده‏هائي كه آن‌جور با شوق و ذوق جبهه را پشتيباني مي‌كردند، چه حالتي، چه احساساتي داشتند. آنها نمونه‏هاي خوبي است. البته نمي‌گوئيم نمونه‏ي اعلاست، اما نمونه‏هاي بسيار خوبي بود. ما بايد به همان سياق، با همان آهنگ و نواخت، پيش مي‌رفتيم؛ ما پيش نرفتيم… اين هشت سال [دفاع مقدس]، مظهري از برترين صفاتي است كه يك جامعه مي‌تواند به آن‌ها ببالد و از جوانان خودش انتظار داشته باشد. يعني دفاع مقدس مظهر حماسه است، مظهر معنويت و دينداري است، مظهر آرمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهي است، مظهر ايثار و از خودگذشتگي است، مظهر ايستادگي و پايداري و مقاومت است، مظهر تدبير و حكمت است.» (مقام معظم رهبري، 24/06/1388)

 

2-2- ابعاد سبک زندگي متناسب با دفاع مقدس

سبک زندگي در جنگ از ابعاد مختلفي قابل بررسي است. اما بطور کلي مي‌توان براي آن سه بعد قائل شد: بعد فکري، که در آن انديشه‌ها، بعد روحي، که در آن انگيزه‌ها و بعد جسمي و رفتاري، که در آن رفتارها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

اين تقسيم‌بندي در دسته‌بندي‌ يکي ديگر از انديشمندان علوم ارتباطات، چنين ارائه شده است:

امور ذهني رفتارهاي دروني يا بينش‌ها (ادراک‌ها و معتقدات) و گرايش‌ها (ارزش‌ها، تمايلات و ترجيحات)

امور عيني رفتارهاي بيروني (اعم از اعمال هوشيارانه و غيرهوشيارانه، حالات و وضعيت جسمي)، وضع‌هاي اجتماعي و دارايي‌ها

نکته قابل توجه اين‌که هرچند، بخشهاي مختلف با هم تفاوتهايي دارند؛ خصوصيات يک لشکر با لشکر ديگر متفاوت است. ولي روح کلي همه جا يکي است. سطوح مسئوليت‌ها نيز متفاوت است. يکي فرمانده لشکر است، يکي فرمانده تيپ، يکي فرمانده گردان، يکي هم رزمنده. يکي اطلاعاتي است، يکي عملياتي، يکي هم تدارکاتي. ولي باز هم فضاي همه‌ آن‌ها يک‌رنگ است.

 

2-1-1- اول: بعد فکري

الف) اصول انديشهاي: رزمندگان در دوران دفاع مقدس، از يک اصول انديشه‌اي بهره‌ مي‌بردند هر چند شدت آن در افراد مختلف، بنا به ظرفيت هر فردي متفاوت بود. اما بهره‌مندي از آراء و انديشه‌هاي حضرت امام خميني، پايبندي به آن و حرکت در مسير اين انديشه‌ها و در يک کلام الگوگيري از حضرت امام در آنان وحدت انديشه‌اي ايجاد کرده بود. اصول اساسي و خدشه‌ناپذير اين انديشه در قالب اين سه محور خلاصه مي‌شود:

خداباوري «همه بدانيم که تمام امور و از آن جمله فتح و نصر به دست خداست. و من النصر إلا من عندالله العزيز الحکيم (آل عمران/126)»[2]

معادباوري شهادت‌طلبي و استقبال از خطرات يا همان مرگ‌آگاهي، ريشه در باور عميق رزمندگان به اين قول حق‌تعالي دارد که مي‌فرمايد: «و لا تحسبن الذين قتلوا‌ في سبيل‌الله امواتاً… (آل عمران/1)»

ولايتمداري  به عنوان نگين اعتقادات و باورهاي بچه‌هاي جنگ، از عوامل اصلي وحدت انديشه‌ و عدم سرگرداني در موضع‌گيري‌ها بوده است. مروري کوتاه بر خاطرات و وصيت‌نامه‌هاي شهداء، يک نکته برجسته را نمايان مي‌سازد و آن توجه به مقام ولايت، فرمان‌پذيري از ولايت، دعا براي ايشان و تلاش در راه سربازي در مسير ولايت است.

معادباوري و ولايت‌محوري حول تفکر خداجويي و دستيابي به مقام رضاي حق، از ارکان اساسي باورها و اعتقادات ايشان بوده است.

ب) بصيرت و روشنبيني ايمانمدار: از جمله ويژگي‌هاي رزمندگان، تلاش در جهت کسب بصيرت و شناخت هر چه بيشتر شأن و جايگاه خود و انقلابي بود که براي حفظ و تداوم آن در صحنه ايستاده و آماده فداکاري همه جانبه براي آن بوده‌اند و همچنين تهديدهايي که از ناحيه دشمنان، ايشان و آرمان‌هايشان را هدف گرفته بودند.

 

2-1-2- دوم:  بعد روحي

توجه به مباحث معرفتي و خودسازي، اثر جدي بر زندگي روزمره بچه‌هاي جنگ داشت. اخلاص، فداکاري و ايثارگري، دوري از نفاق و ريا، اهليت در عمل به فرائض ديني و… بخشي از صفات بارز ايشان بود. با توجه به روحيه و نشاط جوانانه رزمند‌گان، پويايي و اميد به آينده در نگاه آرمان‌گرايانه آنان موج مي‌زد و براي حاکميت اسلام و عدالت، همت بلند خويش را مصروف مي‌داشتند.

يکي از درس‌هاي مهم جنگ به رزمندگان، ملاک و معيار داشتن در انتخاب‌ها بود که اساس آن را تولي به دوستان اهل بيت و تبري از دشمنان اهل بيت تشکيل مي‌داد. تکليف‌مداري، ذره‌بين، معيار و ملاک انتخابشان بود. ميزان درآمد، سطح و پرستيژ کار و… برايشان مهم نبود. اصل کار مهم بود. مي‌خواستند کاري کنند که باري از دوش امام و انقلاب بردارند.

روضه و هيأت يکي از برنامه‌هاي ثابت خودسازي رزمنده‌ها بود. زيارت عاشورا، دعاي توسل، دعاي کميل و… . براي برنامه دعا و روضه هم، نياز به هيچ چيزي نداشتند جز دل شکسته و حس و حال معنوي.

در کنار توسل، توکل‌شان هم بالا بود و ايمان به امداد الهي، آنان را به حرکت در مسيرهاي سخت زندگي تشويق مي‌کرد.

شعار بچه‌هاي جبهه، «هيهات منا الذله» بود. عملشان نيز همين‌طور. براي هيچ‌چيز و هيچکس سر خم نمي‌کردند جز فرمان الهي و فرماندهان جبهه حق. صداقت شرط اول رفاقت‌ها و کارهايشان بود.

 

2-1-3- سوم: بعد رفتاري و جسمي

تواضع، وجه غالب فرهنگ رفتاري ساکنان جبهه‌هاي جنوب بود، به‌طوري که در کلام و رفتارشان هم مشهود بود.

غالباً زياد زحمت مي‌کشيدند، کمتر مي‌خوردند و کمتر مي‌خوابيدند. فرهنگ حاکم بر جبهه فرهنگ کار و تلاش بود. هر کس نه فقط کاري را که به او سپرده بودند؛ بلکه هر کار مفيدي را که انجام آن به سود مجموعه بود, در حد توان و اجازه خود، انجام مي‌داد.

غالب بچه‌ها لباس خاکي به تن داشتند. بعضي‌ها هم لباس سبز پاسداري. لباس پلنگي‌ هم گاهي اوقات تن بعضي‌ها ديده مي‌شد. ولي مدل همه‌اش خاکي بود. لباس خاکي عملاً سه فايده جدي داشت. يک؛ تفاوت‌هاي اجتماعي و طبقات مصرفي جامعه نمود خود را از دست مي‌داد و همه در يک سطح از پوشش قرار مي‌گرفتند. دو؛ استتار بود و سه؛ روشي براي دوري از تعلقات مادي بود. چفيه و پلاک هم جزو متعلقات هر فرد بود. چفيه به عنوان وسيله‌اي چندکاره اعم از حوله، سفره، زيرانداز، بادبزن، عرق‌گير و… و پلاک هم به عنوان نشاني. مرور برنامه يک روز معمولي در جبهه مي‌تواند بخشي از سبک زندگي روزانه در دفاع مقدس را نشان دهد:

چابکي و سرعت عمل در جبهه خيلي مهم بود. بعضي اوقات شب‌ها مهمان برنامه «خشم شب» بودند و‌ بايد بشمار3 آماده مي‌شدند. چراکه قرار بود هميشه «منتظر» باشند. منتظر هميشه آماده ا‌ست.

يک ساعت به اذان صبح مانده، يک عده بيدار مي‌شدند مي‌رفتند توي محوطه يا حسينيه و تا اذان صبح مشغول نماز و دعا و قرآن مي‌شدند. معمولاً هميشه نماز جماعت برپا بود. حتي اگر امام جماعت هم نبود، يکي از بچه‌ها جلوتر مي‌ايستاد و بقيه پشت‌سرش. بعد از نماز جماعت صبح، معمولاً صبحگاه برگزار مي‌شد. برنامه‌هاي صبح‌گاه، هم غالباً قرآن بود و دعا. بعضي جاها هم دعاي «اللهم اجعل صباحنا صباح الابرار…» رسم بود.

روزهاي معمولي، بعد از صبحگاه هرکس مشغول کار خودش مي‌شد. يک عده در لشکر مسئوليت داشتند، يک عده نيروي آماده به کار بودند که اگر کاري باشد انجام دهند. اگر کاري نبود، معمولاً مطالعه مي‌کردند. ‌مطالعه در فضاي جبهه، اجباري نبود. هر کس با توجه به سواد و سلائق خودش و نيازش مطالعه مي‌کرد، ولي مي‌گفتند حسن باقري فرمانده عمليات جنوب، فرمانده لشکرها را مجبور کرده بود تا برنامه منظم براي مطالعه بچه‌ها داشته باشند. مطالعات بچه‌ها در سه حوزه قابل دسته‌بندي بود:

1. درسي 2. قرآن و دعا 3. کتب اعتقادي و اخلاقي

بچه‌هاي جنگ به دو چيز حساسيت جدي داشتند: امام، بيت‌المال.

منش مديريتي فرماندهان جنگ نيز بخشي از سبک زندگي در دفاع مقدس است. مديريت ميداني، مديريت اقناعي و دانايي محور، مديريت بر قلوب نيروها و ظرفيت‌سازي در جهت پرورش فرهنگ بسيجي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي مديريت جنگ بود.


[1]. ر. ک: مقام معظم رهبري، 20/08/1385

[2] حضرت امام خميني، ‌صحيفه نور، 12/01/1361

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب پربازدید

مصاحبه