درباره فیلم"چند متر مکعب عشق" (1)

زندگی برای عشق و عشق برای زندگی

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۴:۱۳ ۱۳۹۲/۱۱/۱۵

فیلم چندمتر مکعب عشق را باید فیلمی زندگی گرا دانست که ریشه های زندگی را در عشق می داند در این فیلم روایتی زندگی ساز از عشق به تصویر کشیده می شود و در داستان فیلم زندگی برای تحقق عشق در جریان است. در واقع عشقی برای زندگی و زندگی ای برای عشق. این فیلم را از این بابت باید فیلمی موفق ارزیابی کرد که به خوبی عشق و زندگی را با هم پیوند می زند.

چند متر مکعب عشق یک روایت ساده از عشق دست نخورده در میان آهن پاره هاست و شاید همین دست نخوردگی نویسنده و کارگردان را ناگزیر کرده است که به دور از هیاهوهای شهر و عشق های آپارتمانی و زندگی های اتوکشیده در حاشیه شهر و در میان مردمانی از جنس کار و البته قوم سنت گرای افغان این روایت را به تصویر بکشد.

محور اصلی قصه فیلم را عشقی نوجوانانه شکل می دهد و به نظر می آید نویسنده فیلمنامه و کارگردان این فیلم تلاش داشتند عشق اصیل را آن چنان که در معنای اسلامی آن مایه مودت و رحمت و سکون و آرامش زندگی است را بازخوانی کنند آن هم در زمانه ای که عشق در زندگی شهری منحرف شده است و عشق های مثلثی و ناپاک نه تنها آرامش بخش نیست بلکه اضطراب آور است.

این روایت بازاندیشانه از عشق در فضایی شکل می گیرد که ظاهرا بسیار خشن است کارگاه اسقاط و بازفراوری آهن آلات و ظاهرا فیلم در میان انبوهی از نشانه های متضاد با عشق نشانه بندی شده است شلوغی و کثیفی محیط زندگی، بیچارگی و آوارگی قوم افغان، آهن پاره ها و پتک های کارگاه اسقاط، اضطراب و دلهره و فرار از پلیس برای ادامه زندگی غیرقانونی در ایران، یتیمی و غربت پسرک کارگر و نشانه های ملال آور دیگری که عشق به جنگ همه آن ها آمده است و این رقص عشق است که ناموزونی ها را موزون و همه چیز را جز خود بی معنا کرده است عشق در نگاه این فیلم موسیقی هارمونیک زندگی است همه خود را با آن تنظیم می کنند و از آن معنا می یابند.

این فیلم بر آن است که با به میان آوردن پای عشق اصیل به زندگی، این ملالت ها و اضطرابات و رنج ها و آوارگی ها را به حاشیه ببرد و این را خاصیت و خصلت عشق معرفی کند. این عشق این قدر اصیل و دست نخورده است که عاشق و معشوق ظواهر و مشهورات زمانه و مرزهای هویتی را فراموش کرده اند. پسرکی ایرانی و دخترکی افغان که در یکی از دیالوگ های فیلم عبدالسلام پدر دخترک افغان غیرطبیعی و غیرمتعارف بودن این عشق را فریاد می زند و با جملاتی اعتراض آمیز و فریادی برآمده از حس تحقیر، عشق یک پسرک کارگر ایرانی به دخترش را با توجه به رفتار ایرانیان نسبت به افغان ها عجیب و غیرمتعارف می خواند.

فیلم چندمتر مکعب عشق را باید فیلمی زندگی گرا دانست که ریشه های زندگی را در عشق می داند در این فیلم روایتی زندگی ساز از عشق به تصویر کشیده می شود و در داستان فیلم زندگی برای تحقق عشق در جریان است. در واقع عشقی برای زندگی و زندگی ای برای عشق. این فیلم را از این بابت باید فیلمی موفق ارزیابی کرد که به خوبی عشق و زندگی را با هم پیوند می زند.

اما این فیلم یک پیام فرعی و ضمنی نیز دارد رفتار تحقیرآمیز ایرانیان با افغان ها. کارگردان، این پیام اعتراضی را در چند دیالوگ جای داده است اما این اتفاق در ذهن نویسنده و کارگردان این فیلم این قدر برجسته و مهم است که در مسیر داستان فیلم کم کم از حاشیه به متن می آید و بر هم زننده عشق می شود تا مخاطب را بیشتر درگیر این اتفاق کند و این فریاد اعتراضی همدلانه تر از سوی مخاطب ایرانی فهم شود. کارگری ایرانی که به دلیل حضور افغان ها جای خود و بستگانش را تنگ شده می بیند پلیس را خبر می کند تا بساط حضور غیرقانونی افغان ها در کارگاه را جمع کند و در میان این دعواها و فرار و تعقیب ها و اجبار افغان ها به بازگشت به کشورشان عشق پنهانی پسرک و دخترک قربانی می شود و اضطراب فراق جای خود را به اشتیاق وصال می دهد. و البته اگر رویکردی نشانه شناختی و استعاری به این اتفاق داشته باشیم می توان از آن به جدایی دو ملت نیز یاد کرد.

اما جدای از تلاش های عوامل فیلم برای به تصویر کشیدن یک روایت ساده از عشق باید به یک نکته منفی در این فیلم نیز اشاره داشت در واقع جدای از اجبار افغان ها برای ترک ایران به عنوان عامل اصلی این فراق، نگاهی منفی و اعتراضی نیز نسبت به مانع تراشی های عبدالسلام پدر دخترک افغان در فیلم گنجانده شده است. مانع تراشی هایی که ریشه در باورهای مذهبی از یک سو و عرفگرایی های سنتی افغان ها از سویی دیگر دارد هر چند شاید بتوان با نگاه منفی کارگردان به عرف گرایی های سنتی افغان ها همراهی و همدلی کرد و از این رو نقد به سنت را نیز روا دانست و سنت را از این لحاظ ضد زندگی و ضد عشق خطاب کرد اما در باب نقد باورهای مذهبی به نظر می آید که کارگردان راهی ناصواب را رفته است و اوج این اعتراض در عدم اقتدای دخترک افغان به پدرش در نماز است که با توجه به اقتدای دخترک در صحنه ای در ابتدای فیلم و عدم اقتدا در میانه های فیلم می توان این معنای اعتراضی را برداشت کرد.

هر چند که کارگردان شاید به دنبال نقد قرائتی متصلبانه و متحجرانه از دین باشد و مخصوصا آن که در صحنه ای از فیلم دخترک افغان که در حال نشان دادن عکس های قدیمی و خانوادگی خود به پسرک است بعد از آن که به عکس خاله اش می رسد به کشته شدن او توسط راکت اشاره می کند و پسرک این اتفاق را به طالبان ها ارجاع می دهد این هدف کارگردان فهم می شود اما پدر دخترک در فیلم هیچ ارتباط و نسبتی با طالبان ندارد و هیچ نشانه ای دال بر تفکر طالبانی در عبدالسلام به تصویر کشیده نمی شود لذا این نقص فیلم را یا باید به پای ضعف کارگردان در نشانه سازی گذاشت و یا  قرائتی جهت دار و منفی نسبت به دین از سوی کارگردان که ظن اول قوی تر می نماید به هر حال فیلم چند متر مکعب عشق از این بابت دچار ضعف است.

۲ دیدگاه

    مجید :

    خیلی تعریف از این فیلم شنیدم و وقتی جناب داریوش فرهنگ در برنامه هفت گفتند این فیلم رو ببینیند گفتم پس باید ببینم – و بالاخره موفق شدم در سینما اریکه با اینکه اون سینما مشکلات زیادی برای پخش فیلم دارد فبلم را ببینم – فیلم رو دیدم بدون هیچ تعارفی بگویم که فیلم خیلی بالاتر از یک کارگردان اولی بود به دور از موضوعات اجتماعی که اکثر فیلمهای امسال با اون درگیرن این فیلم چنین نبود – فیلمبرداری دقیق با قاب بندی های بینظیر – کارگردانی و دکوپاژ عالی – شاید بگم کمتر فیلم ایرانی دیدم که قاب بندی ها و دکوپاژ بر روی اصول بود – خیلی از فیلم ها هستند که وقتی قاب را می بندن و کارگردان میبینه – میگن این خوبه اما تو این فیلم بدون شک هر پلان و قاب بندی کمک کرده به روند تاثیر گذاری فیلم و شما حس و اتفاق رو در پلانها و قاب ها و حتی ریتم و زمان آن ها میبینید – فیلمبرداری واقعا محشره برای اولین بار من تصاویر خوب و زیبا میدیدم – همه چی حساب شده – داستان ساده و باور پذیر به دور از شعار زدگی- بازیهای روان هرچند هیچ چهره سینمایی در این فیلم نمیبینید اما همه چی شما رو با خودش میبره جلو و دقیقا جای درست احساس شما رو درگیر میکنه – همه چی اندازه بود حتی موسیقی تو فیلم ول نشده بود هر جا دلشون بخواد موسیقی کمک کنه به فضا سازی. عالی بود این فیلم – خوشحالم یه فیلم خوب و عالی دیدم .

    نماز نخواندن دختر فیلم دلیلی بر عدم اقتدای او برنماز پدرش ویا نمازخوان نبودن او نبود او به دلیل شرم وحیای دخترانه اش پریود بودن خودش رو از پدرش مخفی کرد.اون صحنه ازفیلم نماز را به این دلیل نخواند که پریود بود اینو از حالت بیمار گونه ایی که در صحنه ی بعدی داشت میتوان متوجه شد که بعد پدرش یک اجر داغ رو داخل یک پارچه به دخترش میده تارو شکمش بزاره تادردش کمتر بشه .

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه