زندگی نامه ابن خلدون

زمان انتشار: ۱۷:۴۰ ۱۳۸۹/۱۲/۱۳

” ابن خلدون حضرمی اشبیلی، متفکر، جامعه شناس و مورخ در سال 732ق/1332م در تونس، یکی از شهرهای آفریقای شمالی متولد شد. او آموزش های آغازین را نزد پدرش فرا گرفت و سپس نزد علمای تونسی قرآن و تفسیر، فقه، حدیث، علم رجال، تاریخ، فن شعر، فلسفه و نطق آموخت. آثاری که او در این زمان از خود به جای گذاشت، او را بلند آوازه ساخت. بسیاری از آثار و افکار به جا مانده از او با جامعه شناسی معاصر وجه اشتراک دارند. “

بویزید ولی الدین عبدالرحمان بن خلدون حضرمی اشبیلی، متفکر، جامعه شناس و مورخ در سال 732ق/1332م در تونس، یکی از شهرهای آفریقای شمالی متولد شد. او آموزش های آغازین را نزد پدرش فرا گرفت و سپس نزد علمای تونسی قرآن و تفسیر، فقه، حدیث، علم رجال، تاریخ، فن شعر، فلسفه و نطق آموخت. ابن خلدون از کودکی به وسیله ابواسحاق ابراهیم، “علامت نویس” سلطان شد.

 در این زمان ابوزید، امیر قسطنطنیه در الجزایر برای تصرف تونس به جنگ ابن تافراگین شتافت. ابن خلدون پس از تصرف تونس توسط ابوزید، این شهر را رها کرد و سرانجام به سلطان ابوعنان مرینی در فاس پیوست و دبیر خاص سلطان شد و در عین حال از استادان بزرگ آن دیار و کتابخانه های مدارس آنجا بهره مند شد و به تدریج در علوم قرآنی، ریاضیات و تاریخ آموزش دید.

 فعالیتهای سیاسی وی در همین دوران آغاز شد. از جمله به خاطر این عقیده که فرمانروایان دولتی، فرمانروایانی الهی نیستند، دو سال از عمرش را در یکی از زندان های مراکش به سر برد. او در زندان شروع به نوشتن شاهکار بزرگ تاریخی و جامعه شناسی خود تحت عنوان “العبر و دیوان مبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربرو من عاصرهم من ذوی السطان الاکبر”، نمود؛ که امروزه به نام “مقدمه ی ابن خلدون” شهرت دارد. وی پس از آزادی از زندان در سال764 قمری به آندلس رفت و سلطان غرناطه، ابن خلدون را به نزد خود خواند. مردم و بازاریان به گرمی از او استقبال کردند و سلطان نیز مقام حاجبی را به او سپرد.

وی پس از مدتی با کارشکنی های بدخواهان ناچار به ترک آنجا شد. سپس به شهر بسکره رفت و چند سالی در آنجا اقامت گزید و به کارهای علمی پرداخت. سپس به تلمسان انتقال یافت و اندکی بعد، در قلعه ابن سلامه اقامت نموده و با کناره گیری از سیاست به کار تحقیق و تدریس مشغول شد. بدین ترتیب دوره سوم زندگی او آغاز شد.

 وی  بعد از تقریباَ دو دهه فعالیت سیاسی به شمال آفریقا بازگشت وپنج سال تمام از زندگی اش را وقف مطالعه و نوشتن کرد. وی سپس به قاهره رفت و در آنجا به تدریس در مدارس گوناگون پرداخت، تا اینکه به دستور الملک الظاهر سیف الدین ، از ممالیک برجی مصر، به سمت استادی ” جامع الازهر”، که امروزه دانشگاه الازهر نامیده می شود، دست یافت. این دانشگاه کانون مطالعات اسلامی بود. در همین دوره وی توانست به جایگاه قضاوت برسد.

گفتنی است آثاری که او در این زمان از خود به جای گذاشت، او را بلند آوازه ساخت. بسیاری از آثار و افکار به جا مانده از او با جامعه شناسی معاصر وجه اشتراک دارند. او که در سراسر زندگی اش به عنوان سفیر، وزیر و عضو شورای علمی به سلاطین تونس، مراکش، اسپانیا و الجزایر خدمت کرد، سرانجام در سال 808 قمری در سن 76 سالگی به دیار باقی شتافت. پیکر او در بیرون باب النصر، قاهره، در مزار صوفیان به خاک سپرده شد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه