زندگی نامه ابوریحان بیرونی

زمان انتشار: ۲۳:۳۵ ۱۳۹۰/۱۲/۲۶

« ابوریحان محمدبن احمد بیرونی در14 شهریور سال 352 هـ.ش، معادل 29 ذیقعده سال 362 هـ.ق در روستای کوچکی به نام «بیرون» در اطراف خوارزم به دنیا آمد. بیرونی در جوانی بسیاری از دانشهای زمان خود را در شهر خوارزم فرا گرفت که جزو قلمرو سامانیان بود. شیوه ی مطالعه ی بیرونی دربارهی پدیدههای طبیعت از آغاز جوانی، بیشتر براساس مشاهده و تجربه بوده است. وی مدتی را در دستگاه قابوس وشمگیر که از امیران دانش دوست به شمار میرفت خدمت میکرد، او در همین زمان توسط قابوس وشمگیر به مقام وزارت دعوت میشود، اما این مقام را نمی پذیرد. »

ابوریحان محمدبن احمد بیرونی در14
شهریور سال 352 ه
ـ.ش. ، معادل 29 ذیقعده سال 362 هـ.ق.
در روستای کوچکی به نام ” بیرون” در اطراف خوارزم به دنیا آمد. بیرونی
در جوانی بسیاری از دانشهای زمان خود را در شهر خوارزم که جزو قلمرو سامانیان بود، فراگرفت. در آن زمان خوارزم مرکز
دانشمندان نامدار بود. از جمله ابوعلی سینا، پزشک و فیلسوف بزرگ ایرانی در آن زمان
در آنجا حضور داشت. این دو دانشمند درباره علوم طبیعی با  هم گفتگوهایی داشتند که نشان دهنده این موضوع
است که شیوه ی مطالعه ی بیرونی درباره ی پدیده های طبیعت از آغاز جوانی، بیشتر
براساس مشاهده و تجربه بوده است. همچنین بیرونی از شاگردان راستین ابونصر عراقی،
ریاضیدان مشهور آن دوران بود و نجوم و ریاضی را نزد وی فرا گرفت.

وی در سن بیست و پنج سالگی از خوارزم
عازم خراسان و از آنجا به ری و طبرستان “مازندران امروزی” و جرجان در
نزدیکی گنبد کابوس امروزی می رود. وی در جرجان مدتی را در دستگاه قابوس وشمگیر که
از امیران دانش دوست به شمار می رفت، سپری نمود که کتاب “آثارالباقیه”
وی در آنجا به رشته ی تحریر در آمده است. او در همین زمان توسط قابوس وشمگیر به
مقام وزارت دعوت می شود، اما این مقام را نمی پذیرد. او پس از چند سال مجدداً به
خوارزم باز می گردد.

ابوریحان مدتی را در گرگان به پشتیبانی مادی و
معنوی زیاریان که در رأس آنان «مرداویج» قرار گرفته بود، به پژوهش پرداخت و پس از آن نیز تا
پایان عمر پرثمر خود در ایران خاوری آن زمان به پژوهش های علمی خویش ادامه داد. با
وجود اینکه سلطان محمود غزنوی میانه ی چندان خوبی با او نداشت و وسایل کافی برای
پژوهش، در اختیار او نبود اما همه ی اینها نتوانستند موجب شوند که این دانشمند
بزرگ لحظه ای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست کشد.

این دانشمند ایرانی در بیشتر جنگهای سلطان محمود همراه او
راهی می شد تا از این فرصت برای آشنایی با فرهنگ هند استفاده کند. وی که سانسکریت
یعنی زبان قدیم و مقدس هندیان را فرا گرفت، پس از آن به مدت سیزده سال در هند به
پژوهش پرداخت. حاصل پژوهش های او در درباره ی اوضاع هند کتاب “هندشناسی”
اوست. آموختن و پژوهش در زبان سانسکریت و بررسی جهان بینی هندوها موجب شد که وی
موفق به نگارش شاهکار شگفت خود به نام ” تحقیق ما للهند ” گردد. بیرونی
همچنین در مدتی که در هند بود چند کتاب با ارزش درباره ریاضی ، فلسفه و پزشکی را
از سانسکریت به عربی ترجمه کرد و حتی  طول
و عرض جغرافیایی را برای بعضی از شهرها و مناطق مختلف هند را با روش ابتکاری خود و
بکار بردن هندسه و مثلثات بدست آورد.

صدها سال بعد، هنگام ظهور دوران
رنسانس، اندیشه های این دانشمند ایرانی مورد توجه فراوان اروپائیان قرار گرفت. به
کارگرفتن روشهای تجربی در علوم و لزوم انجام آزمون برای هرگونه استدلال علمی از
نوآوری های او بوده است که ادعا می شود چند قرن بعد در اروپا توسط دانشمندانی چون: «فرانسیس بیکن» و «دکارت» مطرح شد و
شالوده ی روش علمی معاصر را تشکیل داد.

او در بسیاری از دانش‏های روزگار خود
مانند: تاریخ، ادبیات، فلسفه، طبیعیات، ریاضیات، هندسه و ستاره شناسی تبحر داشته است
و مؤلف آثار زیادی درباره ریاضی، اخترشناسی، فیزیک، گیاه شناسی، زمین شناسی،
جغرافیا، کانی شناسی و تاریخ ملت ها بود. بیهوده نیست که دانشنامه علوم، چاپ  مسکو، ابوریحان
را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است و در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر
دانشگاه ها، دانشکده ها و تالار کتابخانه ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده
اند.  

آنچه که بیرونی را به عنوان متفکری اجتماعی
معرفی می کند این است که وی در دسته بندی آثار خود یک بخش را به علوم انسانی شامل: آراء، ادیان و مذاهب، ادبیات، تاریخ و عقاید اختصاص
داده است. او در کارهای خویش از روش های خاصی استفاده می کرد. از ریاضیات در
مطالعه مسائل انسانی و اجتماعی استفاده می کرد و در بررسی وقایع تاریخی به دنبال
فهم علل و اسباب آنها بود و به تجربه و مشاهده نیز توجه داشت. به علاوه برخی از
ویژگی های اندیشه وی از جمله واقع بینی و جدایی ارزش گذاری از واقعیت در مطالعه
فرهنگ های مختلف در این زمینه اهمیت بسیار دارد. او ضمن بیان روش های تحقیق تجربی
از قبیل: مشاهده، گفتگو و مقایسه، به بررسی عناصر
فرهنگ از قبیل: زبان، دین، سنن اجتماعی، اقتصاد و
گروه های اجتماعی پرداخته است.

بیرونی در زمینه ادبیات و نقد علمی
نیز صاحب نظر بوده است. وی برخی از آثار محمدبن زکریای رازی دانشمند و پزشک ایرانی
را بررسی و نقد کرد. او همچنین شش داستان نوشته که یکی از آنها افسانه ی عاشقانه «وامق و عذرا» بوده است.
این شش داستان که ریشه های هندی و ایرانی داشته اند امروزه در دست نیستند. البته
بیرونی، خود این نوع آثار را جدی نمی گرفت و آنها را نوعی سرگرمی می دانست.

بیرونی که بر زبان های یونانی و عربی نیز
چیره بود، کتابها و رساله های بسیاری را که تعداد آنها بیش از صد و چهل و شش اثر
است، به رشته ی تحریر در آورده است که البته جمع
سطور آنها بالغ بر سیزده هزار است. مهم ترین آثار او عبارتند از: «التفهیم» در ریاضیات و
نجوم، «آثار الباقیه» در
تاریخ و جغرافیا، «قانون مسعودی» که نوعی دانشنامه است و کتاب «تحقیق
ماللهند» که درباره اوضاع سرزمین هند از تاریخ و
جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن است. بیرونی کتاب دانشنامه خود را به
نام سلطان مسعود غزنوی، حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود
نپذیرفت و به او نوشت که این کتاب را  نه
برای پول که به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است.

همه ی تألیفات بیرونی به جز کتاب
“التفهیم” به زبان عربی نوشته شده اند که زبان علمی جهان اسلام بوده است. سرانجام این نابغه ی بزرگ در سال
427هـ.ش/440هـ.ق در بحبوحه انقلاب سلجوقیان و پادشاهی سلطان مسعود غزنوی، دار فانی
را وداع گفت.


منابع مورد استفاده:

اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان، نوشته
تقی آزاد ارمکی

http://natali123.persianblog.ir

http://www.tebyan.net
http://fa.wikipedia.org


 [مهمان1]کتاب است یا سایت؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه